مرگ بازی های رزیدنت اویل Resident Evil
1%
  • 10/10

۶ مرگ تلخ و شوکه کننده در بازی های رزیدنت اویل

بهای سنگین در دنیای زامبی‌ها

۶ مرگ تلخ و شوکه کننده در بازی های رزیدنت اویل 2 23 اسفند 1404 مقالات جانبی (گیم) کپی لینک

از فداکاری‌های قهرمانانه تا قتل‌های غافلگیرکننده، مرگ همیشه سایه‌ای سنگین بر سر شخصیت‌های بازی های سری رزیدنت اویل (Resident Evil) انداخته است. در این مقاله، نگاهی به ۶ مرگ تلخ و شوکه‌کننده در دنیای بی‌رحم این فرنچایز داریم.

در ذات ژانر وحشت بقا، مرگ همواره یک قدم با شما فاصله دارد. فرنچایز رزیدنت اویل نیز از این قاعده مستثنی نیست؛ جایی که تقابل با کابوس‌های وحشتناک و دست‌وپنجه نرم کردن با مرگ، به روتین نفس‌گیر بازیکنان تبدیل شده است. با این حال، هنر شرکت کپکام تنها در خلق هیولاهای بی‌مغز خلاصه نمی‌شود؛ آن‌ها استادان بی‌رحمی در حذف شخصیت‌های داستان هستند. کپکام نشان داده که برای بالا بردن تنش و خلق لحظات دراماتیک، هیچ ترسی از قربانی کردن کاراکترهای محبوب ندارد؛ البته تا زمانی که این حذف، ستون‌های اصلی داستانی را فرو نریزد. در واقع، اگرچه در خط داستانی، تنها شاهد مرگ چند مورد از شخصیت‌های کلیدی بوده‌ایم، اما شخصیت‌های فرعی مهم و محبوب بسیاری وجود داشته‌اند که طی این سال‌ها غزل خداحافظی را خوانده و دار فانی را وداع گفته‌اند.

در این مقاله، قصد داریم با نگاهی دقیق و روایی، ۶ مورد از تلخ ترین، شوکه‌کننده‌ترین و به‌یادماندنی‌ترین مرگ‌های شخصیت ها در بازی های رزیدنت اویل را زیر ذره‌بین ببریم؛ سکانس‌هایی که نه تنها مسیر داستان، بلکه احساسات ما را نیز عمیقا درگیر کردند. البته، به یاد داشته باشید که در این مقاله، بخش‌های مهمی از داستان سری رزیدنت اویل برای شما فاش می‌شود.

۶. لیزا تروور (Lisa Trevor) در بازی The Umbrella Chronicles

لیزا تروور یکی از تراژدیک‌ترین شخصیت‌های دنیای رزیدنت اویل است. او در دوران کودکی به عمارت اسپنسر، که پدرش آن را بنا کرده بود، آورده شد. در آنجا، او و مادرش مورد آزمایش‌های بی‌رحمانه‌ای قرار گرفتند؛ آزمایش‌هایی که به مرگ مادرش انجامید و لیزا را به هیولایی وحشتناک تبدیل کرد که در زیرزمین عمارت زندگی می‌کرد تا محققان بتوانند به انجام آزمایش روی او ادامه دهند.

سرانجام، او در جریان اتفاقات نسخه ریمیک بازی رزیدنت اویل از بند اسارت گریخت، اما با وجود سقوط از صخره در پایان رویارویی‌اش، کشته نشد. در عوض، او از آن سقوط جان سالم به در برد و به عمارت بازگشت؛ جایی که با آلبرت وسکر (Albert Wesker)، یکی از همان افرادی که روی او آزمایش انجام می‌داد، روبرو شد. متاسفانه، پس از سقوط یک لوستر روی سرش، لیزا نتوانست دست بالا را بگیرد. وسکر از عمارت خارج شد و لیزا را رها کرد تا در انفجار جان بسپارد.

۵. پیرس نیوانس (Piers Nivans) در بازی رزیدنت اویل ۶

اگر طرفدار پروپاقرص مجموعه رزیدنت اویل باشید، احتمالا به خوبی می‌دانید که بازی Resident Evil 6 با انتقادهای بسیار تند و صدالبته به‌جایی روبرو شد، اما در میان هیاهوی اکشن‌های اغراق‌آمیز این نسخه، شخصیت پیرس نیوانس جواهری بود که حسابی درخشید. او سربازی وفادار، دلسوز و تکیه‌گاهی محکم برای کریس ردفیلد درهم‌شکسته بود که شوربختانه، سرنوشت چیز دیگری برای او رقم زد.

