بازی جهان‌باز پنج دقیقه ابتدایی
1%
  • 0/10

ده بازی جهان‌باز که در پنج دقیقه ابتدایی مخاطب را جذب می‌کنند

آثار غیرخطی که مخاطب را در همان لحظات نخست گیر می‌اندازند

ده بازی جهان‌باز که در پنج دقیقه ابتدایی مخاطب را جذب می‌کنند 2 08 اردیبهشت 1405 ترین‌ها (بازی) کپی لینک

در این مطلب به معرفی ده بازی عالی در ژانر جهان‌باز می‌پردازیم که در همان پنج دقیقه ابتدایی مخاطب را درگیر و جذب تجربه خود می‌کنند.

در پنج دقیقه اول هر نمایشنامه، فیلم، برنامه تلویزیونی یا بازی ویدیویی، موفقیت آن موضوع حیاتی است زیرا مشخص می‌کند که آیا مخاطبین بلافاصله مجذوب محصول می‌شوند یا حتی تا پایان مدت زمان آن اثر باقی می‌مانند یا خیر. در زمینه بازی‌های ویدیویی به ویژه بازی‌های داستان‌محور، پنج دقیقه اول معمولا به نمایش نماهای از پیش ضبط شده یا همان کات‌سین‌ها اختصاص داده می‌شود که به معرفی جهان و شخصیت‌های بازی کمک می‌کند اما گاهی اوقات بازی‌ها در همان پنج دقیقه اول اجازه می‌دهند پلیرها مستقیما وارد عمل شوند.

هر دو نوع شروع زمانی که به بازی‌های جهان‌باز (open-world) می‌رسیم اهمیت ویژه‌ای دارند، زیرا بسیاری از آثار جهان‌باز دارای دنیاهای وسیع، پیچیده و درهم‌تنیده پر از جناح‌ها و مسائل گوناگون هستند که باید در پنج دقیقه اول بازی به شکلی جذاب معرفی شوند.

اگرچه بازی‌های جهان‌باز زیادی وجود دارند که با وجود مقدمه‌های نسبتا بی‌حادثه، همچنان دارای جهان‌ها و داستان‌های جذابی هستند، در اینجا به ده بازی جهان‌باز اشاره می‌کنیم که به دلیل شروع هیجان‌انگیز و نمایش اولیه گیم‌پلی هر نوع بازیکنی را ظرف پنج دقیقه ابتدایی سریعا جذب خود می‌کنند.

10- بازی Ghost of Tsushima

بازی Ghost of Tsushima ساخته استودیو ساکر پانچ پروداکشن (Sucker Punch Productions) از بسیاری جهات نمونه‌ای کامل از نحوه درگیر کردن ماهرانه بازیکنان در پنج دقیقه اول یک بازی جهان‌باز است، زیرا نه‌تنها فضای تاریخی Tsushima را معرفی می‌کند، بلکه شحصیت‌ها و گیم‌پلی بازی را نیز به خوبی به نمایش می‌گذارد.

بازی که در سال 1274 و در جریان اولین حمله مغول به ژاپن روایت می‌شود، با این صحنه آغاز می‌گردد که شخصیت اصلی به نام جین ساکای درباره اینکه چگونه مغول‌ها به ژاپن حمله کردند صحبت می‌کند، در حالی که او و دیگر سامورایی‌ها به سمت خط مقدم در جزیره غربی سوشیما راهپیمایی می‌کنند تا با دشمن مهاجم روبرو شوند.

این نمای ابتدایی نه تنها ساکای و بقیه سامورایی‌ها را به عنوان مبارزان ایثارگر نشان می‌دهد (چرا که تنها 80 سامورایی از جزیره در برابر یک ناوگان کامل دفاع می‌کنند)، بلکه خشونت مغول‌ها را نیز به تصویر می‌کشد، جایی که لرد آداچی به شکل ناجوانمردانه‌ای با آتش زدن و گردن زدن توسط Khotun Khan کشته می‌شود، پیش از آنکه حتی بتواند شمشیر خود را از غلاف بیرون بکشد.

پیش از پایان پنج دقیقه اول عنوان مورد بحث، بازی بازیکنان را مستقیما به دل عمل می‌اندازد جایی که ساکای عمویش لرد شیمورا و بقیه سامورایی‌ها سوار بر اسب به مغول‌ها حمله می‌کنند و سپس در نبردهای پویای رویارویی با شمشیر با آن‌ها مبارزه می‌کنند.

