-
0/10
۱۰ انیمه فانتزی برای کسانی که جوجوتسو کایسن را ندیدهاند!
شخصیتپردازی عمیق و تمهای فلسفی
شخصیتپردازی عمیق، طرحهای داستانی هوشمندانه و تمهای فلسفی در کانون توجه ۱۰ انیمه فانتزی برای کسانی قرار گرفتهاند که جوجوتسو کایسن را ندیدهاند.
در پنجسال گذشته، ژانر فانتزی در انیمه شاهد خلق آثاری بدیع و چالشبرانگیز بوده است. ۱۰ انیمه فانتزی برای کسانی که جوجوتسو کایسن را ندیدهاند داستانهایی هستند که با فراتر رفتن از کلیشههای رایج، به خلق جهانهایی پیچیده و چندبُعدی روی آوردهاند. در این جهانها مرز میان خیر و شر اغلب محو شده است. شخصیتپردازی عمیق، طرحهای داستانی هوشمندانه و تمهای فلسفی در کانون توجه قرار گرفتهاند. از سوی دیگر، پیشرفتهای چشمگیر در کیفیت انیمیشن و موسیقی متن، به غنای حسی این تجربیات دیداری افزودهاند. در مجموع، فانتزی معاصر انیمه نهتنها مخاطب را سرگرم میکند، بلکه او را به تفکر و تأمل فرا میخواند.
Chainsaw Man
یکی از پرطرفدارترین و محبوبترین پروژههای استودیو ماپا (MAPPA) که به موفقیت روز افزون آن کمک بزرگی کرده است و به عنوان یکی از ۱۰ انیمه فانتزی برای کسانی که جوجوتسو کایسن را ندیدهاند به شمار میرود، انیمه مرد ارهای است که تنها پس از مدت زمان کوتاهی، به صورت گستردهای در سراسر جهان شناخته شد. داستان این انیمه در رابطه با پسر جوانی به نام دنجی (Denji) است. او پس از آنکه پدرش را از دست میدهد، مجبور به پرداخت بدهی قابل توجهی میشود. این مبلغ هنگفت باید به به سازمان یاکوزا (Yakuza) پرداخت شود.
در خط داستانی انیمه مرد ارهای، کارکتر دنجی از یک حیوان خانگی شیطانی به نام پوچیتا (Pochita) مراقبت میکند. او از این حیوان خانگی وفادار خود به عنوان ابزاری برای کشتن شیاطین استفاده میکند تا بتواند بدهی خود را به سازمان یاکوزا پرداخت کند. با پیش رفتن داستان، پوچیتا جان خود را در راه نجات جان دنجی از دست میدهد. این مسئله در نهایت باعث میشود که دنجی نیز پس از آن، توانایی تبدیل کردن خود به شیطان را داشته باشد؛ شیطانی که صورتش به شکل یک اره برقی در میآید!
Demon Slayer
شیطان کش (Demon Slayer) به عنوان یکی دیگر از ۱۰ انیمه فانتزی برای کسانی که جوجوتسو کایسن را ندیدهاند به شمار میرود. قسمت اول این انیمه با به قتل رسیدن اعضای خانواده تانجیرو کامادو (Tanjiro Kamado) توسط یک شیطان آغاز میشود. در این کشتار، تنها خواهر قهرمان و شخصیت اصلی داستان میتواند زنده بماند اما او نیز خود، پس از این حمله، به یک شیطان تبدیل میشود. داستان این اثر حول محور تانجیرو کامادو میچرخد؛ نوجوانی مهربان که پس از قتل خانوادهاش توسط شیاطین، به یک شکارچی تبدیل میشود تا خواهر کوچکش را نجات دهد که به موجودی نیمهشیطان تبدیل شده است.
انیمه محبوب شیطانکش استانداردهای بالایی را در دنیای انیمه به وجود آورده است. انیمیشن و گرافیک این انیمه به قدری شگفتانگیز است که بینندگان را مسحور خود کرده است. موسیقی متن و جلوههای صوتی شگفتانگیز، خط داستانی بسیار جذاب و دیدنی، توسعه و رشد شخصیتها، تکههای کوچکی از ژانر کمدی که در داستان آن گنجانده شده است و صحنههای دلخراش مرگ کارکترها، همه و همه به معروفیت این انیمه کمک بسیاری کردهاند و در نهایت آن را به یک اثر شاهکار تبدیل کردهاند.
