بازی ترسناک کتاب‌های استیون کینگ
1%
  • 0/10

ده بازی ترسناک که دارای حس و حال کتاب‌های استیون کینگ هستند

از فضاسازی و اتمسفر گرفته تا حتی نحوه شخصیت‌پردازی

ده بازی ترسناک که دارای حس و حال کتاب‌های استیون کینگ هستند ۰ 56 دقیقه قبل ترین‌ها (بازی) کپی لینک

در این مطلب به ده بازی ترسناک می‌پردازیم که با اتمسفر و فضاسازی خاص خود، مخاطب را به یاد حس و حال کتاب‌های استیون کینگ می‌اندازند.

هیچ طرفدار ژانر وحشتی در دنیا نیست که استیون کینگ (Stephen King) را نشناسد؛ کسی که به عنوان یکی از برترین نویسندگان آثار ژانر وحشت در تاریخ ادبیات به شمار می‌رود. آثار کینگ پایه و اساس ترس برای بسیاری از طرفداران این ژانر بوده‌اند، اما در عین حال به منبع الهام بزرگی نیز برای آثار مدیوم‌های دیگر تبدیل شده‌اند. در دنیای بازی‌های ویدیویی، آثار ترسناک بی‌شماری وجود دارند که مستقیما از رمان‌های استیون کینگ الهام گرفته‌اند و به گسترش و تکامل ژانر وحشت به ‌عنوان مجموعه‌ای زنده و پویا ادامه داده‌اند.

جالب اینجاست که با وجود محبوبیت عظیم آثار کینگ، بازی‌های چندانی وجود ندارند که مستقیما بر اساس کتاب‌های او ساخته شده باشند. اما به‌جای ساخت بازی‌هایی که همان داستان‌های آشنا را بازگو کنند، آثار او به پایه‌ای برای خلق داستان‌های جدید تبدیل شده‌اند؛ داستان‌هایی که مرزهای ژانر وحشت را گسترده‌تر کرده‌اند. و برای طرفداران وحشت، این وضعیت درست مثل حضور یک کودک در فروشگاه آب‌نبات است. در ادامه به ده بازی در ژانر ترسناک و وحشت می‌پردازیم که هر کدام یا تحت تاثیر و الهام کتاب‌های استیون کینگ بوده‌اند یا حس و حالی شبیه آثار ایشان را تداعی می‌کنند.

10 – بازی Oxenfree

نوجوان‌هایی که کارهای ترسناکِ مخصوص نوجوان‌ها انجام می‌دهند

همه یک داستان بلوغ خوب را دوست دارند، مخصوصا وقتی حال‌وهوایی شبیه آثار استیون کینگ داشته باشد. گروهی از نوجوانان شبیه باشگاه بازنده‌ها (Losers Club) که با نیروهای ماورایی فراتر از درک خود روبه‌رو می‌شوند. در Oxenfree دقیقا با چنین موقعیتی مواجه هستید؛ جایی که در نقش دختری نوجوان به نام الکس بازی می‌کنید، آن هم با وجود سبک هنری ظاهرا ساده و دوست‌داشتنی بازی.

هر انتخابی که در میان این گروه انجام می‌دهید، نه‌تنها بر پایان بازی تاثیر می‌گذارد، بلکه روابط شما با دیگر شخصیت‌ها را نیز شکل می‌دهد و این روابط نیز به نوبه خود روی روند بازی اثر می‌گذارند و همه چیز به هم پیوسته است. خوشبختانه هنگام راه رفتن هم می‌توانید گفتگو کنید، بنابراین لازم نیست برای تقویت رابطه با شخصیت‌ها در یک نقطه ثابت بمانید؛ همه چیز به‌صورت طبیعی در طول مسیر اتفاق می‌افتد.

خود داستان شباهت زیادی به It البته بدون دلقک قاتل، اما با حضور موجودات شیطانی دارد و در عین حال حال‌وهوایی شبیه Stranger Things نیز منتقل می‌کند به طوری که بسیاری از نقاط داستانی و کلیشه‌های آن یادآور گروه محبوب دردسرسازهای شهر دری در رمان It هستند.

