نقد فیلم Avengers: Endgame Encore انتقام جویان: پایان بازی انکور

نقد فیلم Avengers: Endgame Encore – انتقام جویان: پایان بازی انکور

قربانی فیلم روز نابودی

1%
  • 0/10
نقد فیلم Avengers: Endgame Encore – انتقام جویان: پایان بازی انکور ۰ 2 ساعت قبل بررسی (سینمایی) کپی لینک

مارول با Avengers: Endgame Encore، بهترین فیلم تمام دورانش را به بی‌رحمانه‌ترین شکل ممکن فدای تبلیغ فیلم بعدی‌ انتقام جویان کرده است. در این مقاله، به نقد فیلم انتقام جویان: پایان بازی انکور می‌پردازیم و تمام نکات مثبت و منفی این اثر سینمایی را مرور کنیم.

تابستان امسال، فیلم مرد عنکبوتی: روز کاملا جدید (Spider-Man: Brand New Day) روی پرده سینماها رفت و عملا تمام آثار دنیای سینمایی مارول (MCU) را که پس از Avengers: Endgame اکران شده بودند، به حاشیه راند. در واقع، فیلم جدید مرد عنکبوتی پس از یک دهه بحث و گمانه‌زنی، به‌تنهایی تئوری فراگیر اشباع مخاطبان از آثار ابرقهرمانی را زیر سوال برد. فراتر از آن، فیلم با عبور از مانعی به‌ظاهر غیرممکن، رکورد فروش گیشه داخلی آمریکا را از چنگ پایان بازی درآورد؛ هرچند در گیشه جهانی همچنان با فاصله‌ای چند صد میلیون دلاری در تعقیب آن است. با وجود این دستاوردهای تجاری خیره‌کننده، نمی‌توان انکار کرد که این ساخته جدید، از منظر عمق تاثیرگذاری، برانگیختن شور و اشتیاق هواداران، ظرافت‌های فرمی در کارگردانی و انسجام روایی داستان، همچنان فرسنگ‌ها با استانداردهای پایان بازی فاصله دارد.

در میان اقتباس‌های کمیک‌بوکی، Endgame را می‌توان یک فیلم بی‌نقص دانست. داستان فیلم که درست از دل تاریکی و شکست مطلق پس از بشکن تانوس (Thanos) روایت می‌شود، ماموریت آخرین بازماندگان انتقام جویان برای سفر در زمان، جمع‌آوری سنگ‌های ابدیت و بازگرداندن نیمی از جمعیت کیهان را روی پرده نقره‌ای به تصویر می‌کشد. البته، این دستاورد بزرگ بدان معنا نیست که تمامی انتخاب‌های فیلمنامه‌نویسان بی‌عیب و ایراد است. سرنوشت تلخ ناتاشا رومانوف (Natasha Romanoff) و حذف تنها عضو زن از هسته اولیه انتقام جویان، هنوز هم تصمیم ناامیدکننده‌ و بحث‌برانگیزی است. از آن عجیب‌تر، سرانجام خط داستانی استیو راجرز (Steve Rogers) است؛ شخصیتی که برخلاف ذات فداکارانه خود، با تبعید خودخواسته به گذشته، نه تنها استقلال و زندگی پگی کارتر (Peggy Carter) را مصادره کرد، بلکه رفیق همیشگی‌اش، باکی (Bucky) را نیز به دست فراموشی سپرد. با این همه، در دنیای نقد سینما، تصمیمات جنجالی پیرامون سرنوشت کاراکترها دلیلی بر ضعف یک اثر نیست و پایان بازی با هر متر و معیاری، یک تجربه سینمایی خیره‌کننده و فراموش‌نشدنی باقی می‌ماند.

