بهترین شرور بازی‌های ویدئویی کنسول‌ها
1%
  • 0/10

بهترین شرور بازی‌های ویدئویی در هر نسل کنسول‌ها

بهترین بدترین‌ها

بهترین شرور بازی‌های ویدئویی در هر نسل کنسول‌ها ۲ ۱۳ دی ۱۴۰۴ ترین‌ها (بازی) کپی لینک

در این مطلب به بهترین شخصیت‌های شرور در بازی‌های ویدئویی در هر نسل از کنسول‌ها پرداخته و آن‌ها را از نظر اهمیت در زمان خود مورد بازنگری قرار خواهیم داد.

همان‌طور که بند نئو متال لیمپ بیزکیت (Limp Bizkit) زمانی گفت “هیچ‌کس نمی‌داند چه حسی دارد که بخواهید یک انسان شرور باشید” در دنیای بازی‌های ویدئویی، این جمله نمی‌توانست دقیق‌تر و بار معنایی صحیح‌تری داشته باشد. داشتن یک شرور قدرتمند در یک بازی ویدئویی صرفا به ارائه یک نبرد سرگرم‌کننده یا چالش‌برانگیز در پایان یک مرحله خلاصه نمی‌شود. در واقع این به معنای خلق یک نیروی محرک است حتی اگر بخواهد گاهی آزاردهنده باشد که در نهایت، مسیر ما را معنادارتر می‌کند و دلیلی می‌دهد تا طعم پیروزی بسیار شیرین‌تر به نظر برسد. و در مدیومی که اساسا بر وجود یک قهرمان به منظور حل یک تعارض بنا شده، این موضوع اهمیت زیادی دارد.

دلیلش بدین شرح است که چه با یک موجود وحشتناک مواجه باشیم و چه با یک خودبزرگ‌بین که دچار عقده خدایی است، هیچ چیز نمی‌تواند با احساس رضایت ناشی از شکست دادن دشمنی که نفسش ساعت‌ها پشت گردن شما بوده، مقایسه شود. این‌طور نیست؟ بنابراین اکنون اگر بخواهیم به چند دهه تاریخ بازی‌های ویدئویی نگاهی داشته باشیم، به نظر می‌رسد وقت آن فرا رسیده که به بهترین بدترین‌ها ادای احترامی داشته باشیم. در همین راستا در ادامه به بررسی بهترین شخصیت‌های شرور در بازی‌های ویدئویی در هر از کنسول‌ها خواهیم پرداخت.

9 – بازی Pong پلیر دیگر!

از آنجایی که نسل اول کنسول‌ها اساسا دوران Pong محسوب می‌شد، فضای زیادی برای کاوش در اینجا نداریم اما این موضوع به هیچ عنوان از اعتبار انتخاب ما نمی‌کاهد. عنوان Pong جرقه‌ای بود که آتش بازی‌های ویدئویی خانگی را شعله‌ور ساخت و منجر به تب و تاب کنسول‌هایی نظیر Magnavox Odyssey  و کنسول Atari Home Pong شد. اگر برای پنجاه سال به دور از تمدن زندگی کرده‌ و این اسم به گوش‌تان نخورده، Pong  شبیه‌ساز ساده‌ای از تنیس روی میز با یک رابط کاربری مینیمالیستی است. شما یک خط عمودی هستید و رقیب شما هم یک خط عمودی است و شما مطلقا نباید اجازه دهید آن توپ مربعی به دیوار پشت سرتان برخورد کند.

و اینجاست که  شرور ما وارد داستان می‌شود: بازیکن دیگر. در بسیاری از این دستگاه‌های اولیه، شما با یک هوش مصنوعی پیچیده با یک پس‌زمینه داستانی تراژیک مبارزه نمی‌کردید، بلکه با شخصی نبرد می‌کردید که درست در کنارتان روی مبل نشسته بود. اگر این دوران را تجربه کرده باشید، اولین شرور واقعی شما در دنیای گیمینگ احتمالا خواهر، برادر یا بهترین دوست‌تان بوده که از امتیاز گرفتن علیه شما دست نمی‌کشیده است.

