تفاوت سریال Spider-Noir اسپایدر نوآر با کمیک مارول

کالبدشکافی تفاوت های سریال Spider-Noir با کمیک بوک‌های مارول

تولد دوباره یک قهرمان در تاریکی

1%
  • 10/10
کالبدشکافی تفاوت های سریال Spider-Noir با کمیک بوک‌های مارول 5 10 خرداد 1405 مقالات جانبی (تلویزیون) کپی لینک

سریال اسپایدر نوآر (Spider-Noir) با فاصله گرفتن از کلیشه‌های رایج کمیک بوک ها، روایتی تاریک، بزرگسالانه و متفاوتی از قهرمان عنکبوتی مارول را به تصویر می‌کشد. در این مقاله، به بررسی تمام تفاوت های این اقتباس تلویزیونی با منبع اصلی خود می‌پردازیم.

سریال اسپایدر نوآر با نقش آفرینی درخشان نیکلاس کیج، بی‌شک یکی از جذاب‌ترین آثار تلویزیونی اخیر است که البته تفاوت‌های چشمگیری با ریشه‌های کمیک خود دارد. آمازون در این پروژه جاه‌طلبانه، دوست‌داران دنیای مارول را به لایه‌های تاریک‌تر و ناشناخته‌تری از جهان اسپایدر ورس (Spider-Verse) می‌برد. این سریال با یک استراتژی تحسین‌برانگیز، در همان ابتدا خط داستانی خود را از روایات چندجهانی جدا می‌کند که در این مجموعه تلویزیونی، با نسخه‌ای از مرد عنکبوتی نوآر روبرو هستیم که برخلاف انتظارات، هیچ‌گاه مرزهای ابعاد دیگر را نشکسته است. حتی اگر در مسیرش با غریبه‌ای برخورد کرده باشد که از او درباره ماهیت این جهان پرسیده است، باز هم در همین بعد باقی می‌ماند. بنابراین، این عنکبوت دقیقا همان شخصیت انیمیشنی محبوبی نیست که پیش‌تر در فیلم به درون دنیای عنکبوتی (Spider-Man: Into the Spider-Verse) دیده بودیم.

از سوی دیگر، این شخصیت حتی با آن قهرمانی که در صفحات کمیک خوانده‌ایم و می‌شناسیم نیز تفاوت‌های زیادی دارد. قهرمان کمیک‌بوکی عنکبوت تنها در ظاهر و نام با شخصیتی که اکنون روی پرده می‌بینیم، مشترک است. نیکلاس کیج توانسته با هنرنمایی خود، کالبدی کاملا جدید و بی‌نظیر به این ابرقهرمان تاریک ببخشد. اکنون این پرسش مهم برای هوادارهای مارول مطرح شده که ابعاد دقیق این تغییرات بزرگ تا چه اندازه است. همچنین، باید بررسی کرد که چرا شرکت سونی تصمیم گرفته تا این حد از منبع اصلی فاصله بگیرد؟ در این مقاله، تمام تفاوت های سریال اسپایدر نوآر (Spider-Noir) با کمیک بوک های مارول را بررسی می‌کنیم. در ادامه، همراه رسانه سرگرمی باشید.

۱. وداع با پیتر پارکر؛ تولد یک قهرمان خسته و پابه‌سن‌گذاشته

تغییر نام قهرمان از پیتر پارکر (Peter Parker) به بن رایلی ((Ben Reill)، تنها یک انتخاب ساده و بی‌دلیل نبود، بلکه این کار استراتژی هوشمندانه برای بازتعریف ژانر نوآر صورت گرفته شده است. سریال با حذف پیتر پارکر، عملا بندهای ناف خود را از نسخه‌های نوجوان پسند مارول جدا می‌کند تا این بار فضایی مستقل و تاریک‌تر از همیشه بسازد. اشاراتِ داستانیِ سریال به‌خوبی نشان می‌دهند که چرا او در فرار از گذشته‌اش، مجبور به انتخاب نام جدیدی شده است. به لطف این هویت تازه، شخصیت مستقلی خلق شده که اسیر انتظارات مخاطبان کمیک‌ها نیست. در واقع، این تغییر نام، امضای سازندگان بر پای یک بازخوانی مدرن و بزرگسالانه از دنیای اسپایدرمن است.

