-
0/10
ده بازی اکشن که دنیای آنها با کشف بیشتر داستان بزرگتر میشوند
آثاری که در بطنشان بسیار عمیقتر از ظاهرشان هستند
در این مقاله به ده بازی از ژانر اکشن خواهیم پرداخت که هر چه بیشتر درباره داستان آنها بفهمید، دنیای آنها بزرگتر و پرجزئیاتتر به نظر میرسند.
بعضی بازیها نقشههای عظیم و دنیاهای بسیار گستردهای دارند که میتوانیم در آنها بپریم، دشمنان را تکهتکه کنیم و به ماجراجویی بپردازیم، اما بهترین دنیاهای بازی همیشه آنهایی نیستند که بزرگترین نقشه را دارند. بسیاری از نقشآفرینیهای جهانباز، نقشههایی وسیع و پر از آیکونها و آیتمهای قابل جمعآوری دارند، اما در نهایت به شکلی عجیب باعث میشوند دنیا کوچکتر از آنچه باید به نظر برسد.
گاهی بزرگترین دنیاها در قالب بازیهایی کوچکتر ارائه میشوند که میتوانید آنها را قدمبهقدم کشف کنید. این بازیهای اکشن صرفا برای ایجاد حس عظمت یا شگفتی به یک نقشه غولپیکر متکی نیستند. آنها کنجکاوی بازیکن را با گسترش دنیای بازی از طریق لور یا پیشینه داستانی، رازها و اکتشافاتی که از جهانی بسیار بزرگتر از آنچه میبینیم حکایت میکنند، پاداش میدهند.
10 – بازی Prey (2017)
عناصر انسانی
داستان Prey به طور کامل در ایستگاه فضایی Talos I که به دور ماه در حال گردش است جریان دارد. در نگاه اول، به نظر میرسد با محیطی نسبتا ساده و نه چندان عمیق روبهرو هستیم؛ شما در یک ایستگاه فضایی هستید، موجودات بیگانه حمله کردهاند و باید زنده بمانید. همه چیز شبیه یک بازی اکشن ساده است که تمرکز اصلی آن کشتن بیگانگان و رسیدن به پایان بازی است.
اما در واقع، Prey لایهای بسیار عمیقتر و انسانیتر دارد که باعث میشود Talos I مانند مکانی واقعی با گذشتهای غنی و تاریخی زنده احساس شود. هنگام گشتوگذار در ایستگاه، ایمیلهای اعضای خدمه را پیدا میکنیم که رازها و روابط شخصی آنها را فاش میکنند. دفترهای کار و محل سکونت کارکنان سرشار از داستانهای انسانی هستند و فایلهای صوتی نیز به معنای واقعی کلمه به ساکنان ایستگاه صدا میبخشند.
بخش بزرگی از روایت این بازی اکشن نقشآفرینی به کاوشهای اختیاری بازیکن و داستان جانبی که مییابد وابسته است. بدون این اکتشافات، ایستگاه فضایی بسیار کوچکتر به نظر میرسد؛ اما با آنها، Talos I به جامعهای واقعی با تاریخ و هویت خاص خود تبدیل میشود، نه صرفا مجموعهای از مراحل و چالشهای یک بازی ویدیویی.
9 – بازی Dishonored
محیط کوچک، داستان عظیم
بازی Dishonored یک بازی اکشن مخفیکاری جذاب است که حول کاوش در شهر Dunwall میچرخد؛ شهری واحد که گرفتار طاعون شده و در دنیایی نسبتا دیستوپیایی قرار دارد. از نظر جغرافیایی، کل دنیای بازی تنها همین شهر واقع بر یک جزیره است؛ بنابراین اگر صرفا اندازه نقشه را در نظر بگیریم، جهان بازی نسبتا کوچک است.
اما در طول بازی، اطلاعات بیشتری درباره فساد سیاسی شهر، شکاف طبقاتی و دخالت نیروهای فراطبیعی باستانی که اهداف پنهانی دارند به دست میآوریم. هرچه اسناد بیشتری پیدا میکنیم، مکالمات مخفی را میشنویم و درباره دنیای بیرون اطلاعات کسب میکنیم، جهان بازی گستردهتر احساس میشود.
دانوال از درون، با شناخت درگیریها و گروههای مختلفش، بزرگتر به نظر میرسد؛ اما اشارههای کوتاهی که به سرزمینهای خارج از شهر میشود، زمینهای کاملا تازه به دنیای این بازی اکشن نقشآفرینی میبخشند و ذهن بازیکن را به فراتر از سواحل دانوال و داستان آن میبرند.
