تریلر جدید GTA 6 منتشر شد!
۷ فیلم فوق‌العاده که برای تماشای آن‌ها باید دل و جرات زیادی داشته باشید
1%
  • 0/10

۷ فیلم فوق‌العاده که برای تماشای آن‌ها باید دل و جرات زیادی داشته باشید

۷ فیلم شاهکار برای دل‌های شیر

۷ فیلم فوق‌العاده که برای تماشای آن‌ها باید دل و جرات زیادی داشته باشید 2 11 ساعت قبل مقالات جانبی (سینمایی) کپی لینک

برخی فیلم‌ها فقط برای سرگرم‌کردن ساخته نشده‌اند؛ آن‌ها قرار است مخاطب را شوکه کنند، به چالش بکشند و حتی تحمل او را محک بزنند. با این حال، میان آثار صرفا جنجالی و فیلم های واقعا ارزشمند تفاوت بزرگی وجود دارد. در این فهرست سراغ فیلم های فوق‌العاده‌ای رفته‌ایم که تماشای آن ها به دل و جرئت زیادی نیاز دارد؛ آثاری تحسین‌شده که ممکن است از نظر سینمایی درخشان باشند، اما تماشای بعضی صحنه‌هایشان برای هر مخاطبی آسان نیست.

در تاریخ سینما، فیلم های زیادی ساخته شده‌اند که هدف اصلی آن ها شوکه‌کردن مخاطب و عبور از مرزهای رایج بوده است، بدون این که لزوما از نظر سینمایی آثار بزرگی باشند. فیلم هایی مانند I Spit on Your Grave، The Green Inferno و A Serbian Film نمونه‌هایی از این دسته هستند؛ آثاری که محتوای خشن و آزاردهنده آن ها ممکن است از سوی برخی مخاطبان دارای پیام یا رویکردی قابل دفاع تلقی شود، اما همچنان نمی‌توان آن ها را به‌سادگی در ردیف فیلم های ماندگار و شاخص تاریخ سینما قرار داد. در واقع، صرف شوکه‌کردن مخاطب یا نمایش تصاویر افراطی، به‌تنهایی نمی‌تواند یک اثر را به فیلمی بزرگ تبدیل کند و همین موضوع مرز میان سینمای صرفا جنجالی و آثار واقعا ارزشمند را مشخص می‌کند.
با این حال، گروه دیگری از فیلم ها وجود دارند که برخلاف نمونه‌های بالا، به‌طور گسترده به‌عنوان آثاری استادانه و ارزشمند شناخته می‌شوند، اما تماشای آن ها به دلیل محتوای خشن، تلخ یا آزاردهنده، برای هر مخاطبی آسان نیست. این فیلم های فوق‌العاده از نظر فیلمنامه، کارگردانی، بازیگری یا تاثیرگذاری سینمایی جایگاه قابل‌توجهی دارند، اما بهتر است بدون آمادگی سراغ آن ها نروید؛ به‌خصوص اگر تحمل چندانی در برابر صحنه‌های سنگین ندارید. فهرست پیش رو به سراغ همین آثار می‌رود؛ فیلم هایی که ممکن است از نظر سینمایی شما را تحت‌تاثیر قرار دهند، اما تماشای بعضی از آن ها تجربه‌ای واقعا دشوار خواهد بود. البته اگر تمام این فیلم ها را دیده‌اید و هیچ‌کدام حتی برای لحظه‌ای شما را تحت‌تاثیر قرار نداده‌اند، احتمالا باید به خودتان تبریک بگویید؛ ظاهرا معده و اعصاب شما از استانداردهای معمول سینما فاصله زیادی دارد!

Possession

عنوان ساده و کلی Possession شاید در ابتدا این تصور را ایجاد کند که با یک فیلم ترسناک معمولی طرف هستید؛ اثری که قرار است چند ساعت شما را با مجموعه‌ای از صحنه‌های آشنا بترساند و در نهایت هم به همان اندازه قابل پیش‌بینی به پایان برسد. حتی سال ساخت فیلم، یعنی ۱۹۸۱، می‌تواند این تصور را تقویت کند، چرا که بسیاری از فیلم های ترسناک دهه ۱۹۸۰ امروز حال‌وهوایی قدیمی یا حتی کمی اغراق‌شده دارند. اما Possession به‌هیچ‌وجه در چنین دسته‌ای قرار نمی‌گیرد. این فیلم ساخته Andrzej Żuławski، اثری ناآرام و غیرقابل‌پیش‌بینی است که خیلی زود مرز میان وحشت، روان‌شناسی و درام را از بین می‌برد. فیلم گاهی با تصاویری تکان‌دهنده و مستقیم به سراغ مخاطب می‌آید و گاهی بدون نمایش خشونت آشکار، فضایی چنان سنگین ایجاد می‌کند که احساس اضطراب به‌تدریج در ذهن بیننده نفوذ می‌کند.

