-
0/10
سرانجام مارول با انتشار کتاب آناتومی به سالها بحث درباره بینایی و قدرت تمرکز و ادراکی دردویل (Daredevil) پایان داد؛ قدرتی که حتی مرد عنکبوتی هم به آن غبطه میخورد!
در میان قهرمانان تراز اول دنیای مارول، دردویل همیشه یک استثنا بوده است. او نه قدرت بدنی هالک (Hulk) را دارد و نه از تکنولوژی استارک برخوردار است، اما آنچه او را به کابوس تبهکاران محله هلز کیچن تبدیل کرده، پارادوکسی است که در وجودش نهفته است. در واقع، قدرت او دقیقا از دل یک معلولیت زاده شده است. مت مورداک (Matt Murdock) شاید چشمانش را در یک حادثه تراژیک از دست داده باشد، اما همان حادثه و همان نقطه ضغف، او را به چیزی فراتر از یک انسان بینا تبدیل کرده که حتی از برخی ابرقهرمانان از جمله اسپایدرمن هم قویتر است.
از توهم بصری تا واقعیت علمی؛ دردویل دقیقا چگونه میبیند؟
سالها بود که میان طرفدارهای پروپاقرص مارول بر سر چگونگی دیدن دردویل اختلاف نظر وجود داشت. برخی تصور میکردند او تصاویر را به صورت هالههای آتشین میبیند و برخی دیگر فکر میکردند او اصلا دنیای اطراف خود را نمیبیند و فقط بر اساس صدا، حرکت میکند. در میان گمانهزنیها، سرانجام مارول در کتاب تحلیلی آناتومی مارول (Marvel Anatomy) که از زبان دانشمندان واکاندا (Wakanda) روایت میشود، به این ابهامات پایان داد و پرده از راز اصلی دردویل برداشت. واقعیت این است که مت مورداک (Matt Murdock) به معنای کلاسیک کلمه چیزی را نمیبیند. مغز او به کمک حواس تقویتشده خود، یک مدلسازی سهبعدی و تکرنگ از محیط انجام میدهد. این یعنی او در ذهن خود، نقشهای دقیق و لحظهای از تمام اشیاء و افراد پیرامونش دارد؛ نقشهای که برخلاف چشم انسان، نیازی به نور ندارد.
تحلیل قدرت؛ شعاع ۱۰۰ فوتی و پاشنه آشیل صوتی
طبق گزارشهای رسمی، حس راداری دردویل (Daredevil) تا شعاع ۱۰۰ فوتی، حدود ۳۰ متر، را به طور کامل پوشش میدهد. این عدد شاید در نگاه اول زیاد به نظر نرسد، اما وقتی بدانیم این پوشش به صورت ۳۶۰ درجه و با جزئیات میکروسکوپی است، متوجه برتری او نسبت به دیگر ابرقهرمانان دنیای مارول میشویم. او میتواند صدای تپش قلب یا تغییر جریان هوا را حس کند، چیزی که هیچ قهرمان بینایی حتی قادر به درک آن هم نیست.
اما هر قدرتی، بهایی دارد. تحلیلها نشان میدهد که بزرگترین نقطه قوت او، پاشنه آشیل او نیز است. از آنجایی که سیستم درک محیطی او بر پایه امواج صوتی و ارتعاشات بنا شده، عواملی محیطی از جمله بارانهای شدید یا شیشههای قطور ضدصدا میتوانند این رادار را مختل کنند. باران برای یک فرد بینا فقط دید را کمی تار میکند، اما برای دردویل (Daredevil)، مانند این است که کسی روی چشمانش پارچهای ضخیم بکشد؛ چرا که صدای برخورد هر قطره باران به زمین، مانند یک نویز شدید عمل کرده و تصویر ذهنی او را مخدوش میکند.
تقابل دو حس برتر؛ دردویل در برابر اسپایدرمن
جذابترین بخش تحلیل مارول، مقایسه حس راداری مت با حس عنکبوتی (Spider-Sense) معروف پیتر پارکر (Peter Parker) است. اگرچه هر دو حس وظیفه آگاه کردن قهرمان از خطرات پیرامون را دارند، اما تفاوتشان در اراده و کنترل است. حس عنکبوتی اسپایدرمن (Spider-Man) یک سیستم هشدار کاملا خودمختار و غریزی است. این بدان معنا است که پیتر کنترلی روی آن ندارد؛ این حس فقط زمانی که خطری در کمین باشد، مانند یک جرقه الکتریکی در سیستم عصبیاش ظاهر میشود. اما حس راداری دردویل یک ابزار فعال است. مت مورداک میتواند به اراده خود روی یک هدف خاص تمرکز کند، بوها را فیلتر کند یا حتی در یک اتاق شلوغ، فقط به صدای باز شدن قفل یک گاوصندوق گوش دهد.
بنابراین، بر اساس این کتاب، به نظر میرسد که حس راداری دردویل از حس عنکبوتی اسپایدی قدرتمندتر است. در حالی که حس عنکبوتی یک ابزار فوقالعاده برای بقا و دفاع است، حس راداری دردویل یک ابزار تهاجمی و شناسایی است. مت مورداک شاید نتواند مانند اسپایدرمن از خطرات غیبی جان سالم به در ببرد، اما تسلطی که او بر محیط اطرافش دارد، از او یک استراتژیست و مبارز ساخته که هیچ جزئیاتی از حواسش پنهان نمیماند. همین تفاوت ظریف است که او را به یکی از خطرناکترین و در عین حال انسانیترین قهرمانان مارول تبدیل کرده است.
در پایان این مقاله، نظر شما درباره برتری حس ادراکی و تمرکز دردویل (Daredevil) نسبت به حس عنکبوتی اسپایدرمن چیست؟ آیا با تحلیل علمی مارول موافق هستید یا فکر میکنید غریزه پیتر پارکر همچنان در میدان نبرد حرف اول را میزند؟ فراموش نکنید که نظرات شخصی خود را با ما و دیگر کاربران رسانه سرگرمی به اشتراک بگذارید.

نظرات
دیدگاه خود را اشتراک گذارید