-
0/10
معرفی تمام شخصیت های مارول که در سریال Spider-Noir حضور دارند
تمام دشمنان و متحدان عنکبوت
سریال مورد انتظار اسپایدر نوآر (Spider-Noir) مجموعهای از جذابترین متحدان و مرگبارترین شرورهای دنیای مرد عنکبوتی را در فضای تاریک دهه ۱۹۳۰ به تصویر میکشد. در این مقاله، به طور مفصل به معرفی تمام شخصیت های مارول حاضر در این سریال جدید مرد عنکبوتی میپردازیم.
تب و تاب بازگشت مرد عنکبوتی به تلویزیونها، این بار نه با لباسهای رنگارنگ، بلکه در اتمسفری سنگین و جنایی، به اوج خود رسیده و هوادارها برای تماشای سریال جدید مارول به نام اسپایدر نوآر (Spider-Noir) لحظهشماری میکنند. این سریال لایواکشن مورد انتظار قرار است ما را به نیویورک پر از دود، باران و فساد دهه ۱۹۳۰ میلادی ببرد؛ جایی که نیکولاس کیج لباس یک قهرمان پیر، خسته و بیرحم را بر تن کرده و در نقش بن رایلی (Ben Reilly) یا همان عنکبوت، تنها ابرقهرمان دنیای خودش خواهد بود. اما سوال اصلی این است که اسپایدی قصه ما در این جهنم نوآر با چه کسانی روبرو میشود؟ چه کسانی در سایهها برای بن رایلی کمین کردهاند؟
خبر خوب این است که سازندگان دست روی شخصیتهایی از دنیای پرطرفدار مارول گذاشتهاند که حضورشان در این اتمسفر تاریک و جنایی نیویورک میتواند شما را حسابی درگیر ماجراجوییهای بن رایلی کرده و ما را تا مدتها با این سریال کارآگاهی همراه کند. نکته قابل توجه این است که در میان شرورهای نامآشنایی، این سریال میزبان یکی از شرورهای مرد عنکبوتی (Spider-Man) است که تا به امروز تا پایش به فیلمهای لایو اکشن باز نشده بود! در این مقاله، به معرفی تمامی شخصیت های مارول که در سریال Spider-Noir حضور دارند، میپردازیم. در ادامه، همراه رسانه سرگرمی باشید.
بن رایلی – عنکبوت (Ben Reilly – The Spider)
قهرمانی که نیکولاس کیج قرار است نقشش را بازی کند، یک مرد عنکبوتی معمولی نیست؛ بلکه معجونی جذاب از چند شخصیت مختلف در دنیای مارول است که پایه و اساس او، همان مرد عنکبوتی نوآر (Spider-Man Noir) از دنیای کمیکها است. اگر کمیکهای مارول را مطالعه کرده باشید، میدانید که نام اصلی او، پیتر بنجامین پارکر است که در دنیای موازی زمین-۹۰۲۱۴، معروف به زمین نوآر، و در روزهای تاریک رکود بزرگ زندگی میکند.
در این نسخه، پیتر بنجامین پارکر توسط عنکبوتی که درون مجسمه خدای عنکبوت پنهان شده بود، گزیده میشود و در پی آن، قدرتهای ماورایی یک عنکبوت را به دست میآورد. حال، او از این قدرتها برای به راه انداختن یک جنگ یکتنه علیه دنیای زیرزمینی و خلافکاران شهر نیویورک، که توسط سردسته جنایتکاران یعنی نورمن آزبورن (Norman Osborn) اداره میشود، استفاده میکند. در ادامه، مرد عنکبوتی پیش از ورود رسمی آمریکا به جنگ، به خدمت در جنگ جهانی دوم درآمد و ماموریتهایی را برای شکست نازیها بر عهده گرفت. برخلاف مرد عنکبوتی جهان اصلی، مرد عنکبوتی نوآر با شخصیتی تاریکتر و بیرحمتر، برازنده نام خود بود و هیچ ترسی از نقص عضو یا به قتل رساندن دشمنانش نداشت.