زمانی که کریس در یک قدمی مرگ قرار دارد، پیرس خود را فدا می‌کند. او بازوی خود را قطع کرد تا فقط خودش به ویروس سی مبتلا شود. در حالی که این دو نفر به سمت محفظه‌های فرار می‌دوند، کریس به دوستش می‌گوید که همه‌چیز درست خواهد شد، اما همه ما می‌دانیم که این‌طور نیست. در نهایت، پیرس با علم به اینکه ویروس دیر یا زود کنترل او را به دست خواهد گرفت، همان‌جا می‌ماند. کریس به سلامت فرار می‌کند، اما پیرس در انفجاری که برای نابودی تاسیسات محل نگهداری هاوس (HAOS) رخ می‌دهد، جان خود را از دست می‌دهد.

۴. رابرت کندو (Robert Kendo) در بازی رزیدنت اویل ۲

داستان کندو هم در نسخه اصلی و هم در نسخه ریمیک رزیدنت اویل ۲ به شدت احساسات را جریحه‌دار می‌کند. در نسخه ریمیک، ما او را به همراه دختری می‌بینیم که به ویروس زامبی مبتلا شده است. او می‌داند که چاره‌ای جز کشتن دخترش ندارد، اما پس از اینکه ماشه را می‌کشد، ما صدای شلیک دوم را نیز می‌شنویم. بعدها تایید شد که کندو پس از از دست دادن همسر و دخترش در پی شیوع ویروس، به زندگی خود نیز پایان داده است.

این اتفاق برای هوادارها بسیار تلخ بود، اما مرگ کندو در نسخه اصلی شاید از این هم شوکه‌کننده‌تر باشد؛ چرا که کاملا غیرمنتظره و از غیب سر می‌رسد. در نسخه بازسازی‌شده، زمینه‌سازی مناسبی برای مرگ کندو وجود دارد؛ شما می‌دانید که این اتفاق در شرف وقوع است و هیچ راهی هم برای جلوگیری از آن وجود ندارد. اما در نسخه اصلی، زامبی‌ها شیشه‌های فروشگاه کندو را در هم می‌شکنند و در کسری از ثانیه او را از پا درمی‌آورند.

۳. لوئیس سرا (Luis Serra) در بازی رزیدنت اویل ۴

درست مانند کندو، مرگ لوئیس نیز بسته به اینکه در حال تجربه نسخه اصلی رزیدنت اویل ۴ هستید یا ریمیک آن، متفاوت رقم می‌خورد. در نسخه اصلی، فرصت چندانی برای شناخت دقیق لوئیس پیدا نمی‌کنید، اما وقتی او توسط یکی از شاخک‌های اسموند سدلر (Osmund Saddler) به سیخ کشیده می‌شود، با یک ترس ناگهانی و شوک ساسی روبرو می‌شوید. این شخصیت بیچاره سوراخ شده و سپس تا سقف بالا برده می‌شود؛ یک پایان واقعا وحشتناک و دلخراش!

از برخی جهات، نسخه ریمیک این اتفاق تاثیر به مراتب عمیق‌تر و دردناک‌تری می‌گذارد. دلیلش این است که شما زمان بسیار بیشتری را قبل از این وقایع با او می‌گذرانید و با این شخصیت محبوب طرفداران بیشتر آشنا می‌شوید. مسلما خنجر خوردن از پشت توسط جک کرازر (Jack Krauser) به اندازه به سیخ کشیده شدن با شاخک‌های سدلر پر زرق و برق و سینمایی نیست، اما در این نقطه از بازی، شما وابستگی و اهمیت بیشتری برای لوئیس قائل هستید که همین موضوع، مرگ او را به مراتب تکان‌دهنده‌تر می‌کند.

۲. دیوید اندرسون (David Anderson) در بازی رزیدنت اویل ۷

اندرسون یک شخصیت کلیدی و مهم در رزیدنت اویل محسوب نمی‌شود. راستش را بخواهید، این کاراکتر پیش از این که به طرز وحشیانه‌ای به قتل برسد، حضور بسیار کوتاهی در بازی دارد. با این وجود، هیچ‌چیز نمی‌تواند شوکه‌کننده‌تر از بلایی باشد که سر این افسر پلیس می‌آید. او در حال گشت‌زنی در منطقه مردابی است که با ایتن وینترز (Ethan Winters) روبرو می‌شود؛ ایتن به او هشدار می‌دهد که فورا آنجا را ترک کند. اندرسون به ایتن می‌گوید که در گاراژ با او ملاقات کند و برای دفاع از خود، یک چاقو به قهرمان داستان می‌دهد.

