-
0/10
دنیای رازآلود و پناهگاه زیرزمینی سریال سیلو (Silo) برایتان جذاب بوده است؟ پس خودتان را برای تماشای ۵ مورد از بهترین سریال های آخرالزمانی دیگر با روایتی بهمراتب جذابتر و درگیرکنندهتر آماده کنید.
اگر از طرفداران پروپاقرص داستانهای آخرالزمانی باشید، احتمالا به خوبی با سریال سیلو (Silo) آشنا هستید؛ اثر علمی تخیلی اپل تیوی پلاس که داستان آن در آیندهای تاریک روایت میشود؛ جایی که سطح زمین به ظاهر سمی و مرگبار شده و آخرین بازماندههای بشریت به ناچار درون یک پناهگاه زیرزمینی بسیار بزرگ با ۱۴۴ طبقه زندگی میکنند. در این جامعه بسته که قوانین بهشدت سختگیرانهای حاکم است، یک زن مکانیک سرسخت به نام جولیت (Juliette) به دنبال کشف حقیقتها است تا پرده از رازهای خطرناکی بردارد. با این حال، افشای این رازها نهتنها جان خودش را به خطر میاندازد، بلکه میتواند کل سرنوشت این جامعه زیرزمینی را برای همیشه زیر و رو کند.
در این روزها که بیشتر مجموعههای تلویزیونی پس از دو فصل با افت کیفیت روبرو میشوند و جذابیت اولیه خود را از دست میدهند، سریال سیلو بعد از نمایش دو فصل هیجانانگیز که هوادارها را با دهها معمای عجیب و غریب، سرگردان به حال خود رها کرد، با پخش فصل سوم دوباره به تلویزیون بازگشته و با دریافت امتیاز ۱۰۰ درصدی از منتقدها در راتن تومیتوز، نام خود را در میان یکی از موفقترین و تحسینشدهترین اقتباسهای پساآخرالزمانی قرار داده است. این سریال در یک برنامه مشخص چهار فصلی به پایان میرسد و در واقعیت، وفاداری آن به روح و اصالت منبع اصلی، برگ برندهای است که موفقیت چشمگیر آن را تضمین کرده است.
با این حال، باید گفت که دنیای پساآخرالزمانی به پناهگاه زیرزمینی سیلو محدود نمیشود. در سالهای گذشته، آثار درخشانی با الهام از کمیکها، رمانها و بازیهای ویدیویی به قاب تلویزیون آمدهاند که نهتنها دستکمی از این سریال ندارند، بلکه از جهات مختلف، روایتی بهمراتب پختهتر، عمیقتر جذابتر را به تصویر میکشند. در این مقاله، به معرفی ۵ مورد از بهترین و جذاب ترین سریال های آخرالزمانی میپردازیم که اگر فقط به تماشای قسمت اول بنشینید، غرق در داستانشان میشوید و تا پایان آنها را همراهی خواهید کرد. در ادامه، همراه رسانه سرگرمی باشید.
۵. سریال ۱۲ میمون (12 Monkeys)
- شبکه پخش: سایفای
- سال انتشار: ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۸
- تعداد اپیزودها: ۴ فصل – ۴۷ قسمت
- امتیاز IMDb: نمره ۷.۷ از ۱۰
سریال ۱۲ میمون، محصول سال ۲۰۱۵، اقتباسی آزاد از داستان فیلمی به همین نام در سال ۱۹۹۵ میلادی است که خود آن فیلم بر اساس فیلم کوتاه اسکله (La Jetée)، اثر کریس مارکر (Chris Marker)، در سال ۱۹۶۲ ساخته شده بود. به طور معمول، وقتی یک فیلم سینمایی پا به دنیای سریال میگذارد، فرجام خوشی ندارد. در واقع، این آثار یا شبیه به یک کپیبرداری بیرمق و کورکورانه به نظر میرسند یا از ترس خلاقیت، جرات فاصله گرفتن از نسخه اصلی را ندارند. اما سریال 12 Monkeys این فرمول شکستخورده را در هم شکست.