8 – بازی NieR: Automata
عجیب آغاز میشود، عجیبتر ادامه پیدا میکند
بازی NieR: Automata شاهکاری در روایت داستانهای عجیب و غیرمتعارف است. زمانی که برای نخستین بار آن را تجربه میکنید، هیچ تصوری از چیزی که انتظار شما را میکشد ندارید، اما این موضوع اهمیتی ندارد، زیرا بازی از همان ابتدا شما را کاملا درگیر خود میکند.
گیمپلی سرگرمکننده و جذاب بوده و پلیر تمام مدت در حال یافتن پاسخ پرسشهایی است که هر کدام از آنها فقط سوالهای بیشتری ایجاد میکنند. پاسخ هر سوال با یک “بسیار خب، اما…” همراه میشود.
مقیاس داستان دائما گسترش پیدا میکند و پرسشها و پاسخهای فلسفی جدیدی مطرح میشوند که برداشت ما از جهان و جایگاه شخصیتها در آن را تغییر میدهند. تکرار بازی و تجربه مسیرهای داستانی مختلف نیز دیدگاههای تازهای ارائه میکند و باعث میشود هم دنیای بازی و هم درگیریهای درون آن بسیار گستردهتر از قبل به نظر برسند.
این گسترش تدریجیِ جهانبینی، دقیقا همان نقطهای است که NieR: Automata را از یک بازی اکشنِ ساده متمایز میکند. در حالی که در ابتدا ممکن است بازی را صرفا یک اثر هک اند اسلش با مبارزات سریع و درگیرکننده ببینید، با پیشروی در مسیرهای داستانی، متوجه میشوید که این درگیریها فقط پوششی برای مفاهیم عمیقتری همچون ماهیت آگاهی، پوچی وجود و تضاد میان ماشین و انسان هستند. لایههای داستانی بازی بهگونهای طراحی شدهاند که هرچه بیشتر درباره تاریخچه تاریکِ سیاره زمین و سرنوشت YoRHa میآموزید، مقیاس فاجعهای که رخ داده بزرگتر و شخصیتر جلوه میکند.
7 – بازی Horizon Zero Dawn
هر راز بازی، مقیاس دنیای آن را گستردهتر میکند
بازی Horizon Zero Dawn از همان ابتدا ما را وارد دنیایی میکند که آشکارا پرسشهای زیادی برای پاسخ دادن دارد. از همان آغاز متوجه میشویم اتفاق عجیبی رخ داده، اما هنوز دقیقا نمیدانیم چه بوده است. موجودات ماشینی، جوامع قبیلهای و فضایی آخرالزمانی باعث میشوند احساس کنیم از قبل میدانیم چه اتفاقی افتاده، چون نمونههای مشابه آن را در آثار دیگر دیدهایم.
اما هرچه پناهگاههای ویران، فایلهای ضبط شده و پیشینه عمیقتر جهان بازی را کشف میکنیم، درک ما از دنیای کنونی کاملا دگرگون میشود. این ویرانهها صرفا بقایای تمدنی نابودشده نیستند، بلکه بخشی از داستانی هستند که همزمان با پیشروی ما در بازی در حال شکل گرفتن است.
افشاگریهای تدریجی بازی، ابعاد جهان را بهآرامی فراتر از دغدغههای شخصی آلوی گسترش میدهند و باعث میشوند دنیا زنده و پویا احساس شود؛ هرچند از قضا نیمی از ساکنان این دنیا ربات هستند.
6 – بازی Alan Wake 2
اتفاقات بسیار بیشتری از آنچه که ما متوجه میشویم در حال وقوع است
بازی Alan Wake 2 نمونهای عالی از این حقیقت است که بزرگتر بودن محیط بازی الزاما به معنای بزرگتر بودن دنیای آن نیست. در ابتدای بازی، قوانین عجیب و فراطبیعی حاکم بر جهان Alan Wake 2 را درک نمیکنیم و اساسا هدف اصلی بازی نیز همین است: کشف قوانین واقعیت.
اما با بررسی پروندهها، روند تحقیقات و صفحات دستنوشتهها، اطلاعات بیشتری درباره نحوه عملکرد جهان و اتفاقاتی که در حال رخ دادن هستند به دست میآوریم؛ و اتفاقات واقعا زیادی در جریان است. هر بار که نکته تازهای یاد میگیریم، جهان بازی نه به صورت فیزیکی بلکه از نظر مفهومی گستردهتر میشود، زیرا هر اطلاعات جدید به وجود رازی بزرگتر اشاره میکند؛ از جمله ارتباطاتی با دیگر بازیهای استودیو رمدی (Remedy Entertainment) که باعث میشوند Alan Wake 2 بخشی از جهانی بسیار وسیعتر و اسرارآمیزتر به نظر برسد و این هنر رمدی در این اثر به عنوان بالغترین ساختهاش بوده که یک محیط محدود و اتمسفریک را به بستری برای گمانهزنیهای بیپایان تبدیل میکند.