با وجود تمام این شباهتها، نام شخصیت نیکولاس کیج در سریال، بن رایلی است؛ نامی که ریشه در ماجرای کاملا متفاوتی دارد! در جهان اصلی مارول (زمین-۶۱۶)، بن در واقع نام کلون پیتر پارکر است. این کاراکتر اولین بار در سال ۱۹۷۵ و در دوران عصر نقرهای کمیکها وارد داستان شد؛ جایی که شروری به نام شغال (Jackal) تصمیم گرفت یک کلون بینقص از مرد عنکبوتی بسازد تا به دردسر دیوارهخز نیویورک پایان دهد. اما نقشه شغال نقش بر آب شد؛ چرا که این کلون دقیقا همان قلب پاک و قهرمانانه پیتر پارکر واقعی را در سینه داشت. در نتیجه، هر دو مرد عنکبوتی با یکدیگر متحد شدند تا شغال را شکست دهند. پس از این نبرد نفسگیر، پیتر تصور کرد که کلونش کشته شده، اما بن به واقعیتهای پشت پرده پی برده بود و تصمیم گرفت با ترک پیتر، بیسروصدا زندگی مستقلی برای خود آغاز کند.
در دهه ۱۹۹۰ میلادی بود که رایلی به عنوان یک شخصیت برجسته در یکی از بدنامترین خطوط داستانی مرد عنکبوتی، یعنی حماسه کلون (Clone Saga)، به داستانها بازگشت. او بعدها با پیتر آشتی کرد، هویت ابرقهرمانی مستقل خود را با نام عنکبوت اسکارلت (Scarlet Spider) ساخت و در نهایت لباس مرد عنکبوتی را بر تن کرد تا پیتر بتواند با خیال راحت به یک زندگی عادی بازگردد. از زمان حماسه کلون، بن رایلی در یک چرخه ظاهرا بیپایان، مدام در حال رفت و آمد به داستانهای مرد عنکبوتی بود و گاهی او را به عنوان جانشین مرد عنکبوتی و گاهی در قامت یک دشمن چالشبرانگیز در فیلمها و سریالها میدیدیم.
از همه این صحبتها که بگذریم، رگههای اصلی و رفتار قهرمان قصه سریال اسپایدر نوآر، تا حد زیادی شبیه به همان مرد عنکبوتی نوآر کمیکها است، اما استفاده از نام بن رایلی بزرگترین و جسورانهترین تغییری است که تاکنون در تاریخ این شخصیت شاهد بودهایم. آیا این فقط یک ترفند ساده برای افزایش هیجان هواداران دوآتیشه مارول برای جبران اشتباهات قبلی است؟ فیل لرد (Phil Lord) و کریس میلر (Chris Miller)، تهیهکنندگان سریال و خالقان انیمیشنهای تحسینشده دنیای عنکبوتی، با این نظرها مخالف هستند و طبق وعدههای آنها، ظاهرا ماجرا بسیار عمیقتر و جدیتر از یک نامگذاری ساده خواهد بود.
رابی رابرتسون (Robbie Robertson)
جوزف رابی رابرتسون از آن دسته شخصیتهای ریشهدار و قدیمی دنیای معروف مرد عنکبوتی است که از دهه ۱۹۶۰ میلادی همراه هواداران بوده و یکی از اولین شخصیتهای سیاهپوست و تاثیرگذار در تاریخ کمیکها است. در داستانهای کلاسیک، او سردبیر ارشد روزنامه پرحاشیه دیلی بیوگل (Daily Bugle) است و درست در نقطه مقابل رئیس تندخو، جنجالی یعنی جی. جونا جیمسون، همیشه نماد خونسردی، متانت و منطق بوده است.
البته زندگی او کاملا هم بیحاشیه نیست؛ رابی به خاطر دوست دوران کودکی خود، گانگستر جهشیافتهای به نام تومستون (Tombstone)، همیشه پیوندی ناخواسته و خطرناک با دنیای زیرزمینی تبهکاران داشته است. با این حال، در سریال اسپایدر نوآر قرار است چهره کاملا متفاوتی از رابی را با نقشآفرینی لامورن موریس (Lamorne Morris)، ستاره کمدی دختر جدید (New Girl)، تماشا کنیم. در این دنیای مهآلود، رابی دیگر پشت میز سردبیری نمینشیند. او یک خبرنگار آزاد، جسور و خیابانگرد است که به دنبال کشف یک داستان تاریک و واقعی از دل شهر میگردد. او برای پیدا کردن سرنخ این قصه ناگوار، با دوست قدیمی خود یعنی بن رایلی همراه و همسفر میشود.
