-
0/10
با توجه به سکوت عجیب دکتر استرنج در فیلم جنگ ابدیت، احتمالا این جادوگر با دروغ بزرگ خود، تونی استارک را برای همیشه از دنیای سینمایی مارول حذف کرده است. در این مقاله، به بررسی یکی از تکاندهندهترین تئوریهای فیلم Avengers: Doomsday میپردازیم که طبق آن، ممکن است دکتر استرنج به انتقام جویان خیانت کرده و در عمل، مامور دکتر دووم بوده است!
زمان اکران فیلم انتقام جویان: روز نابودی قدم به قدم نزدیکتر میشود. در این فاصله طاقتفرسا، ذهن خلاق و جستجوگر طرفداران دنیای سینمایی مارول (MCU) مدام تئوریهای تازه و شگفتانگیزی را خلق میکند. تا امروز شایعات عجیب و غریبی درباره این بلاکباستر حماسی در فضای مجازی دستبهدست میچرخد. عدهای میگویند لوکی (Loki) در کالبد استیو راجرز (Steve Rogers) دوباره پا به میدان گذاشته و گروهی دیگر هالک (Hulk) را سلاح مرگبار دکتر دووم (Doctor Doom) میدانند. از طرفی هم گزارشهایی در رابطه با بازگشت غیرمنتظره توبی مگوایر مرد عنکبوتی (Spider-Man) مطرح شده است. هرچند این سناریوها در نگاه اول جذاب به نظر میرسند، اما احتمال وقوع آنها کمی دور از ذعن است. در همین حین، به تازگی یک تئوری جذاب دیگر به گوش رسیده که تاریخچه مارول را از نو مینویسد و قواعد بازی روز نابودی را کاملا بر هم میزند!
اشتیاق کشف حقیقت در این روزهای پرتبوتاب، هواداران پیگیر دنیای سینمایی مارول را دوباره به قلب رویدادهای فراموشنشدنی انتقام جویان: جنگ ابدیت (Avengers: Infinity War) کشانده است. در آن روزهای نفسگیر نبرد، استیون استرنج (Stephen Strange) با قدرت بینظیرش هدایتگر اصلی و مهره کلیدی میدان مبارزه بود. جادوگر اعظم با یک انتخاب تاریخی و بحثبرانگیز، ماشین نابودی تانوس (Thanos) را روشن ساخت و مسیر سرنوشتساز کیهان را تغییر داد. اما اکنون زمزمههای وحشتناکی در میان هواداران میپیچد که چهره قهرمانانه استرنج را به عنوان یک خائن و مامور مخفی دکتر دووم به تصویر میکشد. اگر این ادعای تاریک ثابت شود و بفهمیم او هرگز نگران جان تونی استارک (Tony Stark) نبوده، تمام خاطرات و باورهای پیشین ما درباره فداکاریهای جنگ ابدیت را یکشبه ویران خواهد کرد!
راز تاریک ۱۴ میلیون آینده؛ دروغی که جادوگر اعظم به زبان آورد
بیایید به یکی از نمادینترین سکانسهای جنگ ابدیت در سیاره تایتان برگردیم. استرنج در خلسهای عمیق فرو میرود و پس از بررسی بیش از ۱۴ میلیون آینده احتمالی، رو به یارانش میگوید که تنها در یک سرنوشت پیروز میدان خواهند بود. صادقانه بگوییم، پذیرش اینکه از بین آنهمه احتمال فقط یک راه نجات وجود داشته، برای مخاطبان تیزبین کمی غیرمنطقی است. اینجاست که هواداران مارول پرده از یک احتمال هولناک برداشتند؛ اینکه دکتر استرنج دروغ گفت! او به این دلیل این آینده خاص را انتخاب کرد که این تنها سناریویی بود که در آن، هم تانوس و هم تونی استارک به کام مرگ میرفتند.
