-
0/10
فیلم نوا (Nova) در دنیای سینمایی مارول، بهترین فرصت را برای به روایت فاجعه ناگفته قتلعام زاندار به دست تانوس (Thanos) فراهم کرده است. حال، سوال اصلی این است که آیا این با نمایش مرگبارترین جنایت تانوس، میتواند یکی از تاریکترین آثار مارول را به سینما بیاورد؟
هشت سال از روزی که تانوس با بشکن معروف خود نیمی از کیهان را به خاکستر تبدیل کرد میگذرد، اما ما طرفداران پر و پا قرص مارول خوب میدانیم که سیاهترین جنایت او هرگز روی پرده سینما نقش نبست. در تمام این سالها، استودیوی مارول با زیرکی تمام از نمایش قتلعام بیرحمانه سپاه نوا (Nova Corps) و ویرانی مطلق سیاره زاندار (Xandar) شانه خالی کرده بود تا این فاجعه تنها به عنوان یک دیالوگ گذرا در جنگ ابدیت (Infinity War) باقی بماند. با این حال، با تایید رسمی ساخت فیلم اختصاصی شخصیت نوا توسط مارول، به نظر میرسد زمان فرار دیگر به پایان رسیده و قرار است سرانجام با این پرونده خونین و مسکوتمانده روبهرو شویم. این پروژه جدید، خط پایانی بر تمام محافظهکاریهای همیشگی استودیو خواهد بود و قطعه گمشده پازل جنایات تایتان دیوانه را پس از یک دهه سر جای خود قرار خواهد داد.
در حالی که هنوز اطلاعات چندانی از جزئیات داستانی فیلم به بیرون درز نکرده، اما میدانیم که سکان نویسندگی آن در دستان مایکل والدرون (Michael Waldron) است؛ همان نویسنده کارکشتهای که آثاری چون لوکی (Loki) و پروژه انتقام جویان: روز نابودی (Avengers: Doomsday) را در کارنامه دارد. با توجه به اینکه اکران فیلم نوا به دوران پس از حماسه چندجهانی موکول شده، بعید است که خط زمانی آن به قبل از رویداد جنگهای مخفی (Secret Wars) برگردد. اما فارغ از اینکه داستان در چه زمانی روایت میشود، فیلم باید رسالتی مهم را به دوش بکشد و به آن فاجعه هولناکی بپردازد که در جنگ ابدیت تنها در قالب چند کلمه از آن یاد شد. در این مقاله، بررسی میکنیم که فیلم نوا چگونه میتواند با نمایش جنایت ناگفته تانوس و تولد آخرین بازمانده از میان خاکسترهای زاندار، به تاریکترین اثر دنیای سینمایی مارول (MCU) تبدیل شود. در ادامه، همراه رسانه سرگرمی باشید.
نمایش یک قتلعام ناگفته؛ وقتی تانوس سپاه نوا را به خاک و خون کشید
بیایید به همان سکانسهای طوفانی و آغازین جنگ ابدیت برگردیم؛ جایی که تانوس و فرقه سیاه (Black Order) به سفینه بازماندگان آزگارد یورش بردند. آنها در کمال خونسردی آزگاردیها را قتلعام کردند، جان هایمدال (Heimdall) و لوکی (Loki) را گرفتند و سنگ فضا را به چنگ آوردند. اما دلیل اینکه تایتان دیوانه توانست به این راحتی قهرمانان قدرتمندی مثل ثور (Thor) و هالک (Hulk) را در هم بکوبد، چیز دیگری بود. در واقع، او پیش از رسیدن به این سفینه، سنگ قدرت را به دست آورده بود. همان سنگی که در پایان نگهبانان کهکشان (Guardians of the Galaxy) برای امنیت بیشتر به سپاه نوا سپرده شد. طبق دیالوگهای فیلم، تانوس پیش از حمله به آزگاردیها، سیاره زاندار را با خاک یکسان کرده، سپاه نوا را در هم شکسته و سنگ را دزدیده است؛ اما تمامی این فجایع خارج از کادر دوربین اتفاق افتاد.