دقیقا به همین دلیل، شنیدن خبر اکران دوباره انتقام جویان: پایان بازی بسیار نگران‌کننده به نظر می‌رسید. اگر ماجرا صرفا به یک اکران مجدد سینمایی در آستانه نمایش انتقام جویان: روز نابودی (Avengers: Doomsday) خلاصه می‌شد، همه‌چیز منطقی بود؛ اما مشکل اینجاست که قرار بود بخش‌هایی از خود فیلم هم دستخوش تغییر شود. اگر دامنه این تغییرات به نمایش سکانس‌های حذف‌شده‌ و آشنایی چون رویارویی پایانی تونی استارک (Tony Stark) با نسخه بزرگسال دخترش، مورگان (Morgan) محدود می‌ماند، هیچ نقدی بر این اکران مجدد وارد نبود. اما از همان ابتدا مشخص بود که استراتژی پشت پرده، مسیر دیگری را دنبال می‌کند.

فیلم پایان بازی آنکور (Endgame Encore) منحصرا به روی پرده آمده تا نقش یک پل ارتباطی تحمیلی میان این اثر و روز نابودی را ایفا کند. سازندگان اتفاقاتی را که باید در جریان عادی داستان رخ می‌دادند، به زور در لابه‌لای تیتراژ پایانی جا داده‌اند و کمترین توجهی به منطق و انسجام قصه نکرده‌اند. نتیجه این تصمیم، همان‌طور که پیش‌بینی می‌شد، اعتبار چنین فیلم فراموش‌نشدنی‌ای را زیر سوال برده است.

اینکه سازندگان حاضر شده‌اند به بهای تضمین موفقیت فیلم روز نابودی، ریسک نابودی میراث پایان بازی را به جان بخرند، تصمیم عجیبی است. ضرب‌المثل «به ترکیب برنده دست نزن» شاید قانون نانوشته سینما نباشد، اما دلیل اینکه فرنچایزهای بزرگ کمتر به سراغ چنین تغییراتی می‌روند، روشن است. برای مخاطبی که غرق در شکوه حماسی و احساسی نسخه اصلی شده، تماشای ناگهانی چند سکانس پراکنده و اضافی در پایان کار، مثل یک ترمز ناگهانی است که تمام حس‌وحال فیلم را از بین می‌برد.

افت کیفیت فیلم جایی خودش را نشان می‌دهد که تماشاگر تا انتهای پایان بازی با همان قصه اصلی پیش می‌رود، اما در پایان کار ناگهان با چند صحنه اضافی و نچسب روبه‌رو می‌شود. بدون اسپویل ماجرا، یکی از سکانس‌های میان‌تیتراژ با یک پرش زمانی بی‌دلیل، به زمان بعد از اتفاقات فیلم جدید مرد عنکبوتی (Brand New Day) می‌پرد. از نظر زمان‌بندی، این صحنه بی‌معنی است، چرا که اصلا اولین باری نیست که این شخصیت را در این مقطع می‌بینیم. به نظر می‌رسد تنها هدف مارول از این دستکاری‌ها، سرهم‌بندی کردن داستان برای رسیدن به فیلم Doomsday بوده است.

بخش تلخ‌تر ماجرا اینجاست که نسخه انکور تیشه به ریشه همان پایان‌بندی‌هایی می‌زند که نسخه اصلی را به اثری تا این حد ماندگار تبدیل کرده بودند. فرجام استیو در نسخه اصلی همیشه با انتقادات جدی همراه بود؛ قهرمانی که در طول داستان اصرار داشت راهی برای دستکاری گذشته وجود ندارد، اما در آخر خودش تمام قوانین را زیر پا گذاشت. با این حال، تماشای اینکه حتی همان پایان پر از ایراد هم در نسخه جدید به معنای واقعی کلمه نابود می‌شود، ناامیدتان می‌کند. با اینکه پایان بازی یک اثر گروهی با شخصیت‌پردازی‌های درخشان به شمار می‌رود، اما سرانجام کاپیتان آمریکا همواره یکی از ستون‌های اصلی داستان بود که حالا در این نسخه جدید زیر و رو شده است.

