مقایسه سریال پسران و چیزهای عجیب و بازی تاج و تخت

مقایسه سریال پسران و چیزهای عجیب و بازی تاج و تخت | پایان‌ کدام ناامیدکننده‌تر بود؟

سقوط آزاد در گام آخر

1%
  • 10/10
مقایسه سریال پسران و چیزهای عجیب و بازی تاج و تخت | پایان‌ کدام ناامیدکننده‌تر بود؟ 6 08 خرداد 1405 مقالات جانبی (تلویزیون) کپی لینک

پایان‌ سریال‌های محبوب و پرطرفدار همواره با حواشی و انتقادات گسترده‌ای همراه بوده و آثار محبوبی چون پسران (The Boys) و چیزهای عجیب (Stranger Things) و بازی تاج و تخت (Game of Thrones)  نیز از این قاعده مستثنی نیستند. در این مقاله، به مقایسه و بررسی نقاط ضعف پایان جنجالی هر سه سریال محبوب تلویزیونی می‌پردازیم.

خداحافظی با داستان‌های خیال‌انگیز و شخصیت‌های محبوبی که سال‌ها با آن‌ها همراه بوده‌ایم، هرگز کار آسانی نیست. با این حال، پایان‌بندی سریال‌های تلویزیونی در دنیای امروز بیش از هر زمان دیگری به یک موضوع بحث‌برانگیز و دوقطبی تبدیل شده است. بزرگ‌ترین و بارزترین نمونه‌های این پدیده را می‌توان در سریال‌های پرطرفداری مانند پسران (The Boys)، چیزهای عجیب (Stranger Things) و بازی تاج و تخت (Game of Thrones) مشاهده کرد. در واقع، به سرانجام رساندن هر مجموعه تلویزیونی به خودی خود با چالش‌های فراوانی همراه است، اما این دشواری زمانی به اوج خود می‌رسد که پای آثاری به شدت محبوب و جهانی در میان باشد. در چنین شرایطی، سطح انتظارات بینندگان تا حد غیرقابل‌تصوری بالا رفته و در نتیجه، راضی نگه داشتن تمامی بینندگان به یک ماموریت گاها غیرممکن برای سازندگان تبدیل می‌شود.

به طور معمول، این سطح از توقعات موجی از انتقادات، چه منصفانه و چه غیرمنصفانه، به سوی قسمت‌های پایانی روانه می‌کند. از سوی دیگر، تغییر ساختار تولید در عصر پلتفرم‌های استریم و تمایل روز افزون شبکه‌ها به ساخت فصل‌های کوتاه‌تر نیز به این مشکلات حسابی دامن زده و ضربه سنگینی به کیفیت روایت داستان وارد می‌کند. در این میان، سازندگان برای رسیدن به یک ضرب‌آهنگ مناسب و منطقی با مشکلات متعددی دست‌وپنجه نرم می‌کنند. فشرده‌سازی وقایع مهم در چند قسمت محدود، عمق داستان را از بین برده و نویسندگان را مجبور می‌کند تا از منطق روایی فاصله بگیرند. به همین دلیل، داستان در حساس‌ترین لحظات خود دچار نوعی شتاب‌زدگی شده و اثری که سال‌ها با دقت ساخته شده، در چند ساعت پایانی انسجام خود را از دست می‌دهد.

خروجی نهایی این سیاست‌های نادرست، افول ناگهانی پروژه‌های موفقی چون بازی تاج و تخت، چیزهای عجیب و پسران در خط پایان است. این آثار که سال‌ها در قله موفقیت قرار داشتند، ناگهان در حساس‌ترین نقطه روایی خود دچار لغزش‌های اساسی می‌شوند. اگر اپیزودهای نهایی این سریال‌ها را بررسی کنیم، متوجه می‌شویم که هر یک از این عناوین از ضعف‌های بنیادین خاصی رنج می‌برند، اما اگر کمی عمیق‌تر به ماجرا نگاه کنیم، می‌بینیم که ریشه بسیاری از این ایرادات در میان این سه سریال کاملا مشترک است. با این حال، شدت فاجعه در یکی از این آثار به حدی است که عنوان ناامیدکننده‌ترین پایان تاریخ را به خود اختصاص داده است. این پایان‌ و سقوط آزاد، اکنون به یک استاندارد منفی در صنعت فیلم و سریال تبدیل شده که مخاطب‌ها همواره دیگر پایان‌های جنجالی را با آن مقایسه می‌کنند. در این مقاله، به مقایسه پایان سه سریال بزرگ و پرطرفدار تاریخ تلویزیون یعنی پسران و چیزهای عجیب و بازی تاج و تخت می‌پردازیم. در ادامه، همراه رسانه سرگرمی باشید.