نابودی زاندار یک نقطه عطف تاریخی و ویرانگر در دنیای سینمایی مارول محسوب میشود و به همین دلیل، هضم این موضوع که چنین واقعه عظیمی صرفا در پشت صحنه رخ داده، برای طرفداران بسیار دشوار است. از آن زمان تا امروز، هواداران سوالات بیپاسخ زیادی درباره محاصره زاندار دارند و از آنجا که دیگر خبری از سپاه نوا نشد، منطقی است که فرقه سیاه در آن نبرد، نسل آنها را منقرض کرده باشد. با این حال، خبر خوب این است که باالخره پاسخی برای این ابهامات دریافت میکنیم. مایکل والدرون (Michael Waldron) در مصاحبهای درباره فیلم نوا (Nova) و نابودی این سپاه، به نکتهای کلیدی اشاره کرد: «آنها باید با این قضیه دست و پنجه نرم کنند… بالاخره یک نفر باید بایستد و تاوان این اتفاق را بگیرد.»
شاید این صحبتها در نگاه اول مبهم به نظر برسند، اما یک پیام روشن دارند؛ اینکه سایه سنگین جنایت خاموش تانوس، بر سرتاسر فیلم نوا سنگینی خواهد کرد. چه این نبرد عظیم را مستقیما روی پرده سینما ببینیم و چه شخصیتها در طول داستان درباره عواقب آن صحبت کنند، این فیلم سرانجام یکی از خشنترین مقاطع زندگی تانوس را در کانون توجه قرار میدهد؛ حتی اگر بیش از هشت سال از آن روزهای تاریک گذشته باشد.
تولد یک ابرقهرمان از دل خاکستر؛ آیا نوا تاریکترین فیلم مارول خواهد بود؟
اگرچه ایده پرواز و ماجراجوییهای کیهانی ریچارد رایدر در میان ستارگان روی کاغذ بسیار هیجانانگیز و سرگرمکننده به نظر میرسد، اما کنایههای والدرون خبر از اتمسفری به مراتب سنگینتر میدهد. در واقع، بعید نیست که نوا به یکی از تاریکترین و سیاهترین فیلمهای تاریخ مارول تبدیل شود. اگر به دنیای کمیکها نگاهی بیندازیم، ریچارد رایدر یک جوان زمینی است که توسط آخرین عضو در حال مرگ سپاه نوا (پس از یک قتلعام گسترده) برای دریافت قدرتها انتخاب میشود. این خط داستانی که بارها در فرمهای مختلف بازنویسی شده، هسته اصلی و نقطه شروع شکلگیری شخصیت نوا در کمیکهاست و به نظر میرسد بهترین مسیر برای ورود او به دنیای سینمایی مارول خواهد بود.
با توجه به اینکه سپاه نوا پیشتر در جریان وقایع ناگفته داستان توسط تانوس به مرز انقراض کشیده شده، این ایده کاملا با شرایط فعلی دنیای سینمایی مارول همخوانی دارد و فرصت عالی و منطقیای را برای معرفی یک ابرقهرمان جدید فراهم میکند. در این سناریو، ریچارد رایدر میتواند درست در میان ویرانههای تاریک و خاکسترهای بهجامانده از حمله بیرحمانه تانوس به سیاره زاندار، توسط آخرین عضو در حال مرگ این ارتش، به عنوان آخرین امید و تنها نوای بازمانده برگزیده شود. این اتفاق ناگهانی، نهتنها قدرتهای کیهانی بینظیری را به او منتقل میکند، بلکه هدف بزرگ خونخواهیِ سپاه از دست رفته را با تمام قوا در وجود او بیدار میکند. او حالا موظف است بار سنگین میراث یک سازمان نابودشده را به تنهایی بر دوش بکشد. در حقیقت، با کنار هم قرار دادن این سرنخها متوجه میشویم که ریچارد رایدر همان یک نفری است که طبق گفته مایکل والدرون، باید قد علم کند و مستقیما با فاجعه نابودی سپاه نوا روبهرو شود.