این بازی واقعا یکی از جواهرهای کمتر شناخته‌شده ژانر وحشت در میان آثار AA است؛ اثری که بدون هیچ خجالتی عجیب، غریب و ترسناک است، درست همان‌طور که از آثار و کتاب‌های استیون کینگ انتظار دارید.

9 – بازی The Vanishing of Ethan Carter

الهام از چندین نویسنده

نکته جذاب درباره بازی‌های ترسناک سبک شبیه‌ساز پیاده‌روی این است که می‌توانند تمام تمرکز خود را روی روایت داستان و خلق اتمسفر بگذارند و The Vanishing of Ethan Carter دقیقا همین کار را انجام می‌دهد.

در این بازی، شما در نقش یک کارآگاه قرار می‌گیرید که در تلاش است راز قتل اعضای خانواده کارتر را حل کند در حالی که تنها عضو ناپدیدشده، پسربچه‌ای 12 ساله به نام ایتن است. به کمک توانایی‌های ماورایی، می‌توانید وقایع گذشته را طوری بازسازی کنید که انگار درست در همان لحظه مقابل چشمان‌تان در حال رخ دادن هستند؛ قابلیتی که تنشی خلق می‌کند که به‌ سختی می‌توان مشابهش را در جای دیگری تجربه کرد.

سازندگان بازی آشکارا گفته‌اند که این اثر از نوشته‌های استیون کینگ و اچ. پی. لاوکرفت (H.P. Lovecraft) الهام گرفته است و این موضوع را در تمام جنبه‌های بازی از داستان و طراحی گرفته تا حتی نام شخصیت‌ها می‌توان دید. این بازی در حقیقت ادای احترامی به غول‌های ژانر وحشت است.

این زیرشاخه از ادبیات را داستان عجیب یا Weird Fiction می‌نامند؛ سبکی که ترس در آن از دل ناشناخته‌ها، ابهام و عناصر فراطبیعی شکل می‌گیرد و با توجه به نقش پررنگ نیروهای افسانه‌ای در این داستان، کمبودی از نظر اتفاقات عجیب و غریب وجود ندارد.

8 – بازی Layers of Fear

زنده باد هنرمند عذاب‌کشیده

کلیشه هنرمند رنج‌دیده بیش از هر چیز دیگری با ژانر وحشت گره خورده است زیرا ظرفیت فوق‌العاده‌ای برای خلق وحشت روان‌شناختی دارد. در Layers of Fear شما در نقش یک نقاش بازی می‌کنید و آشفتگی درونی او را تجربه خواهید کرد؛ سقوطی تدریجی به ورطه جنون که شباهت زیادی به اتفاقات داستان 1408 اثر استیون کینگ دارد.

ترسی که این بازی ارائه می‌دهد، بیش از هر چیز بر اتمسفر تکیه دارد و تقریبا تمام قدرتش از همین فضاپردازی می‌آید. این بازی شاید برای کسانی که اعصاب فولادی دارند چندان ترسناک نباشد، اما سفری عمیق به دل تروما و تاریکی‌های ناشی از آن است.

عنوان Layers of Fear از آثار کلاسیک مختلف ژانر وحشت الهام گرفته است. مجموعه Silent Hill منبع الهام فضای سنگین و وهم‌آلود بازی بوده و آثار استیون کینگ نیز نقشه راه روایت داستان را شکل داده‌اند. نتیجه، تجربه‌ای است که حس یک بازی ترسناک دوران طلایی سبک بقا را دارد اما با کیفیت و استانداردهای امروزی عرضه شده است.

اگر هم حوصله بازی کردن در نقش گروهی از بچه‌هایی که با دوچرخه این طرف و آن طرف می‌روند را ندارید، می‌توانید در نقش همان هنرمند رنج‌دیده ظاهر شوید و بدون شک از تصویری که او خلق می‌کند لذت خواهید برد.