یکی از ویژگی‌های مهم Possession این است که وحشت آن تنها به هیولاها، بدن‌های دگرگون‌شده یا تصاویر آزاردهنده محدود نمی‌شود. فیلم در کنار استفاده سنگین از body horror، فروپاشی روانی و عاطفی یک زوج را به شکلی بی‌رحمانه به تصویر می‌کشد و همین بخش از داستان گاهی حتی از عناصر ترسناک آن نیز آزاردهنده‌تر به نظر می‌رسد. رابطه‌ای که در حال فروپاشی است، به میدان نبردی برای خشم، حسادت، خیانت و بی‌ثباتی روانی تبدیل می‌شود و فیلم بدون تلاش برای آرام‌کردن مخاطب، این روند را تا مرزهای افراطی دنبال می‌کند. به همین دلیل، Possession را نمی‌توان صرفا یک فیلم ترسناک دانست؛ این اثر یک درام روان‌شناختی خام، شدید و سازش‌ناپذیر است که حتی پس از پایان تماشایش نیز به‌راحتی از ذهن خارج نمی‌شود.

Oldboy

با وجود این که تاکنون سه نسخه سینمایی از Oldboy ساخته شده، نسخه ۲۰۰۳ به کارگردانی Park Chan-wook همچنان با اختلاف قابل‌توجهی بهترین اقتباس از این داستان محسوب می‌شود. این فیلم نه‌تنها از نظر کیفیت ساخت و روایت یک سر و گردن بالاتر از نسخه‌های دیگر قرار می‌گیرد، بلکه در نمایش خشونت، تاریکی و جنبه‌های آزاردهنده داستان نیز بسیار بی‌پرده‌تر عمل می‌کند. داستان درباره مردی به نام Oh Dae-su است که بدون هیچ توضیحی ربوده می‌شود و به مدت ۱۵ سال در اتاقی محبوس می‌ماند. زمانی که سرانجام آزاد می‌شود، به جای آن که بتواند زندگی از دست‌رفته خود را پس بگیرد، وارد مسیری پیچیده و کابوس‌وار می‌شود تا بفهمد چه کسی او را زندانی کرده و مهم‌تر از آن، چرا چنین کاری با او انجام داده است. Oldboy از همان ابتدا مخاطب را در فضایی خشن، سنگین و به‌شدت ناآرام قرار می‌دهد و به‌تدریج پرده از رازهایی برمی‌دارد که هر کدام از قبلی تکان‌دهنده‌تر هستند.

بخش مهمی از جذابیت Oldboy به همین مسیر انتقام و کشف حقیقت مربوط می‌شود؛ مسیری که در آن Oh Dae-su برای رسیدن به پاسخ، بارها وارد درگیری‌های خشونت‌آمیز می‌شود و با موقعیت‌هایی مواجه می‌شود که تماشای آن ها برای بسیاری از مخاطبان آسان نیست. فیلم حتی در برخی لحظات به سراغ تصاویر و اتفاقاتی می‌رود که می‌توانند برای افراد حساس بسیار آزاردهنده باشند، از جمله صحنه معروف خوردن اختاپوس زنده. با این حال، آن چه Oldboy را از یک فیلم صرفا خشن و شوکه‌کننده جدا می‌کند، کارگردانی دقیق، فضای منحصربه‌فرد و روایتی است که خشونت را در خدمت داستان و شخصیت‌پردازی قرار می‌دهد. این فیلم از آن دسته فیلم های فوق‌العاده‌ای است که برای تماشایش باید آمادگی مواجه‌شدن با بخش‌های بسیار تاریک سینما را داشته باشید؛ اثری بی‌رحم و سنگین که پس از پایان، بعید است به این زودی‌ها از ذهن مخاطب پاک شود.