Blue Exorcist
داستان انیمه Blue Exorcist، دنیای پیچیدهای از فرشتگان در برابر شیطانهای افسانهای را به تصویر میکشد که تا حدی بر اساس دوگانگی کتاب مقدس بهشت و جهنم به همراه موجودی شیطانی ساخته و طراحی شده است که بر کل آن جهان حکومت میکند. با این وجود، در داستان این انیمه، انسانها در دنیای آسیه (Assiah) و شیاطین نیز در مکانی که با نام Gehenna شناخته میشود، زندگی خود را سپری میکنند. پادشاه شیاطین میخواهد پسرانش را به خدمت بگیرد تا به او کمک کنند دنیای انسانها را به تسخیر خود درآورند.
قهرمانان انیمه Blue Exorcist که به عنوان یکی دیگر از ۱۰ انیمه فانتزی برای کسانی که جوجوتسو کایسن را ندیدهاند به شمار میرود، هنر طرد ارواح پلید را یاد میگیرند. در Blue Exorcist، قهرمان داستان به یک شیطان تبدیل میشود، اما با این وجود برای بشریت مبارزه میکند. انیمه اصلی در قالب بیست و پنج قسمت منتشر شده است و اسپین اف آن هم که Blue Exorcist: Kyoto Saga نام دارد در قالب یک فصل دوازده قسمتی منتشر شده است.
Mob Psycho 100
انیمهی ماب سایکو ۱۰۰، ساختهی استودیو پرافتخار بونز، فراتر از یک داستان اکشن معمولی دربارهی قدرتهای فراطبیعی است. این اثر که بر پایهی مانگای خالق وانپانچ من، “وان” خلق شده، در درجهی اول داستان رشد شخصیتی پسری به نام شیگهاو کاگهیاما، معروف به “ماب” است. ماب با دارا بودن تواناییهای روانی خارقالعاده، تلاش میکند زندگیای عادی داشته باشد و به جای تکیه بر قدرت، بر بهبود شخصیت و ارتباطات انسانی خود تمرکز کند. رابطهی پیچیدهی او با استادش، ریگن، که فردی شیاد اما در ژرفای وجودش نگران ماب است، یکی از محورهای جذاب داستان محسوب میشود. انیمه با طنزی هوشمندانه و لحنی صمیمی، مخاطب را به درون دنیایی رنگارنگ و پرجنبوجوش میبرد.
سبک بصری منحصربهفرد و تحولیافتهی انیمهی ماب سایکو ۱۰۰ که باعث شناخته شدن این اثر به عنوان یکی دیگر از ۱۰ انیمه فانتزی برای کسانی شده است که جوجوتسو کایسن را ندیدهاند، با ترکیب انیمیشنی روان و طرحهایی اکسپرسیو و آزاد، هیجان و حالات درونی شخصیتها را به شکلی بینظیر به تصویر میکشد. اما قلب تپندهی داستان، پرداختن به مضامین عمیقتری چون خودشناسی، پذیرش احساسات (چه مثبت و چه منفی)، ارزش سختکوشی و اهمیت دوستی است.
Monogatari
فرانچایز انیمهای «مونوگاتاری»، بر پایهی لایت ناول نیشیو ایشین ساخته شده و به عنوان یکی دیگر از ۱۰ انیمه فانتزی برای کسانی که جوجوتسو کایسن را ندیدهاند به شمار میرود. این مجموعه با کارگردانی آکییوکی شینبو و توسط استودیو شافت، تلفیقی جسورانه از فرم و محتوا ارائه میدهد. هستهی مرکزی داستان حول شخصیت کویومی آراراگی، دانشآموز دبیرستانی میچرخد که از حملهی یک خونآشام نجات یافته. او در ادامه به کمک دیگران میشتابد تا دخترانی را نجات دهد که با «موجودات عجیب»—پدیدههای فوقطبیعی ریشهگرفته از مشکلات عاطفی و روانی—دستوپنجه نرم میکنند. روایت غیرخطی، دیالوگهای سریع و فلسفی، و ارجاعات ادبی گسترده، از ویژگیهای بارز این اثر است.
شکل بصری مونوگاتاری، خود یک شاهکار تجربی محسوب میشود. این مجموعه با استفاده از قابهای ثابت نمادین، انیمیشن محدود اما هدفمند، و تایپوگرافی خلاقانه، بیشتر بر انتقال مفاهیم ذهنی و گفتوگوهای سنگین تکیه دارد تا اکشن پیوسته. شخصیتپردازی عمیق و رشد تدریجی قهرمانان داستان، درکنار بررسی موشکافانهی مفاهیمی چون گناه، هویت، عشق و رستگاری، لایههای پنهان بسیاری را پیش روی بیننده میگشاید. مونوگاتاری با چالشکشیدن ساختارهای مرسوم داستانگویی، اثری است که بیش از آنکه صرفاً یک سرگرمی باشد، تجربهای فکری و احساسی غنی به شمار میرود و مخاطب خود را به تأمل و تفسیر فرا میخواند.