اما آیا دکتر استرنج (Doctor Strange) واقعا مهرهای در دستان دکتر دووم بود؟ شاید بگویید او هرگز پیش از وقایع این فیلم با شخصیتی از یک جهان موازی دیگر ملاقات نکرده بود. اما فراموش نکنید که استرنج به قدرت بیانتهای سنگ زمان (Time Stone) مجهز بود. همانطور که لوکی در سریال اختصاصی خود قرنها را در یک چرخه زمانی گذراند، استرنج هم میتوانست در خطوط زمانی دور و دراز کاوش کند. در این سفر بینهایت در دل زمان، هیچ بعید نیست که او با ورود دووم مواجه شده و حتی با این موجود قدرتمند ارتباط برقرار کرده باشد.
با این حال، تصور اینکه جادوگر اعظم با شروری مانند ویکتور وان دووم (Victor Von Doom) دست به یکی کرده و متحد شده، هنوز هم هضمنشدنی است؛ مگر اینکه این بار هم پای چهره و هویت دکتر دووم در میان باشد! دکتر استرنج در طول این مسیر با قاطعیت اعلام کرد که برای محافظت از سنگ زمان، حاضر است تونی یا هر کس دیگری را قربانی کند. با این حال، در نهایت در اقدامی متناقض، سنگ را دو دستی تقدیم تانوس کرد. شاید استرنج در نگاه به آینده، چهره دووم را دیده و به اشتباه گمان کرده که این همان تونی استارک است که به تاریکی گراییده و برای جلوگیری از خلق چنین هیولایی، حاضر شده تمام آن آینده را از صفحه روزگار محو کند.
تهدیدی فراتر از تانوس؛ چرا استرنج از تونی استارک وحشت داشت؟
اگر بخواهیم این فرضیه را از زاویهای منطقیتر و باورپذیرتر بررسی کنیم، لزوما نیازی نیست که پای دکتر دووم را به میان بکشیم. در واقع، این احتمال وجود دارد که استرنج در یک تصمیمگیری استراتژیک، قصد داشته با یک تیر دو نشان بزند و کیهان را به طور همزمان از شر تهدید تانوس و خطرات ذهنی تونی استارک خلاص کند. برای درک بهتر این موضوع، کافی است سکانس تنش و درگیری لفظی تونی و استرنج در سفینه فضایی را با دقت بیشتری تماشا کنید. در آن صحنه، استرنج با نگاهی کاملا روانکاوانه و سرد، رفتار استارک را ارزیابی میکند. او در عمق چشمان تونی، درماندگی و جنون پنهان مردی را میبیند که سالهاست سایه شوم تانوس روانش را درگیر کرده است. استرنج متوجه میشود که این سطح از نگرانی چقدر میتواند خطرناک باشد؛ چرا که این دقیقا همان وحشت و پارانویای حلنشدنی بود که پیشتر، تونی را به سمت خلق هوش مصنوعی ویرانگری به نام اولتران (Ultron) سوق داد و امنیت سیاره را به خطر انداخت.
دکتر استرنج با این هشدار جدی که برای نجات هستی جان تونی و پیتر را فدا خواهد کرد، عمق درک خود را از ماجرا به تصویر کشید. او متوجه شد که تونی استارک چقدر میتواند برای هستی خطرناک باشد. نابغهای که خالق اولتران است و میتواند معمای غیرممکن سفر در زمان را در یک تعطیلات آخر هفته حل کند، بدون شک بزرگترین تهدید برای جهانهای موازی (Multiverse) است. اگر تونی پس از وقایع انتقام جویان: پایان بازی (Avengers: Endgame) زنده میماند و قدرت بیکران سنگهای ابدیت را در اختیار داشت، بعید نبود با آن ذهنیت وسواسگونهاش، بخواهد یک زره پوششی به دور تمام کیهان بکشد و فاجعهای جبرانناپذیر رقم بزند. به احتمال زیاد، استرنج در مراقبههایش این آینده شوم را به چشم دیده بود.
