-
0/10
شاید تانوس (Thanos) یکی از بزرگترین و باهوشترین شرور دنیای سینمایی مارول باشد، اما این شخصیت هم هر از چند گاهی تصمیمهای غیرمنطقی و اشتباهی گرفته که چندان منطقی نیستند. در این مقاله، به بررسی شماری از رفتارها و تصمیمهای عجیب و غریب تانوس میپردازیم.
ژانر فیلمهای ابرقهرمانی از دیرباز با یک چالش جدی روبرو بوده است؛ شروران این فیلمها اغلب شخصیتهایی کمعمق و فراموششدنی هستند. دلیل این موضوع را باید در ساختار خود این ژانر جستوجو کرد، چرا که در آن، قهرمان محور اصلی داستان است و شرور تنها نقش مکمل را ایفا میکند. در واقع، بسیاری از شروران این فیلمها نه برای آن که تهدیدی واقعی و باورپذیر باشند، بلکه برای آنکه بستری مناسب جهت درخشش قهرمان فراهم کنند، پا به میدان میگذارند. با این وجود، استثناهایی در این ژانر وجود دارند که توانستهاند از این قالب محدود فراتر بروند. جوکر (Joker) در فیلم شوالیه تاریکی (The Dark Knight) شاخصترین نمونه از این استثناهاست؛ شخصیتی که بر خلاف اغلب شروران، نه به دنبال پیروزی، بلکه به دنبال آشوب و بینظمی است. همین ویژگی است که او را در ذهن مخاطب ماندگار کرده است.
در این میان، دنیای سینمایی مارول (MCU) مدعی شده که شروری در قواره جوکر پرورش داده است؛ تانوس (Thanos)، موجودی که در ابعاد و اهداف با هر شرور دیگری متفاوت است. تانوس برای نخستین بار در صحنه پس از تیتراژ انتقام جویان (The Avengers) معرفی شد، اما سالها طول کشید تا در انتقام جویان: جنگ ابدیت (Avengers: Infinity War) به صورت کامل روی پرده سینما ظاهر شود. در این فیلم، تانوس به آنچه پیش از این وعده داده بود عمل کرد و با استفاده از دستکش ابدیت (Infinity Gauntlet)، نیمی از موجودات جهان هستی را نابود کرد. این اتفاق در تاریخ سینمای ابرقهرمانی کمنظیر بود؛ شروری که واقعا به هدفش رسید. با این حال، پیروزی تانوس نمیتواند به تنهایی دلیلی بر کامل بودن این شخصیت باشد.
اگر دقیقتر مسیری که تانوس طی سالیان سال برای رسیدن به هدفش طی کرده را بررسی کنیم، شاهد تصویر متفاوتی از او هستیم. در طول این مسیر، ۷ تصمیم و رفتار از او سر زد که با منطق یک برنامهریز همخوانی ندارد. این تناقضات نه تنها اعتبار تانوس را به عنوان یک شرور منسجم زیر سوال میبرند، بلکه نشان میدهند که دنیای سینمایی مارول گاها در شخصیتپردازی او کوتاهیهایی داشته است. شخصیتی که میتوانست یکی از بزرگترین شروران تاریخ سینما باشد، در نهایت با حفرههایی روایی روبرو شد که چشمپوشی از آنها برای برخی از هوادارهای پروپاقرص چندان راحت نیست. در این مقاله، شماری از این تناقضات در رفتار و تصمیمهای تانوس را بررسی میکنیم. در ادامه همراه رسانه سرگرمی باشید.