Hell’s Paradise
در بهار سال دوهزار و بیست و سه تعداد کمی از انیمههایی که منتشر شد با استقبال جهانی روبهرو شد. انیمه “بهشت جهنمی” (Hell’s Paradise) که به عنوان یکی دیگر از ۱۰ انیمه فانتزی برای کسانی که جوجوتسو کایسن را ندیدهاند به شمار میرود، بر اساس یک مانگا در ژانر شونن ساخته شده است که در رابطه با گروهی از مجرمان است که به اعدام محکوم شدهاند. این افراد به یه یک جزیره مرموز فرستاده میشوند که مملو از هیولاها و گیاهان ترسناک است، تا اکسیر زنگی را پیدا کنند.
هر محکومی که بتواند اکسیر زندگی را پیدا کند، در نهایت تبرئه و آزاد میشود. در کنار این محکومان، جلادانی نیز فرستاده میشوند تا جان هرکسی را که برخلاف قوانین عمل کرد، بلافاصله بگیرند. گابیمارو (Gabimaru) یکی از این مجرمان است که در مبارزه از تواناییهای ترسناکی بهره برده است. او میخواهد به هر قیمتی آن اکسیر را پیدا کند زیرا دلیلی برای زنده ماندن دارد و آن هم همسرش است. در این انیمه نیز همانند جوجوتسو کایسن، صحنههای اکشن فراوانی از مبارزات وجود دارد که در آن کارکترهای زیادی با خشنترین روشهای ممکن به قتل میرسند.
Dorohedoro
دوروهدورو، اثر ماهایو دایدو، انیمهای است منحصربهفرد که با ترکیب جلوههای بصری خشن و فضای کمدی-تاریک، جهانی چندلایه و عمیق را خلق میکند. داستان در شهری زنجیرهای و غریب به نام «سوراخ» جریان دارد که ساکنان آن قربانی جادوگرانی از بعدی موازی به نام «دنیای جادوگران» هستند. این جادوگران برای تمرین جادوهای خود بر روی انسانهای بیدفاع آزمایش میکنند. در کانون این تقابل، شخصیتی به نام کایمن قرار دارد که سرش به سر یک مارمولک تغییر شکل یافته و خاطرات گذشتهاش را از دست داده است. او به همراه دوست وفادارش، نیکایدو، در کبابفروشی خود به نام «Hungry Bug» به شکار جادوگران مشغول به کار میشود تا هم از مردم شهر محافظت کند و هم هویت واقعی و مسئول این تغییر شکل را بیابد.
جهانآفرینی پیچیده انیمه دوروهدورو تنها به جغرافیا محدود نمیشود، بلکه با طراحیهای ارگانیک و عجیب، قوانین جادویی منسجم و نظامهای اجتماعی متمایز هر دو دنیا تکمیل میگردد. دنیای جادوگران خود به خانوادههای قدرتمندی تقسیم میشود که هر یک بر نوع خاصی از جادو تسلط دارند و در رقابتی خونین با یکدیگر هستند. شخصیتپردازی غنی و پرتعداد، از کایمن و نیکایدو گرفته تا ان، رئیس یکی از این خانوادهها، و شوکا، پزشک مرموز، همگی در بافتی از اسرار، خشونت طنزآمیز و گاه آشپزی لذیذ، عمق و زندگانی خارقالعادهای به این جهان دوگانه میبخشند. دوروهدورو با حفظ تعادل بین عناصر فانتزی سیاه، اکشن خشن و طنز غیرمنتظره، بیننده را به طور کامل در فضای عجیب و جذاب خود غرق میکند.
Noragami
انیمه بسیار جذاب و دوستداشتنی شناخته شده با نام “نوراگامی” (Noragami) از همان قسمتهای اول خود، بینندگان را ترغیب به تماشای ادامه آن نیز میکند. خط داستانی این انیمه زیبا، نه تنها پدیدههای ماوراطبیعی را در خود جای داده است، بلکه دیالوگها و اتفاقات خندهداری را نیز به نمایش میگذارد که دیدن این انیمه را بسیار سرگرمکننده و لذتبخش میکنند. داستان این انیمه در رابطه با خدایی است که دوست دارد توسط مردم جهان شناخته شود. این خدا که در داستان با نام “یاتو” (Yato) شناخته شده است، برای به دست آوردن دستمزد اندکی، حاضر است تن به انجام هر درخواست عجیب و غریبی از طرف مردم بدهد.
