-
0/10
۳ انیمه تماشایی برای طرفداران ناروتو؛ انتخابهایی غیر از Boruto
مناسب برا کسانی که دلتنگ ناروتو هستند
سالها از آغاز ماجراجویی Naruto میگذرد، اما تأثیر این مجموعه همچنان در دنیای انیمه دیده میشود. اگرچه Boruto نتوانست دقیقاً همان تجربه را تکرار کند، آثار شونن دیگری وجود دارند که با قهرمانان جوان، رقابتهای جذاب، نبردهای نفسگیر و داستانهای طولانی میتوانند حس آشنای این مجموعه را زنده کنند. در ادامه، سراغ انیمههایی میرویم که برای هر طرفدار ناروتو میتوانند راهی مناسب برای پر کردن جای خالی این اثر باشند.
فرنچایز Naruto برای بسیاری از مخاطبان، یکی از نمادهای اصلی دنیای انیمه به شمار میرود و جایگاه خود را مدیون مجموعهای از عناصر ماندگار است. این انیمه که حدود یک دههونیم روی آنتن بود، بهمرور هویت منحصربهفردی پیدا کرد و توانست تأثیری گسترده بر آثار شونن پس از خود بگذارد. طی سالهای گذشته، انیمههای متعددی تلاش کردهاند از فرمول Naruto و ویژگیهایی مانند روایت طولانی، رشد تدریجی شخصیتها، رقابت میان قهرمانان، گروههای نینجا و نبردهای بزرگ الهام بگیرند، اما کمتر اثری توانسته جایگاه و میراث این مجموعه را تکرار کند. حتی گسترش این فرنچایز با ساخت دنبالهای تحت عنوان Boruto نیز نتوانست تجربهای کاملاً مشابه با مسیر طولانی و محبوب مجموعه اصلی ارائه دهد. با این حال، این موضوع به معنای نبود گزینههای مناسب برای طرفدار ناروتو نیست.
در سالهای اخیر، چند انیمه شونن مدرن توانستهاند بخشی از همان حسوحال آشنای Naruto را به مخاطبان منتقل کنند. در میان آنها، دو مجموعه بیش از سایر آثار به این فرمول نزدیک شدهاند و یکی از آنها قرار است اواخر سال جاری میلادی برای فصل دوم بازگردد. در همین حال، تابستان ۲۰۲۶ شاهد ظهور یک انیمه کاملاً جدید بوده است که از نظر ساختار و ایده اصلی، شباهت چشمگیری به فرمول Naruto دارد. این اثر با تکیه بر یک داستان کوتاه و سرراست، میتواند انتخابی مناسب برای مخاطبانی باشد که پس از پایان ماجراجوییهای Naruto همچنان بهدنبال تجربهای مشابه هستند. بنابراین، اگرچه هیچیک از این آثار قرار نیست جای Naruto را بهطور کامل بگیرند، اما میتوانند بخشی از خلأ ایجادشده پس از پایان این مجموعه را برای علاقهمندان به ژانر شونن پر کنند.
My Hero Academia
My Hero Academia یکی از شناختهشدهترین انیمههای شونن مدرن است و از جهات مختلف، عناصر آشنایی را در خود جای داده که میتواند برای هر طرفدار ناروتو جذاب باشد. این مجموعه در دنیایی متفاوت از Naruto جریان دارد؛ جهانی که در آن بیشتر مردم با تواناییهای ویژهای به نام Quirk متولد میشوند و همین قدرتها بخش مهمی از ساختار اجتماعی و زندگی روزمره را شکل دادهاند. برخی از این تواناییها حتی میتوانند ظاهر و فرم بدن افراد را تغییر دهند و همین موضوع باعث شده دنیای My Hero Academia تنوع قابلتوجهی از شخصیتها و قدرتها داشته باشد. با این حال، شباهت اصلی این اثر با Naruto را نباید صرفاً در سیستم قدرت یا فضای مبارزات جستوجو کرد. نقطه قوت اصلی My Hero Academia در استفاده از همان مؤلفههایی است که سالهاست ستونهای اصلی انیمههای شونن را تشکیل میدهند؛ قهرمانی جوان با رویایی بزرگ، مسیر دشوار رشد، رقبایی قدرتمند و دوستانی که در هر مرحله از مسیر او را به چالش میکشند. داستان از جایی آغاز میشود که Izuku Midoriya، پسری علاقهمند به قهرمانان، رویایی بسیار بزرگتر از شرایط اولیه زندگی خود دارد. او میخواهد به یک قهرمان واقعی تبدیل شود، در حالی که برخلاف بیشتر افراد جامعه، در ابتدا هیچ Quirk قابلتوجهی ندارد. همین تضاد، نقطه شروع مسیری طولانی برای شخصیت اصلی است و شباهت جالبی با بسیاری از قهرمانان کلاسیک شونن دارد که باید از پایینترین نقطه ممکن، خودشان را به جایگاهی بزرگ برسانند. به همین دلیل، اگر دلتان برای تجربه یک ماجراجویی طولانی با قهرمانی جاهطلب، رقبای سرسخت، دوستان وفادار و نبردهایی که هر بار شخصیتها را به مرحله جدیدی میرسانند تنگ شده است، My Hero Academia میتواند یکی از گزینههای قابلتوجه برای یک طرفدار ناروتو باشد.
