مشکل قهرمانان جدید مارول Marvel در فیلم انتقام جویان: روز نابودی Avengers: Doomsday

مشکل بزرگ مارول با ارتش قهرمانان جدید چیست؟

بحران شلوغی بیش از حد

1%
  • 0/10
مشکل بزرگ مارول با ارتش قهرمانان جدید چیست؟ ۰ 54 دقیقه قبل مقالات جانبی (سینمایی) کپی لینک

ایده جذاب چندجهانی و گردهمایی تمام قهرمانان مارول، ما را با این معمای پیچیده مواجه کرده که آیا واقعا گسترش تیم قهرمانان به معنای خلق فیلمی بهتر است یا صرفا به یک آشفتگی داستانی ختم می‌شود؟ در این مقاله، قصد داریم مشکل و ریشه‌های این بحران شلوغی را بررسی کنیم و ببینیم مارول چگونه می‌تواند از این تله داستانی جان سالم به در ببرد.

روزهایی را به خاطر بیاورید که همه‌چیز ساده‌تر بود. زمانی که تنها شش قهرمان در کوچه‌پس‌کوچه‌های نیویورک شانه به شانه هم ایستادند تا خدای شرارت، لوکی (Loki)، را متوقف کنند. در آن دوران طلایی، مارول  به‌راحتی می‌توانست تمام مهره‌های کلیدی‌اش را دور یک میز جمع کند و به هر کدام سهمی معنادار در پیشبرد داستان بدهد. اما امروز، ابعاد دنیای سینمایی مارول (MCU) به شکل سرگیجه‌آوری گسترش یافته است. حالا با لشکری از قهرمانان از جهان‌های موازی روبه‌رو هستیم، شخصیت‌هایی که شاید حتی نام یکدیگر را ندانند. در همین حین، مفهوم پیچیده‌ای به نام چندجهانی یا همان مولتی ورس هم به پایه و اساس اصلی داستان‌ها تبدیل شده است. روی کاغذ، تماشای اتحاد تمام این چهره‌ها در یک قاب سینمایی، فانتزی بی‌نظیری است که هر طرفداری را به وجد می‌آورد.

اما در دل این رویای شیرین، یک کابوس پنهان است؛ هرچه این ارتش بزرگ‌تر می‌شود، شخصیت‌پردازی تک‌تک اعضا و جلوگیری از به حاشیه رفتن آن‌ها، کاری دشوارتر از قبل می‌شود. جالب است بدانید مارول تا به امروز هیچ لیست رسمی و دقیقی از ترکیب نهایی انتقام جویان ارائه نکرده است. با یک حساب سرانگشتی، احتمالا بین ۱۵ تا ۲۰ ابرقهرمان مختلف در حال حاضر با این نام گره خورده‌اند؛ هرچند جنگیدن در یک جبهه، لزوما به معنای عضویت رسمی در تیم نیست، اما این ترافیک شخصیتی غیرقابل انکار است. با توجه به اینکه فیلم‌های بعدی انتقام جویان قرار است با تهدیداتی کیهانی و بسیار فراتر از یک حمله فضایی ساده دست‌وپنجه نرم کنند، مدیران مارول چالشی بزرگ‌تر از نمایش بازیگران در یک کادر دوربین پیش رو دارند. در این مقاله، با بررسی ابعاد این بحران روایی و چالش‌های حماسه چندجهانی، همراه رسانه سرگرمی باشید.

بیایید قدرت داستان‌گویی در اولین فیلم انتقام جویان را تحلیل کنیم. آنجا فقط شش نفر حضور داشتند که نیمی از آن‌ها در ابتدا حتی نمی‌توانستند یکدیگر را تحمل کنند! غرور تونی استارک (Tony Stark) مدام با آرمان‌گرایی استیو راجرز (Steve Rogers) در تضاد بود، ثور (Thor) بار سنگین خیانت برادرش را به دوش می‌کشید و بروس بنر (Bruce Banner) در تقلای مهار هیولای ترسناک درونش، یعنی هالک (Hulk)، بود. این ترکیب کار کرد که به خوبی هم از آب درآمد؛ چرا که هر شخصیت درام شخصی خودش را داشت.