تحلیل‌های اورن اوزیل، شورانر سریال، درباره این تغییر، دیدگاه جسورانه تیم تولید را به خوبی نشان می‌دهد. از نظر آن‌ها، پیتر پارکر به عنوان یک کهن‌الگو، بیش از حد با مفهوم نوجوانی و معصومیت گره خورده است که با اتمسفر تیره و سرد این اثر جدید تضاد دارد. شخصیت بن رایلی در اینجا به عنوان یک ضدقهرمان خسته و زخم‌خورده ترسیم شده که هیچ شباهتی به تصویر فانتزی یک پسر دبیرستانی ندارد. این فاصله‌گذاری، بهترین تصمیمی است که آمازون برای متمایز کردن این سریال از جریان اصلی دنیای عنکبوتی گرفته است. هدف این است که بینندگان، به جای دیدن یک قهرمان رویایی، شاهد زوال و تلاش یک انسان واقعی باشد.

جابه‌جایی زمانی و سنی شخصیت، بعد جدیدی به این سریال بخشیده که در متون رسمی کمیک‌ها کمتر دیده بودیم. در حالی که در کمیک، پیتر پارکر جوان تحت سایه‌ خاطرات عمو بن سرباز رشد می‌کرد، اینجا خود قهرمان، تجربه حضور در خط مقدم جنگ جهانی اول را دارد. این تغییر دراماتیک، وزن سنگینی به روایت داستان اضافه کرده که در هیچ‌کدام از نسخه‌های پیشین مارول وجود نداشت. او دیگر یک نوآموز نیست، بلکه بازمانده‌ نبردی است که روح و روانش را برای همیشه دگرگون کرده است. این بازآفرینی، بستر داستانی را از یک ماجراجویی فانتزی به یک درام روان‌شناختی سنگین تغییر داده است.

خروجی این تغییرات ساختاری، شخصیتی است که با مفاهیم اخلاقی دنیای ابرقهرمانان، رابطه‌ای متفاوتی دارد. بن رایلی به دلیل آن تجربه تلخ جنگی، نگاهی عمل‌گرایانه و گاه بی‌رحمانه به عدالت دارد که به همین خاطر، برخلاف پیتر پارکر، ترسی از کشتن ندارد و آمار تلفاتش از تمام مردان عنکبوتی تاریخ سینما بیشتر است. این واقع‌گرایی خشن، دقیقا همان چیزی است که تماشاگر امروزی از یک اثر نوآر انتظار دارد. سریال با این رویکرد، مرزهای اقتباس را جابه‌جا کرده و ثابت می‌کند که شخصیت عنکبوت می‌تواند در قالبی متفاوت نیز به خوبی بدرخشد.

۲. از عرفان باستانی تا وحشت ژنتیکی جنگ

تمامی این موارد به یک داستان سرآغاز کاملا متفاوت برای عنکبوت ختم می‌شود. در کمیک‌ها، پیتر پارکر (Peter Parker) جوان در حال جاسوسی از محموله‌ای از آثار باستانی مرموز بود که برای یک رئیس باند تبهکاری به نام گابلین (Goblin) فرستاده می‌شد. یکی از این آثار شکست و سیلی از عنکبوت‌ها سرازیر شد که یکی از آن‌ها پیتر را نیش زد؛ پس از آن، او دچار یک توهم رازآلود شد که در آن توسط یک خدای عنکبوتی (Spider-God) برگزیده شده بود. او بارزترین توتم عنکبوتی (Spider-Totem) در کل دنیای اسپایدر ورس است.

در عوض، اسپایدر نوآر (Spider-Noir) شخصیتی را معرفی می‌کند که به طور اتفاقی با آزمایش‌های ژنتیکی هیولاوار آلمانی‌ها در طول جنگ جهانی اول مواجه می‌شود. این آزمایش‌ها در اصل تلاشی برای خلق توتم‌های مصنوعی از طریق پیوند زدن انسان‌ها با حیوانات بود و در همین راستا، پیتر توسط یک انسان-عنکبوتی (Man-Spider) مهیب گزیده شد. زهر این انسان عنکبوتی به او قدرت‌های خارق‌العاده‌اش را بخشید و در عین حال دی‌ان‌ای (DNA) او را اتغییر داد تا این جهش ژنتیکی باعث مرگش نشود.

۳. نبرد بی‌پایان انسان و حیوان در درون یک کالبد

در نسخه‌های کمیک، نوآر (Noir) همان نسخه معمول قهرمان تارزن ما است؛ یک عکاس بدشانس با تمام قدرت‌های سنتی مرد عنکبوتی به همراه تارهای ارگانیک (طبیعی) که در دنیای جرم و جنایت اسیر شده است. اما این موضوع برای سریال اسپایدر نوآر صادق نیست. در واقع، در این سریال، دی‌ان‌ای (DNA) بن رایلی دستخوش جهشی رادیکال شده و خوی حیوانی در وجودش ریشه دوانده است. این تضاد درونی، یکی از درخشان‌ترین لایه‌های شخصیتی اوست. نیکلاس کیج در این نقش، تقلای مردی را به تصویر می‌کشد که باید انسان بودن را از نو یاد بگیرد؛ مردی که برای کنترل هیولای درونش، به تماشای فیلم‌های سینمایی می‌نشیند تا رفتار بازیگران را الگو قرار دهد. هرگاه تمرکز او به هم می‌ریزد یا مجروح می‌شود، غریزه ناب حیوانی‌اش کنترل را به دست می‌گیرد. این کشمکش روانی، عمق بی‌نظیری به شخصیت بخشیده است.

