-
10/10
سریال اسپایدر نوآر (Spider-Noir) این بار با اتمسفر تاریک دهه ۱۹۳۰، فرمول همیشگی و کلاسیک شرورهای مارول را به شکلی جذاب و کابوسوار به نمایش میگذارد. در این مقاله، تمام شرورهای سریال جدید آمازون پرایم را بررسی میکنیم.
در جهان قصههای ابرقهرمانی، یک قانون نانوشته اما همیشگی وجود دارد. در واقع، عیار و عظمت یک قهرمان را کیفیت شرورهایی تعیین میکند که در برابرش صفآرایی میکنند. بتمن (Batman) گالری شرورهای نمادین خودش را دارد و در طرف مقابل، دنیای سینمایی مارول (MCU) برای متحد کردن دوباره انتقام جویان (Avengers) مدام تهدیدات شیطانی و بزرگتری را رو میکند و مسلما مرد عنکبوتی (Spider-Man) صاحب بهترین کلکسیون آدمبدهای دنیای مارول است. بنابراین، جای تعجب ندارد که سریال اسپایدر نوآر از شبکه آمازون ویدیو پرایم لشکری از شرورهای متنوع را به صف کرده تا در برابر بن رایلی (Ben Reilly) بیپروا و روانپریش با بازی نیکلاس کیج (Nicolas Cage) قرار بگیرند. البته، ماجرا پیچیدهتر از این است که سازندگان صرفا و به طور بیهدف چند اسم آشنا را ردیف کنند؛ چراکه زیباییشناسی نوآر این سریال و فضای دهه ۱۹۳۰ میلادی، به شورانرها این اجازه را داد تا حسابی در فرمول همیشگی دست ببرند و تغییرات ایجاد کنند و باید گفت که این کار را به بهترین شکل ممکن انجام دادند.
رایلی در داستان این سریال، در جهانی نفس میکشد که هنوز با پدیده ابرقهرمانها بیگانه است. در این نیویورک خاکستری، اسپایدر (The Spider) محله هارلم (Harlem) یک استثنای غریب و تنهامانده به شمار میرود؛ قهرمانی که پس از فاجعه مرگ معشوقهاش، روبی، لباس مبارزه را آویخته و خلا بزرگی در شهر ایجاد کرده است. اما ورود ناخواسته او به شبکه پیچیدهای از حوادث شوم، آرامش این بازنشستگی اجباری را در هم میشکند. در دنیایی که گویی زیر سایه سنگین امپراتوری مافیایی سیلورمین (Silvermane) اداره میشود، هر لحظه تهدید جدیدی سر برمیآورد. اما در این ضیافت تیره و شلوغ، کدامیک از شرورهای نوظهور توانستهاند پرداخت شخصیتی قدرتمندتری را به نمایش بگذارند؟ در این مقاله، به رتبهبندی تمام شرورهای سریال تحسینشده اسپایدر نوآر میپردازیم. در ادامه، همراه رسانه سرگرمی باشید.
۷. ادیسون (Addison)
در همین ابتدای کار باید گفت که تحلیل شخصیت ادیسون کار بسیار دشواری است؛ چرا که وزن دراماتیک او در خط داستانی اسپایدر نوآر، بیش از آن که به حضورش وابسته باشد، با غیبت ناگهانیاش گره میخورد. او نخستین کهنهسرباز جهشیافتهای است که در همان اپیزود افتتاحیه با او روبرو میشویم. جالب اینجا است که ادیسون مستقیما از دل صفحات کمیکهای مارول بیرون نیامده و تنها برخی از المانهای شخصیت خود را از ویلنهای مارول الهام گرفته است.
قدرتهای تخریبی ادیسون به معنای واقعی کلمه، چشمگیر به نظر میرسند و در تقابل با بن رایلی و دانیگال (Donegal) با بازی کامرون بریتون، حسابی آنها را به چالش میکشاند؛ اما سرنوشت او با ناکامی مطلق نوشته شده است. او در کشتن سیلورمین ناکام میماند و همین امر ماموریت انتقامجویانهاش را کلید میزند. همچنین، پیش از آن که توسط دانیگال هدف گلوله قرار گرفته و کشته شود، نمیتواند تاثیر چندان مهمی روی این کارآگاهان خصوصی بگذارد.
