-
0/10
فصل اول سریال لایو اکشن اسپایدر نوآر (Spider-Noir) با تلفیق بینقص اتمسفر جنایی و کمیکبوکی، استانداردهای جدیدی را در تلویزیون تعریف کرد. اکنون هوادارها مشتاقانه منتظرند تا ببینند کدام یک از دشمنان دیرینه مرد عنکبوتی در فصل دوم سریال سد راه بن رایلی خواهند شد. در ادامه، به بررسی ۵ مورد از ویلن های بزرگ و خطرناک دنیای مارول میپردازیم.
بدون شک، سریال لایو اکشن اسپایدر نوآر یکی از تحسینشدهترین و موفقترین اقتباسهای تلویزیونی از جهان مرد عنکبوتی (Spider-Man) تا به امروز است؛ دستاوردی پررنگ که از همین حالا خیال هواداران را از بابت ساخت و کیفیت فصل دوم کاملا آسوده کرده است. در فصل نخست دیدیم که چگونه بن رایلی (Ben Reilly) با بازی و صداپیشگی درخشان نیکلاس کیج (Nicolas Cage)، دوباره هویت ابرقهرمانی خود یعنی عنکبوت (The Spider) را احیا کرد. او موفق شد نیویورک دهه ۳۰ و ۴۰ را از چنگال نقشههای شوم و شرورانه سیلورمین (Silvermane) با بازی برندن گلیسون (Brendan Gleeson) و گروه جهشیافتههایش یعنی سندمن (Sandman)، توماستون (Tombstone) و مگاوات (Megawatt) نجات دهد.
بزرگترین برگ برنده این سریال، بازآفرینی خلاقانه اشرار کلاسیک مارول در بستر تاریک، دودآلود و جنایی ادبیات نوآر بود. اکنون سوال مهمی که این روزها در میان هوادارها مطرح شده، این است که در فصل دوم اسپایدر نوآر، کدام یک از دشمنان دیرینه این قهرمان تاریک به روی صحنه میآیند؟ در این مقاله، ۵ مورد از دشمن های بزرگ مرد عنکبوتی را بررسی میکنیم که اگر نه تنها ورودشان به فصل دوم سریال اسپایدر نوآر منطقی و جذاب به نظر میرسند، بلکه حتی داستان را به کلی متحول خواهند کرد. در ادامه، همراه رسانه سرگرمی باشید.
۵. لیزارد (The Lizard)
شخصیت دکتر کرت کانرز (Curt Connors) مظهر یک تراژدی عمیق انسانی است؛ دانشمندی با نیت خیر که در نهایت گرفتار جهنمی خودساخته شد. او پس از از دست دادن دستش در قامت یک پزشک جنگی، زندگیاش را وقف علم بیوشیمی کرد تا راهی برای ترمیم اندامهای قطعشده انسان پیدا کند. اما تزریق سرم آزمایشی حاوی دیانای (DNA) خزندگان، در تغییری هولناک او را به یک موجود دوگانه انسان – مارمولک تبدیل کرد.
اگر سینمای نوآر را محصول جریانساز دهههای ۳۰ و ۴۰ میلادی بدانیم، اواخر دهه ۴۰ شاهد اوجگیری ژانر دیگری هم بود؛ فیلمهای کلاسیک هیولایی و علمیتخیلی که آثاری چون هیولاهای یونیورسال امضای کار آن بودند. تلفیق اتمسفر سرد نوآر با المانهای وحشت هیولایی، بهترین استراتژی برای تنوعبخشی به فصل دوم سریال است و هیچ شخصیتی مثل لیزارد (The Lizard) نمیتواند این بار دراماتیک را به دوش بکشد. پیشزمینه حضور بن رایلی در جنگ جهانی اول، پیوند داستانی ایدهآلی با گذشته نظامی کانرز ایجاد میکند. این شرور، همان تزریق زیرکانهای از ژانر وحشت و سایفای است که اتمسفر سیاهوسفید سریال به آن نیاز دارد.
