-
0/10
در پی موفقیت Toy Story 5 و شروع طوفانی آن در گیشه، زمان آن فرا رسیده که استودیو پیکسار به سراغ ۳ انیمیشن تحسینشده و قدیمی خود برود که سالهاست هوادارها را تشنه قسمت دوم و دنباله آنها نگه داشتهاند.
بازگشت باشکوه داستان اسباب بازی ۵ (Toy Story 5) به گیشههای جهانی، خط باطلی بر ادعای افول جادوی نوستالژیک استودیو پیکسار (Pixar) کشید. همانطور که احتمالا میدانید، امروزه در بازار بیرحم هالیوود که زیر آوار دنبالههای تجاری و اسپینآفهای بیهویت مدفون شده، زنده نگه داشتن یک فرنچایز قدیمی یک پیروزی بزرگ و کار دشواری است. راستش را بخواهید، در این روزها که سینما پر از فیلمهای تکراری و دنبالههای خستهکننده شده و اغلب آثار یکی پس از دیگری مخاطبها را ناامید میکنند، تماشای یک انیمیشن بااصالت حس و حال جذابی و هیجانانگیزی دارد. البته، اگرچه قسمت پنجم این انیمیشن پایینترین امتیاز را در میان فیلمهای مجموعه به خود اختصاص داده، اما نباید فراموش کرد که ثبت امتیاز درخشان ۹۳ درصد در راتن تومیتوز، همچنان دستاورد بزرگی است و جای هیچ نگرانی باقی نمیگذارد.
اکنون که بازار داستان اسباببازیها حسابی داغ شده و این روزها همه مردم و منتقدها از دستاوردهای بزرگ آن صحبت میکنند، ناخواسته این موفقیت ذهن ما را به سمت دیگر آثار ارزشمند و قدیمی این استودیو سوق داده است. فیلمهای بسیار خوبی در آرشیو استودیوی پرآوازه پیکسار وجود دارند که از ظرفیت بالایی برای ادامه داستان برخوردار هستند، اما متاسفانه هرگز قسمت دومی برای آنها ساخته نشده است. تجربههای موفقی مانند انیمیشن شگفتانگیزان (The Incredibles) و در جستجوی نمو (Finding Nemo) به وضوح نشان میدهند که پیکسار مهارت بالایی در ساخت دنبالههای سینمایی خود دارد. اکنون که توجه رسانهها و مردم دوباره به سمت داستان اسباببازیها جلب شده، از نظر ما، بهترین زمان برای بازنگری در سیاستهای این شرکت فرا رسیده است. این استودیو میتواند با بررسی دقیق آرشیو غنی خود، جان تازهای به شخصیتهای محبوب گذشته ببخشد. در همین راستا، در این مقاله به معرفی ۳ انیمیشن تحسینشده و محبوبی میپردازیم که مدیران پیکسار باید ساخت دنباله آنها را در اولویت برنامههای آینده خود قرار دهند. در ادامه، همراه رسانه سرگرمی باشید.
۳. زندگی یک حشره ۲ (A Bug’s Life 2)
با توجه به هیاهو و استقبال بینظیری که در زمان اکران زندگی یک حشره (A Bug’s Life) در سال ۱۹۹۸ میلادی وجود داشت، جای تعجب است که پس از گذشت این همه سال، این انیمیشن همچنان هیچ دنبالهای نداشته است. زندگی یک حشره یک موفقیت هنری و تجاری کامل بود و با بودجه ۱۲۰ میلیون دلاری، توانست ۳۶۳ میلیون دلار در سراسر جهان فروش داشته باشد. این رقم برای دهه ۹۰ میلادی یک دستاورد خیرهکننده محسوب میشد و به احتمال زیاد یک دنباله مدرن از آن، ارقام بسیار بالاتری را به ثبت خواهد رساند؛ بهویژه با در نظر گرفتن این که گذر زمان چیزی از ارزشهای این فیلم کم نکرده است. در حالی که برخی از پروژههای دهه ۹۰ به فراموشی سپرده شدهاند یا با احساسات دوگانهای به آنها نگاه میشود،A Bug’s Life همچنان جایگاه و احترام خود را حفظ کرده است. همهچیز این فیلم، از انیمیشن گرفته تا مضامین آن، هنوز هم با استانداردهای امروزی مطابقت دارد. در واقع از بسیاری جهات، مفاهیم داستانی آن امروز حتی ملموستر و مرتبطتر از گذشته هستند.
