بهترین بازی های سینمایی بهتر از فیلم ها

معرفی بهترین بازی های سینمایی که از فیلم‌ ها هم جذاب‌تر هستند

تقابل گیم و سینما و شکست هالیوود

1%
  • 0/10
معرفی بهترین بازی های سینمایی که از فیلم‌ ها هم جذاب‌تر هستند 2 55 دقیقه قبل ترین‌ها (بازی) کپی لینک

صنعت بازی های ویدیویی به لطف شاهکارهای داستان محور و سینمایی، به رقیبی جدی و حتی برتر برای آثار هالیوود تبدیل شده است. در این مقاله، به معرفی ۵ مورد از بهترین بازی های سینمایی می‌پردازیم که حتی از پرخرج‌ترین فیلم های هالیوودی هم بهتر و جذاب‌تر هستند.

معادلات دنیای سرگرمی دیگر مثل سابق نیست. صنعت بازی های ویدیویی با سرعتی سرسام‌آور قد علم کرده و حالا روی قله‌ای ایستاده که پرده‌های نقره‌ای سینما تنها می‌توانند به آن غبطه بخورند و چه بسا حتی پرزرق‌وبرق‌ترین پرده‌های سینما هم گاها به گرد پایش نمی‌رسند. دیگر گذشت آن زمانی که بازی‌ها فقط بهانه‌ای برای سرگرمی‌های کوتاه و کشتن وقت بودند؛ ما امروز با شاهکارهایی روبرو هستیم که ترکیب میخکوب‌کننده‌ای از گیم پلی تعاملی و نقش‌آفرینی‌های درخشان را به تصویر می‌کشند. وقتی یک داستان نفس‌گیر با طوفانی از احساسات انسانی گره می‌خورد، بازیکنانی که قدم در این دنیاها می‌گذارند، چنان تجربه لذت‌بخش و کوبنده‌ای به دست می‌آورند که تا مدت‌ها نمی‌توانند از فکر آن بیرون بیایند.

سوال مهم این است که چگونه بازی‌ها توانسته‌اند تا این حد در تسخیر قلب‌ها موفق عمل کنند؟ برای درک بهتر این موضوع، بهتر است کمی به عقب برمی‌گردیم و نگاهی به مسیر این دنیای دوست‌داشتنی بیاندازیم. در واقع، جهش خیره‌کننده تکنولوژی‌های گرافیکی و بلوغ تکنیک‌های داستان‌سرایی، دست بازی‌سازان را باز گذاشت تا جهان‌هایی چنان پهناور و هزارتوهای داستانی چنان پیچیده‌ای خلق کنند که هیچ فیلم دو ساعته‌ای یارای نزدیک شدن به آن‌ها را ندارد. با این حال، برگ برنده هنر هشتم در یک کلمه یعنی تعامل خلاصه می‌شود. در تاریکی سالن‌های سینما، شما تنها یک ناظر بی‌اختیار هستید که سرنوشت دیگران را تماشا می‌کنید؛ اما در دنیای بازی های ویدیویی، شما خود قهرمان هستید. فرقی هم نمی‌کند که وسط یک اکشن جنون‌آمیز و پرسرعت باشید یا درگیر ماجراجویی‌هایی با انتخاب‌های اخلاقی هستید! در این دنیا، سکان هدایت قصه در دستان شماست.

در همین راستا، قصد داریم به سراغ شاهکارهایی برویم که خط‌کشی‌های قدیمی میان سینما و بازی های ویدیویی را با قدرت پاک کرده‌اند. این عناوین ساختارشکن با قصه‌هایی درگیرکننده، طولانی و نفس‌گیر، چنان گیمرها را در تار و پود دنیای خود اسیر می‌کنند که هالیوود با تمام ستاره‌هایش در برابر اتمسفر آن‌ها رنگ می‌بازد. در ادامه، ۵ مورد از بهترین بازی سینمایی را زیر ذره‌بین می‌بریم؛ آثاری که تجربه‌ای فراتر از مرزهای سینما را برایتان رقم می‌زنند و از تماشای دو ساعته بیشتر فیلم‌های پرخرج هالیوودی، جذاب‌تر هستند! در ادامه، همراه رسانه سرگرمی باشید.

