-
0/10
بدون معطلی به تماشای این پنج قسمت از سریال ریک و مورتی بپردازید!
برترین قسمتهای این مجموعه
در دنیایی که بیشتر سریالها بعد از چند فصل یا تکراری میشوند یا بیسروصدا ناپدید، سریال ریک و مورتی با سماجتی عجیب به مسیر خودش ادامه داده و هنوز هم بلد است همزمان بخنداند، شوکه کند و گاهی هم وسط این همه هرجومرج، یک جمله جدی تحویل مخاطب بدهد. این مجموعه نه فقط یک کمدی علمیتخیلی، بلکه نمونهای از این است که چطور میشود مرزهای شوخی، پارودی و معنا را با هم قاطی کرد و چیزی ساخت که بعد از سالها هنوز حرف برای گفتن داشته باشد.
اگر قرار باشد یک نمونه از دوام عجیب و غریب در تلویزیون معاصر نام برده شود، سریال ریک و مورتی بدون دردسر در همان ردیف اول میایستد. بعد از گذشت حدود دوازده سال از شروع پخش، این انیمیشن بزرگسالانه نهتنها از نفس نیفتاده، بلکه با هشت فصل منتشرشده و چند فصل دیگر در راه، هنوز هم مثل یک آزمایشگاه دیوانهوار ایدهها کار میکند. داستان از همان ابتدا روی دوگانه پرتنش Rick Sanchez نابغه خودویرانگر و Morty Smith نوه مضطربش بنا شد؛ زوجی که ریشه شان به یک وبسری کوتاه و شوخی با Back to the Future برمیگردد، اما خیلی زود از سایه همان پارودی بیرون آمدند و هویت مستقل خودشان را ساختند. Adult Swim هم بدش نیامد این ترکیب خطرناک را تبدیل به یکی از پرچمدارهایش کند، چون ظاهرا تلویزیون همیشه به کمی هرجومرج حسابشده نیاز دارد.
در طول این سالها، سریال ریک و مورتی تقریبا هر گوشه فرهنگ عامه و علمیتخیلی را دست انداخته، از Jurassic Park و Inception گرفته تا A Nightmare on Elm Street و The Avengers و Mad Max. شوخیهای گاهی کودکانه، نگاه بیرحمانه به کلیشهها و همان رگه متای آشنای Dan Harmon باعث شده سریال همزمان هم مسخرهبازی باشد و هم آینهای برای خود ژانر. با اینهمه، لابهلای این شلوغی و اغراق، گاهی لحظههایی پیدا میشود که غیرمنتظره جدی و حتی تاثیرگذارند و یادآوری میکنند زیر این لایه از دیوانگی، هنوز حرفی برای گفتن وجود دارد. همین ترکیب نامتعادل اما زنده است که این مجموعه را به یکی از خلاقانهترین انیمیشنهای جریان اصلی امروز تبدیل کرده و باعث میشود هر فصلش هنوز برای مخاطب کنجکاوی واقعی بسازد، حتی اگر دنیا از کمبود پارودی و شوخی اشباع شده باشد.
Rixty Minutes
فصل۱، قسمت ۸
اپیزود Rixty Minutes از فصل اول، نقطهای مهم در شکلگیری هویت سریال ریک و مورتی بهشمار میآید؛ جایی که مجموعه برای اولینبار نشان میدهد تا چه حد حاضر است با ساختارهای آشنا بازی کند و آنها را به نفع شوخی، تجربه و ایدههای عجیب از نو بسازد. ایده تلویزیون بینبعدی در ظاهر فقط بهانهای برای ردیفکردن مجموعهای از کلیپهای مضحک است، اما در عمل تبدیل میشود به ویترینی از تخیل افسارگسیخته نویسندگان. هر کانالی که Rick و Morty عوض میکنند، جهانی تازه با قوانین خاص خودش را نشان میدهد؛ جهانهایی که گاهی فقط برای یک شوخی چندثانیهای وجود دارند، اما همان چند ثانیه کافی است تا حس بینهایتبودن این چندجهانی را به تماشاگر منتقل کند. نکته جالب این است که بخش زیادی از این صحنهها حالوهوای بداهه دارد و همین حس رها و پیشبینیناپذیر، به انرژی قسمت جان تازهای میدهد.
