-
0/10
بازگشت غافلگیرکننده جسیکا جونز در فصل دوم سریال دردویل: تولد دوباره (Daredevil: Born Again) حرف و حدیثهای زیادی به همراه داشته و آینده این ابرقهرمان را در هالهای از ابهام قرار داده است.
سرانجام همان اتفاقی که مدتها به گوش میرسد، رخ داد! جسیکا جونز (Jessica Jones)، کارآگاه بداخلاق و محبوب دنیای مارول، با بازی درخشان کریستن ریتر (Krysten Ritter)، رسما به قاب تلویزیون بازگشت. او در قسمت ششم فصل دوم با نام مرثیه (Requiem)، درست در لحظاتی قدم به دنیای مت مورداک (Matt Murdock) گذاشت که نیویورک تحت فشار نیروهای ویژه ویلسون فیسک ملقب به ایویتیاف (AVTF) به جهنمی برای پارتیزانها تبدیل شده است. فیسک که پس از مرگ همسرش، ونسا، به سیم آخر زده، در یک اشتباه استراتژیک، خانه جسیکا را هدف قرار میدهد؛ جایی که دختر کوچک او، دنیل حضور دارد. اما این بازگشت حماسی، با یک تبصره عجیب و نگرانکننده همراه بود که طعم شیرین دیدار دوباره با جسیکا را کمی تلخ کرد.
تناقض میان ابهت و ضعف؛ وقتی منطق روایی لنگ میزند
مارول در این قسمت با پارادوکس عجیبی روبرویمان میگذارد. از یک سو، جسیکا را میبینیم که با همان روحیه سرکش همیشگی، نیروهای ویژه فیسک را چنان تار و مار میکند که مخاطب به یاد سکانسهای نمادین «راهرو» در سریالهای کلاسیک مارول میافتد. از سوی دیگر، او در گفتوگویی با مت مورداک اعتراف میکند که از زمان تولد دخترش، قدرتهای فرابشریاش رو به افول گذاشته است. این دستکاری زودهنگام در تواناییهای جسیکا، بیش از آن که واقعا ضروری باشد، به نظر میرسد ابزاری است که نویسندگان برای تضعیف کردن یا به اصطلاح نرف کردن (Nerfing) شخصیت به کار بردهاند تا بتوانند تعادل قدرت را در دنیای واقعگرایانهتر دردویل حفظ کنند. این رویکرد که پیشتر در دنیای سینمایی مارول (MCU) بارها برای قهرمانان سطح بالا تکرار شده، حالا دامنگیر جسیکا شده است تا شاید تنش داستان به قیمت زیر سوال رفتن هویت ابرقهرمانی او حفظ شود.
مادری؛ موهبت یا بهانهای برای سلب قدرت؟
همین ابتدا خیالتان را راحت کنم! حتی با وجود قدرتهای ظاهرا رو به افول، جسیکا جونز هنوز هم یک ابرقهرمان قدرتمند و ترسناک است. با این حال، باید گفت که قدرتهای جسیکا از زمان معرفی خود در دنیای مارول نتفلیکس (Netflix) همواره با نوساناتی همراه بوده است. بخشی از آن به دلیل نویسندگی ناهماهنگ و سینوسی بود، اما اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) ناشی از سوءاستفادههای پرپل من (Purple Man) و دوران کودکی پرآسیبش نیز در این امر بیتاثیر نبود. جسیکا اغلب در حال جنگ با خودش بود و احساسات میتوانستند پتانسیل قدرت او را از مسیر اصلی خارج کنند. به نظر میرسد سریال تولد دوباره (Born Again) همان نوسانات را ادامه میدهد.
با این وجود، دردویل: تولد دوباره این بار دلیل کاملا متفاوتی برای کاهش قدرتهای او دارد. این سریال مادر شدن جیسکا را بهانهای برای این اتفاق میداند. البته که غیبت لوک کیج (Luke Cage) در یک ماموریت مخفی خارج از کشور هم این فشار روانی را دو چندان کرده است. از منظر داستانی، این انگیزهها قابل باور هستند و مارول در اینجا تنها نیست. مرد عنکبوتی (Spider-Man) هم در دو فرنچایز مختلف نشان داده که وضعیت روحی میتواند به طور مستقیم روی قدرتهای یک ابرقهرمان تاثیر بگذارد.
یک نکته جالب اینجا است که قدرت جسیکا درست آن لحظه که گروه ضدمراقبتهای شبانه به خانهاش حمله میکند، به اوج خودش میرسد. خودش هم به مت میگوید که حسابی از این اتفاق عصبانی شده است. این نشانه مهمی است؛ شاید محدودیتهای او بیشتر از آنکه جسمانی باشند، روان هستند. شاید ضعف او نه در ماهیچهها، بلکه در ذهنش نشسته است.
با این حال، اگر از این زاویه روانشناختی فاصله بگیریم و فرض کنیم که افت قدرت جسیکا ریشهای زیستی داشته باشد، ماجرا وارد قلمروی خطرناکی میشود. نهتنها هیچ پیشینهای در داستانهای کمیکبوکی جسیکا جونز برای این موضوع وجود ندارد، بلکه پیام ضمنی چنین روایتی میتواند بسیار مسئلهدار باشد. مارول یکبار پیش از این در این دام افتاده؛ جایی که بیوه سیاه (Black Widow) در انتقامجویان: عصر اولتران (Avengers: Age of Ultron) از ناباروریاش گفت و خود را هیولا خواند. آن دیالوگ تا امروز یکی از بحثبرانگیزترین لحظههای آن فیلم به شمار میرود. اکنون، اگر مارول بخواهد بگوید که یک زن صرفا با انتخاب مادر شدن، بخشی از قدرت و تواناییاش را از دست میدهد، این پیام از همان دام قدیمی سر در میآورد.
چشمانداز آینده؛ آیا جسیکا هنوز هم شکستناپذیر است؟
در نهایت، باید گفت که جسیکا جونز همچنان با تکیه بر هاله و ابهت خاص خود، یکی از وزنههای سنگین سریال دردویل محسوب میشود. مارول با هوشمندی، بخش زیادی از خشونت او را در این قسمت از دید دوربین پنهان کرد تا با استفاده از عنصر تخیل مخاطب، قدرت او را ویرانگرتر نشان دهد؛ اما اعتراف خود شخصیت به ضعف، سوالی بزرگ ایجاد میکند: آیا این شروعی بر پایان دوران طلایی جسیکا جونز است؟ باید اشاره کرد کاهش قدرت یک ابرقهرمان برای خلق تنش داستانی، ابزاری است که اگر درست به کار رود، میتواند داستان را جذابتر به تصویر بکشد، اما اگر صرفا بهعنوان راه فرار استفاده شود، نهتنها یک تصمیم داستانی بد است، بلکه خیانتی آشکار به شخصیتی که مدتهاست هواداران منتظر دیدن دوبارهاش بودهاند.
در پایان، دیدگاه شما درباره بازگشت جسیکا جونز به دنیای مارول و حضور در فصل دوم سریال دردویل: تولد دوباره (Daredevil: Born Again) چیست؟ آیا فکر میکنید کاهش قدرتهای او پس از مادر شدن، یک تصمیم داستانی درست بوده یا مارول دوباره همان اشتباه همیشگیاش را تکرار کرده است؟ فراموش نکنید که نظرات خود را با ما و دیگر کاربران رسانه سرگرمی در میان بگذارید.

نظرات
دیدگاه خود را اشتراک گذارید