جالب است حتی هاکای (Hawkeye) و بیوه سیاه (Black Widow) که نه زره‌های آهنین داشتند و نه قدرت‌های خداگونه، توانستند در لحظات حساس خوش بدرخشند. مارول برای دستیابی به چنین نقطه‌ای، سال‌ها با حوصله روی تک‌تک این شخصیت‌ها سرمایه‌گذاری کرده بود. به همین دلیل، وقتی به نقطه اوج حماسه در فیلم انتقام جویان: پایان بازی (Avengers: Endgame) رسیدیم و کاپیتان آمریکا (Captain America) سرانجام پتک میولنیر را به دست گرفت، سالن‌های سینما منفجر شد. آن لحظه از این جهت جادویی بود که ما ده سال با استیو زندگی کرده بودیم و فیلم به خوبی بستر این اتفاق باشکوه را فراهم کرده بود.

با این حال، فیلم بعدی Avengers زیر بار انتظاراتی خردکننده قرار دارد. از یک طرف، نمادهای کلاسیکی چون چهار شگفت انگیز (Fantastic Four) در حال ورود به داستان هستند و از طرف دیگر، جهش‌یافته‌های محبوب یعنی مردان ایکس (X-Men) در یک قدمی ورود به این جهان ایستاده‌اند. در کنار این‌ها، کارت وحشی چندجهانی به مارول اجازه می‌دهد هر شخصیتی را از هر خط زمانی بازگرداند. این ایده برای طرفدارانی که با کراس‌اورهای عظیم کمیک‌هایی مثل جنگ‌های پنهان (Secret Wars) زندگی کرده‌اند، دیوانه‌کننده و جذاب است. اما همین کمیک‌ها یک درس بزرگ به ما می‌دهند! در رویدادهای شلوغ، همیشه عده‌ای قربانی می‌شوند. مارول نمی‌تواند با ارائه یک سهمیه ده‌دقیقه‌ای به هر قهرمان، یک شاهکار سینمایی خلق کند. هیچ مخاطبی حاضر نیست به پای تماشای یک فیلم سه ساعته بنشیند تا قهرمان محبوبش مثل یک سیاهی‌لشکر در پس‌زمینه مبارزه کند. اگر پایان بازی توانست از پس آن لشکر عظیم بربیاید، به این دلیل بود که حکم پاداش نهایی یک دهه قصه‌گویی را داشت. فیلم‌های آینده نباید فقط یک نبرد شلوغ‌تر را بازسازی کنند. آن‌ها باید ما را قانع کنند که چرا حضور تک‌تک این قهرمانان در میدان نبرد، تا این حد مهم و غیرقابل جایگزین است.

از نظر خلق آنتاگونیست نیز شرایط برای دنیای سینمایی مارول به مراتب پیچیده‌تر از قبل شده است. همه هواداران مارول به خوبی می‌دانند که تانوس (Thanos) یک شرور بی‌نظیر بود؛ هدفش واضح، ترسناک و قابل درک بود. در واقع، او به دنبال جمع‌آوری سنگ‌های ابدیت (Infinity Stones) برای نابودی نیمی از حیات بود. با اینکه کمیک‌ها بسیار عمیق‌تر به روان‌شناسی تایتان دیوانه پرداخته بودند، اما نسخه سینمایی او به بهترین شکل ممکن مخاطب را درگیر خود کرد. اما حماسه چندجهانی داستانی هزارتو است که درک آن کمی سخت است.

در این میان، سریال لوکی (Loki) مفهوم گیج‌کننده انشعابات زمانی را پایه‌گذاری کرد. از طرفی دیگر، فیلم مرد عنکبوتی: راهی به خانه نیست (Spider-Man: No Way Home) سه پیتر پارکر (Peter Parker) را با هم روبه‌رو کرد و دکتر استرنج در چندجهانی جنون (Doctor Strange in the Multiverse of Madness) خطر نابودی دنیاها یا همان تداخلات جهانی (Incursions) را به تصویر کشید. پیگیری این حجم از قوانین متغیر برای طرفداران سرسخت لذت‌بخش است، اما نباید فراموش کرد که همه تماشاگران سینما، سریال‌های دیزنی پلاس را با دقت ندیده‌اند. وقتی قرار است لشکری از قهرمانان به مصاف شروری بروند که موجودیت خود جهان‌ را تهدید می‌کند، داستان همچنان باید برای یک مخاطب عادی که فقط تشنه یک ماجراجویی حماسی است، منطقی و قابل هضم باشد.