۵. بازی Detroit: Become Human

  • سال انتشار: ۲۰۱۸
  • پلتفرم: پلی استیشن ۴ و کامپیوتر
  • استودیو سازنده: کوانتیک دریم (Quantic Dream)
  • شرکت ناشر: پلی استیشن

وقتی استودیوی جاه‌طلب کوانتیک دریم و ذهن خلاق دیوید کیج دست به کار می‌شوند، باید هم منتظر یک شاهکار باشیم. بازی دیترویت: بیکام هیومن که در سال ۲۰۱۸ میلادی غوغایی به پا کرد، ما را به آینده‌ای نه‌چندان دور می‌برد؛ روزگاری که ربات‌های انسان‌نما (اندرویدها) در تار و پود زندگی روزمره تنیده شده‌اند، اما ناگهان جرقه‌ای از خودآگاهی و میل به آزادی، همه‌چیز را دگرگون می‌کند. داستان حول سه شخصیت اصلی می‌چرخد؛ کانر، کارآگاهی ماشینی که به دنبال هم‌نوعان سرکش خود می‌گردد. کارا، خدمتکاری که برای محافظت از یک دختربچه تن به فراری خطرناک می‌دهد و مارکوس، پیشگامی که شعله‌های یک انقلاب بزرگ را روشن می‌کند.

این عنوان فراتر از یک بازی معمولی است. جادوی واقعی دیترویت در این است که یک بحران واحد را از سه زاویه کاملا متفاوت روایت می‌کند. هیجان‌انگیزتر اینکه، تک‌تک انتخاب‌های شما به معنای واقعی کلمه سرنوشت‌سازند و می‌توانند داستان را به بیش از ۸۰ پایان کاملا متفاوت سوق دهند. این اثر، کلکسیونی کامل از اکشن، تعلیق، معما و درام‌های عاشقانه‌ است که به لطف جلوه‌های بصری خیره‌کننده، شما را محو خود می‌کند. دیترویت با گره زدن مفاهیم عمیق اخلاقی و نقدهای تند اجتماعی به گیم‌پلی و گرافیکی چشم‌نواز، خود را در گروه بازی‌هایی قرار داده که بعد از پایان، تا مدت‌ها در گوشه و کنار ذهن شما باقی می‌ماند.

۴. Life Is Strange

  • سال انتشار: ۲۰۱۵
  • پلتفرم: کامپیوتر، پلی استیشن ۳، پلی استیشن ۴، ایکس باکس ۳۶۰ و ایکس باکس وان
  • استودیو سازنده: دونت‌ناد اینترتینمنت (Dontnod Entertainment)
  • شرکت ناشر: اسکوئر انیکس

استودیوی دونت‌ناد در سال ۲۰۱۵ با عرضه بازی لایف ایز استرنج، استانداردهای بازی‌های داستان‌محور را از نو تعریف کرد. ما در نقش مکس کالفیلد، دانشجوی عکاسی قدم به شهر کوچک و مرموز آرکادیا بی می‌گذاریم؛ دختری که در یک لحظه نفس‌گیر، به توانایی شگفت‌انگیز خود یعنی بازگرداندن زمان پی می‌برد. او با همین قدرت، جان دوست صمیمی دوران کودکی‌اش، کلویی، را نجات می‌دهد. اما این تازه شروع ماجراست؛ تلاش این دو برای پرده‌برداری از راز ناپدید شدن دختری به نام ریچل، آن‌ها را به هزارتویی تاریک و خطرناک می‌کشاند که با دست‌کاری‌های مداوم زمان توسط مکس، پیچیده‌تر هم می‌شود.

شاید قدرت سفر در زمان اولین چیزی باشد که شما را جذب این بازی کند، اما برگ برنده واقعی این بازی، شخصیت‌های به‌شدت تاثیرگذار و ملموس آن هستند. ارتباط فوق‌العاده میان مکس و کلویی و محکم‌تر شدن پیوند آن‌ها در طول داستان، قلب شما را تسخیر می‌کند. موسیقی متن مستقل ایندی و فضاسازی بی‌نظیر بازی، چنان اتمسفر سنگین و گیرایی خلق کرده که تا مدت‌ها در یادتان می‌ماند. لایف ایز استرنج شاید برخلاف دیگر عناوین، اکشن شلوغی نداشته باشد، اما با روایت عاطفی، عواقب بی‌رحمانه انتخاب‌ها و پایان‌بندی تکان‌دهنده‌اش، جسورانه شما را در برابر سخت‌ترین دوراهی‌های اخلاقی قرار می‌دهد.

۳. بازی Uncharted 4: A Thief’s End

  • سال انتشار: ۲۰۱۶
  • پلتفرم: پلی استیشن ۴، پلی استیشن ۵ و کامپیوتر
  • استودیو سازنده: ناتی داگ (Naughty Dog)
  • شرکت ناشر: پلی استیشن

سال ۲۰۱۶، سال خداحافظی باشکوه با یکی از محبوب‌ترین قهرمانان تاریخ ویدیو گیم بود. بازی آنچارتد ۴، پایانی بی‌نقص بر حماسه‌ فراموش نشدنی نیتن دریک (Nathan Drake) است. نیتن که سال‌هاست زندگی پرخطر گذشته را کنار گذاشته و دیگر در جستجوی گنج‌های باستانی نیست، با بازگشت ناگهانی برادرش، سم که تصور می‌شد سال‌ها پیش مرده، دوباره به دل ماجراجویی کشیده می‌شود. سم برای فرار از چنگال یک قاچاقچی بی‌رحم، به کمک نیتن نیاز دارد تا گنجینه افسانه‌ای هنری ایوری (Henry Every) را پیدا کند. این آغاز آخرین و دیوانه‌وارترین سفر نیتن، سم و پیرمرد دوست‌داشتنی، سالی است.