9 – بازی The Legend of Zelda: Breath of the Wild

بیشتر نسخه‌های اصلی مجموعه The Legend of Zelda معمولا شروع‌ رمزآلودی دارند که به سرعت درگیر آموزش گیم‌پلی می‌شوند و معمولا به کمک به روستاییان محلی می‌گذرد، اما بازی The Legend of Zelda: Breath of the Wild به جرات یکی از بهترین سکانس‌های آغازین را در کل این فرنچایز دارد.

عنوان Breath of the Wild بلافاصله با صدایی مرموز شروع می‌شود که به لینک می‌گوید چشمانش را باز کند و بیدار شود، فقط برای اینکه قهرمان Hyrule خود را درون یک ماشین پر از آب درون عبادتگاه مرموز Shrine of Resurrection می‌یابد.

پس از به دست آوردن تخته‌سنگ Sheikah Slate عجیب اما آشنا که شبیه کنترلر کنسول Wii U و نینتندو سوییچ است، لینک از این تخته‌سنگ برای باز کردن دری به بیرون و به سمت طبیعت وحشی استفاده می‌کند، در حالی که صدای مرموز او را نور Hyrule می‌خواند و اعلام می‌کند که نور باید یک بار دیگر بر این سرزمین بتابد.

از اینجا درست پیش از آنکه Breath of the Wild به مرز پنج دقیقه‌ای خود برسد، بازیکنان می‌توانند بلافاصله یا به دلخواه خود کاوش در جهان‌باز وسیع بازی را آغاز کنند یا ماموریت اصلی بازی را ادامه دهند، و بازی حتی به بازیکنان اجازه می‌دهد مستقیما از منطقه آموزشی بروند و سعی کنند گانون را شکست دهند.

8 – بازی Marvel’s Spider-Man

امروزه Spider-Man یکی از محبوب‌ترین شخصیت‌های کتاب‌های کمیک در تمام دوران به شمار می‌رود و اگرچه بسیاری داستان او را از فیلم‌های لایو اکشن می‌شناسند، استودیو اینسومنیاک گیمز (Insomniac Games) همچنان در پنج دقیقه اول بازی Marvel’s Spider-Man داستان و زندگی او را به عنوان یک قهرمان باتجربه به شکلی کامل خلاصه می‌کند.

این Spider-Man بر اساس هیچ نسخه خاص فیلم یا کتابی از این شخصیت ساخته نشده است بنابراین اینسومنیاک با حرکت دوربین روی یک عنکبوت، عکس‌های دوستان و خانواده پیتر پارکر، طرح‌های ترسیم شده برای تاراندازها، باقیمانده غذا، کوزه‌های خالی پول و بریده‌های روزنامه از اقدامات قهرمانانه او، تاریخچه او را به شکلی ماهرانه معرفی می‌کند.

همه این موارد به بازیکن توضیح می‌دهد که پیتر نه‌تنها مدتی است که Spider-Man بوده بلکه نشان می‌دهد چقدر از نظر فنی ماهر است و در متعادل کردن زندگی قهرمانی خود با زندگی معمولی شهروندی‌اش مشکل دارد. او فقط می‌تواند غذای ارزان چینی تهیه کند و اجاره خانه‌اش عقب افتاده است و این فقط در دقیقه اول بازی نشان داده می‌شود.

بقیه پنج دقیقه اول بازی Spider-Man شامل این است که پیتر لباس نمادین اما کثیف خود را می‌پوشد تا به مشکلی در برج فیسک، مقر کینگ‌پین، رسیدگی کند و بازی مستقیما وارد گیم‌پلی می‌شود به طوری که پیتر از پنجره خود می‌پرد و شروع به تاب خوردن با تار به سمت برج می‌کند و باعث می‌شود بازیکنان فورا احساس کنند در حال زندگی کردن زندگی قهرمانانه پیتر هستند.

7 – بازی Prototype

فیلم‌ها و برنامه‌های تلویزیونی اغلب داستان‌های خود را با سکانس‌های جذاب، پر از درام یا اکشن آغاز می‌کنند و سپس به گذشته برمی‌گردند تا توضیح دهند که چگونه اوضاع به این شکل درآمده است، روشی که in medias res نامیده می‌شود، و یکی از بازی‌های جهان‌باز که از این روش روایت‌گری به شکلی عالی استفاده می‌کند، بازی Prototype از استودیو Radical Entertainment است.