۷. از دست دادن یک سنگ ابدیت (Infinity Stone)
اگر خاطرتان باشد، لوکی (Loki) در فیلم انتقام جویان (The Avengers) با تجهیزاتی به مراتب پیشرفتهتر به زمین میآید؛ او عصایی در دست دارد که اجازه میدهد ذهن انسانها را کنترل کند. سالها بعد، در فیلم انتقام جویان: عصر اولتران (Avengers: Age of Ultron) حقیقت ماجرا برای هوادارها برملا شد و در نهایت پی بردیم که درون این سلاح، یک سنگ ابدیت (Infinity Stone) پنهان شده بود. جالب اینجا است که تانوس این سنگ را در اختیار لوکی گذاشته بود تا از آن برای فتح زمین استفاده کند، اما این نقشه شکست خورد و سنگ از دست رفت. در حالی که ایده استفاده از یک سنگ برای به دست آوردن سنگی دیگر در ظاهر و نگاه اول منطقی به نظر میرسد، اما تانوس در این مقطع گاف بسیار بزرگی داد؛ چرا که یکی از همان اشیایی را که قرار بود او را در رسیدن به هدف نهاییاش یاری کند، به سادگی از دست میدهد. در واقع، سوال اصلی این است موجودی که سالها برای این لحظه برنامهریزی کرده بود، چطور چنین احتمالی را در محاسباتش نادیده گرفت و به همین سادگی، سنگ ابدیت را از دست داد؟
۶. اعتماد به افراد اشتباه
شاید تصور میکنید بعد از زخم خوردن تانوس از لوکی، این شرور دیگر بیگدار به آب نزند و ریسک نکند. با این حال، او در فیلم نگهبانان کهکشان (Guardians of the Galaxy) همان اشتباه را با ابعادی بزرگتر تکرار کرد. تانوس در این فیلم از روی صندلی پادشاهیاش بلند نشد و ماموریت تصاحب سنگ قدرت (Power Stone) را به دخترانش و رونان متهم (Ronan the Accuser) سپرد. همانطور که انتظار هم میرفت، این نقشه نیز نقش بر آب شد و نتیجه عکس داد. در واقع، رونان از فرمان سرپیچی کرد، نبولا (Nebula) در ماموریت شکست خورد و گامورا (Gamora) علنا به پدرش پشت کرد. به همین خاطر، تانوس مجبور شد خودش به سیاره زندار (Xandar) برود و کاری را انجام دهد که از ابتدا باید خودش انجام میداد. اگر این تایتان دیوانه تنبلی نمیکرد و از همان ابتدا خودش راهی این ماموریت میشد، نه گامورا فرصت خیانت پیدا میکرد، نه نبولا به دشمن قسمخوردهاش تبدیل میشد.
۵. تعلل و انتظار بیش از حد برای حمله
دنیای سینمایی مارول هرگز به صراحت اشاره نکرده که تانوس دقیقا از چه زمانی از وجود سنگهای ابدیت باخبر شده است. با این حال، با توجه به شواهد موجود در فیلمها، میتوان حدس زد که این آگاهی سالها، شاید دههها، پیش از رویدادهای انتقام جویان شکل گرفته بود. با این حساب، تانوس در تمام این سالها چه کرد؟ این یعنی او دست روی دست گذاشته و بیکار نشسته تا تیمی از ابرقهرمانان قدرتمند شکل بگیرد و از این جواهرات برای خلق موجودات نیرومندی چون کاپیتان مارول (Captain Marvel) و اسکارلت ویچ (Scarlet Witch) استفاده شود؛ موجوداتی که هر کدام به تنهایی میتوانستند چالشی جدی برای او به همراه داشته باشند. اگر تانوس زودتر دست به کار میشد، با مقاومت بسیار کمتری روبررو میشد. این تاخیر را نمیتوان با هیچ استراتژی منطقی توجیه کرد.