با پیوند خوردن روایت بازی به وقایع Control و سایر آثار استودیو، متوجه میشویم که هر اتاقِ کوچک در Dark Place یا هر پروندهای که ساگا اندرسون بررسی میکند، تنها قطعهای از یک پازل کیهانی است. این لایهبندی اطلاعاتی باعث میشود که حتی راه رفتن در محیطهای تکراری، پس از فهمیدن قوانین پشتِ پرده، حس کاوش در جهانی ناشناخته و ترسناکتر را القا کند؛ دنیایی که اکنون میدانیم چقدر وسیعتر و پیچیدهتر از تصورات اولیه ماست.
5 – بازی Metroid Prime Remastered
اطلاعات، دنیای بازی وسعت میبخشد
بازی Metroid Prime و نسخه بازسازی شده آن تحت عنوان Metroid Prime Remastered نمونه بسیار خوبی از این است که چگونه اکتشاف و کاوش میتوانند بدون بزرگتر کردن نقشه، باعث شوند دنیای بازی وسیعتر به نظر برسد. ساختار بازی بر پایه کاوش تاریخی و فیزیکی و البته در کنار شلیک پرتوهای انرژی به دشمنان بنا شده است.
Scan Visor یکی از ابزارهای اصلی گیمپلی است، اما نقش آن تنها به کمک در مبارزات محدود نمیشود. این ابزار با ارائه اطلاعاتی درباره پیشینه تاریخی، دادههای محیطی و جزئیات جذاب دیگر، باعث میشود سیاره Tallon IV مانند مکانی واقعی با تاریخ و هویتی مستقل احساس شود. به لطف Scan Visor، شما فقط در حال عبور از یک نقشه نیستید، بلکه در حال شناختن یک دنیا هستید و همین موضوع باعث میشود کل محیط این بازی اکشن بسیار بزرگتر و داستان آن غنیتر به نظر برسد.
4 – بازی Hollow Knight
پردهبرداری از وقایع گذشته، زمان حال را بازتعریف میکند
بازی Hollow Knight باعث میشود هر منطقه از بازی بیشتر شبیه یک معمای باستانشناسی باشد تا صرفا نقطهای روی نقشه. بازگشت به این مناطق واقعا حس رضایتبخشی دارد، زیرا هر یک از آنها نشانهای از اتفاقاتی هستند که مدتها پیش از ورود ما به این دنیا رخ دادهاند. هرچه بیشتر داستان سقوط پادشاهی و وضعیت کنونی جهان را کشف میکنیم، دنیای بازی گستردهتر احساس میشود.
روایت تکهتکه و نمادین بازی، به Hollow Knight حال و هوایی اسطورهای میبخشد که باعث ماندگاری آن شده است. در طول بازی، ما داستان این پادشاهی را قطعه به قطعه بازسازی میکنیم و در این فرآیند، بقایای تمدنی را آشکار میکنیم که بسیار باشکوهتر از چیزی بوده که در ابتدا تصور میکردیم.
این ساختار رواییِ منحصربهفرد، باعث میشود که بازیکن صرفا یک توریست در دنیای Hollow Knight نباشد بلکه به یک تاریخنگار تبدیل شود. در واقع، هر آیتم برداشته شده از محیط یا هر دیالوگ کوتاهی که با موجودات باقیمانده از پادشاهی Hallownest ردوبدل میکنید، همچون یک سندِ تاریخی عمل میکند که به درکِ شما از بزرگیِ این تراژدی میافزاید. بازی از طریقِ معماریهایِ متروکه و محیطهایِ اتمسفریک، داستانی را روایت میکند که نیازی به کلماتِ زیاد ندارد؛ بلکه از طریق روایت محیطی به شما میفهماند که وسعت این پادشاهی نه در وسعت فیزیکیِ نقشه، بلکه در عمق وقایع و عظمت تمدنی است که زیر آوار زمان دفن شده است.
3 – بازی Dark Souls
دانستههای شما، تجربه بازی را دگرگون میکنند
هنگام تجربه Dark Souls به راحتی ممکن است تمام توجه شما معطوف گیمپلی شود. بازیهای سبک سولزلایک آنقدر دشوار هستند که بسیاری از بازیکنان گاهی از توجه به دنیای گسترده بازی غافل میشوند.