مسیر رشد Izuku نیز یکی از مهمترین دلایلی است که My Hero Academia میتواند برای طرفداران Naruto جذاب باشد. او قرار نیست یکشبه به قدرتمندترین شخصیت داستان تبدیل شود. در عوض، هر پیروزی و پیشرفت نتیجه تمرین، شکست، تجربه و راهنمایی شخصیتهای دیگر است. Izuku در طول داستان بارها با موقعیتهایی مواجه میشود که تواناییها و حتی باورهای او را زیر سؤال میبرند، اما هر بار از این تجربهها درس میگیرد و با قدرت بیشتری به مسیر خود ادامه میدهد. در کنار او، شخصیتهایی مانند Katsuki Bakugo نیز نقش مهمی در شکلگیری داستان دارند. رابطه میان این دو تنها به دوستی ساده محدود نمیشود و رقابت آنها به یکی از موتورهای اصلی پیشرفت شخصیتها تبدیل میشود. این الگو برای طرفداران Naruto بسیار آشناست، زیرا رابطه میان قهرمان و رقیب، بخش مهمی از جذابیت داستانهای شونن محسوب میشود. از سوی دیگر، دوستیهای شکلگرفته میان دانشآموزان U.A. و پیوند میان اعضای گروه نیز به داستان انرژی متفاوتی میدهد و باعث میشود مخاطب علاوه بر نبردها، برای سرنوشت شخصیتها نیز اهمیت قائل شود. My Hero Academia همچنین مانند Naruto بر مفاهیمی مانند تسلیم نشدن، غلبه بر محدودیتها، پیدا کردن مسیر شخصی و کمک به دیگران تأکید دارد. همین پیامها در کنار نبردهای بزرگ، دشمنان متنوع و لحظات احساسی، باعث شدهاند مجموعه صرفاً یک انیمه ابرقهرمانی نباشد و ساختار یک شونن بلندمدت را بهخوبی دنبال کند. این انیمه در مجموع ۱۷۰ قسمت و ۸ فصل دارد و همین روایت گسترده فرصت کافی برای رشد تدریجی شخصیتها و گسترش جهان داستان فراهم میکند.
Black Clover
اگر قرار باشد از میان انیمههای شونن مدرن اثری را نام ببریم که بیش از بسیاری از عناوین دیگر با Naruto مقایسه شده، Black Clover یکی از نخستین گزینهها خواهد بود. از همان زمان انتشار مانگا در Weekly Shonen Jump، شباهتهای میان ساختار داستانی این اثر و فرمول موفق Naruto توجه طرفداران را به خود جلب کرد. در مرکز داستان، Asta قرار دارد؛ پسری که در دنیایی سرشار از جادو متولد شده، اما برخلاف تقریباً تمام اطرافیان خود از هیچ قدرت جادویی برخوردار نیست. با وجود این محدودیت، Asta رویایی بسیار بزرگ در سر دارد و میخواهد به قدرتمندترین جایگاه ممکن در دنیای خود برسد. همین تضاد میان شرایط اولیه قهرمان و هدف بلندپروازانه او، یادآور بسیاری از ویژگیهای آشنای داستان Naruto است. Naruto نیز در ابتدای مسیر خود فردی بود که دیگران او را جدی نمیگرفتند و باید برای رسیدن به رویایی بزرگ، موانع متعددی را پشت سر میگذاشت. شباهتها به همین نقطه ختم نمیشوند و ساختار گروهی، رقابت میان شخصیتها، سیستم قدرت و مسیر رشد تدریجی قهرمان نیز باعث شدهاند Black Clover بارها در میان آثار شبیه به Naruto قرار بگیرد. البته Black Clover هویت و جهان مخصوص خود را دارد و بهجای نینجاها، جادوگران و گروههای جادویی را در مرکز روایت قرار میدهد. همین تفاوت باعث میشود مخاطب در کنار عناصر آشنا، با دنیایی مستقل و مجموعهای از قوانین متفاوت روبهرو شود. شباهتهای Black Clover با Naruto زمانی بیشتر به چشم میآیند که مسیر رشد Asta و روابط او با دیگر شخصیتها را دنبال کنیم. Asta در ابتدا توانایی جادویی ندارد، اما به قدرتی متفاوت دست پیدا میکند که به او اجازه میدهد در برابر دشمنانی بسیار قدرتمند ایستادگی کند. درون این قدرت، نیرویی شیطانی نیز حضور دارد که بهتدریج از یک تهدید ناشناخته به بخشی مهم از مسیر قهرمان تبدیل میشود.