در کنار این آشوب خلاقانه، خط داستانی خانواده هم بهطور زیرپوستی پیش میرود و به قسمت عمق احساسی میدهد. Jerry و Beth و Summer با دیدن نسخههای دیگر خودشان، وارد چرخهای از مقایسه، حسرت و تردید میشوند و برای لحظهای با این سوال روبهرو میشوند که اگر انتخابهای دیگری کرده بودند، آیا واقعا خوشحالتر بودند یا نه. این بحران کوتاه اما معنادار، تعادل جالبی با بیخیالی Rick و Morty ایجاد میکند که ترجیح میدهند بهجای فکرکردن به مسیرهای نرفته، فقط از تماشای این سیرک بین بعدی لذت ببرند. همین تقابل ساده، یکی از تمهای همیشگی سریال را پررنگ میکند: این که دانستن همه احتمالها لزوما آرامش نمیآورد.
Rixty Minutes همچنین پایهگذار سنتی شد که بعدها هم در سریال تکرار شد و هر بار به شکلی تازه برگشت. شوخیهایی مثل فروشگاه Ants in my Eyes Johnson یا تریلر اغراقآمیز Two Brothers فقط جوکهای گذرا نیستند، بلکه نمونهای از این هستند که چطور سریال میتواند فرهنگ رسانهای را در چند ثانیه خلاصه و مسخره کند. در نهایت، این اپیزود ثابت میکند سریال ریک و مورتی فقط بهدنبال خنداندن نیست، بلکه بلد است از دل شلوغی و بینظمی، هم نقد رسانه بسازد و هم یک مکث کوتاه برای فکرکردن به این که زندگی، در هر بعدی، چقدر میتواند هم خندهدار باشد و هم ترسناک.
Pickle Rick
فصل۳، قسمت ۳
اپیزود Pickle Rick بدون شک به یکی از شناختهشدهترین و محبوبترین قسمتهای سریال ریک و مورتی تبدیل شده و حتی تبدیل به یک میم فراموشنشدنی در فرهنگ اینترنتی شده است. منتقدانی که این قسمت را صرفا یک شوخی بیمزه میدانند، معمولا نکته اصلی داستان را از دست میدهند؛ Rick که خود را به خیارشور تبدیل میکند، در واقع نمونهای افراطی از همان رفتار کودکانهای است که همیشه باعث مشکلاتش با خانواده میشود. او سعی دارد Morty را قانع کند که این تغییر، پیشرفتی علمی شگفتانگیز است، اما Morty تنها میتواند با ناامیدی نگاه کند و ببیند این تجربه، چیزی جز فرار از جلسه درمانی خانواده نیست. این شوخی کودکانه به شکل هوشمندانهای نقدی است بر خود Rick و طرز فکرش درباره تغییر و رشد شخصی.
در طول این قسمت، Rick که حالا به خیارشور تبدیل شده، وارد ماجراجوییای پیچیده میشود که او را به فاضلابها و دنیایی پر از خطر میبرد. او با استفاده از هوش خود، از بدن موشها دستوپاهای موقت میسازد و پس از نبردهای نفسگیر در یک مرکز امنیتی سری، مانند یک فیلم John Wick، گروهی از محافظان و آدمکشها را شکست میدهد و در نهایت سر از جلسه درمانی خانواده درمیآورد. این قسمت نشان میدهد Rick تا چه حد حاضر است خود را درگیر ماجراهایی خستهکننده و عملاً بیفایده کند، فقط برای فرار از مواجهه با مشکلات واقعی و احساسات خود.
Pickle Rick خلاصهای کامل از ذات سریال ریک و مورتی است: مجموعهای درباره نابغهای علمی که با استفاده از هوش و اختراعاتش سعی میکند با مشکلات عاطفی و رابطه با خانوادهاش روبهرو نشود، در حالی که مخاطب هم از شدت خلاقیت، خشونت اغراقشده و طنز سیاه او لذت میبرد. این اپیزود ترکیبی از طنز، دیوانگی علمی و نقد عمیق شخصیت است که نشان میدهد سریال نه فقط برای خنداندن، بلکه برای اندیشیدن هم ساخته شده است.