این بازی که در شهر نیویورک امروزی روایت می‌شود، با یک کات‌سین شروع می‌گردد که شهری را نشان می‌دهد که قبلا توسط یک ویروس ناشناس ویران شده است و الکس مرسر قهرمان داستان، در حال شکار سربازان بلک‌واچ است در حالی که به شکلی رمزآلود توضیح می‌دهد که او دلیل این وضعیت شهر است اما مصمم است هر کسی را که او را به یک هیولا تبدیل کرده شکار کند.

سپس نمای دیگری نشان می‌دهد که بلک‌واچ غیرنظامیان آلوده شبیه زامبی را از بین می‌برد، قبل از اینکه مرسر ظاهر شود و از توانایی‌های تغییر شکل خود برای تکه تکه کردن سربازان استفاده کند، در برابر شلیک موشک مقاومت کند و بدن خود را شبیه هر کسی کند و دیگران را فریب دهد، که این کار را برای یافتن یک فرمانده بلک‌واچ انجام می‌دهد.

تا دقیقه سه، بازی Prototype بالاخره وارد گیم‌پلی می‌شود و بازیکنان مرسر را کنترل می‌کنند تا به طرز وحشیانه‌ای نیروها و تانک‌های بیشتری از بلک‌واچ را از بین ببرد و از توانایی‌های تغییر شکل خود برای دویدن بر روی ساختمان‌ها، جهش به مسافت‌های طولانی و تکه تکه کردن افراد زشت و در حال جهش استفاده کند و نشان می‌دهد که Prototype هم داستانی جذاب و هم گیم‌پلی سرگرم‌کننده، هرچند بسیار خشن دارد.

6 – بازی The Forest

گاهی اوقات بهترین سکانس‌های آغازین برای بازی‌ها آنهایی هستند که دیالوگ بسیار کمی دارند یا اصلا دیالوگی ندارند و اجازه می‌دهند رویدادها و محیط بازی خودشان گویای ماجرا باشند که نمونه‌ای عالی از آن را می‌توان در بازی The Forest از استودیوی اندنایت گیمز (Endnight Games) دید.

بازی The Forest با این صحنه شروع می‌شود که شخصیت پلیر یعنی اریک لبلانک، در یک پرواز هوایی از خواب بیدار می‌شود و پسر جوانش، تیمی را می‌بیند که به بازویش تکیه داده است، قبل از اینکه کتاب راهنمای بقا در طبیعت را بردارد.

ناگهان هواپیما دچار تلاطم شدید می‌شود که منجر به سقوط آن در یک شبه جزیره دورافتاده و پرجنگل می‌گردد و اریک برای مدت کوتاهی بیدار می‌شود تا مردی را ببیند که با رنگ قرمز پوشیده شده است و تیمی را که هنوز بیهوش است با خود می‌برد.

همه اینها در یک دقیقه و نیم اول بازی The Forest رخ می‌دهد و باعث می‌شود پلیر در حالی که برای زنده ماندن در شبه جزیره تلاش می‌کند، به جستجوی تیمی در جزیره بپردازد، و پلیر به سرعت متوجه می‌شود که این شبه جزیره توسط آدمخوارهای کثیف، تقریبا برهنه و خشن و دیگر موجودات جهش یافته زشت احاطه شده است.

5 – بازی Fallout 4

هر یک از بازی‌های Fallout ساخته شرکت بتسدا به روش‌های جذابی شروع می‌شوند و یا زندگی در والت یا زندگی در زمین‌های رادیواکتیو متروکه ایالات متحده سابق را به تصویر می‌کشند اما بازی Fallout 4 به جرات منحصر‌به‌فردترین و ناراحت‌کننده‌ترین شروع را در میان تمام عناوین Fallout دارد.

بازی Fallout 4 در واقع با یک نمای از پیش ضبط شده شروع می‌شود که جنگ جهانی دوم را به تصویر می‌کشد و سپس اقدام به تصویر کشیدن ایالات متحده در قرن 21 می‌کند، جایی که از انرژی هسته‌ای که تقریبا در تمام جنبه‌های زندگی استفاده می‌شود، منجر به جنگ چین و آمریکا می‌شود، در حالی که کهنه‌سربازی به نام نیت بر وضعیت جهان در سال 2077 تأسف می‌خورد.