۶. دکتر فیبر (Dr Faber)
دکتر آلتیا فیبر با بازی ایمی آکینو (Amy Aquino) که در نیمه دوم سریال وارد میدان میشود، نمونه کلاسیک شرورهای چندلایه است؛ آنتاگونیستی که اعمال هولناکش برخاسته از نیتی انسانی است، اما سقوط اخلاقیاش او را به مرز رستگاریناپذیری میکشاند. انگیزه اصلی او، اشتیاق جنونآمیز و مادری برای نجات فرزندش، آگدن (Ogden)، از یک جهش ژنتیکی منجر به پیری زودرس است. اما او برای تحقق این هدف، از استیصال کهنهسربازان اسیر جنگی که پیشتر در اسارت آلمانیها طعمه آزمایشهای علمی شده بودند، سوءاستفاده میکند. فیبر کل این گروه بیپناه را به جز دارودسته سیلورمین به قتل میرساند و اجسادشان را برای تحقیقات بیشتر مومیایی و حفظ میکند.
اوج شرارت او در اپیزود شاهکار کابوسی روی برانکارد (Nightmare on a Gurney) به چشم میخورد؛ جایی که او بن رایلی را برای استخراج دیانای (DNA) به صندلی آزمایشگاه زنجیر کرده و او را در معرض توهماتی کابوسوار قرار میدهد که تماشای آن برای افرادی که از عنکبوت وحشت دارند،به معنای واقعی کلنه شکنجهبار است. فیبر ثابت میکند که نیتهای خیرخواهانه، وقتی با ابزارهای سادیستی و بیرحمانه ترکیب شوند، مخوفترین نوع شرارت را پدید میآورند.
۵. مگاوات (MegaWatt)
وقتی خبر انتخاب اندرو لوئیس کالدول (Andrew Lewis Caldwell) برای ایفای نقش شرور مهجور و کمنامونشانی چون مگاوات، با نام واقعی درک لایدن (Dirk Leyden)، رسانهای شد، بسیاری از منتقدها و طرفدارها بدبین گمان کردند که سونی به دلیل محدودیتهای حقوقی نتوانسته به سراغ وزنه سنگینی مثل الکترو (Electro) یا شوکر (Shocker) برود. با این حال، باید گفت که لایدن (Leyden) یک غافلگیری زیرکانه بود. پیشینه او به عنوان یک بازیگر تئاتر شکستخورده، لحنی تئاترال و متمایز به این شخصیت بخشیده است.
او مدام با نقلقول از نمایشنامههای بزرگ کلاسیک فخر میفروشد و همین غرور جریحهدارشده و خودبزرگبینیاش باعث شد خیانت نهایی او به سیلورمین، یک پایانبندی کاملا منطقی به نظر برسد. با این حال، ژستهای حماسی مگاوات در تضاد عمیق با شخصیت رویاعصاب او قرار دارد؛ این رویکرد اغراقآمیز هرچند او را به شروری آزاردهنده تبدیل میکند، اما دقیقا همان هدفی است که سازندگان آگاهانه به دنبالش بودهاند.
۴. انسان عنکبوتی (Man-Spider)
به شکلی شگفتانگیز، ما جز نقشی که من اسپایدر در داستان پیدایش دلخراش و تکاندهنده قدرتهای بن رایلی ایفا میکند، هیچچیز دیگری درباره او در سریال اسپایدر نوآر (Spider-Noir) نمیدانیم، او، به جز این که عضوی از آن جوخه تراژیک است که رایلی از اسارت آلمانیها نجات میدهد، کاملا بینامونشان و بدون پیشینه داستانی است.
حضور کوتاه او مانند یک زنگ خطر عریان و تکاندهنده عمل میکند که نشان میدهد اگر جهشهای ژنتیکی از کنترل خارج شوند، چه سرنوشت شومی در انتظار بازماندگان خواهد بود. این خوانش از من اسپایدر، تجسم ناب وحشت جسمی است؛ تبلور یک کابوس بیولوژیک با طراحی بصری فوقالعاده که علیرغم حضور چندلحظهایاش روی پرده، اثری عمیق و هولناک بر ذهن هوادارها باقی میگذارد.
۳. توماستون (Tombstone)
تصویری که آبراهام پوپولا (Abraham Popoola) از لانی لینکلن (Lonnie Lincoln) ارائه میدهد، فرسنگها با آن تصویر سنتی و کلیشهای که خوانندگان کمیکهای مارول از توماستون در ذهن دارند، فاصله دارد. او که ظاهرا بر اثر جهشی کرابمانند به پوستی آسیبناپذیر و قدرتی افسانهای دست یافته، به عنوان بازوی اجرایی و بادیگارد سیلورمین وارد معادلات قدرت میشود.