شباهتهای Black Clover با Naruto زمانی بیشتر به چشم میآیند که مسیر رشد Asta و روابط او با دیگر شخصیتها را دنبال کنیم. Asta در ابتدا توانایی جادویی ندارد، اما به قدرتی متفاوت دست پیدا میکند که به او اجازه میدهد در برابر دشمنانی بسیار قدرتمند ایستادگی کند. درون این قدرت، نیرویی شیطانی نیز حضور دارد که بهتدریج از یک تهدید ناشناخته به بخشی مهم از مسیر قهرمان تبدیل میشود. رابطه Asta با این نیروی درونی و روند شکلگیری همکاری میان آنها، یکی از نقاطی است که میتواند برای طرفداران Naruto یادآور رابطه Naruto با Kurama باشد. علاوه بر این، رقابت Asta و Yuno نیز یکی از پایههای اصلی داستان است. این دو از کودکی در کنار یکدیگر بزرگ شدهاند و هر دو هدفی بزرگ را دنبال میکنند، اما مسیر رسیدن آنها به این هدف کاملاً متفاوت است. رقابت میان آنها بیشتر از آنکه صرفاً به دشمنی تبدیل شود، انگیزهای برای پیشرفت هر دو شخصیت ایجاد میکند. از طرف دیگر، حضور اعضای Black Bulls، نبردهای گروهی، دشمنان قدرتمند و لحظات احساسی متعدد باعث میشود داستان در قالب یک ماجراجویی شونن طولانی پیش برود. نسخه انیمه نیز با ۱۷۰ قسمت در فصل نخست خود، مدت زیادی روی آنتن بود و به سبک آثار طولانی Studio Pierrot، در میان بخشهای داستانی اصلی از قسمتهای فرعی نیز استفاده کرد. همین ساختار طولانی فرصت زیادی برای توسعه شخصیتها، معرفی گروههای مختلف و گسترش جهان داستان فراهم کرده است. اکنون با بازگشت Black Clover برای فصل دوم در پاییز ۲۰۲۶، طرفداران این مجموعه بار دیگر فرصت خواهند داشت ماجراجویی Asta را دنبال کنند. برای یک طرفدار ناروتو که بهدنبال انیمهای با قهرمان پرتلاش، رقیب قدرتمند، گروهی از دوستان متفاوت، سیستم قدرت گسترده و داستانی طولانی است، Black Clover میتواند تجربهای آشنا اما مستقل باشد و بخشی از خلأ باقیمانده پس از Naruto را پر کند.
Black Torch
Black Torch یکی از تازهترین آثار شونن مدرن است که میتواند برای مخاطبانی که دلتنگ حالوهوای Naruto هستند، تجربهای متفاوت و در عین حال آشنا رقم بزند. این انیمه برخلاف بسیاری از آثار شونن طولانی، قرار نیست مخاطب را برای صدها قسمت درگیر داستان خود کند و تنها با ۱۲ قسمت، روایت فشردهای را ارائه میدهد که از همان قسمت نخست عناصر آشنای شوننهای کلاسیک را در خود جای داده است. داستان در دنیایی مدرن جریان دارد، اما رگههایی از مفهوم نینجا و مبارزه با موجودات ماورایی در آن دیده میشود. شخصیت اصلی، Jiro Azuma، نیز قهرمانی معمولی نیست و خیلی زود وارد مسیری میشود که زندگی او را برای همیشه تغییر میدهد. یکی از مهمترین ویژگیهای این مسیر، حضور یک نیروی درونی قدرتمند است که در وجود Jiro قرار دارد و رابطه میان این دو، بهتدریج به یکی از محورهای مهم داستان تبدیل میشود. همین ایده میتواند برای یک طرفدار ناروتو بسیار آشنا به نظر برسد، زیرا رابطه میان Jiro و موجود درون او یادآور یکی از مهمترین روابط Naruto و Kurama است. البته Black Torch تلاش نمیکند صرفاً همان داستان را تکرار کند، بلکه از این ایده به عنوان نقطه شروعی برای ساخت روایت مخصوص خود استفاده میکند. سرعت بالای داستان نیز باعث میشود این شباهتها در مدت کوتاهی به چشم بیایند و مخاطب بدون نیاز به دنبال کردن یک مجموعه چند صد قسمتی، با بسیاری از عناصر محبوب شونن روبهرو شود. برای کسانی که در سال ۲۰۲۶ بهدنبال یک داستان کوتاه، پرسرعت و سرشار از مبارزه، قدرتهای ویژه، روابط پیچیده و شخصیتهای در حال رشد هستند، این اثر میتواند انتخابی قابلتوجه باشد.
