-
0/10
مجموعه انیمیشن داستان اسباب بازی (Toy Story) در طول سه دهه گذشته، با خلق شرورهای بدجنس، تعریف جدیدی از مفهوم شرارت در دنیای انیمیشن را به تصویر کشیده است. به واسطه تقابل جذاب میان نوستالژی عروسکهای سنتی و هژمونی سرد تکنولوژی در قسمت جدید، در این مقاله ماندگارترین و بهترین شرورهای این دنیای سینمایی را زیر ذرهبین میبریم.
دنیای خاطرهانگیز داستان اسباب بازی همواره چیزی فراتر از یک انیمیشن ساده بوده و بیش از سه دهه است که ما را با ماجراجوییهای وودی، باز لایتیر و همراهانشان سرگرم کرده است. این مجموعه انیمیشنی تا به امروز به خوبی توانسته با روایت داستانهای خلاقانه خود، ارتباط عمیقی با نسلهای مختلف برقرار کند و در میان طنزهای دولایه خود، درسهای مهمی از زندگی را به مخاطبها بیاموزد. حال، این سری در قسمت پنجم خود با معرفی شخصیتی به نام لیلیپد (Lilypad)، شجاعانه دست روی یکی از ملتهبترین بحرانهای امروز یعنی انزوای دیجیتال و اعتیاد کودکان به تکنولوژی گذاشت و با روایت یک داستان جذاب و نوآورانه دیگر، مخاطبها را دوباره به سینماها کشاند.
همین اتفاق تازه، بهانه بسیار خوبی به دست ما داد تا نگاهی به گذشته پربار این مجموعه بیاندازیم. اکنون زمان آن رسیده که جایگاه این شرور مدرن و نوظهور را در مقایسه با شخصیتهای منفی کلاسیک سری بررسی کنیم. برای حفظ دقت در ردهبندی، برخی شخصیتها را از این فهرست کنار گذاشتهایم. برای مثال، از شخصیت آل در قسمت دوم این مجموعه صرفنظر کردیم؛ چرا که او بیشتر یک دلال سودجو بود تا یک شرور واقعی که بخواهد تهدیدی جدی ایجاد کند. همچنین، شخصیت زورگ را نیز به دلیل افشای هویت پدریاش در داستان، از این دایره رقابت خارج کردهایم. در این مقاله، شرورهای اصلی داستان اسباب بازی (Toy Story) را از ضعیفترین تا بهترین نمونهها مرور میکنیم. در ادامه، همراه رسانه سرگرمی باشید.
۵. لیلیپد (Lilypad)
اشارات لیلیپد (Lilypad) به دنیای واقعی به این معنا بود که حتی پیش از اکران داستان اسباب بازی ۵ (Toy Story 5) در سینماها، او چندین برگ برنده در آستین داشت. در گام نخست، از آنجایی که تکنولوژی و مدت زمان استفاده از موبایل و تبلتها به یکی از دغدغههای جدی والدین تبدیل شده ، این خط داستانی قرار بود فورا روی بچهها تاثیرگذار باشد. از طرف دیگر، تهدید تکنولوژی نیز در این فرنچایز یک موضوع کاملا جدید بود که پس از چهار فیلم قبلی و گذشت سه دهه، اهمیت زیادی داشت. با این حال، در نهایت، لیلیپد آنطور که باید و شاید ظاهر نشد و مسلما میتوان او را ضعیفترین شرور در میان شرورهای اصلی داستان اسباببازی دانست.
تا حدودی، این موضوع که لیلیپد یک شرور تاریخساز برای این فرنچایز نیست، کاملا عمدی و حسابشده است. این شخصیت شباهت بسیار زیادی به شخصیت اضطراب (Anxiety) در فیلم درون و بیرون ۲ (Inside Out 2) دارد. در واقع، لیلیپد ذاتا پلید یا بدجنس نیست. این تبلت درست مثل بقیه اسباببازیها فقط صلاح بانی را میخواهد و حتی در یک نقطه از داستان، وقتی متوجه آسیب خود به بانی میشود، خود را فدا میکند. بنابراین، او یک شرور کلیشهای یا حتی یک شرور واقعی نیست و با وجود اینکه این موضوع یک قوس داستانی بسیار شیرین و پیامی آموزنده برای کودکان است، اما به این معناست که او برای رسیدن به جایگاه بهترین شرور، فاصله زیادی دارد.