8 – بازی Donkey Kong شخصیت دانکی کونگ

وقتی کنسول ColecoVision در سال 1982 عرضه شد، حس آرکیدی نینتندو یعنی Donkey Kong را مستقیما به اتاق‌های نشیمن مردم آورد. این اتفاق لحظه‌ای مهم و تعیین‌کننده برای صنعت بازی بود، چرا که پایه‌های مسیری را بنا نهاد که نینتندو بزرگ در نهایت به آن تبدیل شد و در عین حال نخستین حضور دو تا از بزرگ‌ترین نمادهای تاریخ را رقم زد: شخصیت ماریو و خود آن میمون غول‌پیکر یعنی دانکی کونگ.

بازی از یک ایده محوری ساده اما به شدت اعتیادآور بهره می‌برد که آن را به سرعت به یک اثر کلاسیک بدل کرد. ماریو می‌بایست برای نجات پولین از بشکه‌های یک گوریل خشمگین، از میان یک کارگاه ساختمانی عبور می‌کرد. تماشای آن میمون غول‌پیکر که در بالای تصویر غرش می‌کرد و پاهایش را به زمین می‌کوبید، به خاطره‌ای بنیادین برای یک نسل کامل از مخاطبین تبدیل شده است.

مسلما هم‌اکنون فکر کردن به آن بسیار جالب و بامزه به شمار می‌رود مخصوصا وقتی این موضوع را در نظر بگیریم که شخصیت دانکی کونگ در نهایت یک تغییر 180 درجه‌ای داشت و به دوست شخصیت ماریو و حتی به نوبه خود، به یک قهرمان تبدیل شد. با این حال در سال 1981، این شخصیت، شرور اصلی بازی‌های ویدئویی و کنسول‌ها بود.

7 – بازی The Legend of Zelda شخصیت گانون

با ورود به نسل سوم یعنی دوران کنسول NES، کنسول Master System و کنسول Atari 7800، شاهد جهشی عظیم در نحوه روایت داستان‌ها بودیم. این دورانی بود که کاراکترهای شرور کم‌کم به تهدیدهایی افسانه‌ای بدل شدند و نام‌های اندکی وجود داشتند که به اندازه اسم گانون، دارای وزن و سنگینی قابل توجهی بودند.

گانون که نخستین حضور خود را در نسخه اصلی بازی The Legend of Zelda تجربه کرد، سد نهایی در پایان یک عنوان جهان‌باز پیشگامانه بود. این بازی با تشویق بازیکن به کاوش آزادانه و معرفی سیستم ذخیره‌سازی انقلابی، صنعت بازی را متحول کرد و گانون پاداش ارزشمندی بود که در انتهای این مسیر انتظار پلیر را می‌کشید.

این موضوع سبب شد تا او به بخشی از یکی از محبوب‌ترین افسانه‌های صنعت گیمینگ بدل شود و همچنین به عنوان الگویی برای سایر شخصیت‌های شرور در فرنچایز Zelda به مانند فرم انسانی‌اش یعنی گانوندورف عمل کند. حضور یک شرور که تا این حد باهیبت به نظر می‌رسید باعث شد تا این ماجراجویی حس ‌و حالی حماسی پیدا کند. موضوعی که سطح انتظارات از یک آنتاگونیست بازی را بالا برد و ثابت کرد که ترکیب یک شرور بزرگ با یک اسطوره‌شناسی قدرتمند که از آن پشتیبانی کند، امری منحصر‌ به ‌فرد محسوب می‌شود.