داستان سریال در سال ۲۰۴۳ آغاز میشود؛ زمانی که یک ویروس جهشیافته و مرگبار، بخش اعظم جمعیت کره زمین را نابود کرده است. در این شرایط بحرانی، گروهی از دانشمندان بازمانده، مردی به نام جیمز کول را در زمان به گذشته (سال ۲۰۱۵) میفرستند تا منشا شیوع این طاعون را که توسط یک گروه تروریستی و مرموز به نام ارتش ۱۲ میمون پخش شده، پیدا و متوقف کند.
این سریال در طول چهار فصل، شما را درون یک حلقه بسته زمانی حماسی اسیر میکند که ریتم آن هرگز افت نمیکند. به لطف ظرافت و دقت بالای داستان، تازه در دور دوم تماشا متوجه میشوید که چطور جزئیات و کدهای کوچک فصل اول، در فصل پایانی به شاهکارهایی دراماتیک تبدیل میشوند. این اثر اثر نیز درست مانند Silo، در قالب یک برنامه هماهنگ چهار فصلی، پرونده داستانش را بست و مطمئن شد که پیش از پخش تیتراژ آخر، هیچ سوالی را در ذهن شما بیجواب باقی نگذاشته است.
۴. سریال دندان شیرین (Sweet Tooth)
- شبکه پخش: نتفلیکس
- سال انتشار: ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۴
- تعداد اپیزودها: ۳ فصل – ۲۴ قسمت
- امتیاز IMDb: نمره ۷.۷ از ۱۰
اگرچه سریال دندان شیرین کمتر از حقش دیده شد و تا حدودی زیر سایه آثار پرهیاهو قرار گرفت، اما یکی از دوستداشتنیترین و خاصترین آثار فانتزی و علمیتخیلی در آرشیو بزرگ نتفلیکس (Netflix) است. این سریال که بر اساس مینیکمیکهای جف لمیر (Jeff Lemire) ساخته شده، هوشمندی بزرگی به خرج داده است؛ سازندگان لحن بیش از حد تاریک و ناامیدکننده کمیک را تلطیف کردهاند تا یک جهان پسا آخرالزمانی رنگارنگ، جادویی و افسانهمانند خلق کنند.
داستان سریال دندان شیرین در یک دنیای پسا آخرالزمانی رخ میدهد؛ زمانی که شیوع ویروسی مرگبار بخش عمدهای از جمعیت بشر را از بین برده و همزمان با این اتفاق، پدیدهای مرموز باعث تولد نوزادان دورگه انسان و حیوان شده است. در این میان، داستان حول محور پسربچهای دورگه به نام گاس (Gus) میچرخد که نیمی انسان و نیمی گوزن است و پس از سالها زندگی مخفیانه و امن در جنگل، برای یافتن مادرش مجبور به ترک پناهگاه خود میشود.
البته فریب این ظاهر رنگارنگ را نخورید! لایههای زیرین داستان مملو از مفاهیم تاریک پادآرمانشهری است؛ از نقد طمع و پیشداوریهای کورکورانه انسانها گرفته تا فروپاشی طبیعت و بهای سنگینی که آدمها برای بقا میپردازند. هنر سریال این است که این سیاهی مطلق را از فیلتر چشمهای معصوم قهرمان کوچک خود عبور میدهد. با این وجود، برخلاف سیلو که روایت خود را غرق در معماهای هزارتو میکند، سریال Sweet Tooth مسیری سرراست و خطی را برای قصه خود برگزیده تا درام سریال هم برای نوجوانان و هم برای بزرگسالان جذاب و ملموس باشد.
