-
10/10
نقاب آهنین دکتر دووم سالها نمادی از ظلم، جاهطلبی و شرارت بوده، اما این شرور پیچیده مارول قلبی شکسته و لبریز از پشیمانی دارد! در این مقاله، نگاهی به سیر تحول ویکتور وان دووم در دنیای کمیک بوک مارول میاندازیم و با سرگذشت این ویلن بیشتر آشنا میشویم.
دکتر دووم (Doctor Doom) قرار است با فیلم انتقام جویان: روز قیامت (Avengers: Doomsday) پا به دنیای سینمایی مارول (MCU) بگذارد، اما حقیقت این است که اگر هواداران پروپاقرص دنیای مارول میخواهند ذات واقعی و پیچیده این شخصیت را به خوبی درک کنند، باید حتما به سراغ مطالعه کمیکبوکهای مارول بروند. طبق این داستانها، دووم پس از رسیدن به مقام جادوگر اعظم در رویداد شکار خون (Blood Hunt)، از این قدرت برای تسلط بر دنیا در خط داستانی کمیک بوک یک جهان زیر سلطه دووم (One World Under Doom) استفاده کرد؛ ماجرایی جنونآمیز که در نهایت به مرگ او هم ختم شد.
اما فراموش نکنید که ما با ویکتور وان دووم طرف هستیم! مرگ برای او هرگز پایان راه نیست. روح او اکنون در چنگال دشمن دیرینهاش، مفیستو (Mephisto)، در اعماق جهنم گرفتار شده است. البته، او در این جهنم تک و تنها نیست؛ استیو راجرز (Steve Rogers) یا همان کاپیتان آمریکا هم که پس از درگیری با رد هالک (Red Hulk) به کما رفته، روح او هم به همین قلمرو کشیده شده است. حال، در رویداد فرشته جهنم (Hell’s Angel)، این دو دشمن قدیمی با هم پیمان دوستی بستهاند تا جهنم را از چنگال ارباب شیاطین آزاد کنند. در طرف مقابل، مفیستو هم بیکار و ناتوان ننشسته و شوالیههای تاریکی خود یعنی رد اسکال (Red Skull) و البته، اولین و تنها عشق واقعی دووم، یعنی والریا فرانزن (Valeria Franzen) را به میدان فرستاده است؛ همان زنی که دکتر دووم روزگاری برای کسب قدرت، او را به بیرحمانهترین شکل ممکن کشت و به شیاطین فروخت.
در شماره چهاردهم از سری جدید کمیک بوک کاپیتان آمریکا (Captain America)، شاهد رویارویی دووم و والریا هستیم، اما این رویارویی تنها بهانهای برای نمایش همکاری کپ (Cap) و دووم و آشنایی نگهبان آزادی با بعد دیگری از پادشاه لاتوریا است. شاید در نگاه اول، دووم یک شرور کلاسیک و ساده به نظر برسد؛ پادشاهی ظالم که تمام دغدغهاش تنفر از رید ریچاردز (Reed Richards) است. با این حال، رویداد فرشته جهنم پرده از رازهای این مرد نقابدار برمیدارد. در ادامه این مقاله، با بررسی سیر تحول دکتر دووم در دنیای مارول، همراه رسانه سرگرمی باشید.
بازگشت والریا؛ چهره پنهان فرمانروای لاتوریا
سری چهاردهم کاپیتان آمریکا با یک فلشبک جذاب از اولین ماموریت دولتی استیو راجرز پس از خروج از انجماد آغاز میشود. او به همراه کاپیتان آمریکای جدید، دیوید کولتون (David Colton)، راهی لاتوریا میشوند. در این ماموریت، کپ با شورشیانی همراه شده که دووم آنها را به بیرحمانهترین شکل ممکن و مثل یک حشره له میکند! در این رویارویی، شاهد یکی از تاریکترین نسخههای دووم هستیم؛ با این حال، دیالوگهای عمیقی بین او و استیو شکل میگیرد و دووم به احترامی که برای اقدامات کاپیتان در آزادسازی لاتوریا طی جنگ جهانی دوم قائل است، اعتراف میکند. اما لحظهای بعد، پس از ناکامی در فریب استیو، دقیقا به قصد کشتن همان مردی که تحسینش میکرد، حملهور میشود.
