نقد انیمیشن داستان اسباب بازی ۵ – Toy Story 5

پیوند جادویی دیروز و امروز

1%
  • 0/10
نقد انیمیشن داستان اسباب بازی ۵ – Toy Story 5 2 6 ساعت قبل بررسی انیمیشن (سینمایی) کپی لینک

پیکسار در انیمیشن داستان اسباب بازی ۵ ثابت کرد که چگونه می‌توان با بازگشت به ریشه‌ها و استفاده از روایتی جسورانه، یک فرنچایز قدیمی را برای نسل جدید احیا کرد. در ادامه، به نقد و بررسی فیلم جذاب Toy Story 5 می‌پردازیم.

با گذشت بیش از سه دهه، استودیو پیکسار (Pixar) ثابت کرده که رگ خواب نسل‌های مختلف را به خوبی می‌شناسد. این فرنچایز ریشه‌دار، با هر بازگشت، نه‌تنها خاطرات گذشته را زنده کرده و ما را به روزهای شیرین بچگی می‌برد، بلکه آینه‌ای تمام‌نما مقابل چالش‌های ملموس کودکان امروز می‌گذارد. شاید در نگاه اول، برخی از گره‌های داستانی داستان اسباب بازی ۵ (Toy Story 5) برای مخاطب آشنا و چه بسا گاها تکراری هم به نظر برسند، اما فیلم‌نامه زیرکانه، صداپیشگی‌های جاندار و جسارت در اتخاذ تصمیمات کلیدی، چنان روحی مدرن در این کالبد دمیده که گویی با اثری کاملا نوآورانه روبرو هستیم.

اکنون، هفت سال پس از اکران قسمت چهارم، این اثر به سراغ یکی از مهم‌ترین چالش‌های کودکان رفته و با تکیه بر نوستالژی و روایت یک داستان امروزی و پرمعنا، به سینماها بازگشته است. فیلم جدید با دقتی مینیاتوری توانسته الاکلنگ احساسی میان کمدی ریتمیک و ملودرام روان‌شناختی را به تعادل برساند؛ دستاوردی که پیش از این تنها در دوران اوج سه‌گانه اولیه شاهدش بودیم. استودیو پیکسار در این فیلم، جدا از اینکه استاندارد جدیدی در زمینه کیفیت بصری تعریف کرده، با روایت یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های جامعه امروزی و هنرنمایی صداپیشگان و سیر تکامل شخصیت‌ها، بازگشت دوباره به دنیای داستان اسباب بازی را کاملا توجیه کرده است؛ بازگشتی که یکی از خنده‌دارترین و در عین حال، احساسی‌ترین نسخه در کل مجموعه را رقم زده است.

جابجایی مهره‌ها؛ جسی و قلب تپنده قصه

اگر به عقب برگردیم، بزرگ‌ترین برگ برنده سه فیلم نخست Toy Story، پیوند بحران‌های اسباب‌بازی‌ها با کهن‌الگوهای رشد و بلوغ انسان بود. فیلم سال ۱۹۹۵ مفهوم حسادت و پذیرش تغییر در دوران کودکی را با ظرافت مثال‌زدنی به تصویر کشید؛ دنباله آن که در سال ۱۹۹۹ روی پرده نقره‌ای رفت، به ترس از پیری پرداخت و در نهایت، شاهکار این مجموعه یعنی داستان اسباب بازی ۳ (Toy Story 3) در سال ۲۰۱۰ میلادی، با نگاهی بالغانه، مفهوم والای رها کردن گذشته با طمانینه و احترام را به نمایش گذاشت.

بحران اصلی این فرنچایز از جایی شروع شد که Toy Story 4 در سال ۲۰۱۹ میلادی، علیرغم کیفیت خیره‌کننده بصری‌اش، نتوانست آن ضرورت عاطفی و معنایی پیشینیان خود را تکرار کند. تمرکز روی بحران هویت وودی (Woody) با صداپیشگی تام هنکس (Tom Hanks) اگرچه خروجی استانداردی داشت، اما به قیمت آشفتگی در روایت، عدم توازن میان شخصیت‌های متعدد، و ناتوانی در خلق یک رابطه عمیق میان اسباب‌بازی‌ها و مالک جدیدشان یعنی بانی (Bonnie) تمام شد.

اما قسمت پنجم، این اشتباه را به بهترین شکل جبران کرده و دوباره به دوران اوج خود بازگشته است. این بازگشت شکوه، حاصل یک جراحی جسورانه در ساختار روایی است؛ به طوری که این بار سکان رهبری قصه به جسی (Jessie) با صداپیشگی جون کیوسک (Joan Cusack) سپرده شده و وودی و باز لایتیر (Buzz Lightyear) از نقش اصلی قصه عقب‌نشینی کرده‌اند. واقعیت این است که داستان وودی پیش از این به استادانه‌ترین شکل ممکن روایت شده بود، اما جسی با آن پیش‌زمینه روانی ناشی از طرد شدن توسط امیلی (Emily) و سپس اندی (Andy)، پتانسیل‌های دراماتیک دست‌نخورده‌ای داشت.