خوشبختانه کمیک‌ها پیش‌ از این راه خروج از چنین بحرانی را نشان داده‌اند. رویداد عظیم جنگ‌های پنهان (Secret Wars) شاهکار جاناتان هیکمن (Jonathan Hickman)، دقیقا به ما می‌آموزد که چگونه باید یک کراس‌اور شلوغ را به درستی مدیریت کرد. با اینکه جاناتان هیکمن دنیاهای رو به نابودی را در هم آمیخت، اما این دکتر دووم (Doctor Doom) بود که به قلب تپنده داستان تبدیل شد. دووم در این داستان فقط یک هیولای تشنه قدرت نبود؛ او عمیقا خود را تنها منجی دنیا می‌دانست و حاضر بود برای نجات همه‌چیز، نقش یک دیکتاتور مطلق را بپذیرد.

بدون شک، تقابل گروه انتقام جویان با شخصیتی با این عمق روانی، بسیار هیجان‌انگیزتر از رویارویی با یک غول بی‌شاخ‌ودم است که فقط زورش از قبلی‌ها بیشتر است! در این برهه، مارول باید درگیری‌ها را به سطحی شخصی ببرد؛ دقیقا همان کاری که در جنگ ابدیت (Infinity War) انجام داد. حماسه چندجهانی ایده‌های خارق‌العاده‌ای را روی میز گذاشته، اما حالا زمان آن است که مارول این قطعات پراکنده را به هم متصل کند. نکته مهم ماجرا این است که این استودیو تمام ابزارها را در اختیار دارد، اما هنر اصلی آن است که این رویداد عظیم به یک کلاس تاریخ و فیزیک سه‌ساعته تبدیل نشود. در واقع، معرفی یک تیم بزرگ‌تر و یک شرور خطرناک‌تر روی کاغذ عالی است، اما باید در نظر داشت که در آخر، این قدرت داستان و ارتباط بین شخصیت‌هاست که ماندگار می‌شود.

در مجموع، باید گفت که قصه انتقام جویان که روزی با غرور تونی استارک و آرمان‌های استیو راجرز آغاز شده بود، اکنون به فصل پیچیده‌ای پر از هزارتوهای چندجهانی رسیده است. در این فصل جدید، مارول باید ارتشی از قهرمانان را رهبری کند که هر کدام از دنیایی متفاوت آمده‌اند و کوله‌باری از داستان‌های ناگفته دارند. اما چالش اصلی این قصه، پیدا کردن دشمنی است که بتواند تمام این دنیاهای پراکنده را با یک تهدید عمیق و ملموس متحد کند؛ کسی که باوری راسخ به رستگاری از طریق نابودی داشته باشد. قهرمانان ما برای پیروزی در این برگ از تاریخ، باید دلیلی محکم‌تر از یک نبرد ساده برای ایستادن شانه به شانه یکدیگر پیدا کنند. اینکه استودیوی مارول چگونه می‌خواهد از پس این چالش عظیم بربیاید و لشکر قهرمانانش را منسجم نگه دارد، معمایی است که پاسخ آن باید روی پرده نقره‌ای بگیریم! بر این اساس، برای تماشای این حماسه، باید تا اکران فیلم انتقام جویان: روز نابودی (Avengers: Doomsday) در تاریخ ۱۸ دسامبر سال ۲۰۲۶ (۲۷ آذر ماه پیش‌رو) منتظر بمانیم.

حالا که مارول در حال چیدن مهره‌های جدیدش برای بزرگ‌ترین نبرد تاریخ سینماست، به نظر شما آیا این استودیو می‌تواند تعادل ظریف بین تعداد زیاد قهرمانان و عمق داستان را حفظ کند، یا این شلوغی بیش از حد به قیمت نابودی شخصیت‌پردازی‌ها تمام خواهد شد؟ با ورود قریب‌الوقوع دکتر دووم و ترکیب دنیاهای چهار شگفت‌انگیز و مردان ایکس، فکر می‌کنید کدام شخصیت پتانسیل این را دارد که در کانون این طوفان قرار بگیرد و رهبری تیم را به دست بگیرد؟ آیا چندجهانی مارول می‌تواند شاهکاری در حد و اندازه‌های پایان بازی خلق کند؟ فراموش نکنید که تئوری‌ها و تحلیل‌های هیجان‌انگیز خودتان را ما و دیگر کاربران رسانه سرگرمی به اشتراک بگذارید.



مطالب مرتبط

دیگران نیز خوانده‌اند

نظرات

دیدگاه خود را اشتراک گذارید

0 دیدگاه
جدیدترین
قدیمی‌ترین بیشترین رای