6 – بازی Sonic the Hedgehog شخصیت دکتر اگمن

نسل چهارم نخستین جنگ واقعی کنسول‌ها را به ما هدیه داد. جنگی که با تصمیم شرکت سگا برای معرفی Sonic شعله‌ور شد. این جوجه‌تیغی آبی محبوب طوری طراحی شده بود که سریع و تند و تیز باشد که چالشی مستقیم برای چهره خانوادگی‌تر نینتندو بود و طبیعتا به یک شرور نیاز داشت که بتواند هم‌سطح این انرژی ظاهر شود.

و این‌گونه بود که شخصیت دکتر اگمن یا همان روباتنیک، بسته به این‌که کجا بزرگ شده باشید، متولد شد. کمپانی سگا به شخصیتی نیاز داشت که بتواند شانه‌ به ‌شانه نگرش سونیک بایستد، اما در عین حال هم‌چنان در قالب یک بازی سرگرم‌کننده جواب بدهد. و چه چیزی بهتر از یک دانشمند دیوانه که حیوانات بامزه جنگل را به روبات‌های مرگبار تبدیل می‌کند؟

این کاراکتر به‌ شکل عجیبی خوب از آب درآمد، چون ترکیبی از طراحی عجیب و غریب و غیرعادی در کنار نبوغ مکانیکی بود. مبارزات باس‌فایت او همیشه جزو نقاط اوج بازی بودند به طوری که پر از اختراعات دیوانه‌واری بودند که سخت‌افزار را تا مرز توانش پیش می‌بردند و در عین حال هر رویارویی را شبیه یک کارتون صبح شنبه می‌کردند.

با شخصیتی خاص، کاریزماتیک و انگیزه‌هایی مشخص به مانند وسواسش برای به‌دست آوردن شهرت جهانی، اگمن به فراتر از یک باس‌فایت ساده تبدیل شد. او به عنوان بهترین شخصیت شرور بازی‌های ویدئویی در نسل چهارم کنسول‌ها به یک افسانه تبدیل شد که به‌ طور کامل مکمل سرعت سونیک بود و جایگاهش را به‌عنوان یکی از نمادهای ماندگار نسل چهارم تثبیت کرد.

5 – بازی Final Fantasy VII شخصیت سفیروث

بازی Final Fantasy VII شخصیت سفیروث

اگر از جمله افرادی باشید که این اثر را تجربه کرده باشید، مطمئن هستم همین حالا با دیدن نامش در ذهن‌تان در حال زمزمه وهم‌آور ” One-Winged Angel” هستید و یک شخصیت شرور زمانی واقعا خاص و متمایز می‌شود که موسیقی متن تمش به همان اندازه خودش مشهور باشد. سفیروث بدون هیچ تردیدی یکی از محبوب‌ترین ضدقهرمان‌هایی است که تاکنون در تاریخ بازی‌های ویدئویی خلق شده و اغلب در کنار شخصیت کلود، به ‌عنوان شناخته‌شده‌ترین چهره بازی Final Fantasy VII شناخته می‌شود.

اما آنچه او را تا این حد هراس‌انگیز می‌کند، فقط شمشیر عظیم‌الجثه یا موهای نقره‌ای‌اش نیست بلکه رازآلودگی و قدرتی است که او را احاطه کرده است. بازی در برخورد با او، در ابتدای مسیر از رویکرد “کمتر، بیشتر است” استفاده می‌کند و اجازه می‌دهد افسانه‌ این کاراکتر از طریق پیامدهای ترسناک اعمالش شکل بگیرد. آن هم پیش از آن‌ که اصلا خود او را ببینید.

در نتیجه زمانی که سرانجام با او روبه‌رو می‌شوید ترس و کنجکاوی به بالاترین میزان خود رسیده‌اند. او شروری است که هم می‌خواهید شکستش دهید و هم به ‌شدت مشتاق هستید او را درک کنید و همین موضوع است که باعث می‌شود او به چهره تعیین‌کننده بهترین شخصیت شرور در بازی‌های ویدئویی در این دوره از کنسول‌ها تبدیل شود.

