-
10/10
قسمت جدید سریال VisionQuest با رونمایی از چهره مرموز کلاینت، موجی از تئوریهای جذاب را درباره هویت واقعی و اهداف شوم این آنتاگونیست به راه انداخت. در این مقاله، به بررسی سه گزینه محتمل برای هویت کلاینت مرموز در سریال ویژن کوئست میپردازیم که هر کدام پتانسیل تغییر آینده فازهای بعدی مارول را دارند.
ماجرا بالاخره به نقطه اوج خود رسید و نقاب از چهره کلاینت (Client) مرموز در سریال ویژن کوئست (VisionQuest) برداشته شد. اما این پایان قصه نبود؛ این رونمایی به جای اینکه خیال ما را راحت کند، ذهنمان را درگیر دهها معمای دیگر کرده که پاسخی برای آنها نداریم. در واقع، اگر شما هم قسمت ماقبل آخر سریال به نام ایمولیشن (Immolation) را تماشا کرده باشید، میدانید که حضور ناگهانی جیمز اسپایدر (James Spader)، بازیگر و صدای شخصیت اولتران (Ultron) تا چه حد غافلگیرکننده بود! با وجود اینکه در این قسمت به طور مستقیم نامی از این آنتاگونیست سبیلدار برده نمیشود، اما همین رونمایی کافی بود تا تئوریهای هیجانانگیزی برای قسمت آخر این سریال جذاب مارول در میان هواداران دست به دست شود.
حالا سوال اصلی و مهمی که ذهن همه را درگیر کرده، این است که در پشت این چهره آشنا چه رازی نهفته است؟ آیا با نسخه تکاملیافتهای از اولتران روبهرو هستیم که پس از سالها غیبت، برنامههای جدیدی برای دنیای مارول تدارک دیده است؟ آیا او نوه یکی از شخصیتهای کلیدی کمیک اس یا شروری جدید که قرار است آینده دنیای سینمایی مارول (MCU) را کاملا تغییر دهد؟ ما در این مقاله، نه تنها این سه گزینه محتمل و جذاب درباره هویت واقعی کلاینت را با جزئیات بررسی میکنیم، بلکه از همه مهمتر، به تحلیل تاثیر حضور او در پیشبرد اتفاقات آینده این فرنچایز میپردازیم. اگر میخواهید با دست پر به استقبال قسمت پایانی بروید، در ادامه با رسانه سرگرمی همراه باشید.
اولتران (Ultron)، تکاملیافته
از همان سال ۲۰۱۵ میلادی که برای نخستین بار در فیلم انتقام جویان: عصر اولتران (Avengers: Age of Ultron) با این هوش مصنوعی سرکش آشنا شدیم، تکامل تنها هدف همیشگی او بوده است. او کالبد ویژن (Vision) را به عنوان فرم نهایی و بینقص انسانیاش میخواست، اما وقتی اوضاع طبق برنامهاش پیش نرفت، مجبور شد به همان زره غولپیکر وایبرانیومی (Vibranium) در پرده پایانی نبرد بسنده کند.
اما اکنون بازی عوض شده است! مدتزمان طولانیای که اولتران در هزارتوی ذهن ویژن سپری کرده، به طرز شگفتانگیزی او را به درک متفاوتی از انسانیت رسانده است. از طرفی، تجربه عشق با جوکاستا (Jocasta) این هوش مصنوعی را بیشتر از همیشه به احساسات انسانی نزدیک کرده است. آیا همین تجربیات باعث شده تا اولتران بخواهد از یک ماشین سرد و بیروح، به موجودی انسانگونه یا حداقل ترکیبی بینقص از گوشت و ماشین تبدیل شود؟
اگر نگاهی به تاریخچه کمیکها بیندازیم، میبینیم که این ایده هرگز بیسابقه نیست. در رویداد جذاب انتقام جویان: خشم اولتران (Avengers: Rage of Ultron)، او با خالق خود یعنی هنک پیم (Hank Pym) پیوند خورد و به یک هیولای دورگه انسان ربات تبدیل شد. تصور کنید مارول همین مسیر را در دنیای سینمایی در پیش گرفته باشد و آواتار انسانی اولتران حالا یک فرم واقعی و فیزیکی پیدا کرده باشد؛ ایدهای که هم نبوغآمیز و هم به شدت دلهرهآور است!