۴. تارانتیولا (Tarantula)
شاید تارانتیولا (Tarantula) در نگاه اول یک شرور درجهدو در کمیکها به نظر برسد؛ شخصیتی که افراد متعددی هویت او را یدک کشیدهاند، اما ماهیت او همواره به عنوان یک مزدور یا آدمکش حرفهای با تم عنکبوتی تعریف شده است. دو نسخه اول این شخصیت، یعنی آنتون میگل رودریگز (Anton Miguel Rodriguez) و لوئیس آلوارز (Luis Alvarez)، هر دو دارای درونمایههای پررنگ سیاسی مرتبط با آمریکای جنوبی، از جمله گروههای انقلابی، دولتهای سرکوبگر و تروریسم بودند. همچنین، آنها لباسهای رنگارنگ و سلاحهایی با تم عنکبوتی داشتند که همین امر آنها را به حریفانی سرسخت برای مرد عنکبوتی تبدیل میکرد.
دنیای زیرزمینی و فاسد نوآر همیشه به یک آدمکش سایهنشین و بیرحم نیاز دارد که در خدمت مغز متفکر داستان باشد. از طرفی، پیشزمینه داستانی نحوه به دست آوردن قدرتهای بن رایلی این در را باز میگذارد که تارانتیولا هم قدرتهای عنکبوتی خود را از همان آزمایش یا سایر شبیهسازیهای دولتی به دست آورده باشد.. با توجه به حضور کوتاهی که او به تازگی در دنیای کمیک داشته، اسپایدر نوآر میتواند اولین پروژهای باشد که با مهر و امضای خاص خود، به طور عمیق به کاوش در ابعاد این شخصیت میپردازد. یک قاتل خونسرد که نیش عنکبوت مرگبار، امضای قتلهای او باشد، ایدهای بسیار جذاب خواهد بود.
۳. راینو (The Rhino)
سینمای لایواکشن تاکنون دو بار تلاش کرده تا شخصیت راینو (The Rhino) را در فیلمهای فیلمهای مرد عنکبوتی شگفتانگیز ۲ (The Amazing Spider-Man 2) و کریون شکارچی (Kraven the Hunter) روی پرده بیاورد، اما هر دو بار به دلیل ناتوانی در توازن میان ابعاد فانتزی و لحن جدی فیلمها، نتیجه خوبی حاصل نشد. با این حال، لحن خاص، بیپرا و تا حدی اگزجرهی سریال اسپایدر نوآر دقیقا همان اتمسفری است که میتواند این کاراکتر را احیا کند.
سازندگان سریال برای طراحی راینو مجبور به استفاده از زرههای مکانیکی پیچیده یا جلوههای ویژه سنگین نیستند. آنها میتوانند او را درست مثل سندمن یا توماستون بازآفرینی کنند؛ یک گانگستر تنومند روس با چگالی استخوانی عجیب و قدرتی مهارناپذیر که همه چیز را در هم میکوبد. ترکیب چند المان علمیتخیلی پیرامون دستکاری دیانای کرگدن برای توجیه قدرت او کافی است. حتی تصور اینکه شانس دوبارهای به پل جیاماتی (Paul Giamatti) داده شود تا این نقش را بازی کند، حسابی هیجانانگیز به نظر میرسد. در مجموع، تماشای بازی اگزجره و نمایشی او و نیک کیج در کنار یکدیگر روی صفحهی نمایش، بدون شک به یک رویداد تلویزیونی تمامعیار تبدیل خواهد شد.
۲. دکتر اختاپوس (Doctor Octopus)
بیایید ببینیم آیا دکتر اختاپوس (Doctor Octopus) میتواند حق مطلب را درباره نام خود ادا کند یا خیر! رویکرد هیولایی به سبک دهه ۱۹۴۰ برای داک آک (Doc Ock)، بازآفرینی بسیار سرگرمکنندهای از این شرور خواهد بود که میتواند به زیبایی در فصل دوم اسپایدر نوآر (Spider-Noir) جای بگیرد. اتو اکتاویوس (Otto Octavius) میتواند همان دانشمند دیوانه کلاسیک باشد که خلق موجوداتی مانند لیزارد (Lizard) و راینو (Rhino) را سازماندهی میکند و در نهایت فاش میکند که خودش نیز یک هیولا با چهار بازوی هشتپای واقعی است.
یک تیراندازی به سبک فیلمهای گانگستری قدیمی دهه ۴۰، بین تارهای ارگانیک عنکبوت (The Spider) و شلیکهای جوهر ماهیمرکب داک آک، به ویژه در فرمت سیاهوسفید، خارقالعاده خواهد بود. همچنین، اتو اکتاویوس یک شریک جنایی بینقص برای یکی دیگر از دشمنان مرد عنکبوتی (Spider-Man) است که به خوبی با این دنیای Spider-Noir همخوانی دارد.