اگر فیلم این سناریو را در پیش بگیرد، شاهد تضاد فوقالعادهای با اتمسفر رنگارنگ و لحن نسبتا کمدی نگهبانان کهکشان خواهیم بود. قهرمان داستان ما با انگیزه خونخواهی هزاران جان باخته قدم به میدان میگذارد. او نهتنها باید با سایه سنگین شکست سازمانش در برابر تانوس کنار بیاید، بلکه باید از میان ویرانههایی که تایتان دیوانه به جا گذاشته، حقیقت را کشف کرده و سازمان را از نو متولد کند. تماشای رایدر در حالی که در زمینهای بایر و ویرانههای زاندار قدم میزند و به دنبال کشف حقیقت است، میتواند اتمسفری گیرا و تکاندهنده خلق کند.
حال، تصور کنید سازندگان مارول جسارت به خرج دهند و در همان ابتدای فیلم، فلاشبکی مستقیم از روز محاصره زاندار را به تصویر بکشند. تماشای مرگ دلخراش شخصیتهایی مانند رومن دی (Rhomann Dey) با بازی جان سی ریلی و ایرانی رائل (Irani Rael) با نقشآفرینی گلن کلوز که پیشتر با آنها آشنا شده بودیم، میتواند شوک احساسی خاصی را به بیننده وارد کند. شروع فیلم با این نت سنگین و تراژیک، به هواداران ثابت خواهد کرد که ماجراجوییهای نوا قرار است به مراتب تاریکتر، عمیقتر و نفسگیرتر از چیزی باشد که از یک اثر ابرقهرمانی معمولی انتظار میرود.
در نهایت، ساخت فیلم اختصاصی نوا نویدبخش جبران یکی از بزرگترین خلأهای داستانی مربوط به جنایات تانوس در فیلم جنگ ابدیت است. از آنجایی که سکان نویسندگی این پروژه در دستان مایکل والدرون قرار گرفته، انتظارات از این فیلم به مراتب بالاتر رفته است؛ چرا که او باید مستقیما عواقب قتلعام سپاه نوا و ویرانی سیاره زاندار را به شکلی باورپذیر نشان دهد. از طرفی، داستان ریچارد رایدر به عنوان آخرین عضو زنده این سپاه، با مفاهیمی چون انتقام و بازسازی گره خورده که لحن فیلم را حسابی جدی میکند. اما آیا مارول جسارت نمایش مستقیم این قتلعام خونین را در قالب فلاشبک خواهد داشت؟ و آیا ریچارد رایدر میتواند بهتنهایی بار سنگین این انتقام کیهانی را به دوش بکشد؟ برای یافتن پاسخ این سوالات، چارهای نداریم جز اینکه تا زمان اکران رسمی این اثر متفاوت در فازهای بعدی دنیای سینمایی مارول منتظر بمانیم.
لازم به ذکر است که تاریخ دقیق اکران فیلم اختصاصی نوا (Nova) هنوز به صورت رسمی از سوی استودیو مارول اعلام نشده است. با این حال، همانطور که پیشتر اشاره شد، انتظار میرود این اثر پس از پایان حماسه چندجهانی و وقایع فیلم انتقام جویان: جنگهای مخفی (Avengers: Secret Wars)، همزمان با آغاز فاز بعدی مارول روی پرده سینماها برود. گفتنی است که این استودیو در فاز بعدی دنیای سینمایی، تمرکز ویژهای روی معرفی و حضور گروه مردان ایکس (X-Men) خواهد داشت.
در پایان این مقاله، دیدگاه شما در رابطه با روایت قتلعام زاندار در فیلم Nova چیست؟ آیا موافق هستید که مارول این جنایت تاریک تانوس را به صورت فلاشبکهای مستقیم به تصویر بکشد؟ به نظر شما، آیا این بزرگترین اشتباه استودیو بود که حالا میخواهند با فیلم نوا آن را لاپوشانی کنند، یا فکر میکنید روایت این داستان در یک فیلم مستقل ایده بهتری است؟ فراموش نکنید که نظرات شخصی و تئوریهای خود را با ما و دیگر کاربران رسانه سرگرمی به اشتراک بگذارید.

نظرات
دیدگاه خود را اشتراک گذارید