-
9/10
نوستالژی به تنهایی حریف یک فیلم ضعیف سینمایی نیست و فیلم Street Fighter تمام امیدهای تازه ما به اقتباسهای بازیها را نقش بر زمین کرد. در این مقاله، به نقد فیلم مبارز خیابانی میپردازیم و تمام نکات مثبت و منفی اثر سینمایی جدید کپکام را مرور کنیم.
همین چند وقت پیش بود که با تماشای فیلم رزیدنت ایول (Resident Evil) زک کرگر، غرق در هیجان شدیم؛ یک اقتباس خشن، جسورانه و سرگرمکننده که جان تازهای به فرنچایز زامبیمحور شرکت کپکام دمید. پس از موفقیت آثاری مثل سونیک خارپشت (Sonic the Hedgehog)، آخرین بازمانده از ما (The Last of Us) و فالاوت (Fallout)، رزیدنت ایول این امید را در دل ما پررنگتر کرد که طلسم اقتباسهای سینمایی از بازیها بالاخره شکسته شده است. با این حال، فیلم مبارز خیابانی از راه رسیده تا با یک فن سوپلکس اتمی، تمام این امیدها را نقش بر آب کند؛ اثری شلوغ، پرزرقوبرق و آشفته که اگرچه تنها در لحظاتی گذرا بیننده را به خود سرگرم میکند، اما در مجموع، حتی از فیلمهای مورتال کامبت (Mortal Kombat) هم پا را فراتر نمیگذارد.
البته، اگر پای صحبت طرفداران دوآتشه این مجموعه بنشینید، احتمالا هیچ شکایتی نخواهید شنید. آنها همان کسانی هستند که از سال ۱۹۹۴ و آن فاجعه سینمایی ژان کلود ون دام (Jean Claude Van Damme) تا به امروز، نوار سلامتی این فرنچایز را در گیشه سبز نگه داشتهاند. در واقع، مخاطبان وفادار به راحتی چشمشان را روی این حقیقت میبندند که فیلم جدید مبارز خیابانی هم در روایت یک قصه منسجم و منطقی دستوپامیزند. داستان در این اثر صرفا یک بهانه دمدستی است تا فواصل میان مبارزات یک تورنمنت دیگر را پر کند. با این حال، برای تماشاگری که فقط به دنبال حس نوستالژی و هیجان مسابقات است، نیازی هم به روایت عمیقتری نیست.
سازندگان برای تحقق این خواستهها، بیوقفه تمام شخصیتها و فنون خاطرهانگیز بازی، از سیلیهای رگباری و معروف ای هوندا (E. Honda) گرفته تا لگد برقی و نمادین گایل (Guile) را روی پرده میآورند. در این میان، یک سری فلاشبکهای انیمهای جذابی هم به چشم میخورند که با المانهای فرهنگ عامه دهه ۹۰ میلادی گره خوردهاند. فیلم با استفاده از فیلترهای بصری مشابه ویدیوهای قدیمی امتیوی (MTV)، کن (Ken) با بازی نوآ سنتینئو (Noah Centineo) را در نقش یک سلبریتی خوشگذران و پرحاشیه و در آن دوران به تصویر میکشد؛ فضایی که با پخش قطعات موسیقی محبوبی از امسی همر (MC Hammer) و مونتل جوردن (Montell Jordan)، حسابی با روح و روان مخاطب قدیمی بازی میکند.
فیلم تمام تلاش خود را به کار گرفته تا ما را در پیله گرم و نرم خاطرات دوران نوجوانیمان نگه دارد؛ دورانی که پسربچهها مسحور نسخه ۱۶ بیتی و اغراقشده شخصیت چون لی (Chun-Li) بودند. در این فیلم، کالینا لیانگ (Callina Liang) با انرژی و اقتدار تمام این نقش را ایفا میکند. اما مایه تاسف است که فیلمساز، معرفی او را با تمرکز بر جذابیتهای ظاهریاش آغاز میکند و تنها سکانس بیدلیل و صحنه آهسته حمام را هم به دوش شخصیت او میاندازد.
با این وجود، لیانگ اجازه نمیدهد این نگاه ابزاری، سایهای روی هنرنماییاش بیندازد. تسلط بدنی او در سکانسهای اکشن تحسینبرانگیز است و میتوان او را یکی از معدود نقاط قوت این اثر شلوغ دانست. در کنار او، کودی رودز (Cody Rhodes)، ستاره مسابقات کشتیکج، با آن کلاهگیس بلوند و خندهدارش در نقش گایل، تضاد کمیک و بامزهای در بیان همزمان تهدیدها و تعارفات ایجاد میکند. ویدیوت جاموال (Vidyut Jammwal)، ستاره سینمای هند، با تکیه بر تسلطش بر هنر رزمی باستانی کالاریپایاتو، در حضور کوتاه خود در نقش دالسیم (Dhalsim)، اصالت و حرکاتی تماشایی را به نمایش میگذارد. از سوی دیگر، اندرو شولتز (Andrew Schulz)، کمدین و پادکستر پرحاشیه فضای مجازی، در نقش مدیر برنامههای کن، چنان بازی قابلقبولی ارائه میدهد که جای تحسین دارد؛ کسی که همزمان با سوءاستفاده از قدرت بدنی دوستش، باید مدام غرور جریحهدارشده او را نیز تیمار کند.