با توجه به تمرکز فیلم A Bug’s Life بر مفهوم اتحاد در برابر قدرتهای سرکوبگر، بازآفرینی این داستان در قالب یک دنباله مدرن احتمالا همذاتپنداری بهمراتب بیشتری به همراه خواهد داشت. فیلم نتفلیکس به نام Swapped که توانست رکوردهای افتتاحیه شکارچیان شیاطین کیپاپ (KPop Demon Hunters) را بشکند، تمرکز مشابهی بر مفهوم جامعه و یکپارچگی دارد؛ آن هم در حالی که حتی از اهرم نوستالژی نیز برخوردار نیست. اگر ارتباط مفهومی مستمر زندگی یک حشره برای کشاندن دوباره نسل هزاره (Millennials) به سالنهای سینما کافی نباشد، احتمالا ساخت دنبالهای برای آن پس از دههها، این کار را خواهد کرد. این یکی از مواردی است که قدرت نوستالژی به احتمال زیاد در آن پیروز خواهد شد و پیکسار باید این شانس را امتحان کند.
۲. وال-ای ۲ (Wall-E 2)
یکی دیگر از فیلمهای نمادین استودیو پیکسار که از داشتن دنباله محروم مانده، وال-ای (Wall-E) است و مدتهاست که زمان ساخت دنباله برای این فیلم محصول سال ۲۰۰۸ فرا رسیده است. درست مانند انیمیشن A Bug’s Life، وال-ای نیز هم از نظر استقبال منتقدها و هم از نظر فروش گیشه، یک موفقیت بزرگ برای این استودیو به حساب میآمد. این فیلم از آن دست پروژههای نادر و کمیابی است که توانست هم منتقدها و هم بینندگان عام را همصدا کند؛ به طوری که هر دو گروه، امتیازات بسیار مثبتی (به ترتیب ۹۵ و ۹۰) در وبسایت راتن تومیتوز به آن اختصاص دادند. طبق آمار باکس آفیس موجو، این فیلم با بودجه ۱۸۰ میلیون دلاری، بالغ بر ۵۲۱ میلیون دلار فروش داشت.
نیازی به گفتن نیست که ساخت انیمیشن Wall-E 2 برای استودیو پیکسار یک سرمایهگذاری بیخطر و تضمینشده خواهد بود، اما اگر شما هم از خود میپرسید که چرا استودیو تاکنون دست به این کار نزده است، باید گفت که دلیل موجهی در این خصوص وجود دارد. در واقع، در سال ۲۰۱۶ میلادی، جیم موریس (Jim Morris)، رئیس کل استودیو پیکسار، در مصاحبهای اشاره کرد که این فیلم در اصل یک داستان عاشقانه است که آغاز، میانه و پایان خود را داشته و به همین خاطر، نیازی برای روایت دوباره و ساخت دنباله آن نیست.
از منظر ساختار دراماتیک، این حرف کاملا منطقی است و عبور از استانداردهای بینقص قسمت اول، به معنای واقعی کلمه، ریسک بالایی میطلبد. اما اگر زاویه دیدمان را تغییر دهیم و از بحثهای مختلف به این موضوع بپردازیم، باید گفت که پتانسیل بکر و جذابی برای قسمت دوم یعنی چالش بازسازی زمین توسط انسانهایی که قرنها از خانه دور بودهاند، وجود دارد. این ایده، نهتنها به شدت با دغدغههای زیستمحیطی و اجتماعی امروز بشر گره خورده، بلکه میتواند تزریقکننده همان نوری از امید باشد که تماشاگر امروز تشنه آن است. با توجه به موفقیت مجموعههای چندقسمتی پیکسار، با اطمینان میتوان گفت که بازگشت به دنیای Wall-E، دستاوردهای مهمی را برای پیکسار به همراه خواهد داشت و این تصمیم، بدون شک ارزش ریسک کردن را دارد.