با اینکه تمام نسخه‌های مجموعه Uncharted به معنی واقعی کلمه، شاهکار هستند، اما داستان بازی آنچارتد ۴ با عناوین قبلی کاملا جدا است و این عنوان به معنای واقعی کلمه سینمایی‌ترین و نفس‌گیرترین قسمت این فرنچایز است. استودیوی ناتی داگ با استفاده از پیشرفته‌ترین تکنولوژی‌ها از جمله موشن کپچر، چنان روح و احساسی به چهره و حرکات شخصیت‌ها دمیده که گاهی فراموش می‌کنید در حال تجربه یک بازی هستید. این عنوان، تجلی کامل یک بلاک‌باستر پرخرج هالیوودی در فرمت تعاملی است. علاوه بر این، کات سین‌ها چنان هنرمندانه و بدون هیچ بریدگی و وقفه‌ای به گیم‌پلی متصل می‌شوند که ریتم پرشتاب و جذاب داستان، حتی برای یک ثانیه هم متوقف نمی‌شود و گیمرها را از ابتدا تا انتها مجذوب خود نگه می‌دارد.

۲. ریبوت بازی God of War

  • سال انتشار: ۲۰۱۸
  • پلتفرم: پلی استیشن ۴، پلی استیشن ۵ و کامپیوتر
  • استودیو سازنده: استودیو سانتا مونیکا (Santa Monica Studio)
  • شرکت ناشر: پلی استیشن

چه کسی فکرش را می‌کرد خدای خشمگین و خون‌ریز یونان، روزی به پدری دلسوز در دل سرمای اساطیر نورس تبدیل شود؟ شاهکار سال ۲۰۱۸ استودیوی سانتا مونیکا، کریتوس را در شمایلی متفاوت به تصویر کشید. او پس از مرگ همسرش، لافی، همراه با پسرش، آترئوس راهی سفری خطیر می‌شود تا خاکستر لافی را بر فراز بلندترین قله‌ قلمرو پخش کند. اما این سفر معنوی، خیلی زود به نبردی سهمگین با خدایان بی‌رحم نورس و البته رویارویی کریتوس با گذشته‌ی تاریک خودش تبدیل می‌شود.

نبوغ خالص سازندگان در تکنیک شگفت‌انگیز دوربین بدون کات می‌درخشد؛ دوربینی که از ثانیه اول تا تیتراژ پایانی، یک‌نفس و بدون هیچ قطعی، شما را شانه به شانه کریتوس همراهی می‌کند. داستان خدای جنگ، قصه‌ای به شدت انسانی و درونی درباره سوگواری، بلوغ، پدری کردن و تقلا برای رستگاری است. کریتوس (Kratos) در مسیر تبدیل شدن به یک الگوی مناسب برای آترئوس، خرد می‌شود، می‌آموزد و دوباره برمی‌خیزد. در کنار این درام درگیرکننده، اکشن‌های حماسی و خشونت دلچسب همیشگی سری نیز در بالاترین سطح ممکن قرار دارند. این بازی و دنباله مستقیم آن یعنی خدای جنگ راگناروک (God of War Ragnarok)، در ارائه فضایی سینمایی و داستانی درباره خانواده بی‌نقص عمل می‌کنند. خدای جنگ با شخصیت‌های نمادینش، بدون شک یکی از فراموش‌نشدنی‌ترین مجموعه‌های تاریخ بازی است که سینما به سادگی قادر به تکرار آن نیست.

۱. بازی The Last of Us Part 1

  • سال انتشار: ۲۰۲۲
  • پلتفرم: پلی استیشن ۵ و کامپیوتر
  • استودیو سازنده: ناتی داگ (Naughty Dog)
  • شرکت ناشر: پلی استیشن

حدود ۲۰ سال از روزی که یک شیوع وحشتناک یک بیماری همه‌گیر قارچی، تمدن بشری را به زانو درآورد، گذشته است. در دنیایی ویران شده و بی‌رحم، جایی که انسانیت به پایین‌ترین حد خود رسیده، قاچاقچی سرسخت و مردی خسته به نام جوئل (Joel) ماموریت غیرممکنی را می‌پذیرد. او باید دختر بچه‌ای ۱۴ ساله به نام الی (Ellie) را که تنها فرد مصون در برابر این ویروس قارچی کشنده است، به آن سوی کشوری پر از هیولا و انسان‌های وحشی و به دست به یک گروه شورشی ملقب به فایرفلایز برساند. در نگاه اول، این ماموریت مثل یک اسکورت ساده به نظر می‌رسد، اما همین همراهی رفته‌رفته به یکی از عمیق‌ترین و تکان‌دهنده‌ترین روابط پدر و دختری در تاریخ هنر سرگرمی تبدیل می‌شود.