Come and See

در میان فیلم های ضدجنگ، کمتر اثری را می‌توان پیدا کرد که تا این اندازه بی‌رحمانه و واقع‌گرایانه به کابوس جنگ نزدیک شده باشد. Come and See به کارگردانی Elem Klimov در بخش‌هایی حال‌وهوایی سورئال و شبیه یک کابوس بی‌پایان دارد، اما همین فضای غیرواقعی در تضاد با واقع‌گرایی خشن فیلم قرار می‌گیرد. داستان درباره پسری جوان به نام Florya است که در ابتدا با نگاهی آرمان‌گرایانه به جنگ و مقاومت نگاه می‌کند و تصمیم می‌گیرد به گروهی از مبارزان بپیوندد که در بلاروس اشغالی علیه نیروهای آلمانی می‌جنگند. اما تصویری که او از قهرمانی و مقاومت در ذهن دارد، خیلی زود جای خود را به تجربه‌ای هولناک می‌دهد. فیلم به‌تدریج معصومیت Florya را زیر فشار خشونت، مرگ و ویرانی از بین می‌برد و مخاطب را نیز همراه با او وارد جهنمی می‌کند که راه فراری از آن به نظر نمی‌رسد.

تماشای Come and See عمدا تجربه‌ای دشوار طراحی شده است. فیلم طولانی است و تقریبا با هر صحنه، فضای آن سنگین‌تر و آزاردهنده‌تر می‌شود؛ گویی مخاطب قدم‌به‌قدم از واقعیت فاصله می‌گیرد و وارد کابوسی می‌شود که هر لحظه شکل هولناک‌تری پیدا می‌کند. با این حال، فیلم هیچ‌گاه تاثیرگذاری خود را از دست نمی‌دهد و به جای آن که با شوک‌های ناگهانی به دنبال ترساندن مخاطب باشد، وحشت را آرام و پیوسته افزایش می‌دهد. کیفیت بالای کارگردانی، فیلم‌برداری و بازی‌ها باعث شده Come and See به یکی از ماندگارترین نمونه‌های سینمای ضدجنگ تبدیل شود؛ اثری که خشونت جنگ را نه به‌عنوان ماجراجویی یا قهرمانی، بلکه به‌عنوان نیرویی ویرانگر نشان می‌دهد. این فیلم از آن فیلم های فوق‌العاده‌ای است که تماشایش می‌تواند تاثیری عمیق و ماندگار بر مخاطب بگذارد، اما همین شدت احساسی و تصاویر تلخ آن باعث می‌شود بسیاری از تماشاگران ترجیح دهند هرگز سراغش نروند.

Love Exposure

صرف وجود فیلمی مانند Love Exposure به کارگردانی Sion Sono در تاریخ سینما، اتفاقی عجیب و کم‌سابقه به نظر می‌رسد. این فیلم یک کمدی حماسی با مدت زمان نزدیک به چهار ساعت است، اما محدودکردن آن به کمدی، بخش بزرگی از هویت اثر را نادیده می‌گیرد. Love Exposure هم‌زمان سراغ ژانرهای اکشن، جنایی، عاشقانه و تریلر می‌رود و در کنار این ترکیب نامتعارف، موضوعاتی جنجالی و گاه بسیار حساس را نیز مطرح می‌کند. روایت فیلم نیز به همان اندازه غیرعادی است و اتفاقات فراوانی را پشت سر هم قرار می‌دهد؛ به همین دلیل خلاصه‌کردن داستان آن بدون از دست دادن بخش مهمی از جذابیت و دیوانگی روایت، کار ساده‌ای نیست. فیلم از همان ابتدا نشان می‌دهد که قرار نیست خودش را به قواعد معمول سینما محدود کند و همین بی‌پروایی، یکی از مهم‌ترین دلایل ماندگاری آن است.