۴. گبی گبی (Gabby Gabby)
داستان اسباب بازی ۴ (Toy Story 4) نقش جالبی در دنیای گسترده این مجموعه دارد و به خاطر همین مسئله، بسیاری از جنبههای فیلم، از جمله شرور آن، کمی پیچیده به نظر میرسد. اگرچه داستان اسباب بازی ۵ در حال شکستن پیاپی رکوردهای گیشه است، اما Toy Story 4 یک غافلگیری تمامعیار بود. سه فیلم اول داستان اسباب بازی شبیه به یک سهگانه کامل و بینقص به نظر میرسیدند؛ بنابراین، وقتی قسمت چهارم با تمرکز بر روی یک کودک جدید، معرفی فورکی (Forky) و این افشاگری که وودی (Woody) از سایر اسباببازیهای اندی و بانی جدا شده، اکران شد، واکنشهای ضد و نقیضی را به همراه داشت.
به نظر میرسد این دوگانگی احساسات بر روی شرور فیلم، یعنی گبی گبی (Gabby Gabby) نیز تاثیر گذاشته است. ایده خلق گبی گبی به معنی واقعی کلمهف ایده بسیار خوبی است. اساسا، او یک عروسک مورمورکننده و ترسناک است؛ مفهومی که دهههاست در فیلمهای ژانر وحشت جواب پس داده است. اما، با وجود اینکه او به طرز بینقصی ترسناک به نظر میرسد، واقعیت این است که به عنوان یک شرور چندان متمایز نیست. برخلاف سه شرور برتر این فرنچایز، گبی گبی از جمله شخصیتهایی است که به راحتی از ذهن هوادارها فراموش میشود.
۳. خرس لاتسو هاگین (Lots-o’-Huggin’ Bear)
بر خلاف قسمت چهارم، داستان اسباب بازی ۳ (Toy Story 3) جایگاه کاملا مشخصی در این فرنچایز بزرگ دارد و داستان آن در هر نقطه، هدفمند و حسابشده به نظر میرسد. این موضوع شامل شرور دلهرهآور فیلم یعنی خرس لاتسو هاگین هم میشود. در واقع، حضور لاتسو در داستان اسباب بازی ۳، یکی از بهترین غافلگیریهای تاریخ پیکسار است. در روزهایی که اندی در حال رفتن به دانشگاه بود و اسباببازیها احساس طرد شدن میکنند، سر و کله یک خرس صورتی، پشمالو و خوشبو پیدا میشود؛ شروری که با وجود نامش که کنایهآمیز از آب درمیآید، ثابت کرد یک تهدید واقعی است! لاتسو در مهدکودک سانیساید (Sunnyside)، یک سیستم فاسد و مستبدانه، شبیه به سندیکاهای مافیایی بنا کرده است؛ جایی که کوچکترین نافرمانی با شکنجههای روحی و جسمی پاسخ داده میشود. تضاد میان ظاهر نرم و بغلکردنی او با ذات بیرحمش، یکی از هوشمندانهترین طراحیهای کاراکتر در تاریخ پیکسار است. اما آنچه لاتسو را به شروری درخشان تبدیل کرده، پیشینه تاریک اوست؛ او نیز مانند جسی (Jessie) طعم تلخ فراموش شدن را چشیده وترومای از دست دادن کودک خودش را داشت، اما به جای پذیرش این زخم، آن را به کینهای عمیق و خشونتی سیستماتیک علیه دیگران تبدیل کرد.
۲. سید فیلیپس (Sid Phillips)
سید فیلیپس اولین شرور داستان اسباب بازی بود و هیچ شکی در نمادین بودن او وجود ندارد. از صحنههایی که در آن وودی را بازجویی میکند یا باز (Buzz) را به یک موشک میبندد گرفته تا دیالوگهایی که درباره ترومای او و شکنجه دیگر اسباب بازیها گفته میشود، سید یک شرور بینظیر است. یکی از مهمترین دلایلی که شخصیت او تا این حد تاثیرگذار کرده، واقعگرایانه بودن اوست. در واقعُ سید دقیقا شبیه همان بچههای شلوغ و خرابکاری است که همه ما در کودکی یکی از آنها را در محلهمان میشناختیم!