۴. هیولاهای آزمایشگاهی به جای اوباش خیابانی

یکی از نقاط قوت سریال اسپایدر نوآر این است که سازندگان به خوبی می‌دانستند که تغییر ریشه‌ای فضای داستان، مستلزم تغییر در ساختار شخصیت‌های شرور نیز بود. در این اقتباس تلویزیونی، دشمنان اسپایدر نوآر دیگر آن خلافکاران خرده‌پای کمیک‌ها نیستند. آن‌ها هیولاهایی هستند که از دل همان آزمایش‌های ژنتیکی آلمانی‌ها متولد شده‌اند و حالا تحت فرمان سیلورمین (Silvermane)، یکی از رهبران سندیکای جنایتکاران، فعالیت می‌کنند.

برای درک بهتر این تغییر، کافی است به شخصیت سندمن (Sandman) نگاه کنیم. او در کمیک نوآر، تنها یک انسان غول‌پیکر و جان‌سخت سیرک بود که در نهایت با گلوله پلیس از پا درآمد. اما سریال، با هوشمندی تمام، نسخه قدرتمند او در جهان اصلی مارول (زمین-۶۱۶) را وام گرفته و با یک پیش‌زمینه داستانی جدید و رگه‌هایی از یک درام عاشفانه، او را به تهدیدی سهمگین‌تر تبدیل کرده است.

۵. بازآفرینی جسورانه بلک کت

در نهایت، به کت هاردی (Cat Hardy) می‌رسیم که در اصل، یکی از مهم‌ترین تغییرات سریال نسبت به کمیک بوک های مارول است. در کمیک مرد عنکبوتی نوآر، فلیشیا هاردی (Felicia Hardy) مالک کلاب شبانه بلک کت (Black Cat) است و پیش از آن که مورد تعرض جنسی گابلین (Goblin) قرار بگیرد، مخفیانه به معشوقه بن یوریک (Ben Urich)، خبرنگار داستان، تبدیل شده بود. او به مرد عنکبوتی نوآر کمک کرد تا گابلین را شکست دهد و مدت کوتاهی پس از آن، به معشوقه او هم تبدیل شد. در میان این کمک‌ها، متاسفانه سرنوشت برای هاردی به خوبی رقم نخورد و پس از درگیری با کرایم مستر (Crime Master)، صورتش به شدت زخم و بدشکل شد. کت هاردی با انتخاب نام مستعار وایت ویدو (White Widow) یا بیوه سفید، مسیری کاملا متفاوت از فلیشیای  زمین-۶۱۶ را در پیش گرفت.

در نقطه مقابل، کت هاردی در سریال اسپایدر نوآر (Spider-Noir) نسخه متفاوتی از همین شخصیت است؛ یک خواننده کلاب شبانه با شباهت‌های کافی که به وضوح یادآور نسخه اصلی است، اما داستانی کاملا متفاوت دارد. او در حقیقت به معشوقه اصلی بن رایلی (Ben Reilly) تبدیل می‌شود، اما در نهایت ثابت می‌کند که اهمیت بسیار بیشتری برای سندمن (Sandman) قائل است. تمامی این موارد به این معناست که او بیشتر شبیه به یک شخصیت اورجینال و کاملا جدید به نظر می‌رسد و فرسنگ‌ها از شخصیتی که از کمیک‌ها می‌شناسیم، فاصله دارد.

در پایان این مقاله، دیدگاه شما در رابطه با تفاوت های بزرگ سریال محبوب اسپایدر نوآر (Spider-Noir) نسبت به کمیک بوک های مارول چیست؟ شما کدام یک از این تفاوت‌های ساختاری و شخصیتی را جذاب‌تر یا حتی ناامیدکننده‌تر می‌دانید؟ فراموش نکنید که نظرات شخصی خود را با ما و دیگر کاربران رسانه سرگرمی به اشتراک بگذارید.



مطالب مرتبط

دیگران نیز خوانده‌اند

نظرات

دیدگاه خود را اشتراک گذارید

5 دیدگاه
جدیدترین
قدیمی‌ترین بیشترین رای