7 – بازی Resident Evil 7

ارجاعات فراوان به آثار مختلف

طرفداران جدید Resident Evil شاید درک نکنند که Resident Evil 7 چگونه این مجموعه را از سقوط کامل به ورطه اکشن محض نجات داد و آن را دوباره به ریشه‌های واقعی سبک بقا و وحشت با تاکیدی ویژه روی وحشت بازگرداند. همراه با این بازگشت حجم قابل‌ توجهی از ارجاعات به آثار استیون کینگ نیز وارد بازی شد.

برای مثال، جک بیکر از شخصیت جک تورنس در رمان The Shining الهام گرفته است؛ مردی که در نهایت بر اثر انزوا و آزار نیروهای فراطبیعی عقل خود را از دست می‌دهد. این موضوع به نوعی پیش‌آگاهی از اتفاقاتی است که بعدها درباره کل خانواده بیکر متوجه می‌شویم؛ تراژدی‌ای که حاصل بازی‌های یک نیروی شیطانی بوده است.

اگر از جنبه‌های ترسناک Resident Evil Requiem لذت برده‌اید، نسخه هفتم این مجموعه بازی ترسناک نیز شما را هم‌زمان وحشت‌زده و هیجان‌زده خواهد کرد و شامل حال‌وهوای جنوب آمریکا و انبوهی از عناصر آشنای کتاب‌های استیون کینگ می‌شود.

این تازه بدون در نظر گرفتن بسته الحاقی Banned Footage به‌ویژه بخش Bedroom Mode است که مستقیما از رمان Misery الهام گرفته و پیوند میان این دو غول ژانر وحشت را حتی محکم‌تر می‌کند.

6 – بازی Deadly Premonition

شخصیت‌های چندپاره؛ یکی از امضاهای استیون کینگ

وقتی پلیرها به بازی Deadly Premonition فکر می‌کنند، بسیاری از آن‌ها قبل از هر چیز سبک عامدانه اغراق‌آمیز و فیلم‌های درجه‌دویی آن را به یاد می‌آورند؛ سبکی که همیشه باعث خنده بازیکنان از شدت عجیب بودن اتفاقات می‌شود. این بازی از هر نظر یک اثر کالت محسوب می‌شود و در عین حال ادای احترامی به تمام چیزهای عجیب، تاریک و وهم‌آلود است.

این بازی در درجه اول از Twin Peaks الهام گرفته، اما ارجاعات بی‌شماری نیز به آثار استیون کینگ چه در استفاده از کلیشه‌های داستانی و چه در نحوه شخصیت‌پردازی کاراکتر یورک دارد. به‌طور مشخص، او از نظر روانی فردی کاملا متعادل نیست؛ ذهنی چندپاره دارد که گاهی به رفتارهای عجیب و گاهی به تصمیم‌های کاملا بی‌پروا منجر می‌شود؛ دقیقا همان نوع شخصیت اصلی که استیون کینگ عاشق نوشتن آن است. این هویت‌های دوگانه نیز شباهت زیادی به آنچه در The Dark Half می‌بینیم دارند.

دنیایی که در اطراف خود کاوش می‌کنید نیز به همان اندازه عجیب است اما دقیقا همین برخوردهای غیرعادی هستند که باعث می‌شوند از بازی لذت ببرید؛ درست همان‌طور که عجیب‌ترین صحنه‌های مشهورترین آثار ژانر وحشت را دوست دارید.

5 – بازی Control

می‌تواند از این هم عجیب‌تر شود!

بازی Control از انواع مختلف آثار ترسناک الهام گرفته و مجموعه‌ای درهم تنیده از ایده‌ها بوده  که همگی به‌ خوبی با یکدیگر ترکیب شده‌اند تا تجربه‌ای خلق کنند که به همان اندازه که سرگرم‌کننده است، عجیب و دلهره‌آور هم باشد. طبیعتا این یعنی به شکل‌های مختلف با ارجاعات فراوانی به آثار استیون کینگ روبه‌رو خواهید شد؛ به‌ویژه در اتفاقات فراطبیعی بازی و نحوه برخورد جسی، شخصیت اصلی، با آن‌ها.