این شاهکار تکرارنشدنی استودیوی ناتی داگ، کلاس درسی برای روایت احساسی، فضاسازی خفقان‌آور و شخصیت‌پردازی بی‌نقص است. شما در طول این سفر، قدم به قدم با جوئل و الی زندگی می‌کنید، با ترس‌هایشان می‌لرزید و با لبخندهای کمرنگشان جان می‌گیرید. جهان مرده‌ بازی، به لطف جزئیات دیوانه‌کننده، مناظر حیرت‌انگیز و هنرنمایی‌های فراتر از انتظار بازیگران، چنان زنده و باورپذیر جلوه می‌کند که تا مغز استخوانتان نفوذ خواهد کرد. بازی آخرین بازمانده از ما، با آن روایت تلخ و شیرین و ارائه یک فرمت سینمایی درگیرکننده، زخمی بر روح گیمر به جا می‌گذارد که هرگز التیام پیدا نکرده و تا همیشه در ذهن شما باقی خواهد ماند.

اگر کنسول پلی استیشن ۵ دارید، حتما نسخه ریمیک بازی را تجربه کنید. با این حال، اگر گیمر نسل هفتم و حتی نسل ششم هستید، این شاهکار همچنان با کیفیت باورنکردنی، روی کنسول‌های پلی استیشن ۴ و پلی استیشن ۵ نیز در دسترس قرار دارد.

با تمام جرات می‌توان گفت که دنیای سرگرمی امروز تا حد زیادی به تسخیر بازی های ویدیویی درآمده و صنعت سینما در این رقابت حسابی عقب مانده است. قدرت بی‎‌نظیر بازی‌ها در تزریق آدرنالین خالص و درگیر کردن گیمرها، فرمولی است که کمتر کارگردانی در هالیوود می‌تواند آن را تا این اندازه روی پرده نقره‌ای پیاده کند. وقتی شما دسته بازی را در دست می‌گیرید، دیگر یک تماشاگر بی‌دفاع نیستید؛ شما خود قهرمانید و بار روانی تک به تک اتفاقات و تصمیم‌ها به طور مستقیم روی شانه‌های شما آوار می‌شود. همین غوطه‌وری بی‌نظیر و نفس‌گیر است که باعث شده بعد از تمام کردن یک بازی شاهکار، تا روزها نتوانید به دنیای واقعی برگردید و در جهان خیالی آن، سردرگم شوید!

باید در نظر داشته باشید که بهترین بازی های سینمایی تاریخ صرفا به این لیست محدود نمی‌شود و فارغ از این بازی ها، غول‌هایی وجود دارند که تجربه آن‌ها از تماشای صدها فیلم بلاک‌باستر هم جذاب‌تر است! کافی است سوار بر اسب آرتور مورگان در شاهکار رد دد ردمپشن ۲ (Red Dead Redemption 2) شوید تا معنای واقعی یک درام وحشی و میخکوب‌کننده را با تمام وجود لمس کنید. یا به شهر معلق در آسمان کلمبیا در بازی بایوشاک اینفینیت (BioShock Infinite) سفر کنید که پایان عجیبش، مغزتان را از کار می‌اندازد! عناوینی از جمله جهان عظیم ویچر ۳ (The Witcher 3) و اکشن روان‌شناختی سایلنت هیل ۲ (Silent Hill 2) هم با قدرت ثابت می‌کنند که برای لمس اوج هیجان و داستان‌گویی، باید کنترلر را در دست گرفت و غرق در دنیای خیالی این بازی‌ها شد.

در پایان این مقاله، دیدگاه شما در رابطه با بهترین بازی های سینمایی تاریخ و برتری عناوین داستان محور نسبت به فیلم های هالیوودی چیست؟ به نظر شما، چه بازی های داستان‌محور دیگری توانسته‌اند تجربه‌ای فراتر از پرده سینما خلق کنند که جایشان در این فهرست خالی است؟ فراموش نکنید که نظرات و تجربیات شخصی خود را با ما و دیگر کاربران رسانه سرگرمی به اشتراک بگذارید.



مطالب مرتبط

دیگران نیز خوانده‌اند

نظرات

دیدگاه خود را اشتراک گذارید

2 دیدگاه
جدیدترین
قدیمی‌ترین بیشترین رای