سپس بازی به این سو می‌رود که بازیکنان یا نیت یا نورا را در سال 2077 در خانه خود در ماساچوست انتخاب نمایند که به همراه پسر شیرخوارشان شان و ربات مهربان میستر هندی به نام کدزورث در حال زندگی هستند، قبل از اینکه یک نماینده Vault-Tec به خانه آن‌ها بیاید تا خانواده را برای مکانی در پناهگاه هسته‌ای محلی والت 111 ثبت نام کند.

در این نقطه، بازی به مرز پنج دقیقه‌ای خود رسیده بود اما برای طرفداران این مجموعه، این شروع فوق‌العاده جذاب بود زیرا اولین به تصویرکشی واقعی و قابل بازی از آمریکای پیش از جنگ جهانی در Fallout بود و دیدن اینکه این خانواده چگونه تحت تأثیر نابودی هسته‌ای اجتناب‌ناپذیر جنگ بزرگ قرار می‌گیرند که در همان روز شروع بازی Fallout 4 آغاز شد هیجان‌انگیز بود.

4 – بازی Halo Infinite

مجموعه Halo پیش از این با بازی Halo 3: ODST محیط‌های جهان‌باز را تجربه کرده بود، اما اولین اثر جهان‌باز واقعی آن بازی Halo Infinite ساخته استودیوی 343 Industries بود، که در آن کشتی UNSC Infinity، بزرگترین و پیشرفته‌ترین کشتی انسانی و شخصیت مستر چیف به سمت Zeta Halo سفر می‌کنند تا به تهدید Created پایان دهند.

بازی Halo Infinite با نمای آرامی از Zeta Halo شروع می‌شود و سپس بلافاصله دوربین حرکت می‌کند تا ببیند که Infinity توسط سه ناوشکن غول‌پیکر Banished مورد اصابت گلوله و بمباران قرار می‌گیرد، در حالی که فانتوم‌های Banished سوار کشتی انسانی می‌شوند و به هر کشتی انسانی که تلاش می‌کند تخلیه شود شلیک می‌کنند.

سپس نمای از پیش ضبط شده به این سو می‌رود که مستر چیف در داخل Infinity تلاش می‌کند نیروهای Banished را دفع کند، تا این که مورد حمله وحشیانه Atriox، رهبر بزرگ Jiralhanae از Banished، با گرز جاذبه‌ای خود به نام Chainbreaker قرار می‌گیرد، همه اینها در حالی که هوش مصنوعی Cortana با نجوا درباره این صحبت می‌کند که اگر مردم می‌دانستند چگونه خواهند مرد، زندگی‌هایشان را طور دیگری می‌گذراندند.

سپس مستر چیف در حال شکست توسط Atriox به فضا پرتاب می‌شود، و سپس نمای از پیش ضبط شده به خلبان تنها Pelican نیروی UNSC معروف به Echo 216 می‌پردازد که در تلاش برای تعمیر کشتی خود تقلا می‌کند و با نگاه کردن به ضبط هولوگرامی از خانواده اش غمگین می‌شود و هر دو صحنه، بازی Infinite را به عنوان یکی از تکان‌دهنده‌ترین و احساسی‌ترین عناوین در کل فرنچایز Halo معرفی می‌کنند.

3 – بازی Horizon Zero Dawn

بسیاری از بازی‌ها با سکانس‌های پرزرق‌وبرق و اکشن مانند Halo Infinite شروع می‌شوند تا بازیکنان را برای وارد شدن به عمل هیجان‌زده کنند اما برخی از بهترین سکانس‌های آغازین آنهایی هستند که نسبتا آرام هستند، که نمونه‌ای عالی از آن در بازی Horizon Zero Dawn دیده می‌شود.

بازی Horizon Zero Dawn با نماهایی از یک کلبه در طبیعتی برفی و کوهستانی شروع می‌شود، و سپس روی مردی بدوی و شبیه به غارنشین به نام روست تمرکز می‌کند که به آرامی دختر بچه‌ای را آرام می‌کند قبل از اینکه به سفری بروند تا مراسمی را برای اعلام نام آن دختر انجام دهند.

در طول سفرشان از میان مناظر برفی، جنگل‌های سبز و ویرانه‌های باستانی شهرهای پر از آسمان‌خراش، روست سنت‌ها و اعتقادات قبیله خود و وضعیت خود و آن دختر را به عنوان طردشدگان (Outcast) برای دختر و بازیکن توضیح می‌دهد و این موضوع که آن دختر مادری ندارد و سپس با ماشین‌های عظیم، حیرت‌انگیز و حیوان‌مانندی که در آن سرزمین پرسه می‌زنند روبرو می‌شوند.