در مورد جسی، یکی از ارجاعات جالب این است که او اهل شهری کوچک در ایالت مین است؛ همان ایالتی که استیون کینگ بارها داستان‌هایش را در آن روایت کرده است. علاوه بر این، توانایی‌های تله‌کینزی جسی تقریبا به‌طور کامل یادآور قدرت‌هایی است که در Carrie دیده بودیم. همین موضوع از همان ابتدا پایه و اساس محکمی برای این شباهت‌ها ایجاد می‌کند.

عجایب بسیار بیشتری در این دنیای نیمه‌باز وجود دارد، همان‌طور که ارجاعات فراوان دیگری نیز در این ساخته استودیو رمدی (Remedy Entertainment) دیده می‌شود. در مقطعی جسی حتی مستقیما به The Shawshank Redemption اشاره می‌کند؛ اثری که در اصل یک رمان کوتاه از استیون کینگ است. این یعنی این اثر در دنیای عجیب و منحصر به‌ فرد Control نیز به‌عنوان یک اثر واقعی وجود دارد. شاید تاثیر استیون کینگ در Control کمی ظریف‌تر باشد، چون او در این دنیا عملا خودش نیز وجود دارد.

4 – بازی The Blackout Club

بچه‌های شبیه به The Goonies در حال مبارزه با هیولاها

بازی The Blackout Club فقط از آثار استیون کینگ الهام نگرفته، بلکه از فیلم سینمایی The Goonies محصول سال 1985 نیز تاثیر زیادی پذیرفته است؛ بازی روی گروهی از نوجوانان و ماجراجویی وحشتناک آن‌ها تمرکز دارد؛ ماجراجویی‌ای که آن‌ها را درگیر مبارزه با هیولاها می‌کند. و نه، این هیولاها غول‌های مهربانی نیستند که با خوردن شکلات Baby Ruth با شما دوست شوند؛ بلکه موجوداتی شیطانی هستند که کنترل تمام بزرگسالان را در دست گرفته‌اند.

زمانی که بازی در سال 2019 منتشر شد، بدون شک مشکلاتی داشت که نیاز به رفع شدن داشتند که از جمله می‌توان به بخش کوآپ چندنفره آن اشاره داشت. با این حال از آن زمان این مشکلات برطرف شده‌اند و حالا بازیکنان می‌توانند بدون دردسر وارد بازی شوند، لایه‌های داستان را کنار بگذارند و الهام آشکار این بازی ترسناک از کتاب‌های استیون کینگ را کشف کنند. در اینجا قدرت دوستی، کلید اصلی بقاست؛ درست مانند چیزی که در گروه Losers Club می‌بینیم.

3 – بازی Half-Life

الهام مستقیم از The Mist

قدیمی بودن یک بازی هرگز مانع لذت بردن از آن نمی‌شود همان‌طور که امروز هم می‌تواند به همان اندازه گذشته سرگرم‌کننده باشد و Half-Life قطعا یکی از همین عناوین کلاسیک ماندگار است. عنوانی که مستقیما از یکی دیگر از آثار ترسناک کلاسیک، یعنی The Mist الهام گرفته است.

این فقط یک حدس نیست. کمپانی ولو (Valve) هنگام صحبت درباره روند توسعه Half-Life 2 در یک کتاب تایید کرد که The Mist یکی از مهم‌ترین منابع الهام این مجموعه بوده و رد پای آن بیش از همه در نخستین بازی دیده می‌شود. اسکلت اصلی داستان کاملا مشابه است: آزمایشی برای کشف ابعاد دیگر به فاجعه ختم می‌شود، شکافی کیهانی در دنیای ما ایجاد می‌کند و موجودات هیولایی را از جهان‌های دیگر به زمین می‌آورد. و آن‌ها به هیچ وجه دوستانه رفتار نمی‌کنند.

عنوان Half-Life یکی از کلاسیک‌های ترکیب ژانر ترس و شوتر اول ‌شخص است. اثری که پایه‌های بسیاری از استانداردهای صنعت بازی در دهه 90 را بنا گذاشت. حتی امروزه هم با وجود تمام پیشرفت‌های این مدیوم، هم‌چنان جایگاه خود را در تالار افتخارات بازی‌های ویدیویی حفظ کرده است. و باید بابت آن از استیون کینگ تشکر کنیم.

