-
0/10
نقد فیلم Shelter – پناهگاه
نبردی در اسکاتلند
فیلم پناهگاه (Shelter)، جدیدترین اثر جیسون استاتهام، ترکیبی از سکانسهای رزمی هیجانانگیز و داستانی آشنا و کلیشهای است. در این مقاله به نقد و بررسی فیلم میپردازیم و تمام نکات مثبت و منفی این اثر سینمایی را مرور کنیم.
به عنوان یک منتقد، همیشه با تماشای یک فیلم جدید از جیسون استاتهام (Jason Statham)، تا حدودی میدانم باید منتظر چه چیزیهایی باشم. فرمول فیلمهای او اغلب مشخص است؛ قهرمانی سرسخت و کمحرف که گذشتهای مرگبار دارد و در حالی که به دنبال یک زندگی آرام و بیدغدغه است، اما به یک باره به خاطر یک توطئه، او ناخواسته دوباره به میدان نبرد میآید. فیلم پناهگاه (Shelter) نیز دقیقا از همین الگو پیروی میکند. با این حال، فیلم بر این حقیقت هم تاکید دارد که انسان، موجودی تنها و جدا افتاده نیست و نمیتواند تا ابد در پیله تنهایی خود باقی بماند؛ حقیقتی که هم درونمایه و مضمون اصلی داستان است و هم در جغرافیای جزیرهای و منزوی آن به شکلی عینی به تصویر کشیده شده است.
داستان فیلم «شلتر» ما را با مایکل میسون با بازی جیسون استاتهام همراه میکند؛ یک آدمکش نخبه و سابق دولت بریتانیا که در جزیرهای دورافتاده و دلگیر در سواحل اسکاتلند، به نوعی تبعید خودخواسته تن داده است. در این انزوا، تنها همدم او سگ وفادارش است و برای گذران وقت، با خودش شطرنج بازی کرده و طراحی میکند. به نظر من، آن سکانسهایی که دریای بیکران این جزیره را نشان میدهند و گفتوگوهای یکطرفهاش با سگ وفادارش، به خوبی حس تنهایی و جدایی او از کل دنیا را القا میکند.
این آرامش دوام زیادی ندارد و با ورود یک دختربچه یتیم و باهوش به نام جسی با بازی بودی ری برثنک (Brody Ray Birthneck) به هم میریزد. در یکی از روزها، قایق عموی جسی که برای میسون غذا میآورد، در طوفان گرفتار شده و در یک سکانس که کمی هم نامعقول به نظر میرسد، عمویش از او میخواهد با یک قایق پارویی کوچک به دل امواج سهمگین بزند! راستش را بخواهید، این تصمیم به جای اینکه راهکار منطقی باشد، بیشتر شبیه به یک بیمبالاتی بزرگ بود. با این حال، باید اعتراف کنم که تماشای نبرد استاتهام، در نقش یک غواص حرفهای سابق، با دریا در حالی که یک ژاکت بافتنی ساده به تن دارد، لذت خاصی داشت.
با زخمی شدن جسی، میسون مجبور میشود انزوای خود را بشکند و برای یافتن تجهیزات پزشکی به دل جامعه بازگردد. از همین نقطه است که داستان اصلی آغاز شده و پای گروهی از بازیگران بزرگ و مورد احترام سینمای بریتانیا از جمله بیل نایی، نائومی آکی و هریت والترز به فیلم باز میشود. آنها به ترتیب در نقشهای رئیس سابق MI6 (استیون منیفورت)، جانشین او (روبرتا فراست) و نخستوزیر (فوردهام) در فیلم هنرنمایی میکنند که حضورشان، وقار و سنگینی خاصی به فیلمی بخشیده است.
اما متاسفانه فیلم «پناهگاه» (Shelter) درست از جایی ضربه میخورد که باید نقطه قوتش میبود! فیلمنامه این اثر که توسط وارد پری (Ward Parry) به رشته تحریر درآمده، چنگی به دل نمیزند. این فیلمنام مجموعهای از کلیشههای نخنما شده ژانر جاسوسی است که گویا دیالوگهای آن از صدها فیلم مشابه دیگر قرض گرفته شده و چه بسا بدون هماهنگی، به اجبار کنار هم چیده شدهاند. انگار نویسنده فهرستی از جملات پیشپاافتاده در فیلمهای اکشن را جلوی خود گذاشته و بدون هیچ ظرافت یا خلاقیتی، آنها را در دهان شخصیتها قرار داده است. بر این اساس، داستانی که باید ذهن مخاطب را از ابتدا تا انتها به خود درگیر میکرد، هیچ غافلگیریای ندارد؛ گویا فیلمساز به توانایی تماشاگر برای درک مفاهیم تلویحی باور ندارد و ترجیح میدهد همه چیز را با دیالوگهای مستقیم برای مخاطب بیان کند!
با تمام این حرفها، لحظات امیدوارکننده و جذابی هم در فیلم به چشم میخورد. همان وقتهایی که استاتهام را میبینیم که دیگر آن ماشین کشتار همیشگی نیست و پشت نگاه سردش، میتوانیم طیفی از احساسات، نگرانی و محبت پدرانهاش به آن دختر را حس کنیم؛ واقعا دلگرم کننده است. رابطه جیسون با جسی آنقدر خوب از آب درآمده که ناخودآگاه من را به یاد زوج بهیادماندنی فیلم «لئون» (León) انداخت. البته، باید در نظر داشت که فیلم پناهگاه، لئون نیست و ظاهرا فیلمساز از این رابطه عمیق ترسیده و به جای پر و بال دادن به آن و اعتماد به بازی استاتهام، با چند دیالوگ پیشپاافتاده، کل حس و حال خوب ماجرا را خراب کرده و متاسفانه فیلمنامه را به همین راحتی هدر داده است.
با این حال، فیلم Shelter در زمین بازی اصلی خود، یعنی سکانسهای اکشن، عملکرد خیرهکنندهای دارد. کارگردان، ریک رومن وا (Ric Roman Waugh)، که تجربه ساخت آثاری چون «سقوط آنجل» (Angel Has Fallen) را در کارنامه دارد، مبارزاتی خشن، خلاقانه و نفسگیر را به تصویر کشیده است. از نبرد در جزیره که یادآور نسخه بزرگسالانه «تنها در خانه» (Home Alone) است، گرفته تا درگیریهای تنبهتن که آنچنان بیرحمانه و واقعی به نظر میرسند که گاها نگران حال قهرمان داستان هم میشوید! در این میان، طراحی صدا و موسیقی متن کوبنده، هیجان این سکانسها را دو چندان کرده و به حفظ ریتم فیلم کمک شایانی کردهاند.
در نهایت، فیلم سینمایی پناهگاه یک فیلم اکشن استاندارد دیگر در کارنامه استاتهام است که تمام انتظارهای اولیه طرفداران را برآورده میکند. حضور بازیگران کاریزماتیک و سکانسهای اکشن هیجانانگیز، همگی از نقاط قوت آن به شمار میروند. اما متاسفانه، این فیلم قربانی فیلمنامه ضعیف و مملو از دیالوگهای خستهکننده شده که همه استعداد و درخشش بازیگرانش را خراب میکند.
بازی درخشان بازیگران
سکانسهای اکشن هیجانانگیز
تعامل بینظیر جیسون و جیسی
صدا و موسیقی متن تاثیرگذار
فیلمنامه ضعیف و کلیشهای
دیالوگهای پیشپاافتاده و سطحی
شخصیتپردازی ضعیف
روایت ساده داستان

نظرات
دیدگاه خود را اشتراک گذارید