Auto Erotic Assimilation
فصل۲، قسمت ۳
اپیزود Auto Erotic Assimilation یکی از قسمتهای مهم و جذاب سریال ریک و مورتی است که دید خوبی از جنبههای تاریک و آسیبپذیر شخصیت Rick ارائه میدهد و همزمان با طنز علمیتخیلی خاص سریال، مخاطب را درگیر میکند. در این قسمت، Rick همراه Morty و Summer سفری را آغاز میکند که او را دوباره با شریک پیشینش، Unity، روبهرو میکند. Unity یک ذهن جمعی است که با کنترل بدن دیگر موجودات زندگی میکند و جمعیت یک سیاره را کاملاً تحت تسلط خود دارد.
این اپیزود علاوه بر روایت طنز و علمیتخیلی، به بررسی روابط پیچیده Rick با Unity هم میپردازد و نشان میدهد او در این رابطه نقش آسیبرسان دارد. در همین حال، Morty و Summer درمییابند وضعیت سیاره پیش از ورود Unity، حتی وخیمتر بوده و مشکلات زیادی میان مردم وجود داشته است. در کنار این داستانها، لحظات کمدی با شوخیهای هوشمندانه و ارجاعات به دیگر آثار سازنده سریال، مثل تقلید کوتاه از سریال Community، تماشاگر را سرگرم میکند.
نهایتاً، این قسمت با صحنهای تأملبرانگیز پایان مییابد که Rick برای لحظهای پشت نقاب همیشگی خود فرو میریزد و مخاطب را با عمق شخصیت و احساسات او مواجه میکند، بدون این که جزئیات حساس و نامناسب نمایش داده شود. این اپیزود نمونهای از ترکیب طنز، تعلیق و شخصیتپردازی عمیق در سریال ریک و مورتی است.
The Ricks Must Be Crazy
فصل ۲، قسمت ۶
اپیزود The Ricks Must Be Crazy یکی از برجستهترین نمونههای توجه سریال ریک و مورتی به مفاهیم علمیتخیلی پیچیده و خلاقانه است. داستان با یک مشکل ساده شروع میشود: باتری ماشین Rick خراب شده و باید تعمیر شود. اما این باتری چیزی فراتر از یک منبع انرژی معمولی است؛ یک باتری میکروجهان است، یعنی یک جهان کامل درون آن وجود دارد که روی سیارهای از موجودات بیگانه زندگی میکنند و فناوری gooble box را از Rick دریافت کردهاند تا انرژی لازم برای ماشین او تولید شود. مشکل این است که زمان در این میکروجهان سریعتر میگذرد و حالا یک دانشمند، Zeep Xanflorp، فناوری مینورس را توسعه داده است، یعنی دیگر نیازی به gooble box نیست.
وقتی Rick و Morty وارد این میکروجهان میشوند، با دانشمندی روبهرو میشوند که تازه فناوری تینیورس را کشف کرده و وقتی متوجه میشود کل جهانش فقط برای تأمین انرژی یک باتری در جهان دیگری ساخته شده، دست به خودکشی میزند و Rick و Zeep را در تینیورس محبوس میکند. این وضعیت باعث درگیری تلخ بین Rick و Zeep میشود، چرا که Zeep درمییابد Rick کل جهانش را تنها برای تأمین انرژی ماشین خود ساخته است.
پایان اپیزود تلخ و هوشمندانه است: Zeep مجبور میشود فناوری مینیورس خود را رها کند و مردمش برای همیشه به تولید انرژی برای Rick ادامه دهند. وقتی Rick و Morty به جهان خود بازمیگردند، Zeep درمییابد مردمش یا باید به کار ادامه دهند یا جهانش نابود شود، چرا که Rick باتری خراب را دور خواهد انداخت. این قسمت بهخوبی خودخواهی Rick را به نمایش میگذارد و Zeep را به عنوان آیینهای برای او معرفی میکند، نمونهای از اینکه سریال چگونه با طنز و علمیتخیلی پیچیده، شخصیتها و اخلاقیات را بررسی میکند.