تقابل اسباب‌بازی‌های سنتی و جهان تبلت‌ها

ما بعد از چهار قسمت به خوبی می‌دانستیم که وودی و باز چگونه با مشکلات بانی و ورود یک اسباب‌بازی جدید به نام لیلی پد (Lilypad) با صداپیشگی گرتا لی (Greta Lee) برخورد می‌کردند. در واقع، هسته اصلی فیلم اول هم همین احساس خطر وودی از تکنولوژی پیشرفته‌تر باز نسبت به دیگر اسباب بازی‌ها بود. با این حال، جسی تا به حال با مشکلی در این مقیاس روبرو نشده است و پیش‌زمینه او با امیلی، نگاهی چندلایه به داستان بخشیده که روح تازه‌ای در فیلم می‌دمد. در واقع، وقتی جسی تلاش می‌کند که هم بانی را نجات دهد و هم نگذارد جمع اسباب‌بازی‌های قدیمی از هم بپاشد، نشان می‌دهد که وفاداری، رفاقت و کنار آمدن با تغییرات جدید زندگی بدون اینکه نیازی به کتمان یا خراب‌کاری گذشته باشد، دقیقا به چه صورت است. در این فرمول جدید، شخصیت نوظهور لیلی‌پد یک شرور سنتی نیست؛ همان‌طور که باز در روز اول دشمن نبود. فیلم با نگاهی خاکستری و واقع‌بینانه، مرز میان منافع و ضررهای تکنولوژی را برای نسل جدید ترسیم می‌کند.

یکی از درخشان‌ترین ابعاد فیلم، ورود شجاعانه آن به قلمرو آسیب‌های فضای مجازی برای کودکان است. فیلم در این مسیر چالش والدین با پدیده افراط وقت‌گذرانی در فضای مجازی را با لحنی طنزآمیز به نقد می‌کشد، اما در نیمه دوم خود، به عمق تاریک و آسیب‌رسان اینترنت برای کودکان خردسال نفوذ می‌کند. اینجاست که رسالت پیکسار یعنی رشد کردن پا به پای مخاطب به وضوح روشن می‌شود. فیلم با ظرافتی ستودنی به سراغ معضلی می‌رود که در دهه ۹۰ میلادی حتی قابل تصور هم نبود، تا از این طریق به میلیون‌ها کودک منزوی در عصر تکنولوژی بگوید که آن‌ها را می‌بیند و به خوبی احساسشان را درک می‌کند.

نکته ظریف این است که اثر یک بیانیه کورکورانه و یک طرفه علیه جامعه امروزی یا مانیفستی برای سرزنش والدین نیست و چه بسا فیلم از مزایای تکنولوژی برای کودکان نیز تمجید می‌کند. در حقیقت، انیمیشن Toy Story تلاش دارد تعادلی میان اهمیت اسباب‌بازی‌های سنتی و بازی‌های خلاقانه و استفاده از فناوری به عنوان ابزاری برای ارتباط با دوستان برقرار کند. به لطف این رویکرد، ما اکنون نسبت به هر زمان دیگری، شناخت عمیق‌تری از دنیای درونی بانی پیدا کرده‌ایم. حتی زمانی که داستان اسباب بازی ۳ به زیبایی لحظه خداحافظی اندی با دوران کودکی‌اش را به تصویر کشید، ناگفته‌های زیادی درباره هویت او خارج از دیدگاه اسباب‌بازی‌ها باقی ماند. اما Toy Story 5 پا را بسیار فراتر گذاشته و شخصیت بانی دیگر یک کپی دست‌دوم از اندی نیست.

بازگشت به ریشه‌ها؛ توازن میان نوستالژی نسل اول و دغدغه‌های نسل جدید

در میان این فرمول جدید پیکسار، ریتم کند در پرده اول انیمیشن داستان اسباب بازی ۵، کمی تو ذوق می‌زند. در واقع، در صحنه‌های اول به خاطر معرفی دوباره شخصیت‌ها، نوعی حس دژاوو در ذهن هوادارها شکل می‌گیرد که چندان مطلوب بینندگان نیست. با این حال، به محض اینکه فیلم روی غلتک می‌افتد، تا پایان با تمام سرعت و جذابیت به مسیر خود ادامه می‌دهد. بخشی از این ضرب‌آهنگ کند اولیه، به دلیل یک خط داستانی فرعی و جسورانه است که در نهایت در پرده سوم به شکلی رضایت‌بخش به ثمر می‌نشیند.