در Love Exposure تقریبا هیچ موضوعی خط قرمز قطعی محسوب نمی‌شود و فیلم بارها وارد موقعیت‌هایی می‌شود که ممکن است مخاطب را معذب، شوکه یا حتی عصبانی کند. اثر در پرداختن به مسائل مذهبی، روابط انسانی، وسواس، میل، هویت و رفتارهای افراطی، عمدا مرزهای راحتی تماشاگر را کنار می‌زند و گاهی چنان پیش می‌رود که تحمل آن برای هر کسی آسان نیست. از طرف دیگر، مدت زمان نزدیک به چهار ساعت نیز به این تجربه اضافه می‌کند و باعث می‌شود مخاطب فرصت کافی برای غرق‌شدن در دنیای عجیب و بی‌قاعده فیلم داشته باشد. Love Exposure از آن فیلم های فوق‌العاده‌ای است که شاید در ابتدا تصور کنید تنها با یک کمدی عجیب طرف هستید، اما هرچه جلوتر می‌رود، لایه‌های تازه‌ای از خود نشان می‌دهد. با این حال، یک چیز تقریبا قطعی است: این فیلم بالاخره راهی پیدا می‌کند تا شما را در جایی از مسیر غافلگیر و معذب کند.

Mysterious Skin

Mysterious Skin شاید در نگاه اول فیلمی به نظر برسد که قرار نیست تصاویر تکان‌دهنده زیادی را مستقیما به مخاطب نشان دهد، اما وحشتی که در مرکز داستان آن قرار گرفته، از بسیاری از صحنه‌های آشکارا خشن تاثیرگذارتر است. فیلم به سراغ آسیب‌های عمیق دوران کودکی و تاثیرات ماندگار یک گذشته تلخ بر زندگی انسان در سال‌های بعد می‌رود. داستان دو شخصیت را دنبال می‌کند که هر کدام به شکلی متفاوت با یک تجربه آسیب‌زا دست‌وپنجه نرم می‌کنند و فیلم به‌جای تبدیل‌کردن رنج آن ها به ابزاری برای شوکه‌کردن مخاطب، تلاش می‌کند پیچیدگی‌های روانی این زخم‌ها را به شکلی انسانی و قابل لمس به تصویر بکشد. بازی Joseph Gordon-Levitt و Brady Corbet نیز نقش مهمی در باورپذیری این فضا دارند و باعث می‌شوند احساسات و واکنش‌های شخصیت‌ها بیش از آن که شبیه عناصر داستانی به نظر برسند، واقعی و دردناک جلوه کنند.

توصیه‌کردن Mysterious Skin به همین دلیل کار ساده‌ای نیست. از یک سو، فیلم اثری مهم، تاثیرگذار و قابل‌توجه است که نگاه مخاطب را به تاثیرات طولانی‌مدت آسیب‌های دوران کودکی تغییر می‌دهد و از سوی دیگر، صراحت و واقع‌گرایی آن می‌تواند تجربه‌ای بسیار سنگین و فرساینده ایجاد کند. فیلم برای تاثیرگذاری به سراغ اغراق یا نمایش بی‌دلیل خشونت نمی‌رود، بلکه با تمرکز بر پیامدهای روانی یک تجربه تلخ، رنج شخصیت‌ها را به شکلی تدریجی و عمیق به مخاطب منتقل می‌کند. Mysterious Skin از آن فیلم های فوق‌العاده‌ای است که ممکن است بعد از تماشایش برای مدتی طولانی به آن فکر کنید، اما قطعا انتخاب مناسبی برای یک شب معمولی و تماشای سبک نیست. این اثر بیش از آن که صرفا سرگرم‌کننده باشد، تجربه‌ای تلخ و تکان‌دهنده است که می‌تواند نگاه مخاطب به برخی جنبه‌های زندگی و آسیب‌های انسانی را برای همیشه تغییر دهد.

Trainspotting

یکی از چشمگیرترین ویژگی‌های Trainspotting به کارگردانی Danny Boyle، رویکرد بی‌پرده و دور از قضاوت آن نسبت به اعتیاد است. فیلم درباره گروهی از جوانان است که بسیاری از آن ها با اعتیاد به هروئین دست‌وپنجه نرم می‌کنند و به جای آن که از همان ابتدا مخاطب را با پیام‌های اخلاقی مستقیم بمباران کند، تلاش دارد نشان دهد چرا چنین سبک زندگی‌ای برای برخی افراد جذاب می‌شود و این انتخاب در نهایت چه پیامدهایی به همراه دارد. Trainspotting زندگی شخصیت‌هایش را نه کاملا سیاه و نه کاملا سفید به تصویر می‌کشد و اجازه می‌دهد مخاطب ابتدا با لحظات سرخوشی، هیجان و آزادی آن ها همراه شود. همین رویکرد باعث می‌شود سقوط تدریجی این شخصیت‌ها دردناک‌تر به نظر برسد، زیرا مخاطب پیش از مشاهده پیامدهای اعتیاد، با دلایلی که آن ها را به این مسیر کشانده آشنا شده است.