اما سوال اصلی این است که چرا سید در رتبه اول بهترین شرورهای انیمیشن داستان اسباب بازی حضور ندارد؟ برخلاف سایر شرورها، سید فقط یک پسربچه است که اصلا نمیداند اسباببازیها جان دارند. از طرفی، به واسطه یک سری نشانههایی که در فیلم وجود دارد، ظاهرا سید در خانوادهای آشفته و بدون حضور موثر والدین بزرگ شده است. او با کارهایش به اسباببازیها آسیب میزد، اما این آسیب از روی یک شرارت آگاهانه نبود، بلکه بیشتر واکنشی به دنیای پر از تنهایی خودش بود.
۱. پیت بوگندو (Stinky Pete)
تاج پادشاهی شرورهای داستان اسباببازی، بدون هیچ شک و شبههای بر سر پیت بوگندو از قسمت دوم مینشیند. او استاد بازی با روان مخاطب و شخصیتها است. پیت در ابتدا در قامت یک پیرمرد مهربان، خردمند و یک راهنمای دلسوز ظاهر شد و مانند جسی (Jessie) و بولزآی (Bullseye)، شبیه به یک دوست جدید وودی به نظر میرسد. در واقع، مانند بسیاری از شرورهای دیگر در داستان اسباب بازی، در ابتدا اصلا مشخص نیست که پیت بوگندو نیتهای شومی در سر دارد. او اعتماد مخاطب و وودی را جلب کرد، اما در پرده نهایی، نقاب از چهره برداشت و ماهیت خودخواه و بیرحم خود را به نمایش گذاشت.
او به قدری بیرحم است که برای رسیدن به هدفش، حتی دست وودی را با کلنگش پاره میکند! اما چیزی که پیت را به بهترین شرور تبدیل میکند، سرنوشت او در پایان داستان است. او که همیشه به دستنخورده بودن و تمیزی خودش در جعبه میبالید، در نهایت به کولهپشتی دختری به نام ایمی فرستاده شد؛ دختری که عاشق نقاشی کشیدن روی صورت عروسکهاست! این پایانبندی خندهدار و در عین حال عادلانه، لذتبخشترین شکستی است که یک شرور در داستان اسباب بازی تجربه کرده است.
سیر تحول شرارت در دنیای داستان اسباب بازی از تهدیدهای فیزیکی گذشته به بحرانهای دیجیتالی مدرن مثل تبلت لیلیپد در قسمت پنجم رسیده است. این رتبهبندی در واقع گواهی بر این ادعاست که پیکسار همواره ماندگاری آنتاگونیستهایش را در گرو بازتاب دادن ترسهای واقعی جامعه قرار میدهد. اما نکته کلیدی اینجا است که پرونده این قهرمانان ملموس با تکنولوژی بسته نمیشود! در واقع، طبق اظهارات اخیر اندرو استنتون، کارگردان Toy Story 5، انیمیشن داستان اسباب بازی ۶ با هدفی بزرگتر در راه است. این اثر قرار است ماموریت نهایی خود را با پایان دادن به سهگانه بانی به سرانجام برساند و نقطه ختامی بر این بخش از زندگی عروسکها بگذارد.
در پایان این مقاله، نظر شما درباره رتبه بندی بهترین شرورهای مجموعه انیمیشن داستان اسباب بازی (Toy Story) چیست؟ آیا شما هم با جایگاه شرورهای این فرنچایز موافق هستید یا فکر میکنید فرد دیگری لایق صدرنشینی است؟ کدام یک از این بدمنها بیشتر از همه خاطرات کودکی شما را تحت تاثیر قرار دادهاند و در ذهنتان حک شدهاند؟ فراموش نکنید که نظرات و تحلیلهای شخصی خود را در بخش دیدگاهها با ما و دیگر کاربران رسانه سرگرمی به اشتراک بگذارید.

نظرات
دیدگاه خود را اشتراک گذارید