-
0/10
فصل سوم سریال سیلو با بررسی ریشههای تاریک پاکسازی حافظه و نقش حیاتی یادگارهای ممنوعه، سرانجام به بزرگترین رازها و معماهای پیچیده این مجموعه تلویزیونی پایان داد. در این مقاله، به رمزگشایی دو راز مهم در فصل سوم سریال Silo میپردازیم.
پس از سالها انتظار طاقتفرسا، سریال تحسینشده سیلو (Silo) که این روزها حسابی غوغا به پا کرده، میزبان خانهها شده است. خبر خوب برای عاشقان سیلوهای عجیب و غریب این است که فصل سوم بالاخره در حال پردهبرداری از معماهایی است که سالها در ذهن ما نقش بسته بود. هرچند، فصل سوم با معرفی خط داستانی بحثبرانگیز فراموشی برای شخصیت جولیت نیکولز (Juliette Nichols) با هنرنمایی بینظیر ربکا فرگوسن (Rebecca Ferguson)، طرفداران را به دو دسته تقسیم کرده، اما به نظر میرسد که قطعات این پازل پیچیده کم کم کنار یکدیگر چیده میشوند. در واقع، هرچقدر که داستان به جلو حرکت میکند، متوجه میشویم که نویسندگان این سریال هوشمندانه این خط داستانی را خلق کردهاند تا پلی محکم میان گذشته و حال بسازند.
فصل ۳ سریال سیلو سرانجام ما را به اعماق دوران پیشین میبرد تا نشان دهد چه فاجعهای دنیای آشنای ما را به ورطه نابودی کشانده است. شاید شما هم در ابتدا تصور میکردید که فصل سوم از همان ابتدا قرار است پرده از جنگ خیالی ایالات متحده آمریکا با ایران بردارد. قسمت دوم از این فصل نیز اشاراتی به این موضوع داشت و حتی یک تئوری توطئه مبنی بر اینکه ایالات متحده برای آغاز این درگیری ویرانگر، یک بمب کثیف را به طور عمدی در خاک آمریکا منفجر کرده، مطرح کرد. اما اشتباه نکنید! هسته اصلی داستان در جای دیگری میتپد. در حقیقت، سریال Silo این درگیری جهانی را به پسزمینه رانده و در عوض، ذرهبین خود را روی چگونگی پیدایش داروهای پاککننده حافظه میگذارد تا بستر را برای یک شوک داستانی بزرگ مهیا کند. در ادامه، با رمزگشایی دو راز بزرگ سیلو، همراه رسانه سرگرمی باشید.
از پاکسازی حافظه در سیلو (Silo) چه میدانیم؟
قسمت دوم از فصل سوم به ما نشان میدهد که پروژه پاکسازی حافظه در ابتدا توسط ویکتور کرنکوویچ (Victor Crnkovich) کلید خورد؛ مردی که پس از یک ترومای سنگین شخصی، دیوانهوار به دنبال راهی برای پاک کردن خاطرات دردناک بود تا به خیال خودش به انسانها کمک کند. اما طولی نکشید که دولت آمریکا این پروژه را به چشم یک فرصت طلایی دید. اولین آزمایشها روی زندانیان بینوا و تحت عنوان یک برنامه بازپروری بیمارگونه انجام شد و خیلی زود پای وزارت دفاع هم به ماجرا باز شد. آنها ادعا میکردند که این آزمایشها برای کمک به کهنهسربازان آسیبدیدهای مثل خواهر دنیل (Daniel)، یعنی شارلوت (Charlotte)، انجام میشود؛ اما حقیقت، به مراتب تاریکتر و وحشتناکتر از این حرفها بود.