اما زمانی که شرایط از کنترل خارج می‌شود و شخصیت‌ها تلاش می‌کنند از وابستگی شدید خود به مواد مخدر فاصله بگیرند، Trainspotting به تجربه‌ای بسیار ناخوشایند و گاهی تکان‌دهنده تبدیل می‌شود. فیلم در نمایش بخش‌های زشت، دردناک و تحقیرکننده اعتیاد عقب‌نشینی نمی‌کند و بعضی صحنه‌های آن ممکن است حتی برای مخاطبانی که به تماشای فیلم های سنگین عادت دارند، دشوار باشد. با این حال، این صراحت صرفا برای شوکه‌کردن مخاطب به کار نرفته و بخشی ضروری از روایت فیلم محسوب می‌شود. Trainspotting می‌خواهد چرخه اعتیاد را بدون بزک‌کردن واقعیت نشان دهد؛ از لذت و سرخوشی اولیه گرفته تا خماری، فروپاشی روابط و تلاش دردناک برای ترک. به همین دلیل، این اثر را می‌توان یکی از فیلم های فوق‌العاده‌ای دانست که در عین سرگرم‌کننده‌بودن، تصویری بی‌رحمانه و صادقانه از اعتیاد ارائه می‌دهد و مخاطب را وادار می‌کند میان جذابیت اولیه این سبک زندگی و هزینه سنگین آن ارتباط برقرار کند.

Threads

هیچ‌کس تصور نمی‌کند وقوع یک جنگ هسته‌ای تجربه‌ای سرگرم‌کننده باشد، حتی اگر از طرفداران آثاری مانند Mad Max و Fallout باشید. با این حال، درک ابعاد واقعی فاجعه‌ای که یک جنگ هسته‌ای می‌تواند برای تمام ساکنان زمین به همراه داشته باشد، بدون تماشای Threads دشوار است. این فیلم بیش از ۴۰ سال پس از نخستین اکران خود، همچنان همان قدرت تکان‌دهنده و افسرده‌کننده را حفظ کرده است. Threads به کارگردانی Mick Jackson تصویری بی‌رحمانه و واقع‌گرایانه از زندگی انسان‌ها در آستانه یک فاجعه هسته‌ای ارائه می‌دهد و برخلاف بسیاری از آثار آخرالزمانی، خبری از قهرمانان شکست‌ناپذیر، ماجراجویی یا هیجان سرگرم‌کننده نیست. فیلم از یک زندگی روزمره و نسبتا عادی آغاز می‌شود و به‌تدریج تنش‌ها را افزایش می‌دهد تا مخاطب را به نقطه‌ای برساند که وقوع حملات هسته‌ای دیگر یک احتمال دور از ذهن نباشد، بلکه به کابوسی واقعی تبدیل شود.

هدف Threads این نیست که تماشاگر را سرگرم کند؛ فیلم می‌خواهد او را خسته، مضطرب و عمیقا ناراحت کند و در این مسیر نیز هیچ تلاشی برای کاهش شدت اتفاقات ندارد. بخش قابل‌توجهی از فیلم به پیامدهای جنگ پس از انفجارها اختصاص پیدا می‌کند و نشان می‌دهد نابودی تنها با لحظه برخورد بمب‌ها به پایان نمی‌رسد. قحطی، بیماری، فروپاشی زیرساخت‌ها، ازبین‌رفتن نظم اجتماعی و کاهش تدریجی کیفیت زندگی، تصویری تاریک از آینده‌ای ارائه می‌دهند که در آن انسان‌ها برای ادامه حیات با شرایطی غیرقابل‌تصور روبه‌رو هستند. Threads از آن فیلم های فوق‌العاده‌ای است که تماشای آن به هیچ وجه آسان نیست، اما اهمیتش دقیقا در همین بی‌پرده‌بودن نهفته است. این اثر یادآوری تلخی از واقعیت‌های جهان پس از جنگ جهانی دوم و خطراتی است که بشر در عصر سلاح‌های هسته‌ای با آن ها روبه‌رو شده است.



مطالب مرتبط

دیگران نیز خوانده‌اند

نظرات

دیدگاه خود را اشتراک گذارید

2 دیدگاه
جدیدترین
قدیمی‌ترین بیشترین رای