The Ricklantis Mixup
فصل ۳، قسمت ۷
اپیزود The Ricklantis Mixup از فصل سوم سریال ریک و مورتی یکی از خلاقانهترین و پیچیدهترین قسمتهای مجموعه بهشمار میرود. با وعده Rick به Morty برای یک ماجراجویی مستقل در شهر گمشده آتلانتیس آغاز میشود، اما به سرعت داستان مسیر غیرمنتظرهای پیدا میکند: نسخههای جایگزین Rick و Morty از Citadel of Ricks سر میرسند و برای کمک مالی به بازسازی سیتادل درخواست میکنند. وقتی Rick و Morty اصلی از کمک خودداری میکنند و به خرابکاری گذشته خود اشاره میکنند، تمرکز اپیزود از داستان ماجراجویی اصلی به مجموعهای از روایتهای مستقل در سیتادل منتقل میشود، که به نوعی یک آنتولوژی در دل سریال محسوب میشود.
این اپیزود شخصیتهای متنوع و زندگیهای متفاوت Ricks و Mortys را معرفی میکند؛ از Cop Morty دنیا دیده و همکارش، Rookie Cop Rick، تا داستان کارخانه Simple Rick که در آن تلاش یکی از کارگران برای آزادی به تراژدی وحشتناکی ختم میشود. نکته مهم و تاثیرگذار، ماجرای Morty نامزد ریاستجمهوری سیتادل است که در ابتدا به نظر یک سیاستمدار ساده و خوشقلب میآید، اما در پایان شوکهکننده، چند مشاور خود را از Shadow Council of Ricks حذف میکند و مشخص میشود که این Morty همان Evil Morty معرفیشده در پایان فصل اول است.
ترکیب این پایان غافلگیرکننده، داستانهای دلخراش نسخههای مختلف و نوآوری در روایت آنتولوژی باعث میشود The Ricklantis Mixup به یکی از قویترین و ماندگارترین قسمتهای سریال ریک و مورتی تبدیل شود، اپیزودی که هم عمق سیاسی و اجتماعی دارد و هم خلاقیت علمیتخیلی و طنز تند سریال را به نمایش میگذارد.
سریال ریک و مورتی بیش از آنکه صرفاً یک انیمیشن طنز بزرگسالانه باشد، به تجربهای پیچیده و چندلایه تبدیل شده که میتواند هم مخاطب را سرگرم کند و هم او را به تأمل وادارد. از ماجراهای دیوانهوار بینبعدی گرفته تا تراژدیها و بحرانهای اخلاقی در Citadel، هر اپیزود فرصتی برای ترکیب طنز، تعلیق و نقد اجتماعی فراهم میکند. شخصیتهای سریال، بهویژه Rick، با تضاد میان نابغه بودن و آسیبپذیری، و Morty با بیگناهی و تردید، نشان میدهند که حتی در دنیایی پر از اختراعات علمیتخیلی و هرجومرج، پیامد انتخابها و روابط انسانی اهمیت بالایی دارد.
این سریال با خلاقیت بیحد و مرز، لحظات خندهدار و غیرمنتظره را با صحنههای عاطفی و فلسفی ترکیب میکند و مخاطب را درگیر تحلیلهای پیچیده درباره شخصیتها و رفتارهایشان میکند. طنز دیوانهوار، ارجاعات فرهنگی و پارودیهای خلاقانه، همه در کنار لحظاتی که Rick و Morty با مشکلات عاطفی و اخلاقی خود روبهرو میشوند، تجربهای منحصر به فرد ارائه میدهد که کمتر انیمیشنی توانسته به آن برسد. اگر شما هم طرفدار این مجموعه هستید، فرصت دارید برداشتها و تحلیلهای خود را با دیگران به اشتراک بگذارید و در گفتوگویی هیجانانگیز درباره جزئیات و رازهای این دنیای علمیتخیلی و طنزآلود شرکت کنید، تجربهای که هم خندهدار و هم تأملبرانگیز است و مخاطب را ساعتها با خود همراه میکند.

نظرات
دیدگاه خود را اشتراک گذارید