بسیار جای تاسف است که هر دوی آن‌ها به گاراژ رسیدند. در جریان آن رویارویی شوم، اندرسون از گوش دادن به حرف‌های ایتن امتناع می‌ورزد. در حین جر و بحث، اندرسون متوجه حضور جک بیکر (Jack Baker) در پشت سرش نمی‌شود. او همچنین صدای بالا بردن بیل توسط این پدرسالار درشت‌اندام را نمی‌شنود و قطعا نمی‌بیند که بیکر چگونه با آن بیل، سر او را از وسط به دو نیم می‌کند. این خشونت عریان، سریع و بی‌پرده، نه تنها در لحظه مو بر تن مخاطب سیخ می‌کند، بلکه به شکلی بی‌نقص پیام اصلی بازی را مخابره می‌کند؛ در قلمرو خانواده بیکر، هیچ قانونی وجود ندارد و هیچ نیروی کمکی در کار نخواهد بود.

۱. ایتن وینترز (Ethan Winters) در بازی رزیدنت اویل ویلیج

جایگاه نخست این فهرست به مرگی اختصاص دارد که در واقع، سال‌ها پیش از فاش شدنش رخ داده بود! در رزیدنت اویل ویلیج (Village)، شوک اصلی نه در لحظه فداکاری نهایی ایتن، بلکه در افشای این حقیقت هولناک نهفته است که قهرمان داستان، مدت‌ها است که جان خود را از دست داده است؛ حقیقتی که باعث شد بازیکنان از شدت تعجب انگشت‌به‌دهان بمانند.

در سکانس پایانی بازی متوجه می‌شویم که ایتن در همان ساعات ابتدایی رزیدنت اویل ۷ توسط جک بیکر به قتل رسیده و تمام این مدت، صرفا به لطف آلودگی به Mold سر پا ایستاده است. این پیچش داستانی نبوغ‌آمیز، تمام تلاش‌های خستگی‌ناپذیر ایتن برای نجات خانواده‌اش را در هاله‌ای از اندوه فرو می‌برد. پدری که مرگ را دور زد تا دخترش را نجات دهد؛ روایتی که مرزهای بیولوژیکی دنیای رزیدنت اویل را در هم شکست و تکان‌دهنده‌ترین غافلگیری تاریخ این فرنچایز را رقم زد.

در نهایت، سری رزیدنت اویل همواره ثابت کرده که در دنیای بی‌رحم زامبی‌ها و هیولاها، هیچ پایانی لزوما خوش نیست. شرکت کپکام با حذف ناگهانی و شوکه‌کننده شخصیت‌هایی مانند لیزا تروور و دیوید اندرسون، حس ناامنی مطلق را به بازیکنان القا می‌کند. از سوی دیگر، تراژدی‌های عمیق‌تری نظیر فروپاشی روانی رابرت کندو یا مرگ دردناک لوئیس سرا، بار عاطفی بسیار سنگینی را بر دوش داستان می‌گذارند. در این میان، فداکاری‌های شجاعانه‌ای نظیر از خودگذشتگی پیرس نیوانس نشان می‌دهد که حتی در تاریک‌ترین لحظات نیز کورسویی از شرافت وجود دارد. اما بدون شک، بزرگ‌ترین غافلگیری این مجموعه، راز سر‌به‌مهر مرگ ایتن وینترز است که به عنوان یک پایان‌بندی بی‌نظیر، تمام معادلات ذهنی مخاطب را در هم می‌شکند.

در پایان این مقاله، دیدگاه شما در رابطه با شوکه‌کننده‌ترین مرگ های تاریخ سری رزیدنت اویل (Resident Evil) چیست؟ از میان تمام تراژدی‌ها و اتفاقات تلخ فرانچایز رزیدنت اویل، کدام مرگ بیشترین تاثیر احساسی را روی شما گذاشت؟ شما جای خالی کدام شخصیت‌ها و کدام سکانس‌های مرگ را در این فهرست احساس می‌کنید؟ فراموش نکنید که نظرات و خاطرات شخصی خود را از این مجموعه با ما و دیگر کاربران رسانه سرگرمی به اشتراک بگذارید.



مطالب مرتبط

دیگران نیز خوانده‌اند

نظرات

دیدگاه خود را اشتراک گذارید

2 دیدگاه
جدیدترین
قدیمی‌ترین بیشترین رای