از طرف دیگر Dark Souls عمدا از روایتی تکهتکه و مبهم استفاده میکند که برای درک کامل آن باید قطعات مختلف را کنار هم قرار دهید. توضیحات آیتمها، داستانسرایی محیطی و بخشهای پراکنده پیشینه داستانی، به آرامی جهان بازی را گسترش میدهند. حتی سالها پس از انتشار بازی، طرفداران همچنان در حال بازتفسیر اتفاقات و اطلاعات آن هستند و برداشتهای عمیقتر، گستردهتر و حتی کاملا متفاوتی از جنبههای مختلف دنیای بازی ارائه میدهند.
جهان Dark Souls همانطور که در بازی ارائه شده، بهاندازه کافی عمیق و گسترده است، اما هرچه بیشتر درباره آن یاد بگیرید و قطعات پازل را کنار هم بگذارید، دنیا بزرگتر و لایههای معنایی آن پیچیدهتر میشود. در واقع دنیای این فرنچایز یک موجودیت ایستا نیست، بلکه یک پازلِ زنده و در حال تکامل است که با هر نظریه جدید از سوی جامعهی طرفداران، ابعاد تازهای به خود میگیرد. برخلاف بازیهایی که داستان را مستقیما در اختیار شما قرار میدهند، این اثر با ایجاد شکافهای اطلاعاتی، شما را وادار میکند تا به یک پژوهشگر تبدیل شوید.
2 – بازی Control
از درون بسیار گستردهتر است
بازی Control یک بازی اکشن ماجراجویی است که در همان جهان داستانی بازی Alan Wake و بازی Alan Wake 2 جریان دارد. داستان بازی در ساختمانی به نام Oldest House مقر سازمان خیالی Federal Bureau of Control، اتفاق میافتد. در نگاه اول ممکن است تصور کنید دنیای بازی بسیار کوچک است، اما واقعیت این است که فضای داخلی این ساختمان از بیرون آن بسیار بزرگتر است و درون آن پر از رازها و مناطق مخفی است.
بازی Control با بهرهگیری از ساختاری شبیه به بازیهای ژانر مترویدوانیا، قدرتهای فراطبیعی متنوع و مبارزات اکشن، حتی بهصورت واقعی نیز جهان خود را گسترش میدهد و مناطق تازهای را برای کاوش در اختیار بازیکن قرار میدهد. اما دلیل اصلی حضور این بازی اکشن در این فهرست بدین شرح است که جهان آن هر بار که گزارشهای تحقیقاتی، اسناد پیشینه مرتبط به داستان و اطلاعات مربوط به پژوهشهای فراطبیعی اداره را مطالعه میکنید، گستردهتر میشود.
بخشی از این اطلاعات و حتی بعضی از قدرتهای بازی کاملا اختیاری هستند؛ بنابراین تجربه هر بازیکن بسته به میزان کاوش و اطلاعاتی که به دست میآورد، میتواند تفاوت زیادی داشته باشد. اما اگر وقت بگذارید و این اطلاعات را جمعآوری کنید، متوجه خواهید شد که دنیای بازی بسیار فراتر از مرزهای عجیب و توصیفناپذیر Oldest House گسترش مییابد و حتی با دیگر بازیهای استودیوی رمدی (Remedy Entertainment) نیز ارتباط پیدا میکند.
1 – بازی Bloodborne
اسرار مختلف، دنیایی به مراتب عمیقتر را در مقابل شما به نمایش میگذارد
بازی Bloodborne در ابتدا تمام ویژگیهای یک بازی اکشن ساده را دارد؛ بهراحتی ممکن است تصور کنید که فقط یک بازی Soulslike با مبارزات دشوار و داستانی نسبتا سرراست درباره زنده ماندن در شهری گرفتار طاعون است. اما هرچه بیشتر پیش میروید، رازهای بیشتری آشکار میشوند.
توضیحات آیتمها، گفتوگوهای NPCها یا همان شخصیتهای غیرقابل بازی و مکانهای مخفی، لایههای عمیقتر داستان و الهامات پنهانی را آشکار میکنند که وزن و اهمیت بیشتری به جهان بازی میبخشند. شهر یارنام بهتدریج از یک محیط معمولی با حالوهوای گوتیک به دنیایی تبدیل میشود که سرشار از تاریخی پنهان و اسرارآمیز است؛ جهانی که بسیار عجیبتر از چیزی است که در نگاه اول به نظر میرسد.
کشف رازهای این دنیا باعث میشود جهان Bloodborne بسیار عمیقتر و گستردهتر احساس شود. این بازی در مقایسه با دیگر آثار FromSoftware در زمینه جهانسازی و پیشینه داستانی کمی کمتر رمزآلود عمل میکند و همین موضوع فضای بیشتری برای درک گستردهتر و کاملتر دنیای آن در اختیار بازیکن قرار میدهد.

نظرات
دیدگاه خود را اشتراک گذارید