۳. سریال ایستگاه یازده (Station Eleven)
- شبکه پخش: اچبیاو مکس
- سال انتشار: ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۲
- تعداد اپیزودها: ۱ فصل – ۱۰ قسمت
- امتیاز IMDb: نمره ۷.۵ از ۱۰
در روزگاری که اغلب آثار ژانر پسا آخرالزمانی کلیشههای تکراری تلاش سگدو زدن انسان برای زنده ماندن را تکرار میکنند، مینی سریال ایستگاه یازده با انتخاب یک مسیر منحصر به فرد، پنجره جدیدی رو به این سبک گشوده است. در واقع، تمرکز سریال سیلو همواره روی سازوکارهای بقا و برملا کردن دروغهای یک حکومت تمامیتخواه است که میخواهد به زور مردم را در بند این سیلوی بتنی و زیرزمینی نگه دارد. با این حال، مینی سریال Station Eleven زاویه دید خود را بالا برده و این سوال را از خود میپرسد که انسان پس از گذر از وحشت آخرالزمان، جز زندهماندن به چه چیزی نیاز دارد؟
داستان سریال ایستگاه یازده با شیوع یک آنفولانزای به شدت کشنده و ویرانگر آغاز میشود که در عرض چند روز، تمدن بشری را به مرز انقراض میکشاند. روایت این مینیسریال به صورت موازی در دو مقطع زمانی پیش از فروپاشی و بیست سال پس از آن جریان دارد و تمرکز اصلی آن بر روی یک گروه سیار از بازیگران و موسیقیدانان به نام سمفونی سیار است. این گروه با سفر در میان بازماندگان، نمایشنامههای شکسپیر را اجرا میکنند تا هنر، فرهنگ و امید را در دنیایی تاریک زنده نگه دارند. با این حال، مسیر آنها با ظهور یک فرقه خطرناک و مرموز که توسط فردی به نام پیامبر رهبری میشود، با چالشها و تهدیدهای جدی و مرگباری روبرو شده که بقا و رسالت آنها را به خطر میاندازد.
سریال به لطف این ایده جذاب و تاثیرگذار، با قدرت ثابت میکند که هنر و قصههای مشترک، ریسمانهای حیاتی هویت انسان هستند؛ تنها چیزهایی که وقتی همه ساختارهای دنیا فرو میریزند، انسانیت و اخلاق را زنده نگه میدارند. اگر در سریال سیلو شیفته نحوه مواجهه شخصیتها با عتیقههای بهجامانده از گذشته و زنده شدن خاطرات دور آنها هستید، بد نیست که پس از پایان فصل سوم آن، تماشای این مینیسریال جذاب از شبکه HBO را در برنامه خود بگذارید.
۲. سریال آخرین بازمانده از ما (The Last Of Us)
- شبکه پخش: اچبیاو
- سال انتشار: ۲۰۲۳ – ادامه دارد
- تعداد اپیزودها: ۲ فصل پخششده (برای فصل سوم تمدید شده است)
- امتیاز IMDb: نمره ۹.۲ از ۱۰
سالها بود که از اقتباسهای تلویزیونی بازیهای ویدیویی ترس داشتیم؛ چرا که اغلب، آثاری تجاری و بیکیفیت بودند که فقط برای کسب درآمد از نامهای بزرگ گیمینگ ساخته میشدند. اما این طلسم بالاخره شکست. در قلمرو آثار پسا آخرالزمانی، سریال آخرین بازمانده از ما شاهدی بر این ادعا است که یک بازی اکشن ماجراجویی اگر به دست اهلش بیافتد، میتواند به یک درام شاهکار و تکاندهنده در قاب تلویزیون تبدیل شود.
داستان سریال The Last of Us در یک دنیای پسا آخرالزمانی و بیست سال پس از نابودی تمدن بشری بر اثر شیوع یک قارچ جهشیافته و مرگبار روایت میشود. این عفونت قارچی انسانها را به هیولاهایی درنده و وحشی تبدیل کرده است. قصه از آنجایی اوج میگیرد که جوئل (Joel)، یک قاچاقچی زخمخورده، باید دختری نوجوان به اسم الی (Ellie) را که کلید نجات بشریت و تنها انسان مصون در برابر این قارچ است، به آن سوی کشور ویرانشده آمریکا به دست به یک گروه شورشی به نام فایرفلایز برساند.
برخلاف آثاری مثل Silo، این سریال خودش را به آب و آتش نمیزند تا معماهای پیچیده طرح کند یا ذهن شما را به بازی بگیرد. قصه روی دوش آشناترین کلیشههای ژانر بقا جلو میرود و تهدید اصلی آن هم موجودات زامبیمانند و آلوده به قارچ و گروههای شورشی هستند. با این حال، آنچه این اثر را به یکی از بهترین سریالهای دیستوپیایی تبدیل میکند، روابطه پدر و دختری و سنگینی بار اندوه در یک دنیای پسا آخرالزمانی است.