با بازگشت به زمان حال، دنیا در تلاش است تا پس از مرگ دکتر دووم، فناوریهای به جامانده از او را به غارت ببرد. اما داستان فرشته جهنم تا به اینجا، به جای تمرکز بر یک دیکتاتور زرهپوش، روی خود ویکتور متمرکز شده است. او همچنان خشن و سازشناپذیر است، اما رگههایی از پشیمانی عمیق در وجودش موج میزند. حضور والریا در کمیک شماره ۱۳ میتوانست تاریکترین وجهه او را بیدار کند، اما در کمال شگفتی، شاهد بودیم که دووم مغرور، عاجزانه برای بخشش به التماس افتاد!
بدون شک، این یک لحظه تاریخی در تمام سرگذشت دکتر دووم است. قربانی کردن والریا همواره سیاهترین نقطه در کارنامه او بوده است. در سالهای اخیر، مارول بارها تلاش کرده تا با رویدادهایی مثل جنگهای پنهان (Secret Wars) و مرد آهنی بدنام (Infamous Iron Man)، او را در مسیر رستگاری قرار دهد و مرد پشت نقاب را به تصویر بکشد. اما جنایت قتل والریا خط قرمزی بود که هیچکدام از هواداران نمیتوانستند از آن چشمپوشی کنند؛ گناهی که مانند سایهای سنگین بر تمام تلاشهای او برای تغییر، سایه انداخته بود. عذاب وجدان یک چیز است، اما اینکه مغرورترین شرور کمیکها با قربانی خود روبرو شود و طلب بخشش کند، نشان از یک بلوغ شخصیتی از زمان خط داستانی غیرقابل تصور (Unthinkable) از مجموعه کمیک چهار شگفت انگیز (Fantastic Four) دارد.
برای کسانی که سالهاست دنیای مارول و داستانهای پیچیده آن را دنبال میکنند، هیبت شرورانه دکتر دووم همیشه جذابیت خاصی داشته است، اما لحظات انسانی ویکتور وان دووم (Victor Von Doom) لطف دیگری دارد. همانطور که در جنگهای پنهان دیدیم که او در نهایت اعتراف کرد رید ریچاردز مرد بهتری است، حالا هم شاهد تقاضای عفو برای بزرگترین گناهش هستیم. داستان فرشته جهنم دقیقا به خاطر خلق همین لحظه طلایی، در تاریخ کمیک ماندگار شده است. به نظر میرسد مارول در حال مقدمهچینی یک رستگاری عظیم برای این شخصیت بوده و این موضوع میتواند سرنخهای هیجانانگیزی برای مسیر دووم در دنیای سینمایی مارول (MCU) به دستمان بدهد؛ بهخصوص که اکنون کوین فایگی (Kevin Feige) تسلط بیشتری بر خطوط داستانی کمیکها پیدا کرده است. در این نقطه، دو سناریو پیش روی ماست؛ یا با یک رستگاری حماسی روبرو میشویم، یا دکتر دووم در لحظه آخر به استیو راجرز خیانت میکند تا قدرت مفیستو را ببلعد. نتیجه هرچه که باشد، ما شاهد یکی از مهمترین نقاط عطف تاریخ دکتر دووم هستیم.