یکی از جذابترین عناصر سریال، ارتباط بین این دو شخصیت است. به گفته اورن اوزیل (Oren Uziel)، شورانر سریال، آن تضاد شخصیتی معروفی که در کمیکها بین رابی و جی. جونا جیمسون وجود داشت، حالا قرار است با قدرت و عمق بیشتری بین رابی و بن رایلی شکل بگیرد. در واقع، هر دو آنها ذات جستجوگری دارند و رفاقتشان ریشههای بسیار عمیقی دارد. اما تفاوت اساسی رابی و رایلی در نحوه نگرش آنها است. رابی آدمی به شدت خوشبین بوده و عمیقا باور دارد که در نهایت اوضاع روبهراه خواهد شد. اما در نقطه مقابل، بن شخصیتی است که فکر میکند همهچیز در این دنیا قرار است به تباهی کشیده شود و زندگی از دید او یک فاجعه تمامعیار است.
کت هاردی (Cat Hardy)
لی جون لی (Li Jun Li)، ستاره فیلم گناهکاران (Sinners)، قرار است نقش مرموز کت هاردی را در سریال اسپایدر نوآر ایفا کند؛ شخصیتی که رار جایگاه همان زن اغواگر و خطرناک را در این قصه تاریک نوآر پر میکند. اورن اوزیل در توصیف وسوسهکننده این کاراکتر اشاره کرده که کت هاردی در واقع ملغمهای از نمادهای کلاسیک سینما است. او در وجود این شخصیت، فریبندگی ریتا هیورث (Rita Hayworth) را با رگههایی از کاریزمای لورن باکال (Lauren Bacall) در هم آمیخته تا هارمونی جذاب زوج طلایی بوگارت و باکال را در ذهنهای مخاطبها تداعی کند. علاوه بر این، اوزیل بر این باور است که نحوه ورود و نقشآفرینی کت هاردی در دل اتفاقات و گرههای داستانی، بیشباهت به حضور درخشان کیم بیسینگر (Kim Basinger) در فیلم محرمانه لسآنجلس (L.A. Confidential) نیست و در نهایت، او را آمیزهای بینظیر از ویژگیهای بسیار متفاوت و گیرا میداند.
همین تاکید سازندگان بر آمیزهای از ویژگیهای متفاوت، سرنخ جذابی به دست طرفداران مارول داده است. بسیاری از هواداران با شنیدن نام کت هاردی، بلافاصله پازلها را کنار هم چیدند که بر اساس این نظریهها، به نظر میرسد که با نسخه جهان موازی همان گربه سیاه (Black Cat) یا فلیشیا هاردی (Felicia Hardy) معروف روبرو هستیم که همواره با مرد عنکبوتی رابطه پرتنش داشته است. از آنجایی که فلیشیا به عنوان یک سارق حرفهای جواهرات، اغلب در سمت تاریک قانون ایستاده و از قبل هم تمام ویژگیهای یک زن اغواگر را در خودش دارد، خلق یک نسخه نوآر از او در دنیای جدید سریال، تصمیمی فوقالعاده منطقی، هوشمندانه و البته هیجانانگیز به نظر میرسد.
فلینت مارکو (Flint Marko)
اگر فیلمهای مرد عنکبوتی را تماشا کرده باشید، احتمالا فلینت مارکو (Flint Marko) را به خوبی به یاد دارید. او همان شرور پیچیده و تا حدودی احساساتی به نام مرد شنی (The Sandman) است که اولین بار در فیلم خاطرهانگیز «مرد عنکبوتی ۳» (Spider-Man 3) به کارگردانی سم ریمی دلمان را به درد آورد و سالها بعد در شاهکار دنیای سینمایی مارول، یعنی راهی به خانه نیست (No Way Home) دوباره به پرده سینماها آمد.