۱. سریال فالاوت (Fallout)
- شبکه پخش: آمازون پرایم ویدیو
- سال انتشار: ۲۰۲۴ – ادامه دارد
- تعداد اپیزودها: ۲ فصل پخششده (برای فصل سوم تمدید شده است)
- امتیاز IMDb: نمره ۸.۳ از ۱۰
شباهتهای اولیه Fallout و سیلو، این دو را به رقبای سرخست یکدیگر تبدیل کرده است. در هر دو سریال، ما با مردمی طرف هستیم که نسلها در پناهگاههای زیرزمینی زندگی کردهاند و به آنها درباره دنیای بیرون دروغ گفته شده است. اما تفاوتها از جایی شروع میشود که فال اوت لحنی به شدت پویا، پرانرژی و هیجانانگیز به خود میگیرد و جهانش را با شجاعتی بینظیر وسعت میبخشد.
داستان سریال Fallout در دنیای دیوانهوار و رادیواکتیوی بعد از بمبهای اتمی جریان دارد؛ جایی که حدود ۲۰۰ سال از یک جنگ هستهای ویرانگر گذشته و سطح زمین شبیه به یک برهوتی بیقانون و مرگبار به نظر میرسد. قصه حول محور دختر خوشبینی به نام لوسی (Lucy) میچرخد که تمام عمرش را در یک پناهگاه امن و مرفه زیرزمینی به نام والت ۳۳ (Vault 33) گذرانده، اما پس از حمله غارتگران و ربوده شدن پدرش، مجبور میشود برای نجات او به همراه یک سرباز و یک جایزهبگیر، به دنیای وحشی بیرون بگذارد؛ تقابلی دیدنی از سه دیدگاه متفاوت که برای بقا در یک لسآنجلس ویرانشده و پر از هیولاها، رباتها و فرقههای عجیب، با یکدیگر و با محیط خشن اطرافشان دستوپنجه نرم میکنند.
این سریال به جای حبس کردن شما در فضاهای بسته و بتنی، دوربینش را به بیرون میآورد و شما به دل یک برهوت وسیع و خطرناک میبرد. هنر بزرگ سازندگان اثر در این است که روحیه خوشبینانه رترو آیندهنگرانه دهه ۱۹۵۰ میلادی را حفظ کرده و آن را با انتقادی تند و تیز از سرمایهداری بیمهابا و تفکر استثناگرایی آمریکایی پیوند زدهاند. از سوی دیگر، پتانسیل داستانی و تنوع محیطی فالآوت بالا است که با بسط داستان، میتوان فصلهای بیشتری از آن را به تلویزیون آورد.
در آخر، باید گفت که جهان درامهای پسا آخرالزمانی و رازآلود تنها به این ۵ اثر خلاصه نشده و شبکههای تلویزیونی میزبان عناوین برجسته دیگری نیز هستند که تماشای آنها برای طرفدارهای سریال سیلو خالی از لطف نیست. به عنوان مثال، سریال برفشکن (Snowpiercer) با نمایش آخرین بازماندگان زمین درون یک قطار غولپیکر در عصر یخبندان، مفهوم اختلاف طبقاتی در محیطی بسته را به تصویر میکشد و مجموعه صد نفر (The 100) چالشهای بازگشت انسان به زمینی ناشناخته و خطرناک را پس از سالها زندگی در فضا بررسی میکند. در کنار این آثار، سریال روانشناختی شبکه اپل تیوی به نام جداسازی (Severance) با فضاسازی به شدت خفقانآور و نمایش کنترل سیستماتیک ذهن افراد، حس تعلیقی کاملا مشابه سیلو را ارائه میدهد. از طرف دیگر، سریال کلاسیکتری مانند جریکو (Jericho) تقلا برای بقا پس از حملات هستهای را هدف قرار داده و اثر سایبرپانکی کربن تغییریافته (Altered Carbon) نیز با رویکردی متفاوت، مفاهیم جاودانگی و تباهی انسان را در آیندهای تاریک و تکنولوژیمحور به چالش میکشد.
در پایان این مقاله، دیدگاه شما در رابطه با بهترین سریال های پسا آخرالزمانی و مقایسه آنها با سریال سیلو (Silo) چیست؟ شما چه سریال های علمی تخیلی دیگری را به این فهرست اضافه میکنید؟ به نظر شما، کدام یک از این آثار بهتر و جذابتر از مجموعه تلویزیونی سیلو هستند؟ فراموش نکنید که نظرات شخصی خود را با ما و دیگر کاربران رسانه سرگرمی به اشتراک بگذارید.

نظرات
دیدگاه خود را اشتراک گذارید