4 – بازی Half-Life 2 نیروی The Combine

نسل ششم که خانه کنسول‌های پلی‌استیشن 2، ایکس‌باکس و گیم‌کیوب بود، از نظر بسیاری از مخاطبین و گیمرها دوران طلایی بازی‌های ویدئویی به شمار می‌رود و به همین دلیل، انتخاب فقط یک شخصیت شرور امری تقریبا غیرممکن محسوب می‌شود. با این حال قدرت جمعی نیروی The Combine از بازی Half-Life 2 کمی متمایز به نظر می‌رسد چرا که تجسم کاملی از وحشت است و همین موضوع می‌تواند لقب بهترین شرور بازی‌های ویدئویی در نسل ششم کنسول‌ها را در اختیارشان قرار دهد.

برخلاف یک باس‌فایت واحد که بتوانید مشت محکمی نثار صورتش کنید، کامباین نماینده یک امپراتوری میان‌بُعدی هراس‌انگیز است که به ‌شکلی نظام‌مند زمین را از منابعش تهی کرده و جمعیت آن را به بردگی کشانده است. آن‌ها فقط نمی‌خواهند شما را بکشند، می‌خواهند ثابت کنند که تلاش‌هایتان بیهوده است و این یعنی شرّ مطلق، بی‌پرده و ساده.

و چیزی که آن‌ها را واقعا ترسناک می‌کند، شیوه منظم و حساب‌شده‌ای است که با آن سلطه خود را اعمال می‌کنند و البته این موضوع ‌که چنین چیزی می‌تواند در دنیای واقعی ما هم رخ دهد. چرا که آن‌ها با استفاده از تبلیغات و فناوری، کاری می‌کنند که بدن و ذهن انسان‌ها چیزی جز گِلی به منظور شکل دادن مطابق میل‌شان نباشد.

3 – بازی Portal شخصیت گلادوس

هفتمین نسل از بازی‌های ویدئویی به ما بازی Portal را معرفی کرد. اثری که شرورش امروزه بیشتر از هر زمان دیگری مرتبط و قابل تامل به نظر می‌رسد، چرا که در ذات خود هشداری درباره خطرات زیاده‌روی در استفاده و دستکاری در تکنولوژی هوش مصنوعی می‌دهد. بله، صحبت از گلادوس است.

او یک ماشین فوق‌هوشمند و گمراه‌کننده بوده که بازیکن را به بهانه علم، وادار به حل مجموعه‌ای از پازل‌های مختلف می‌کند. نکته جالب اینجاست که حس شوخ‌طبعی منفعل – تهاجمی او که در کنارش نیت‌های کاملا مرگبار اما به شکلی به ‌شدت مودبانه پنهان شده‌اند می‌تواند هم‌زمان ترسناک و کاریزماتیک باشد. ترکیبی که اجرای موفق آن به ‌شدت دشوار است.

به همین دلیل گلادوس یک کلاس درس تمام ‌عیار در شخصیت‌پردازی محسوب می‌شود، با دیالوگ‌های طعنه‌آمیز درخشان و گسلایتینگ (رفتاری به قصد کنترل، قدرت‌نمایی و یا فریب دادن) دائمی و آزاردهنده‌ای که Portal را به یک شاهکار روایی تبدیل کرد. اثری که بازیکنان تا امروز هم درباره‌اش بحث می‌کنند.

درست است که مکانیک‌های پورتال انقلابی بودند، اما این شرور همان چاشنی پنهانی به شمار می‌رفت که تجربه بازی را تا این حد ماندگار کرد. مسیر تکامل او از یک راهنمای ظاهرا مفید به یک خدای انتقام‌جو و ازهم‌گسیخته، یکی از بهترین آرک‌های شخصیتی در دنیای بازی‌ها محسوب می‌شود. مسیری پر از توهین‌های هوشمندانه‌ای که به تیزی همان برجک‌هایی هستند که به جان‌تان می‌اندازد.