برای وزارت دفاع، پاکسازی ذهن نه یک راه درمان، بلکه یک سلاح بیعیب و نقص بود. سربازان میتوانستند به کثیفترین ماموریتهای مخفی فرستاده شوند و اگر اوضاع به هم میریخت، خاطراتشان به سادگی تحت پوشش درمان تروما از بین میرفت. روش کرنکوویچ به این شکل بود که پس از پاکسازی ذهن، از خانواده شخص میخواست تا با یادآوری گذشته، هویت او را بازسازی کنند. با این حال، دنیل خیلی زود دست روی نقطه ضعف ترسناک این روش گذاشت! به عقیده او، انسانی که به این شکل بازسازی میشود، دیگر خودش نیست؛ بلکه ترکیبی از خاطرات دیگران است و به راحتی میتوان دروغهای بزرگ را در تار و پود هویت او گنجاند.
این دقیقا همان چیزی است که در سیلوها رخ داده است. بر اساس برنامهریزی الگوریتم، شش سیلو از زمان پیدایش خود، با موفقیت تحت بازنشانیهای بیشتری قرار گرفتهاند که سیلو شماره ۱۸ در حدود ۱۴۰ سال پیش، یکی از آنها بوده است. در این میان، افراد بسیاری در طول مسیر هدف این برنامه قرار گرفتهاند که در بیشتر مواقع موفقیتآمیز بود. با این حال، همواره کسانی هم بودند که در برابر این شستشوی مغزی مقاومت کردند که در این داستان، بدون شک جولیت (Juliette) یکی از همین افراد سرسخت است.
معمای یادگارها؛ چرا اشیای قدیمی تا این اندازه مهم هستند؟
در این نقطه از داستان است که پای یادگارها یا همان اشیای باقیمانده از دوران پیشین به میان میآید و این دقیقا همان فاجعهای است که در تاریخ سیلوها رخ داده است! در واقع، اشیاء قدیمی همیشه یکی از مرموزترین عناصر سریال بودهاند که حتی دهها تئوری مختلف و عجیب و غریب درباره آنها مطرح شده بود. این یادگارها متعلق به دورانی هستند که اکنون کاملا نابود شده است و حفظ آنها توسط ساکنان حکم مرگ را به دنبال دارد. با وجود این قوانین سختگیرانه، تعداد انگشتشماری از این اشیا توانستهاند از خطر نابودی جان سالم به در ببرند. اگر خاطرتان باشد، ما مدتها درگیر راز یک ظرف آبنبات پز (PEZ) با طرح اردک (نماد دانشگاه اورگن) بودیم که دنیل (Daniel) در فصل دوم به هلن (Helen) هدیه داده بود. حالا به خوبی میدانیم که چرا الگوریتم تا این حد از این اشیای بیجان وحشت دارد و این اشیا دقیقا چه هدفی را دنبال میکنند. ماجرا از این قرار است که هنگامی که حافظه یک فرد به طور کامل پاک میشود، ذهن او همچنان به محرکهای فیزیکی حساس میماند. در این حالت، لمس یک شی فیزیکی از گذشته میتواند مسیرهای عصبی را به سرعت بیدار کند. این فرآیند پیچیده باعث میشود تا خاطرات مدفونشده در اعماق مغز دوباره به سطح ذهن بیایند. به همین دلیل بود که الگوریتم دستور داد پس از اولین بازنشانی حافظه، تمام یادگارهای دوران پیشین از سیلو نابود شوند. به عبارتی، هدف نهایی سیستم این بود که هیچکس نتواند با استفاده از این وسایل، از این زندان ذهنی فرار کند.
پایانبندی خط داستانی هلن و رقابت نفسگیر جولیت با زمان
اگر دوباره به عقب برگردیم و نگاهی دقیقتر به رمز و رازهای پیشین سریال سیلو بیاندازیم، میبینیم که دیگر قطعات پازل به خوبی در کنار هم چفت شدهاند. ظاهرا اتفاقی که در گذشته برای زمین افتاده، آنقدر وحشتناک و غیرقابل هضم بوده که سازندگان سیلو یک تصمیم عجیب گرفتند. آنها به این نتیجه رسیدند که باید حافظه کل بشریت را برای همیشه از این کابوس پاک کنند. این تنها راهی بود که میتوانستند جلوی دیوانه شدن مردم را بگیرند و آنها را در این پناهگاه زیرزمینی زنده نگه دارند. تصور کنید که کل تاریخ و گذشته شما فقط برای اینکه زنده بمانید، از ذهنتان پاک شود! این دقیقا همان ترفند بیرحمانهای است که برای کنترل کردن این جامعه بزرگ به کار گرفته شد.