ریتم روایت؛ درد مشترک با خاستگاه‌های متفاوت

اگر بخواهیم ژنتیک ساختاری نقاط ضعف در پایان‌بندی این سه سریال را کالبدشکافی کنیم، بدون شک به عنصر نامتوازنی در ریتم و گام روایت می‌رسیم. با این حال، هر کدام از این آثار به شکلی متفاوت از این موضوع ضربه خورده‌اند. بدون شک، گیم آف ترونز داستان‌های بیشتری برای روایت داشت و هم جرج آر. آر. مارتین، نویسنده داستان، و هم شبکه اچ‌بی‌او (HBO) خواهان ساخت فصل‌های بیشتری بودند. متاسفانه، این چیزی نبود که نصیب طرفدارها شد. در عوض، سازندگان سریال تلاش کردند تا چندین خط داستانی را تنها در یک فصل شش‌قسمتی به سرانجام برسانند.

این رویکرد برای بازی تاج و تخت پاسخگو نبود و این سریال فانتزی محبوب را مجبور کرد تا در بازه زمانی بسیار کوتاهی با شاه شب (Night King)، سرسی (Cersei) و یک دنریس (Daenerys) که تازه مجنون شده بود، دست‌وپنجه نرم کند و هیچ‌یک باورپذیر به نظر نرسیدند. برای سریالی که روزگاری به توجه ظریف به جزئیات افتخار می‌کرد، گیم آف ترونز در قسمت‌های پایانی خود قافیه را باخت. در نتیجه، پایان‌بندی سریال که در حالت عادی می‌توانست موفق و تاثیرگذار باشد، افتضاح از آب درآمد!

در طرف مقابل، سریال‌های استرنجر تینگز و بویز زمان کافی برای پرداختن به تمام مسائل لازم را در اختیار داشتند، اما از این زمان به شکل بهینه استفاده نکردند. فصل پایانی چیزهای عجیب زیر بار سنگین خرده‌روایت‌های اضافه و قوس‌های شخصیتی نوظهور کمر خم کرد؛ تصمیمی که حس فوریت داستان را کشت و ابهت تقابل نهایی با وکنا (Vecna) و تهدید سایه ذهن‌خوار (Mind Flayer) را از بین برد. در پسران نیز تمرکز بیش از حد بر شخصیت سولجر بوی (Soldier Boy) و زمینه‌سازی مفرط برای تولد اسپین‌آف خیزش وات (Vought Rising)، داستان را به حاشیه کشاند.

انتظارهایی که در فصل پایانی برآورده نکرد!

تقریبا همه بینندگان آمازون پرایم با این نظر موافق هستند که قسمت پایانی سریال The Boys نتوانست انتظارها و هیجانی را که در فصل‌های گذشته ایجاد شده بود، به خوبی برآورده کند. با وجود اینکه به هوادارها وعده داده شده بود که این بار با هوملندری ترسناک‌تر از همیشه روبرو می‌شوند، او در قسمت خون و استخوان (قسمت پایانی فصل پنجم) به راحتی شکست خورد. جالب اینجا است که حتی مصرف داروی وی ۱ (V1) هم باعث نشد تا او اقدام حیرت‌انگیزی انجام دهد. اگرچه سرنوشت نهایی او با ذات شرور و شیطانی این شخصیت کاملا همخوانی داشت، اما مقدمه چینی مناسبی برای چنین پایانی صورت نگرفته بود. این دقیقا همان نقطه ضعفی است که سریال پسران با Stranger Things در آن اشتراک دارد؛ چرا که این سریال نیز نتوانست به وعده‌های هیجان‌انگیزی که در فصل چهارم ارائه کرده بود، به درستی عمل کند.