داستان فلینت در کمیکها و فیلمها همیشه رگههایی از یک تراژدی داشته است؛ مردی ساده از محله کوئینز نیویورک که دست روزگار، تمام امیدها و آرزوهایش را به باد داد و او را به مسیر تاریک خلاف کشاند. یک فرار ناموفق از زندان و برخورد تصادفی با ماسههای رادیواکتیو کافی بود تا جسم او به تودهای از شن زنده و مهارنشدنی تبدیل شود. با اینکه فلینت بارها به عنوان یک ابرشرور با مرد عنکبوتی و دیگر قهرمانان مارول دست و پنجه نرم کرده، اما در اعماق وجودش همیشه یک ضدقهرمان رنجکشیده بوده که در نهایت مسیر اصلاح را در پیش میگیرد.
اما فلینت مارکویی که قرار است در خیابانهای بیرحم اسپایدر نوآر ببینیم، با چیزی که در ذهن دارید کاملا متفاوت است! جک هیوستون (Jack Huston)، ستاره سریال امپراتوری بوردواک، قرار است این نقش را در قامت یک گانگستر و نوچه اجیرشده با استایل کلاسیکِ نوآر بازی کند. در این سریال، او دیگر آن غول شنیِ پر از جلوههای ویژه نیست، بلکه یک اوباش خیابانی سرسخت و حاضرجواب است که حین درگیریها به دشمنانش تکهپرانی میکند و با طعنهها، آنها را به سخره میگیرد. البته، اشتباه نکنید؛ این گانگستر خطرناک با تمام سرسختیاش، تنها مهرهای کوچک است که در حقیقت برای یک رئیس بسیار بزرگتر و ترسناکتر کار میکند.
سیلورمین (Silvermane)
در دنیای کمیکها، سیلویو مانفردی (Silvio Manfredi) که همه او را با نام مخوف سیلورمین میشناسند، یک رئیس جنایتکار تمامعیار ماجیا (Maggia)، نسخه مارولی مافیای ایتالیا، است. این گانگستر مو سفید زمانی آنقدر قدرتمند و بانفوذ بود که حتی میتوانست امپراتوری جنایی مهیبترین روسای خلافکاران، از جمله ویلسون فیسک یا همان کینگپین (Kingpin) را به لرزه درآورد. جالب است بدانید که سیلورمین در دوران پیری برای فرار از مرگ دست به هر کاری زد؛ از امتحان کردن سرمهای جوانی گرفته تا تبدیل کردن خودش به یک سایبورگ (Cyborg) بیرحم و مکانیکی!
حال، قرار است برندن گلیسون (Brendan Gleeson)، بازیگر محبوبی که با نقشآفرینی در شاهکارهایی مثل دارودستههای نیویورکی (Gangs of New York)، تروا (Troy) و ۲۸ روز بعد (28 Days Later) میشناسیم، لباس این پدرخوانده تبهکار را در سریال اسپایدر نوآر بر تن کند. این حضور یک نقطه عطف تاریخی برای سیلورمین است، چرا که او تا به حال در هیچ فیلم یا سریال لایواکشنی از مرد عنکبوتی حضور نداشته است.
در این اقتباس تاریک، سیلورمین پیر به شدت درگیر توهم توطئه و پارانویای شدید شده است. البته، او حق دارد که تا این حد بدبین باشد، چرا که به تازگی از چندین ترور و سوءقصد پیاپی جان سالم به در برده که یکی از مرگبارترین آنها، توسط یک آتشافروز جهشیافته و دارای قدرتهای ماورایی انجام شده است. اما جذابترین بخش ماجرا به ساختار معمایی سریال برمیگردد. اورن اوزیل معتقد است که ساختار داستانی اسپایدر نوآر دقیقا از فرمول شاهکارهای کارآگاهی کلاسیک پیروی میکند. به بیان سادهتر، روایتی که در آن دو پرونده ظاهرا مجزا در طول داستان به هم گره میخورند و کارآگاه در نهایت متوجه میشود که از ابتدا درگیر یک معمای عجیب و بزرگ بوده است. بر اساس توضیحات سازندگان، سیلورمین همان شرور اصلی و راس هرم فساد در قصه است، اما نکته تکاندهنده اینجا است که حوادث پیرامون این رئیس مافیا، به شکلی عجیب با تاریکترین نقاط گذشته بن رایلی پیوند میخورد. در واقع، پیگیری پرونده سیلورمین قرار نیست فقط یک ماموریت قهرمانانه ساده باشد؛ بلکه این مسیر، قهرمان خسته ما را روز به روز در گرداب ریشهها، خاطرات و هویت واقعی خودش عمیقتر غرق خواهد کرد.