۱. به پیش ۲ (Onward 2)
در میان آثار متاخر پیکسار، به پیش (Onward) مستعدترین گزینه برای ادامه و گسترش دنیای داستانی خود است. این فانتزی جذاب، اگرچه در قسمت اول پرونده یک ماجراجویی احساسی را میبندد، اما جهان جادویی و قوانین حاکم بر آن، بستر بینظیری برای خلق دهها قصه جدید است. حتی اگر بازگرداندن ستارگانی چون تام هالند (Tom Holland) و کریس پرت (Chris Pratt) به استودیو کار دشواری باشد، اما ارتباط فوقالعاده بین دو برادر دوستداشتنی، میتواند بار دیگر دوش یک فیلم جدید با روایتی تازه را به دوش بکشد.
شاید دلیل اصلی اینکه هرگز دنباله انیمیشن Onward ساخته نشد، این است که این فیلم برخلاف انتظارها، ضرر مالی سنگینی برای پیکسار به همراه داشت. با این حال، باید واقعبین باشیم و عادلانه به این ضررها نگاه کنیم. در حقیقت، شکست تجاری این فیلم برای پیکسار به خاطر کیفیت پایین آن نبود، بلکه زمانبندی اکران آن، چنین فاجعهای را رقم زد.
اگر خاطرتان باشد، این فیلم درست در آغاز همهگیری کووید-۱۹ اکران شد و در آن دوره، سینماها یکی پس از دیگری تعطیل میشدند و قوانین قرنطیه در جهان روز به روز شدیدتر میشد. به همین خاطر، جای تعجب نیست که مخاطبها برای تماشای آن به سینماها هجوم نیاوردند. بر این اساس، بیانصافی است که شکست تجاری ناشی از یک بحران جهانی را به پای ضعف اثر بنویسیم. اگر پیکسار به این دنیای فانتزی چه در قالب یک دنباله با ماجراجوییهای جدید و چه بهعنوان یک پیشدرآمد با تمرکز بر گذشته پدر خانواده، فرصت دوبارهای بدهد، شکی نیست در شرایطی باثبات امروزی، نتیجهای درخشان و متفاوتی رقم خواهد خورد.
در مجموع، باید گفت که پیکسار با بازگشت موفق داستان اسباببازی ۵، باری دیگر قدرت بلامنازع خود را در احیای فرنچایزهای کهن به رخ کشید، اما این موفقیت تنها نوک کوه یخ ظرفیتهای نهفته این استودیو است. در حالی که ما از زندگی یک حشره، وال-ای و به پیش بهعنوان نامزدهای اصلی برای ساخت دنباله سخن گفتیم، نباید فراموش کرد که گنجینه پیکسار فراتر از اینها است. انیمیشنهای خلاقانهای همچون موش سر آشپز (Ratatouille) با آن فضای پاریسی دلانگیز، لوکا (Luca) با دنیای زیرآبی خیرهکننده و حتی روح (Soul) با مفاهیم عمیق فلسفیاش، همگی پتانسیلهای بینظیری برای گسترش داستان در خود دارند که متاسفانه تا به امروز دستنخورده باقی ماندهاند. ساخت دنباله برای هر یک از این آثار، اگر با همان دقت و وسواس هنری پیکسار همراه باشد، میتواند به یک رویداد بزرگ در تقویم سینمایی تبدیل شود. از یاد نبرید که پیکسار، استاد غافلگیری است!
در پایان این مقاله، دیدگاه شما در رابطه با ساخت دنباله برای این انیمیشن های ماندگار و قدیمی پیکسار پس از دوران Toy Story 5 چیست؟ شما فکر میکنید پیکسار باید در قدم بعدی روی کدام اثر تمرکز کند؟ شما بیش از همه، منتظر ساخت دنباله کدام یک از آثار قدیمی پیکساز هستید؟ فراموش نکنید که نظرات شخصی و پیشبینیهای خود را با ما و دیگر کاربران رسانه سرگرمی به اشتراک بگذارید.

نظرات
دیدگاه خود را اشتراک گذارید