در همین حین، باید اعتراف کرد که داستان اسباب بازی ۵ در مهندسی مخاطب‌های خود فوق‌العاده عمل کرده است. فیلم از یک سو داستان مهمی از دغدغه‌ها را برای کودکان امروز روایت می‌کند و از سوی دیگر از وودی و باز به عنوان استعاره‌هایی برای درک بحران‌های میانسالی و نقاط عطف زندگی بزرگسالی (ویژه مخاطبان نسل اول فیلم) بهره می‌برد. در نهایت، این انیمیشن همه چیز را در ظرفی از کمدی منحصربه‌فرد می‌ریزد که پیر و جوان را همزمان به خنده وامی‌دارد.

پس از شخصیت‌های پرشمار و ابعاد گسترده قسمت چهارم، انیمیشن Toy Story 5 با محیطی ساده‌تر، درگیری متمرکزتر و تیمی متوازن از اسباب‌بازی‌ها به اصول اولیه خود بازمی‌گردد؛ امری که به فیلم فرصت بیشتری داده تا به جای پرداختن سطحی به همه‌چیز، زمان خود را با چهره‌های جدید و آشنا بگذراند. آن اتمسفر ملموس و صمیمی سه‌گانه اصلی، پس از دوری و گشت‌وگذار در شهربازی و عتیقه‌فروشی‌ها در قسمت چهارم، دوباره بازگشته است و حس بهتری از زندگی روزمره اسباب‌بازی‌ها و محیط امن بانی به بیننده منتقل می‌کند.

البته، در این میان، یک خط داستانی فرعی و کلیدی مربوط به باز وجود دارد که دائما تمرکز فیلم را از این محیط و کودکان اصلی دور می‌کند که شاید بهتر بود این قصه‌ها در یک انیمیشن کوتاه کمدی دیگر به تصویر کشیده شوند. با این وجود، از حق که نگذریم، این صحنه‌ها هم در نهایت به یکی از خنده‌دارترین، عجیب‌ترین و در عین حال لذت‌بخش‌ترین قصه‌های این فرنچایز تبدیل می‌شود. در بخش مهیج دیگر، فیلم با تاکید بر اهمیت ساده‌ رویاپردازی و خلق جهان‌ها و شخصیت‌های خیالی توسط کودکان با اسباب‌بازی‌هایشان، ترفندهای بصری فوق‌العاده جدیدی را برای این لحظات به نمایش می‌گذارد. هنگام بازی کردن بانی، سبک انیمیشن ناگهان به فرمی ساختارشکنی‌شده و کودکانه تغییر می‌کند؛ تمهیدی که به بیننده اجازه می‌دهد مستقیما به کهکشان ذهن بانی سفر کند و اسباب‌بازی‌ها را در قالب بازیگران یک نمایش بزرگ فانتزی ببیند.

در کلام آخر، باید گفت که انیمیشن داستان اسباب بازی ۵ از ابتدا تا انتها، ضیافتی از فانتزی، شوخ‌طبعی و احساس است که به بزرگسالان اجازه می‌دهد بدون لکنت، با کودک درون خود آشتی کنند. لحن فیلم با لطیفه‌های سریع، زنده و پویا نگه داشته می‌شود، اما هرگز از سنگینی وزنه عاطفی خود که محصول همدلی عمیق با رنج‌های جسی، بانی، بلیز (Blaze) و لیلی‌پد است، نمی‌کاهد. در دورانی که هالیوود و به‌ویژه دیزنی به دلیل اتکای مفرط و کاسب‌کارانه به بازسازی‌ها و دنباله‌ها تحت فشار افکار عمومی قرار دارند، این فیلم هنر اصیل پیکسار اصیل را به رخ کشیده است. از طرفی، با اینکه فیلم با یک نقطه پایان زیبا و آرامش‌بخش برای برخی از خطوط داستانی شخصیت‌های کلیدی به اتمام می‌رسد، اما ظاهرا این پایان کار این جهان داستانی نخواهد بود و درها برای ادامه روایت ماجراهای اسباب بازی‌ها کماکان باز است.


8.5 عالی
انیمیشن Toy Story 5 با ایجاد پلی میان نسلی که با اندی بزرگ شدند و نسل امروزی، نشان داد که عبور از گذشته هرگز به معنای فراموش کردنِ زیبایی‌های آن نیست. این اثر، خط باطلی بر طلسم خسته‌کننده بودن دنباله‌های سینمایی می‌کشد و ردی ماندگار بر قلب کودک درون همه ما بر جای می‌گذارد.
  • بازگشت به اوج احساس و کمدی
  • جسارت در روایت و شخصیت‌پردازی
  • بررسی چالش‌های فضای مجازی برای کودکان
  • نوآوری‌های بصری و هنری
  • بازگشت به اصالت و ریشه‌ها
  • افت ریتم در پرده اول
  • شباهت ساختاری با نسخه اول

مطالب مرتبط

دیگران نیز خوانده‌اند

نظرات

دیدگاه خود را اشتراک گذارید

2 دیدگاه
جدیدترین
قدیمی‌ترین بیشترین رای