۴. زنده گذاشتن تونی استارک؛ گرانقیمتترین اشتباه
علیرغم نقشه تانوس برای نابودی تریلیونها نفر، او در جنگ ابدیت آنچنان خونریز بیرحمی نیست. او بیشتر کشتارها را به نیروهای زیردست خود واگذار میکند و حتی وقتی فرصت دارد، از حذف دشمنانش خودداری میکند. این رفتار شاید در نگاه اول نشانهای از شخصیت پیچیده تانوس به نظر برسد، اما در واقع یکی از مهمترین دلایل شکست نهایی بود. پس از نبرد تایتان (Titan)، تانوس تونی استارک (Tony Stark) و بازماندگان را زنده گذاشت و رفت. احتمالا در آن لحظه این افراد را دیگر تهدید جدیای برای خود نمیدید. اما همین تونی استارک بود که بعدها فرمول سفر در زمان را کامل کرد؛ راهی که به طور مستقیم به شکست تانوس ختم شد. تانوس میدانست با چه ذهنی طرف است. با این وجود، این محاسبه را از قلم انداخت.
۳. برادری که انگار اصلا وجود نداشت
اگر به خاطر داشته باشید، در فیلم Avengers: Infinity War، تانوس بخشی از گذشته خود و سرنوشت تلخ سیاره مادریاش، تایتان (Titan)، را برای دکتر استرنج (Doctor Strange) روایت میکند. این روایت، تصویری دردناک و تا حدی قابل همدلی از او ارائه میدهد و تلاش میکند انگیزههایش را منطقی جلوه دهد. او در صحبتهایش، از فروپاشی تمدن تایتان و کمبود منابع میگوید و خود را شاهدی تنها بر این فاجعه معرفی میکند. نکته قابل توجه این است که تانوس در این روایت، به گونهای صحبت میکند که گویی هیچیک از اعضای خانوادهاش زنده نماندهاند. با این حال، این روایت به طور کامل با واقعیتهای دنیای مارول همخوانی ندارد. همین موضوع، یکی از ابهامات مهم در شخصیتپردازی او به شمار میرود.
در واقع، برخلاف ادعای تانوس، برادر او یعنی استارفاکس (Starfox) همچنان زنده است و حتی در فیلم Eternals حضور پیدا میکند. استارفاکس در این فیلم خود را به عنوان برادر تانوس معرفی میکند و این مسئله، تناقض جدی برای روایت قبلی است. حال، این پرسش مطرح شده که آیا تانوس از زنده بودن برادرش بیاطلاع بوده است یا به طور عمدی از اشاره به او خودداری کرده است؟ هر یک از این احتمالات، پیامدهای متفاوتی برای درک شخصیت او دارد. اگر او بیخبر بوده، نشان از محدودیت دانشیاش دارد و اگر آگاهانه سکوت کرده، میتواند نشانهای از تحریف واقعیت باشد. در هر صورت، این ابهام تصویری پیچیدهتر و شاید متناقضتر از او ارائه میدهد. دنیای سینمایی مارول تاکنون پاسخی صریح به این مسئله نداده و همین موضوع باعث شده همچنان ذهن هوادارها درگیر این پرسش باقی بماند.
۲. قدرت مطلق، راهحل ابتدایی
شاید عمیقترین نقص منطقی در شخصیت تانوس، همین نکته باشد. در واقع، هیچ شکی نیست که اتفاقی که در سیاره تایتان (Titan) رخ داد، بسیار تلخ و تراژیک بود و احتمالا هر کسی که شاهد آن بود را متحول میکرد. با این حال، تانوس میگوید که کل بحث بر سر این واقعیت خلاصه شده که منابع موجود در جهان بسیار محدود هستند؛ ادعایی که لزوما درست نیست. برای حل این مشکل، او تصمیم میگیرد نیمی از موجودات را نابود کند تا منابع باقیمانده برای نیم دیگر کافی باشد.
اما نباید فراموش کرد که تانوس دستکش ابدیت داشت. ابزاری که با آن میتوانست قوانین طبیعت را بازنویسی کند، منابع موجود را چند برابر کند، یا راهحلی خلاقانهتر و کمهزینهتر پیدا کند. با وجود این، او سادهترین و خشنترین راه ممکن را انتخاب کرد و روی آن اصرار ورزید. تانوس تصمیم گرفت برای کل کهکشان نقش قاضی، هیئت منصفه و جلاد را بازی کند. در این میان، دنیای سینمایی مارول تلاش کرد این اصرار را با نوعی ایدئولوژی توجیه کند، اما در نهایت این توجیه کارساز نبود. به همین خاطر، اگرچه مارول تانوس را فردی باهوش جلوه داده، اما او در این مورد خاص کمی احمقانه رفتار کرده است.