نوه فینیاس هورتون (Phineas Horton)
در حال حاضر، منطقیترین و محتملترین گزینهای که در اختیار داریم، همین تئوری است. اگر به اتفاقات اپیزود هفتم فلشبک بزنیم، متوجه میشویم که فینیاس هورتون (Phineas Horton) دختری داشته که در همان دوران کودکی، دفترچه خاطرات حیاتی پدرش را با خود برده است؛ دفترچهای که به احتمال قریب به یقین، تمام فرمولها و اسرار خلق هوش مصنوعی را در دل خود جای داده است. با این تفاسیر، هیچ بعید نیست که نوه هورتون همان شریک مرموز و در سایه جوزفین کارینگتون (Josephine Carrington) باشد.
از نظر داستاننویسی، اینکه آواتار انسانی اولتران چهره خود را از خالق هوشهای مصنوعی مدرن در دنیای مارول (MCU) وام گرفته باشد، یک تقارن شاعرانه و بینظیر است. از طرفی، با توجه به سرنوشت تلخی که برای جوزفین (Josephine) رقم خورد، میتوان با قاطعیت گفت که این نوه رازآلود به هیچ وجه انسان خوشقلبی نیست.
هرچند در دنیای کمیک، فینیاس هورتون نوه پسری ندارد و به جای آن یک نوه دختری به نام ویکتوریا اندرسون (Victoria Anderson) دارد. با این حال، همین مسئله نشان میدهد که بستر لازم برای اقتباس چنین ایدهای فراهم است و ریشه در منبع اصلی دارد. در هر صورت، رویارویی اولتران با همزاد انسانی و سبیلدارش، اتفاقی است که بیصبرانه منتظر تماشای آن هستیم.
کورنلیوس ون لونت (Cornelius Van Lunt)
حالا که بحث آن ظاهر کلاسیک و سبیلهای خاص کلاینت داغ است، بیایید کمی به دنیای کمیکها سر بزنیم و یک تئوری کمترشناختهشده اما بسیار منطقی را بررسی کنیم. کورنلیوس ون لونت (Cornelius Van Lunt) اولین بار در سال ۱۹۶۹ و در شماره ۷۲ کمیک انتقامجویان (Avengers 72) معرفی شد. اما چرا او را در این لیست قرار دادیم؟ قطعا فقط به خاطر شباهت ظاهری عجیب جیمز اسپایدر به این شخصیت نیست!
ون لونت در دنیای کمیک یکی از مهرههای اصلی و کلیدی سازمان مخفی چرخ بزرگ (Great Wheel) یا همان زودیاک (Zodiac) محسوب میشود. از آنجایی که بخش تلویزیونی مارول در حال حاضر توسعه سریال زودیاک را در دستور کار دارد و بسیاری از تحلیلگران معتقدند این پروژه حول محور همین گروه مخفی میچرخد، سریال ویژن کوئست میتواند زمینهساز ورود جیمز اسپایدر به این مجموعه در نقش ون لونت (Van Lunt) باشد.
نکته کلیدی ماجرا اینجاست که ون لونت تاریخچه پرتنشی با اندرویدها (رباتهای انساننما) دارد. او در کمیکها با ارتشی از رباتهای مدل زنده (Life Model Decoys) که برای نابودی نسخه جدید سازمان زودیاک تحت رهبری او فرستاده شده بودند، درگیر شد. با توجه به زمزمههایی که درباره تاثیر عظیم این سریال بر پایهگذاری آینده دنیای سینمایی مارول به گوش میرسد، شاید این شخصیت همان شاهمهرهای باشد که مسیر فازهای بعدی را تغییر میدهد.
علیرغم تمامی این گمانهزنیها و تئوریهای مطرحشده، تنها راه برای کشف هویت واقعی این آنتاگونیست مرموز و پی بردن به سرانجام داستان، انتظار برای ایستگاه پایانی است. قسمت هشتم که اپیزود پایانی سریال ویژن کوئست محسوب میشود، در تاریخ ۱۱ نوامبر (۲۱ آبان) روی آنتن خواهد رفت تا به تمامی این معماها پاسخی قطعی بدهد.
در پایان این مقاله، دیدگاه شما در رابطه با هویت کلاینت مرموز در سریال ویژن کوئست چیست؟ به نظر شما کدامیک از سه تئوری به واقعیت نزدیکتر است؟ فکر میکنید بازگرداندن دوباره اولتران نشاندهنده بنبست ایدهپردازی و تنبلی نویسندگان مارول است، یا آن را یک شاهکار داستانی میدانید؟ آیا این آنتاگونیست جدید بالاخره میتواند مارول را از این فازهای خستهکننده اخیر نجات دهد؟ فراموش نکنید که نظرات شخصی و تئوریهای خود را با ما و دیگر کاربران رسانه سرگرمی به اشتراک بگذارید.

نظرات
دیدگاه خود را اشتراک گذارید