یک دهه بلوغ؛ تکامل حیرت انگیز دکتر دووم
باید گفت که والریا فرانزن تنها یک معشوقه نبود؛ او تجلی نیمه انسانی روح ویکتور به شمار میرفت. او اولین دوست، اولین عشق و شاید تنها نقطه آرامش در زندگی پرآشوب ویکتور وان دووم بود؛ حتی پیش از آن که والدینش را از دست بدهد و از چنگال نیروهای بارون (Baron) آواره کوه و بیابان شود. والریا کسی بود که میخواست ویکتور از تاج و تخت بگذرد و زندگی سادهای را در کنارش تجربه کند. اما دووم جاهطلب دست رد به سینه او زد و بعدها، در تصمیمی موحش، او را قربانی کرد تا از پوستش زرهی جادویی بسازد. این کابوسوارترین گناه او بود؛ لکه ننگی که حتی در زمان نجات مولتیورس، پوشیدن زره آیرونمن یا فراهم کردن درمان و آموزش رایگان برای مردمش، هرگز از روی شانههایش برداشته نشد. اما فرشته جهنم او را مجبور کرد تا چشم در چشم گناهش بدوزد و کاری کند که تا پیش از این محال به نظر میرسید؛ او عذرخواهی کرد و حتی حاضر شد روح جاودانهاش را فدای والریا کند.
این، یک دکتر دووم کاملا دگرگون شده و متفاوت است. هرچند، همیشه بوی خیانت از اعمال او به مشام میرسد، اما وقایع شوکهکننده پایان یک جهان زیر سلطه دووم، جایی که او با تمام توان جادوییاش دیوانهوار تلاش کرد تا اشتباهش در قتل تصادفی والریا ریچاردز را جبران کند، زخمی عمیق در روح او به جا گذاشته است. داستان فرشته جهنم دقیقا در حال برداشت بذرهایی است که یک دهه پیش در رویداد جنگهای پنهان کاشته شد. ویکتور حالا در برابر زنی که با دستان خودش کشته ایستاده و دیگر بهانهتراشی نمیکند، لفاظی نمیکند و تقصیر را گردن سرنوشت نمیاندازد؛ او فقط عذرخواهی میکند. مارول در حال هدایت دووم به مسیرهایی عجیبی است؛ مسیری که نویدبخش آیندهای جسورانه و غیرقابلپیشبینی برای پادشاه لاتوریاست!
در مجموع، سقوط به جهنم، اتحاد ناممکن با کاپیتان آمریکا و مواجههای مرگبار با گناه گذشته، همان معجون جنونآمیز مارول برای اثبات پیچیدگی دکتر دووم است. زانو زدن پادشاه زرهپوش لاتوریا در برابر والریا فرانزن، ابهت ترسناک این جادوگر اعظم سابق را فرو ریخت. با این حال، در دل این فروپاشی، چهرهای به مراتب انسانیتر و عمیقتر از ویکتور وان دووم متولد شد که هوادارها را متعجب کرد. مارول با این پلاتتوئیست، قواعد بازی را عوض کرده و به نظر میرسد که شخصیت دووم را در حساسترین دوران خودش قرار داده است. حالا که صفحات کمیک چنین تحول عظیمی را پایهریزی کردهاند، تمام چشمها به آینده دنیای مارول دوخته شده است. در واقع، باید منتظر اکران فیلم Avengers: Doomsday در تاریخ ۱۸ دسامبر سال جاری (۲۷ آذر ماه پیشرو) و فیلم Avengers: Secret Wars در تاریخ ۱۷ دسامبر سال ۲۰۲۷ میلادی (۲۶ آذر ماه سال ۱۴۰۶) باشیم تا تماشا کنیم این داستان در دنیای سینما به چه شکلی به تصویر کشیده شده و مسیر دووم را به سمت یک رستگاری باشکوه میبرد یا فاجعهای کیهانی به بار میآورد.
در پایان این مقاله، دیدگاه شما در رابطه با دکتر دووم به عنوان پیچیده ترین شرور مارول و اتفاقات رویداد فرشته جهنم چیست؟ فکر میکنید این مسیر رستگاری در دنیای کمیک، چقدر میتواند الهامبخش حضور او در فیلمهای آینده انتقام جویان باشد؟ به نظر شما، شرور مغروری مثل ویکتور وان دووم واقعا لایق بخشش است یا باور دارید تمام اینها پیشزمینهای برای یک خیانت بزرگتر است؟ فراموش نکنید که نظرات و تحلیلهای شخصی خود را با ما و دیگر کاربران رسانه سرگرمی به اشتراک بگذارید.

نظرات
دیدگاه خود را اشتراک گذارید