مرد گداخته (Molten Man)
در بخشهایی از تریلر سریال Spider-Noir، یک چهره شعلهور و مرموز حسابی توجه همه را به خودش جلب کرد. هرچند هویت دقیق این شرور شعلهور هنوز در هالهای از ابهام است، اما به نظر میرسد که این شخصیت، همان مرد گداخته از دنیای مارول بوده که درست در میان شعلههای سرکش یک عمارت، با عنکبوت داستان سرشاخ خواهد شد.
مرد گداخته یا همان شرور همیشه در حال سوختن داستانهای اسپایدی، بیشک سرشناسترین و مرگبارترین دشمن مرد عنکبوتی با قدرتهای آتشین به حساب میآید. او در اصل مردی به نام مارک رکستون (Mark Raxton) است که پس از یک حادثه وحشتناک و غوطهور شدن در یک مخزن فلز مایع آزمایشی، ساختار بدنش برای همیشه تغییر میکند. این حادثه، فلز مذاب را با گوشت و خون او پیوند میزند و مارک را به یک هیولای متحرک با تواناییهای حرارتی و آتشینِ مخرب تبدیل میکند.
الکترو (Electro)
در حالی که هنوز چهره دقیق این شرور را ندیدهایم، اما ردپای قدرتهای ویرانگر الکترو در یک حضور بسیار کوتاه در تریلر اسپایدر نوآر کاملا مشهود بود. در یک نمای تند و گذرا، عنکبوت داستان ما با شخصیتی مرموز روبرو میشود که به شکلی خطرناک از دستانش جریانهای الکتریسیته و صاعقه ساطع میکند.
سازندگان هنوز حضور الکترو در این سریال را تایید نکردهاند، اما وقتی پای دنیای مرد عنکبوتی در میان باشد، هیچ دشمن خونی و نامآشنای دیگری وجود ندارد که تا این حد با این مشخصات همخوانی داشته باشد. الکترو از آن دست شرورهای استخواندار، کلاسیک و قدیمیِ اسپایدی است که برای اولین بار در سال ۱۹۶۴ و شماره نهم کمیک مرد عنکبوتی شگفتانگیز معرفی شد. بهتر است بدانید که او یکی از اعضای بنیانگذار گروه مخوف شش خبیث (Sinister Six) است که توسط نابغه شیطانی دکتر اختاپوس (Doctor Octopus) اداره میشود.
سریال هشت قسمتی اسپایدر نوآر (Spider-Noir) قرار است در تاریخ ۲۷ مه ۲۰۲۶ (۶ خرداد ۱۴۰۵) به صورت یکجا و جهانی از طریق پلتفرم استریم آمازون پرایم ویدیو منتشر شود. البته، شبکه امجیام پلاس (MGM+) دو روز زودتر از تاریخ مقرر، ۲۵ مه (۴ خرداد ماه پیشرو)، قسمت اول را برای مخاطبان خود روی آنتن میبرد. گفتنی است که هر ۸ قسمت ۴۵ دقیقهای این سریال، در دو نسخه متفاوت سیاهوسفید و تمامرنگی در دسترس علاقهمندان قرار خواهد گرفت.
در پایان این مقاله، دیدگاه شما در رابطه با تمام شخصیت های مارول که در سریال Spider-Noir حضور دارند،چیست؟ از بین تمام این متحدان و تبهکاران کلاسیک، بیشتر از همه منتظر رویارویی عنکبوت با کدام شخصیت هستید؟ فکر میکنید این ترکیب از شخصیتهای مارول میتواند یک شاهکار کارآگاهی خلق کند و شما جای کدام شرور کلاسیک را در این نیویورک دهه ۳۰ خالی میبینید؟ فراموش نکنید که نظرات شخصی خود را با ما و دیگر کاربران رسانه سرگرمی به اشتراک بگذارید.

نظرات
دیدگاه خود را اشتراک گذارید