با این نگاه، سکانس نفسگیر مبارزه در تایتان رنگ و بوی عجیبی به خود میگیرد. قهرمانان ما موفق شده بودند تانوس را مهار کنند و در یک قدمی بیرون کشیدن دستکش ابدیت بودند که ناگهان پیتر کویل (Peter Quill) با طغیان احساساتش همه چیز را خراب کرد. اما نکته حیرتانگیز ماجرا، سکوت و بیعملی محض دکتر استرنج در این لحظه حیاتی است. در حالی که دیگران برای توقف کویل تقلا میکنند، استرنج که پایان تمام این بازیها را میداند، هیچ تلاشی برای جلوگیری از این فاجعه نمیکند. اما سوال اصلی این است که چرا؟ چون پیروزی در تایتان به این معنا بود که تونی استارک زنده، به سنگهای ابدیت دست مییافت. استرنج عمدا اجازه داد تا آنها در این نبرد شکست بخورند.
در نهایت، حتی اگر فرض کنیم دکتر استرنج هیچ گاه مامور مخفی دکتر دووم نبوده است، انگیزه شخصی او برای حذف تونی استارک با هدف محافظت از جهانهای موازی، همچنان یک سناریوی بینظیر و منطقی به شمار میرود. این داستان ناگفته و رازآلود پتانسیل آن را دارد که به قلب تپنده و محور اصلی اتفاقات فیلم Avengers: Doomsday هم تبدیل شود. در طول این فیلم، این احتمال وجود دارد که خود دکتر دووم در جریان رویارویی با قهرمانان، به طور مستقیم به این تصمیم تاریخی دکتر استرنج اشاره کند. از سوی دیگر، میتوانیم منتظر یک سکانس نفسگیر باشیم؛ زمانی که نقاب فلزی از چهره دووم برداشته شده و استرنج با دیدن آن چهره آشنا، با وحشتی عمیق اعتراف میکند که این شر مجسم، دقیقا همان کابوسی است که همیشه قصد داشته جلوی بیداری و قدرت گرفتنش را بگیرد.
در آخر، باید گفت که تصور کنید تمام باورهای ما از فداکاریهای جنگ ابدیت تنها یک دروغ بزرگ و ۱۴ میلیونی از سوی دکتر استرنج بوده باشد! این تئوری نفسگیر فاش میکند که جادوگر اعظم برای محافظت از جهانهای موازی، با بیرحمی تمام تونی استارک را قربانی کرد و حتی شاید با دکتر دووم مخوف و مرموز هم مخفیانه ارتباط داشته باشد. سکوت مرگبار او در مبارزه تایتان، دیگر یک اتفاق ساده نیست، بلکه قطعهای از یک پازل وحشتناک برای تغییر سرنوشت کیهان محسوب میشود. افشای این خیانت تاریخی میتواند بزرگترین شوک سینمایی یک دهه اخیر را به طرفداران مارول وارد کند. برای اینکه با چشمان خود ببینیم چه رازهای تاریکی در انتظار قهرمانان ماست، چارهای نداریم جز اینکه تا اکران فیلم انتقام جویان: روز نابودی در تاریخ ۱۸ دسامبر ۲۰۲۶ (۲۷ آذر ماه پیشرو) لحظهشماری کنیم.
در پایان این مقاله، دیدگاه شما در رابطه با تئوری خیانت دکتر استرنج و ارتباط پنهان او با دکتر دووم در فیلم Avengers: Doomsday چیست؟ آیا شما هم فکر میکنید جادوگر اعظم از همان ابتدا برای حذف تونی استارک برنامهریزی کرده بود؟ اگر در فیلم روز نابودی ثابت شود خون تونی استارک روی دستان جادوگر اعظم است و او از همان ابتدا مزدور دکتر دووم بوده، واکنش شما به این خیانت نابخشودنی چه خواهد بود؟ به نظر شما، آیا استرنج واقعا برای نجات کیهان سنگ زمان را تسلیم کرد؟ فراموش نکنید که نظرات شخصی خود را با ما و دیگر کاربران رسانه سرگرمی به اشتراک بگذارید.

نظرات
دیدگاه خود را اشتراک گذارید