2 – بازی Silent Hill 2

استیون کینگ، پایه و اساس این مجموعه بود

وقتی استودیو تیم سایلنت (Team Silent) مشغول ساخت نخستین Silent Hill بود، اعضای تیم برای الهام گرفتن سراغ کتاب‌های متعددی از استیون کینگ رفتند. موضوعی که در کتاب Book of Lost Memories که روند توسعه چهار بازی نخست مجموعه را شرح می‌دهد، تایید شده است. آن‌ها عناصر کلیدی را از The Mist و Carrie برداشتند. همچنین ارجاعات مختلفی به آثار دیگری مانند کتاب The Shining، کتاب The Running Man، کتاب Pet Sematary، کتاب Thinner و کتاب Misery در بازی گنجاندند. اعضای تیم از طرفداران پر و پا قرص آثار کینگ بودند.

فرقی نمی‌کند کدام نسخه از این مجموعه را بازی کنید؛ الهام گرفتن از آثار او کاملا آشکار است حتی اگر همه‌جا را مه غلیظ پوشانده باشد. این بازی‌ها به شکلی فوق‌العاده ترس روان‌شناختی را با هیولاهای نمادین و استعاری ترکیب می‌کنند؛ دو عنصری که دست در دست هم تجربه‌ای هولناک و بی‌همتا خلق می‌کنند. در کنار اتمسفر، روایت و طراحی صدای فوق‌العاده، این مجموعه برای هر علاقه‌مند به بازی‌های ترسناک، به‌ویژه طرفداران استیون کینگ اثری کاملا ضروری است.

1 – بازی Alan Wake

سریال Twin Peaks + استیون کینگ = بهشت طرفداران وحشت

دیگر بر هیچکس پوشیده نیست که مجموعه Alan Wake از سریال Twin Peaks ساخته دیوید لینچ (David Lynch) فقید الهام گرفته و سرشار از حال‌وهوای خاص شمال غربی آمریکا است اما استودیو رمدی در عین حال از آثار بی‌شماری از استیون کینگ نیز الهام گرفته است. تا جایی که خود شخصیت الن ویک نیز بر اساس خود استیون کینگ طراحی شده است. این دیگر ادای احترام را به سطحی کاملا جدید می‌رساند.

این الهام در Alan Wake 2 نیز به همان اندازه آشکار است؛ عنوانی که بسیاری آن را حتی بهتر از نسخه اول می‌دانند. جالب‌تر اینکه بسیاری از آثاری که الهام‌بخش این بازی‌ها بوده‌اند، رمان‌هایی هستند که استیون کینگ با نام مستعار Richard Bachmann منتشر کرده بود؛ نامی که بیشتر برای داستان‌های تاریک‌تر و خشونت‌آمیزتر شناخته می‌شد. پس از فاش شدن این هویت، او رمان The Dark Half را نوشت که از همان تجربه الهام گرفته بود و همین اثر نیز به یکی از پایه‌های اصلی شکل‌گیری Alan Wake تبدیل شد.

علاوه بر این هرچه مجموعه پیش می‌رود، روایت آن جنبه‌ای فراداستانی‌تر پیدا می‌کند؛ رویکردی که استیون کینگ نیز بارها در آثارش از آن استفاده کرده است. در بطن خود بازی Alan Wake یک داستان استیون کینگی است اما همه چیز از فیلتر Twin Peaks عبور کرده است. در واقع، این مجموعه بازی برای طرفداران ژانر وحشت حکم بهشت را دارد به طوری که انگار که از خود کتاب‌های استیون کینگ بیرون آمده باشد یا اصلا خود او، داستانش را نوشته باشد.



مطالب مرتبط

دیگران نیز خوانده‌اند

نظرات

دیدگاه خود را اشتراک گذارید

0 دیدگاه
جدیدترین
قدیمی‌ترین بیشترین رای