۱. چیزی که از کمیکبوک به سینما نرسید
در کمیکبوکهای مارول، تانوس یک انگیزه دارد که همه چیز را دربارهاش معنادار میکند؛ او عاشق مرگ (Death) است. نه مرگ به معنای یک پدیده طبیعی، بلکه مرگ به عنوان یک شخصیت کیهانی که بر آستانه میان هستی و نیستی ایستاده است. تمام نابودیهایی که تانوس در کمیکبوکها رقم میزند، نوعی هدیه است برای موجودیتی که دلباختهاش است. این انگیزه، داستان را از یک بحث جمعیتی خشک و بیروح به یک تراژدی تاریک عاشقانه تبدیل میکند. با این حال، دنیای سینمایی مارول این لایه را به کلی حذف کرد. احتمالا هدف مارول این بود که داستان واقعگرایانهتر و ملموستر به نظر برسد. اما نتیجه چه شد؟.شروری که برای عشق دست به نابودی میزند، به مراتب ترسناکتر و بهیادماندنیتر از شروری است که برای یک ایده انتزاعی میجنگد. این انتخاب، شاید بزرگترین فرصت از دست رفته در شخصیتپردازی تانوس در دنیای سینمایی مارول باشد.
در مجموع، شخصیت تانوس در دنیای سینمایی مارول، با وجود قدرت، آن هیبت بینظیر، هوش و تأثیرگذاری بالا، دارای ابهامات و تناقضهایی است که نمیتوان به سادگی از کنار آنها عبور کرد. از تصمیم عجیب او برای واگذاری یک سنگ ابدیت گرفته تا اعتماد به افراد نادرست، همگی نشان میدهند که برنامهریزیها و محاسبات این تایتان دیوانه همیشه هم بینقص نبوده است. همچنین، تعلل طولانی مدت او در آغاز ماموریت خود و زنده گذاشتن افرادی کلیدی از جمله تونی استارک، همگی نقش مهمی در شکست نهایی او ایفا کردند. از سوی دیگر، نادیده گرفتن برخی واقعیتها مانند زنده بودن برادرش یا انتخاب تنها یک راه حل برای بحران منابع جهان، تصویر او را پیچیدهتر از همیشه کرده است. از همه مهمتر، نبود ارتباط با مفهوم مرگ نیز باعث شده نسخه سینمایی این شخصیت عمق کمتری نسبت به نسخه کمیکی داشته باشد که شاید برای طرفدارهای کمیک بوکها چندان خوشایند نیست. در نهایت، باید گفت که تانوس، علیرغم جایگاه برجسته خود در میان ابرشرورهای مارول، شخصیت کاملا بیعیب و نقصی نیست. البته، حساب او از بسیاری از شرورهای مارول هم جداست. برخلاف ویلنهایی که فقط به دنبال خرابکاری هستند، تانوس یک ایدولوژی مشخص دارد و همواره بر اساس منطق درونی خود دست به اقدام میزند.
در پایان این مقاله، دیدگاه شما در رابطه با رفتارها و تصمیم های عجیب تانوس در دنیای سینمایی مارول چیست؟ به نظر شما، کدام یک از این تناقضها بیش از بقیه به داستان آسیب زده است؟ از نظر شما، بزرگترین اشتباه تانوس در مسیر رسیدن به هدفش چه بوده است؟ آیا فکر میکنید راهحلهای بهتری برای بحران منابع وجود داشت؟ فراموش نکنید که نظرات شخصی خود را با ما و دیگر کاربران رسانه سرگرمی به اشتراک بگذارید.

نظرات
دیدگاه خود را اشتراک گذارید