بهخصوص طرفدار ناروتو که حوصله شروع یک مجموعه چند صد قسمتی دیگر را ندارد، میتواند با ۱۲ قسمت Black Torch خیلی سریع وارد داستان شود و بخشی از همان هیجان آشنای شونن را تجربه کند. شباهت Black Torch به Naruto تنها به رابطه قهرمان با نیروی درونیاش محدود نمیشود. حضور شخصیتهایی با گذشتههای تلخ، روابط خانوادگی پیچیده و انگیزههایی که به مرور آشکار میشوند، بخش دیگری از ساختار داستان را تشکیل میدهد. Reiji، دومین شخصیت مرد مهم داستان، نمونهای از همین الگو است. گذشته او با برادر بزرگترش گره خورده و این رابطه پس از وقوع یک فاجعه خانوادگی، به یکی از عناصر مهم روایت تبدیل میشود. چنین پیشزمینهای باعث میشود داستان علاوه بر نبردها، روی زخمهای شخصی شخصیتها و تأثیر گذشته بر تصمیمهای آنها نیز تمرکز کند. از این نظر، Black Torch مجموعهای از مؤلفههای آشنا برای علاقهمندان به آثار شونن را در مدت کوتاهی کنار یکدیگر قرار میدهد. با این حال، چیزی که این انیمه را از یک کپی ساده از Naruto فاصله میدهد، تأثیرپذیری آن از فضای آثار مدرنتری مانند Jujutsu Kaisen و Chainsaw Man است. فضای تاریکتر، موجودات ماورایی، مبارزات خشنتر و ترکیب عناصر فانتزی با دنیای مدرن، باعث میشوند Black Torch هویت متفاوتی پیدا کند. همین ترکیب جالب میان حالوهوای شوننهای قدیمی و ویژگیهای آثار نسل جدید، ارزش تماشای آن را بیشتر میکند. بنابراین، Black Torch فقط گزینهای برای پر کردن جای خالی Naruto نیست؛ این مجموعه در مدت کوتاه خود تصویری فشرده از بسیاری از ویژگیهایی ارائه میدهد که مخاطبان از یک انیمه شونن انتظار دارند.
در نهایت، اگرچه هیچکدام از این انیمهها قرار نیست جای Naruto را بهطور کامل پر کنند، هرکدام بخشی از عناصری را در اختیار دارند که این مجموعه را برای سالها به یکی از آثار مهم ژانر شونن تبدیل کرد. My Hero Academia با تمرکز بر رشد تدریجی قهرمان، دوستی و رقابت، مسیر مشابهی را دنبال میکند، Black Clover از قهرمانی پرتلاش، رقیبی قدرتمند و یک نیروی درونی مرموز بهره میبرد و Black Torch نیز همین فرمول را در قالب داستانی کوتاهتر و مدرنتر ارائه میدهد. در نتیجه، برای هر طرفدار ناروتو که پس از پایان این مجموعه بهدنبال اثری با حالوهوای آشناست، این سه انیمه میتوانند گزینههایی متفاوت برای بازگشت به دنیای شونن باشند.
نکته جالب این است که جذابیت Naruto تنها به داستان نینجاها یا نبردهای بزرگ آن محدود نمیشود؛ بخش مهمی از محبوبیت این اثر به مسیر رشد شخصیتها، شکلگیری دوستیها، رقابتها، شکستها و تلاش دوباره قهرمانان بازمیگردد. آثاری مانند My Hero Academia، Black Clover و Black Torch هرکدام بخشی از این فرمول را با هویت مستقل خود بازآفرینی کردهاند. بنابراین اگر هنوز دلتان برای فضای پرهیجان و شخصیتمحور Naruto تنگ شده است، شاید بهترین راه برای پر کردن این خلأ، پیدا کردن اثری نباشد که دقیقاً Naruto را تکرار کند، بلکه انیمهای باشد که همان حس ماجراجویی و رشد را به شکلی تازه زنده کند.

نظرات
دیدگاه خود را اشتراک گذارید