2 – بازی Borderlands 2 شخصیت هندسام جک

شخصیت هندسام جک از بازی Borderlands 2 تجسم کامل کلیشه “دوست دارید ازش متنفر باشید” است. او یک فرمان‌روای خودبزرگ‌بین و دیوانه بوده که از طریق ارتباطات رادیویی به طور مداوم با شما به عنوان پلیر حرف می‌زند. درست مثل یک بچه پولدار غیرقابل ‌تحمل و پشت سر هم کارهای عجیب و غریبی می‌کند که به نوعی هم خنده‌دار و هم به‌شکل عجیبی وحشتناک هستند.

و تماشای این‌ که مردی غرق در جنون محض، واقعا باور دارد قهرمان داستان است، به ‌طرز عجیب و قابل توجهی جذاب است. چون جک دقیقا همین‌طور فکر می‌کند. تحقیر او نسبت به هرکسی که خودش نیست، فقط با ایگو عظیمی برابری می‌کند که هنگام تلاش برای محو کردن پلیر از روی سیاره پاندورا به نمایش می‌گذارد.

از طرف دیگر، گذشته تراژیک این شخصیت در نهایت به این توهم دامن زد که ناجی جهان است آن هم در حالی که مرتکب اعمالی غیرقابل‌ تصور شد. احساسات نسبت به او این است که نوشتن شخصیتی که تا این حد بی‌چون ‌و چرا شرور باشد، اما در عین حال آن‌قدر سرگرم‌کننده که تقریبا منتظر ظهور بعدی‌اش بمانید، دستاوردی نادر است و همین مسئله به راحتی او را به بهترین شخصیت شرور بازی‌های ویدئویی در نسل هشتم کنسول‌ها تبدیل می‌کند.

همین موضوع باعث شد هندسام جک یک دوگانگی جالب ایجاد کند: آیا ممکن است یک شرور آن‌قدر میان طرفداران محبوب شود که دیگر شرور واقعی به حساب نیاید؟ در مورد جک، پاسخ منفی است. بازیکنان Borderlands عاشق او هستند چون او فوق‌العاده در نقش بدترین آدم کهکشان ظاهر می‌شود.

1 – بازی Baldur’s Gate 3 هر کاراکتری که بخواهید می‌تواند باشد

در نسل نهم کنونی بازی Baldur’s Gate 3 واقعا معنای انتخاب بازیکن را از نو تعریف کرده است. این بازی با پیچیدگی‌ بی‌نظیر، مرز میان قهرمان و شرور را نه تنها محو می‌کند، بلکه آن را کاملا به تصمیم‌های خود شما واگذار می‌کند. آنچه این تجربه را تا این حد منحصر به ‌فرد می‌سازد این است که تقریبا هر کاراکتر مهمی، بسته به اعمال شما یا حتی عدم دخالت‌تان، می‌تواند به بزرگ‌ترین متحد یا منفورترین دشمن شما تبدیل شود. روایت آن‌قدر عمیق است که شرور داستان ممکن است هرکدام از این شخصیت‌ها یا حتی خود کاراکتر شما باشد.

شاید در ابتدا این فکر به ذهن خطور کند که کاراکترهایی چون The Absolute یا گورتش باید در این جایگاه قرار بگیرند اما بعد از چند دقیقه افکار دیگری به ذهن می‌آیند که بسیاری از کاراکترهای دیگر چون دد تری، دورج، رافائل یا حتی دارک ارج و خود کاراکترهای شما در یک مسیر کاملا شرورانه چه می‌شوند؟ و همین انعطاف‌پذیری است که امضای یک شاهکار شرورمحور را شکل می‌دهد. در Baldur’s Gate 3، تأثیرگذارترین دشمن فقط یک باس از پیش ‌نوشته ‌شده نیست، بلکه پیامد مستقیم انتخاب‌های خود شماست.



مطالب مرتبط

دیگران نیز خوانده‌اند

نظرات

دیدگاه خود را اشتراک گذارید
guest

2 دیدگاه
جدیدترین
قدیمی‌ترین بیشترین رای
Inline Feedbacks
View all comments