با پیش رفتن داستان، یاتوی دوستداشتنی با یک دختر معمولی ملاقات میکند. این دو تصمیم میگیرند تا به کمک یکدیگر، از چالشهای نفسگیر و هیجانانگیزی عبور کنند که بر سر راهشان قرار میگیرند. یاتو خدای بیپولی است که لباس ورزشی به تن میکند. او خدای ناشناختهای است که حتی یک معبد هم به نام خود ندارد و به همین خاطر نیز مردم نمیتوانند به زیارت او بروند و از او درخواست کمک کنند. این کارکتر نه تنها بسیار فقیر است، بلکه در مدیریت روابط خود با افراد اطرافش نیز مشکل دارد. با این حال، او یک موجود بسیار دلسوز و مهربان است که به صورت مداوم سعی در محافظت از اطرافیانش دارد.
Bleach
تاکنون سه انیمه بسیار جذاب و محبوب در ژانر شونن ساخته شدهاند که موفق به جذب طرفداران بسیار زیادی، نه تنها در ژاپن، بلکه در سراسر جهان شدهاند؛ این انیمهها شامل وان پیس (One Piece)، ناروتو (Naruto) و بلیچ (Bleach) میشوند. انیمه Bleach که به عنوان یکی دیگر از ۱۰ انیمه فانتزی برای کسانی که جوجوتسو کایسن را ندیدهاند به شمار میرود، از دهه دوهزار شروع به پخش شد. این دهه در میان طرفداران دنیای انیمه به عنوان «دوران طلایی» شناخته شده است.
داستان انیمه بلیچ حول محور زندگی “ایچیگو کوروساکی” میچرخد، نوجوانی که سرنوشتی غیرمنتظره او را از زندگی عادی به دنیای پررمز و راز “شینیگامیها” (جذبکنندگان ارواح) میکشاند. نقطهی عطف داستان هنگامی است که ایچیگو با “روکیا کوچیکی”، ملاقات میکند؛ شینیگامی زنی که به دنبال Hollow (ارواح شیطانی) است. این برخورد تصادفی، مسیر زندگی قهرمان و شخصیت اصلی این داستان را برای همیشه دچار تحول میکند. بلیچ تنها یک انیمهی اکشن نیست، بلکه سفر تکاملی شخصیتی است که با ظرافت تمام، مخاطب را به تأمل دربارهی ماهیت انسانیت دعوت میکند.
Tokyo Ghoul
«توکیو غول» یکی از نمونههای بارز انیمهای است که با تکیه بر مضامین تاریک و ظاهری ژرف، موفق به جلب توجه گستردهی مخاطبان جهانی شد، اما در فرآیند اقتباس از منبع اصلی خود (مانگا) عمق و پیچیدگیهای کلیدی داستان را فدا کرد. فصل اول این اثر با معرفی قهرمانی تراژیک و دنیایی دوپارهی انسانها و غولها، نوید یک قصهی روانشناختی و فلسفی دربارهی هویت، تعلق و طبیعت خشونت را میداد. با این حال، ریتم سریع و حذف بخشهای اساسی از توسعهی شخصیتها و انگیزههایشان، باعث شد بسیاری از تعارضات درونی و بیرونی کانکی کن، صرفاً در سطحی بصری و اکشنمحور باقی بمانند و نتوانند تأثیر عاطفی و فکری مورد انتظار را ایجاد کنند.
پس از فصل اول، شتابزدگی و سردرگمی در روایت به اوج خود رسید. فصلهای بعدی با فشردهسازی دهها جلد مانگا در تعداد محدودی اپیزود، عملاً به یک توالی گیجکننده از صحنههای اکشن و گفتوگوهای پراکنده تبدیل شدند. شخصیتهای جدید بدون مقدمه معرفی میشدند و نقشآفرینی میکردند، در حالی که شخصیتهای اصلی مانند توکا یا ریزه به حاشیه رانده شدند. این امر منجر به از بین رفتن کامل تعادل روایی داستان شد. در نهایت، «توکیو غول» به عنوان یک محصول نهایی، بیشتر شبیه یک تریلر بلند برای مانگای اصلی است تا یک اقتباس وفادار و کامل.

نظرات
دیدگاه خود را اشتراک گذارید