پس از پایان فصل چهارم سریال چیزهای عجیب، انتظار می‌رفت که با ورود دنیای وارونه (The Upside Down) به شهر هاکینز (Hawkins)، شاهد فضایی بسیار تاریک‌تر و خطرناک‌تر از همیشه باشیم. با این حال، این ایده هرگز به درستی پیاده نشد. بسیاری از بینندگان توقع داشتند در ایستگاه پایانی، شخصیت‌های بیشتری جان خود را از دست بدهند. برخلاف این تصورها، فصل پنجم درست مانند سریال پسران، بدون توجه کافی به ویرانی‌های به جامانده از فصل قبل آغاز می‌شود. این سریال هرگز نتوانست حس خطر واقعی را به بیننده القا کند؛ حتی فداکاری بزرگ الون در پایان کار نیز مبهم و نامشخص باقی ماند. در نهایت، پایان هر دو سریال یک ناامیدی بزرگی را برای هوادارها رقم زدند. البته، از حق نگذریم، هر دو اثر از یک نقطه قوت مهم برخوردار بودند که سریال جنجالی گیم آف ترونز در قسمت‌های پایانی خود کاملا آن را فراموش کرده بود.

میراثی که بازی تاج و تخت فراموش کرد…

شاید قسمت‌های پایانی دو سریال بویز و استرنجر تینگز آن‌طور که هواداران انتظار داشتند پرهیجان نباشد، اما این دو اثر از یک نقطه قوت کلیدی بهره می‌برند که گیم آف ترونز از آن بی‌بهره بود. فصل هشتم بازی تاج و تخت به گونه‌ای میراث روایی خود را نادیده گرفت که کل داستان مجموعه را هم زیر سوال برد!

در حالی که چیزهای عجیب و پسران در اپیزودهای پایانی چندان جسورانه عمل نکردند، اما تا انتها به سیر تکامل شخصیت‌ها و خطوط داستانی خود وفادار ماندند. در سریال پسران، تقریبا همه شخصیت‌ها به سرانجامی رضایت‌بخش و هماهنگ با مفاهیم اصلی داستان دست یافتند. این موضوع درباره استرنجر تینگز نیز، شاید به جز شخصیت الون، صدق می‌کند. هر دو مجموعه پیام‌های محوری و یکدستی لحن خود را حفظ کردند؛ پسران نشان داد که مبارزه با ستمگری حتی در صورت تداوم چرخه استبداد ارزشمند است و چیزهای  عجیب بر اهمیت اتحاد و همدلی در برابر تاریکی تاکید کرد.

در نقطه مقابل، پایان بازی تاج و تخت با نشاندن برن (Bran) بر تخت آهنین، بینندگان را در ابهام و سردرگمی شدیدی رها کرد. او هرگز به عنوان یک مدعی جدی حکومت تصویر نشده بود و سریال نیز زمینه‌سازی مناسبی برای این غافلگیری بزرگ انجام نداد. قسمت پایانی گیم آف ترونز مفهوم دموکراسی واقعی را به سخره گرفت، اما قدرت مطلق را به کسی سپرد که صلاحیت داشتن آن را نداشت؛ تصمیمی که حتی سخنرانی تیریون (Tyrion) نیز نتوانست منطق لنگان آن را توجیه کند.

اوضاع زمانی وخیم‌تر شد که دنریس (Daenerys) در قسمت آخر به کاریکاتوری از خودش تبدیل شد و جذابیت شخصیتی خود به عنوان یک فرد شرور را به کلی از دست داد. از سوی دیگر، اصالت و تبار واقعی جان (Jon) نیز عملا هیچ نقش کلیدی و تاثیرگذاری در سرنوشت داستان ایفا نکرد. اگرچه برخی از شخصیت‌ها مانند سانسا (Sansa) و آریا (Arya) به پایانی رضایت‌بخش رسیدند، اما این امر برای نجات کل مجموعه کافی نبود. در واقع، مقایسه اپیزود پایانی بازی تاج و تخت با فصل‌های درخشان گذشته‌اش، کار بسیار دشوار و ناامیدکننده‌ای است.