این موضوع به اوج خود می‌رسد زمانی که Nora High Matriarch Teersa نامگذاری دختر را برکت می‌دهد و روست از بالای کوه دختر را ایلوی (Aloy) می‌نامد قبل از اینکه High Matriarch Lansra به طور ناگهانی مراسم را پایان دهد و ایلوی را یک نفرین بخواند و  کل این سکانس شگفتی و رمز و راز دنیای Horizon را ایجاد می‌کند و در عین حال تعصباتی را که ایلوی باید بر آنها غلبه کند به نمایش می‌گذارد.

2 – بازی Assassin’s Creed Origins

فرنچایز قدیمی Assassin’s Creed در طول سال‌ها سکانس‌های آغازین عالی زیادی داشته است اما به جرات بهترین شروع آن که بیشتر بازیکنان را در پنج دقیقه اول جذب خود می‌کند، شروعی است که در بازی Assassin’s Creed Origins نشان داده شده است.

بازی Assassin’s Creed Origins که در اواخر دوره هلنیستی در مصر باستان روایت می‌شود، در سال ۴۹ قبل از میلاد در واحه سیوا باز می‌شود، جایی که فرعون Ptolemy XIII سوار بر فیل‌ها در حال حرکت در روستا است، در حالی که بایک از سیوا و آیا از اسکندریه، که هر دو Medjay هستند، با انزجار به او نگاه می‌کنند.

سپس تصویر فلش‌‌بک‌هایی از حمله مردان نقاب‌دار به بایک را نشان می‌دهد و سپس یک سال بعد به هرم خمیده (Bent Pyramid) می‌پرد، جایی که بایک ژولیده یکی از مردان نقاب‌دار به نام Rudjek را به گوشه‌ای کشانده است، اعلام می‌کند که او Medjay هیچ فرعونی نیست، و متعاقبا نام Rudjek را با یک تیر از روی بازوی خود خط می‌زند قبل از اینکه مرد را با نقاب خودش بکشد.

سپس بازی بلافاصله در بیرون از هرم وارد گیم‌پلی می‌شود و نشان می‌دهد که بایک مجبور است محافظ تنومند Rudjek به نام Hypatos را بکشد و هم کات‌سین و هم گیم‌پلی، تمرکز جدید AC بر گیم‌پلی شبیه به نقش‌آفرینی و بایک را به عنوان یک قهرمان اصلی کشنده اما فوق‌العاده جذاب به نمایش می‌گذارند.

1 – بازی Batman: Arkham City

بدون شک بهترین بازی جهان‌باز که دارای یک سکانس آغازین باورنکردنی است که هر کسی را در پنج دقیقه اول فورا به بازی جذب می‌کند، بازی Batman: Arkham City از استودیو (Rocksteady) است.

بازی Arkham City که دنباله‌ای بر Batman: Arkham Asylum است در واقع دو سکانس آغازین دارد، که اولین سکانس در ابتدا فقط به عنوان محتوای قابل دانلود در دسترس بود و کت‌وومن را برای اولین بار در مجموعه به عنوان یک شخصیت قابل بازی نشان می‌داد، که در حال دزدیدن یک تراشه کامپیوتری از Two-Face است.

سکانس آغازین اصلی بازی Arkham City با این صحنه شروع می‌شود که بروس وین به طور عمومی علیه افتتاح Arkham City صحبت می‌کند، بخشی از شهر Gotham که دیوارکشی شد و دوباره به عنوان یک منطقه زندان برای زندانیان آرکهام ایجاد گردید، قبل از اینکه توسط محافظان TYGER به دستور دکتر هوگو استرنج ربوده شود، کسی که هویت واقعی وین را به عنوان بتمن می‌داند.

سپس وین به Arkham City پذیرفته می‌شود با هدف اینکه سعی کند اجرای مرموز Protocol 10 توسط استرنج را متوقف کند، و این باعث می‌شود بازیکنان مشتاق باشند تا بفهمند Arkham City چگونه کار می‌کند، چگونه استرنج هویت واقعی وین را می‌داند، Protocol 10 چیست، و کت‌وومن چه نقشی در همه اینها دارد.



مطالب مرتبط

دیگران نیز خوانده‌اند

نظرات

دیدگاه خود را اشتراک گذارید

2 دیدگاه
جدیدترین
قدیمی‌ترین بیشترین رای
Inline Feedbacks
View all comments