۱. شغال (The Jackal)
اگر قرار است در فصل دوم اسپایدر نوآر از عجایب (Freaks) به سمت هیولاها (Creatures) جهش کنیم، هیچ آنتاگونیست اصلی دیگری بهتر از پروفسور مایلز وارن (Professor Miles Warren)، ملقب به شغال (The Jackal)، وجود ندارد که بخواهیم در این فصل ببینیم؛ شخصیتی که تا به حال در هیچ اثر لایو اکشنی اقتباس نشده است. پروفسور وارن (Prof. Warren) یک دانشمند نابغه و متخصص در ژنتیک و بیوشیمی بود. وقتی کانون وسواس فکری او، یعنی معشوقه مرد عنکبوتی، گوئن استیسی (Gwen Stacy)، توسط گرین گابلین (Green Goblin) کشته شد، او عقل خود را از دست داد. وارن یک هویت جایگزین به نام شغال خلق کرد و پیش از آن که به زندگی مرد عنکبوتی پایان دهد، ماموریت نابودی زندگی او را در پیش میگیرد.
وارن بیشتر به عنوان کسی شناخته میشود که با موفقیت از پیتر پارکر (Peter Parker) کلونسازی کرد و بن رایلی را به وجود آورد. او بعدها مجموعهای کامل از کلونهای مرد عنکبوتی مانند کین (Kaine) و کلون کایمرا (Chimera) از دختر عنکبوتی (Spider-Girl)، یعنی گوئن وارن (Gwen Warren) را نیز خلق کرد. در خط داستانی اسپایدر نوآر، شغال میتواند همان شرور متفکر و مغز متفکر پشت پرده اعمال اکتاویوس (Octavius) و خلق هیولاهایی باشد که شهر را به وحشت میاندازند؛ در حالی که مایلز وارن در ابتدا میتواند به عنوان یک متحد ظاهر شود که به بن رایلی کمک میکند تا به درک بیشتری از قدرتها و ماهیت جهشیافتگی خود برسد. درست مانند کمیکهای بعدی، وارن نیز میتواند جنبه هیولایی خود را فاش کند؛ جایی که او در یک دگردیسی گرگینهوار، به یک هیبرید واقعی انسان و شغال تبدیل میشود.
فصل دوم سریال اسپایدر نوآر با عبور از دشمنان سنتی، پتانسیل بالایی برای تلفیق ادبیات جنایی و ژانر وحشت کلاسیک دارد. حضور پنج شرور نمادین شامل لیزارد، تارانتیولا، راینو، دکتر اختاپوس و شغال، نهتنها تنوع بینظیری به داستان بن رایلی میبخشد، بلکه زمینهساز ورود به دنیای فیلمهای هیولایی دهه ۴۰ میلادی خواهد بود. این تغییر رویکرد روایی از جنایتهای مافیایی خیابانی به سمت تهدیدهای بیولوژیکی، بدون شک عمق دراماتیک سریال را دوچندان میکند. علاوه بر این، پیوند این شخصیتها با گذشته قهرمان و معرفی نهایی کلونها توسط شغال، ساختار محکمی برای آینده این فرنچایز تلویزیونی پیریزی خواهد کرد. در نهایت، این بازآفرینی میتواند موفقیت و ماندگاری این اثر تحسینشده مارول را در بازار رسانهای تضمین کند.
در پایان این مقاله، دیدگاه شما در رابطه با دشمن های بزرگ مرد عنکبوتی که شاید در فصل دوم سریال اسپایدر نوآر (Spider-Noir) حضور داشته باشند، چیست؟ از میان ۵ شرور فوق، شما تقابل کدام شخصیت با بن رایلی را جذابتر میدانید و جای خالی کدام دشمن کلاسیک مارول را در این فهرست احساس میکنید؟ آیا با تغییر مسیر سریال از گانگسترهای خیابانی به سمت آزمایشات وحشتناک بیولوژیکی موافق هستید یا شرورهای دیگری را در نظر دارید؟ فراموش نکنید که نظرات شخصی خود را با ما و دیگر کاربران رسانه سرگرمی به اشتراک بگذارید.

نظرات
دیدگاه خود را اشتراک گذارید