اما همیشه چیزهایی هستند که از زیر دست قانون در میروند! ماجرای آن ظرف آبنباتپز (PEZ) که اکنون سر از سیلوی شماره ۱۸ درآورده، ثابت کرده که هلن با شجاعت تمام این مدت این شیء ممنوعه را قایم کرد و حاضر نشد گذشتهاش را به این راحتیها فراموش کند. همین کار به ظاهر ساده باعث شد تا او حسابی برای سیستم الگوریتم دردسرساز شود، اما همین نگه داشتن یادگاری، رسما هلن را به نماد یک مقاومت بزرگ در برابر این شستشوی مغزی تبدیل کرد.
حالا در زمان حال، جولیت در یک قدمی پس گرفتن تمام خاطراتش قرار دارد و اوضاع به شدت هیجانی و وخیم شده است. اما مشکل بزرگ اینجاست که او اصلا وقت اضافی در اختیار ندارد و در یک مسابقه مرگ و زندگی گیر افتاده است. سیستم برای حفظ دوباره سیلو، قصد دارد به زودی داروهای جدیدی را در آب آشامیدنی مردم بریزد و یک فراموشی و حذف حافظه اجباری دیگر راه بیاندازد. اگر این اتفاق رخ دهد، حافظه همه ساکنان کلونی دوباره از بین میرود و عملا همهچیز نابود میشود! الگوریتم بوی خطر را حس کرده و به نظر، کنترل اوضاع بهزودی از دستش خارج میشود. در فصل سوم همهچیز به مویی بند است و باید دید جولیت چطور این دنیای زیرزمینی را نجات میدهد!
ناگفته نماند که سریال سیلو (Silo) پیش از این نیز برای فصل چهارم و پایانی تمدید شده و به همین خاطر، فصل سوم پایان راه این مجموعه تلویزیونی نخواهد بود. خبر خوب برای هوادارها این است که فیلمبرداری فصل سوم و چهارم به طور همزمان صورت گرفته و به همین خاطر، انتظار میرود که با پایان فصل سوم، فصل پایانی زودتر از تصورها پخش شود. این دو فصل پیشرو قرار است پرونده داستان سه گانه رمانهای هیو هاوی (Hugh Howey) را به طور کامل ببندند. طبق ادعای سازندگان سریال، این پایانبندی، یک نتیجهگیری منسجم و رضایتبخش برای تمام معماها و اسرار تاریکی خواهد بود که سالها است در میان دیوارهای بتنی این سیلوها از دید همه پنهان شدهاند. بدین ترتیب، اگرچه بیش از هر زمان دیگری، به کشف حقایق این سیلوهای غولپیکر نزدیک شدهاید، اما به یاد داشته باشید که قرار نیست همه معماهای این جهان تاریک در این فصل برایتان روشن شود.
در پایان این مقاله، دیدگاه شما در رابطه با رازهای فاش شده از فصل سوم سریال علمی تخیلی سیلو (Silo) چیست؟ به نظر شما، آیا جولیت نیکولز میتواند پیش از مسموم شدن منابع آب و بازنشانی دوباره سیلوی شماره ۱۸، تمام خاطراتش را به طور کامل پس بگیرد؟ شما فکر میکنید چه اشیای ممنوعه دیگری از دید الگوریتم پنهان مانده که میتواند خاطرتان فراموش شده ساکنان گرفتار در این سیلو را زنده کند؟ فراموش نکنید که تئوری ها و نظرات شخصی خود را با ما و دیگر کاربران رسانه سرگرمی به اشتراک بگذارید.

نظرات
دیدگاه خود را اشتراک گذارید