لحظه‌ای که استیو سرانجام چکش میولنیر (Mjölnir) را بلند کرد، تنها یک اتفاق ساده نبود، بلکه یکی از درخشان‌ترین قاب‌های تاریخ مارول را رقم زد. تصویر او که لنگان‌لنگان اما باصلابت، تک‌وتنها مقابل ارتش تانوس (Thanos) ایستاده و سپس شنیدن صدای سم ویلسون (Sam Wilson) که با یک دیالوگ کوتاه همه‌چیز را تغییر می‌دهد، لحظاتی هستند که به دلیل بار احساسی عمیقشان، برای همیشه در حافظه تماشاگران حک شده‌اند. تمام این قطعات کنار هم چیده شدند تا پایان بازی به آخرین تعظیم حماسی کاپیتان آمریکا تبدیل شود. با این وجود، تصمیم‌گیرندگان مارول این پایان طلایی را نابود کرده‌اند تا فقط بتوانند بازگشت او را در روز نابودی منطقی جلوه دهند و مخاطبانی را که با این مجموعه قهر کرده‌اند، دوباره برای خرید بلیط ترغیب کنند.

با این حال، قصه استیو تنها قربانی نسخه انکور هم نیست. اگر از دو صحنه کوتاه و تماشایی ابتدای فیلم بگذریم، ساختار اثر با چهار سکانس جدید دستکاری شده است. این بخش‌های جدید، شکاف‌هایی روایی به وجود می‌آورند که ترکش‌های آن به آثاری بسیار فراتر از مرزهای پایان بازی اصابت می‌کند. در این بین، سریال لوکی (Loki) بیشتر از سایر آثار در لبه پرتگاه قرار می‌گیرد؛ به گونه‌ای که پیوند اجباری میان نسخه انکور و فیلم روز نابودی، به راحتی می‌تواند با یک ضربه، بهترین فیلم و درخشان‌ترین سریال مارول را به طور همزمان ویران کند.

در نهایت، تماشای این نسخه دستکاری‌شده چیزی جز یک علامت سوال بزرگ و بی‌پاسخ برای بیننده به جا نمی‌گذارد. صحنه حماسی بازگشت قهرمانان محوشده، هنوز هم قدرت این را دارد که در هر بار تماشا، نفس‌ها را در سینه حبس کند. دیدن دوباره چهره چادویک بوزمن (Chadwick Boseman)، حسی از اندوه و شکوهی تکان‌دهنده به مخاطب می‌بخشد. گردهمایی دوباره قهرمانانی که تماشاگران یک دهه با آن‌ها قد کشیده بودند و تماشای تسلیم غیرممکن‌ها در برابر آن‌ها، به قدری درگیرکننده است که می‌تواند پایان بازی را به محبوب‌ترین تجربه سینمایی هر بیننده‌ای تبدیل کند. با تمام این‌ها، نقطه تراژیک ماجرا آنجاست که درست در قله این احساسات ناب، جادوی یک پایان‌بندی بی‌نقص به راحتی به باد می‌رود تا صرفا چرخ‌های قسمت بعدی یک مجموعه سردرگم و بحران‌زده به حرکت دربیاید.


7.5 خوب
انتقام جویان: پایان بازی همچنان بی‌رقیب‌ترین فیلم تاریخ مارول است، اما نسخه انکور با نمایش چند سکانس جدید، تبلیغاتی و بی‌منطق در انتهای تیتراژ، جادوی باشکوه‌‌ترین پایان‌بندی این فرنچایز را به پای فیلم روز نابودی قربانی می‌کند.
  • قصه‌گویی و ظرافت ساخت بی‌نقص
  • شخصیت‌پردازی گروهی درخشان
  • لحظات حماسی و احساسی
  • چهار سکانس اضافی شلخته در تیتراژ
  • تخریب پایان‌بندی باشکوه کاپیتان آمریکا
  • پرش زمانی بی‌منطق در سکانس میانی تیتراژ

مطالب مرتبط

دیگران نیز خوانده‌اند

نظرات

دیدگاه خود را اشتراک گذارید

0 دیدگاه
جدیدترین
قدیمی‌ترین بیشترین رای