با این حال، شخصیتپردازی او بسیار عمیقتر و شریفتر از مگاوات است. لینکلن تسلیم جذابیت مسموم قدرتهای ابرانسانیاش نشده و کماکان از یک قطبنمای اخلاقی و حس عدالتخواهی درونی پیروی میکند؛ مردی که عملا در بنبست شرایط اسیر شده و به خدمت مافیا درآمده است. تحول او، زمانی که با خروج جهش ژنتیکی از بدنش از مرگ حتمی نجات مییابد، بسیار ملموس و انسانی است. او بلافاصله جهان تبهکاری را ترک کرده تا به آرزوی سادهاش یعنی بردن مادرش به آبشار نیاگارا جامه عمل بوشاند. فیزیک قدرتمند پوپولا در کنار این روحیه آسیبپذیر، لانی را به یکی از سمپاتیک ترین شخصیت های سریال تبدیل کرده است.
۲. مرد شنی – سندمن (Sandman)
درست مانند لانی لینکلن، فلینت مارکو (Flint Marko) با تصویری که جک هیوستون (Jack Huston) از او ترسیم میکند، ابرشروری به مراتب پیچیدهتر از استانداردهای مرسوم آثار کمیکبوکی است؛ رویکردی که پیش از این نیز در نسخه بهیادماندنی توماس هیدن چرچ در فیلم مرد عنکبوتی ۳ (Spider-Man 3) به کارگردانی سم ریمی شاهدش بودیم.
مارکوی این داستان، یک جنایتکار حرفهای و ریشهدار است که علیرغم هزینههای گزاف شخصی، وفاداری کورکورانهای به سیلورمین (Silvermane) دارد؛ وفاداری متعصبی که حاضر است به خاطرش، رابطهاش با کت هاردی را نیز به قربانگاه بفرستد. هیوستون با وقار، سنگینی و جذبهای که یادآور بازیهای بزرگ اورسون ولز (Orson Welles) است، این نقش را به خوبی ایفا کرده است. او به زیبایی توانسته توازن میان کاریزمای جذاب این مرد و رگههای بدذاتی و خشونت عریان او را در تلویزیون زنده کند.
۱. سیلورمین (Silvermane)
اگر از غیبت موقت کینگپین (Kingpin) مقتدر در پایان فصل دوم دردویل: تولد دوباره (Daredevil: Born Again)، احساس خوبی ندارید، شرور اصلی اسپایدر نوآر بهترین مرهم برای این دلتنگی شما است. برندن گلیسون (Brendan Gleeson) در نقش سیلورمین که اینبار به جای مافیای ایتالیایی، در قامت یک قاچاقچی بزرگ ایرلندی بازآفرینی شده، محله هارلم (Harlem) را مستبدانه زیر سلطه خود دارد. او به لطف لحن آهنگین و لهجه جذاب ایرلندی گلیسون، در وهله اول مردی خوشبرخورد به نظر میرسد، اما این ویترین فریبنده به سرعت فرو میریزد؛ او گانگستری است که تاجوتختش را با غوطهور شدن در خون رقبایش به دست آورده است.
حضور او تهدیدآمیز، بیرحمانه است. هیمنه سیلورمین در راس هرم قدرت دنیای نوآر چنان سهمگین است که حتی بن رایلی نیز برای هماهنگی با خواستههای او ترسی از زیر پا گذاشتن قانون ندارد و صراحتا جرئت رد کردن ماموریتهای او را در خود نمیبیند. هرچند پرونده حضور او در این فصل بسته شد، اما سقوط اخلاقی او در اپیزود پایانی و استفاده ابزاری از کت هاردی برای افشای هویت واقعی اسپایدر، جایی برای دلسوزی باقی نگذاشت؛ مرگ او به دست کت، تنها پایان عادلانهای بود که میتوانست برای این مایه فساد رقم بخورد. شرش کم، اما حضور دراماتیکش در تاریخ اقتباسهای مارول ماندگار است!
در پایان این مقاله، دیدگاه شما در رابطه با رتبهبندی شرورهای سریال اسپایدر نوآر (Spider-Noir) چیست؟ به نظر شما کدام شخصیت منفی بیشترین تاثیر را در روند داستانی داشت و آیا شما جایگاه متفاوتی را برای این تبهکاران در نظر میگیرید؟ فراموش نکنید که نظرات و تحلیلهای شخصی خود را با ما و دیگر کاربران رسانه سرگرمی به اشتراک بگذارید.

نظرات
دیدگاه خود را اشتراک گذارید