با این حال، افسوس که این نقشآفرینیهای جذاب، زیر آوار فیلمی دفن شدهاند که تدوینش بیشباهت به فشردن دکمههای تصادفی روی یک کنترلر ششدکمهای نیست! مبارز خیابانی کلکسیونی آشفته از معرفی پیاپی شخصیتها و خردهداستانهایی است که مستقیما از بازیها و انیمیشنها کپی شدهاند. این عناصر چنان بینظم با هم برخورد میکنند که حتی یک داستان خطی و ساده که قرار بوده روایتگر یک مسابقه رزمی باشد را هم به کلافی سردرگم تبدیل کردهاند. تدوین این فیلم آنقدر ضعیف است که آدم به شوخی فکر میکند شاید وگا با چنگالهای تیزش آن را تدوین کرده باشد!
با تمام این تفاسیر، خلاقانهترین و داستانمحورترین مبارزه فیلم همان اوایل قصه رقم میخورد؛ جایی که کن و ریو (Ryu) با بازی اندرو کوجی (Andrew Koji) پس از سالها قهر و دوری، در یک اتاق هتل با هم روبهرو میشوند تا به تورنمنتی که توسط ام بایسون (M Bison) شرور با اهدافی شوم تدارک دیده شده، بپیوندند. در این سکانس، کن با خشمی کورکورانه مشت و لگد پرتاب میکند و ضربات چرخشیاش جز هوا چیزی را نمیشکافند. اما ریو با خونسردی تمام و تنها با استفاده از یک بالش، حملات او را دفع میکند. اوج بامزگی و دقت این صحنه به لحظهای برمیگردد که ریو هنگام افتادن کن، زیر سرش یک بالش میگذارد تا آسیب نبیند و سپس با احتیاط کامل و روی نوک پا از چنگ او فرار میکند. این سکانس حسابشده، آنقدر خوب از آب درآمده که حس میکنید از یک فیلم متفاوت و بسیار جذابتری قرض گرفته شده است.
در بخش دیگری از فیلم و در جریان مبارزه نفسگیر کن با بوکسوری به نام بالراگ (Balrog) با بازی فیفتی سنت (50 Cent)، ساکورای (Sakurai) کارگردان فیلم، به وضوح از شاهکار مارتین اسکورسیزی یعنی گاو خشمگین (Raging Bull) الهام میگیرد. او با استفاده از کاتهای سریع بین ضربات سنگین و نمایش صحنهآهسته برخوردها، اتمسفری خشن و تاثیرگذار خلق کرده است؛ جایی که ترکیب خون و بزاق پرتابشده از دهان کن، آنقدر در هوا معلق میماند که تماشاگر میتواند سنگینی و غلظت آن را با تمام وجود لمس کند.
در نهایت، باید دوباره به شخصیت چون لی با بازی درخشان لیانگ بازگردیم. او نه تنها در خلق اکشنهای متکی بر ضربات پا بینظیر عمل میکند، بلکه در دل داستان نیز لنگرگاه منطق فیلم است. او تنها شخصیتی است که با طعنهها، سریع و گاهوبیگاهش، دیگران را از فضای توهم بیرون کشیده و به واقعیت روی زمین برمیگرداند. او منطقیترین شخصیت قصه است که با تمام وجود پای اصولش ایستاده است. هر زمان که کن یا ریو شروع به ابراز احساسات یا فلسفهبافیهای توخالی میکنند، این چون لی است که با سادهترین و برندهترین کلمات، احمقانه بودن حرفهایشان را به رخشان میکشد.
کارگردان و عوامل فیلم با استفاده از این سکانسها، ماهیت ساده و بامزهی اثر را میپذیرند و از این اعتراف صادقانه سعی بر این دارند سپر بلایی در برابر انتقادات بسازند. این ترفند شاید زمانی جواب میداد که فیلم تلاش میکرد حداقل یک گام فراتر از کلیشههایی که خودش مسخرهشان میکند، بردارد. با این حال، متاسفانه فیلم Street Fighter ترجیح میدهد در همان سطح باقی بماند. مبارز خیابانی با کمال میل خودش را دستمایه تمسخر قرار داده و در دل عناصر عجیبوغریب دهه ۹۰ میلادی غرق میشود؛ گویی به جای تلاش برای ارتقای این ژانر، به همین راضی است که در گذشته بماند و وانمود کند سقف پرواز اقتباسهای سینمایی از بازیهای ویدیویی، از این بالاتر نمیرود.
وفاداری کامل به فنون، حرکات نمادین و ارجاعات نوستالژیک
طراحی خلاقانه اکشنها (بهویژه مبارزه ریو و کن)
آمادگی جسمانی و بازی درخشان بازیگران
شوخیهای بامزه با کلیشههای ژانر
روایت داستانی توخالی و غیرمنسجم
تدوین فاجعهبار و سردرگمکننده
ازدحام کلافهکننده شخصیتها و خردهداستانها
تکیه افراطی بر المانهای سطحی و کلیشههای دهه ۹۰
نمایش برخی سکانسهای بیمورد
نظرات
دیدگاه خود را اشتراک گذارید