بازی تاج‌ و تخت کماکان ناامیدکننده‌ترین پایان‌بندی تلویزیونی است

در تحلیل نهایی، قضاوت تاریخ بی‌رحمانه اما همیشه عادلانه است. همه ما می‌دانیم که پرواز در ارتفاعات بالاتر، سقوط سنگین‌تری را به دنبال دارد و این دقیقا دلیل ماندگاری طعم تلخ پایان بازی تاج و تخت در حافظه بینندگان است. در واقع، با وجود هجمه سنگین انتقادات علیه اپیزودهای نهایی سریال‌های استرنجر تینگز و بویز، پایان سریال گیم آف ترونز کماکان در صدر فهرست ناامیدکننده‌ترین پایان‌بندی‌های تلویزیونی قرار دارد. فصل‌های ابتدایی این سریال محبوب شبکه اچ‌بی‌او (HBO) چنان بی‌نقص بودند که افت کیفیت در فصل‌های پایانی بسیار آزاردهنده‌تر به چشم آمد. در مقابل، از آنجا که کیفیت سریال‌های چیزهای عجیب و پسران در طول پخش همواره با فراز و نشیب همراه بوده، بی‌نقص نبودن پایان آن‌ها چندان هم دور از انتظار نبود و از چنین سرنوشت تلخی در امان ماندند.

در مقایسه با دو سریال دیگر، پایان‌بندی سریال گیم آف تروز آن حس رضایت‌بخشی که انتظار می‌رفت را نداشت. پذیرفتن سرنوشت تلخی که برای شخصیت‌های محبوبی چون دنریس و جان اسنو رقم خورد، برای بیننده دشوار بود و پادشاهی برن استارک نیز هیچ‌گاه به عنوان یک پاداش و نتیجه‌گیری داستانی منطقی احساس نمی‌شود. علاوه بر این، ابهامات فراوان و خطوط داستانی رها شده بسیار زیادی در سریال وجود دارد که همگی دست به دست هم دادند تا شخصیت‌هایی از جمله یارا ریجوی (Yara Greyjoy) و داریو ناهاریس (Daario Naharis) کاملا به حاشیه رانده شده و به دست فراموشی سپرده شوند.

البته، پایان دو سریال بویز و استرنجر تینگز هم اگرچه ایده‌آل و عالی نبود، اما حداقل توانستند خطوط داستانی را به سرمنزل مقصود برسانند، پرونده‌ها را ببندند و روایت را به یک انسجام درونی برسانند؛ هنری که سازندگان وستروس کاملا از یاد برده بودند. گیم آف ترونز با پشت کردن به گذشته درخشان خود ثابت کرد که چگونه یک پایان شتاب‌زده و آشفته می‌تواند میراثی جاودان را در سراشیبی سقوط قرار دهد؛ حقیقتی که این واقعیت تلخ را دردناک‌تر می‌کند، این است که گیم آف ترونز روزگاری از نظر کیفیت و محبوبیت، فرسنگ‌ها جلوتر از این دو سریال قرار داشت و بر آن‌ها سایه انداخته بود.

در مجموع، هیجان پایان یک مجموعه محبوب و بزرگ تلویزیونی همیشه نفس‌ها را در سینه حبس می‌کند، اما پایان‌بندی این سه غول پرجنجال ثابت کرد که سقوط چقدر می‌تواند ناگهانی و شوکه‌کننده رخ دهد! همه ما با افت ضرب‌آهنگ داستان و نبردهای نهایی کم‌رمق در دو سریال بویز و استرنجر تینگز غافلگیر شدیم، اما این دو حداقل شجاعت این را داشتند که به هویت و میراث خود وفادار بمانند و قصه را قهرمانانه جمع کنند. با این حال، طوفان سهمگین در فصل پایانی سریال گیم آف ترونز به پا شد؛ جایی که تصمیمات عجیب و غریب و جنون‌آمیز سازندگان، تماشاگران را در بهت و خشم مطلق فرو برد و هنوز هم هیچ ببخشی در کار نیست. به همین خاطر، با وجود تمام جنجال‌ها، وستروس کماکان بر تخت تاریک ناامیدکننده‌ترین پایان تاریخ تکیه زده است!

در پایان این مقاله، دیدگاه شما در رابطه با مقایسه پایان‌ سریال‌های پسران، چیزهای عجیب و بازی تاج و تخت چیست؟ شما کدام سریال محبوب دیگر را به فهرست ناامیدکننده‌ترین پایان‌های تلویزیونی اضافه می‌کنید؟ آیا شما هم پایان گیم آف ترونز را فاجعه‌بارتر از دو سریال دیگر می‌دانید؟ فراموش نکنید که نظرات شخصی خود را با ما و دیگر کاربران رسانه سرگرمی به اشتراک بگذارید.



مطالب مرتبط

دیگران نیز خوانده‌اند

نظرات

دیدگاه خود را اشتراک گذارید
6 دیدگاه
جدیدترین
قدیمی‌ترین بیشترین رای