-
0/10
سریال سیلو (Silo) در فصل سوم بالاخره پرده از راز الگوریتم و کنترلکنندگان واقعی سیلوها برداشت. در این مقاله، به موشکافی و افشای حقیقت هولناکی میپردازیم که سالها در قلب سیلوی یک مدفون شده بود.
سریال سیلو از شبکه اپل تیوی، از همان فصل اول با ظرافت و حوصله در حال کنار زدن پردههای معمایی از دنیای تاریک و پسا آخرالزمانیاش بوده است. در ابتدا، ما هم درست مثل شخصیتهای داستان، در بیخبری مطلق به سر میبردیم و نمیدانستیم آن سوی دیوارهای بتنی سیلوی ۱۸ چه چیزی انتظارمان را میکشد. با این حال، وقتی جولیت نیکولز (Juliette Nichols) در پایان نفسگیر فصل اول پا به دنیای بیرون گذاشت، متوجه شدیم که این تنها پناهگاه بشر نیست. اکنون میدانیم که حداقل ۵۱ سیلوی مجزا وجود دارد؛ پناهگاههایی عظیم که قرار بوده هر کدام میزبان هزاران نفر باشند که البته وضعیت فعلی همه آنها همچنان در هالهای از ابهام قرار دارد.
با این حال، وقتی پای سیلوی شماره یک (Silo 1) به میان میآید، این درام علمیتخیلی با نشانههایی نامحسوس به ما میگوید که با مکانی کاملا متفاوت روبهرو هستیم. تا پیش از این، ماهیت این سیلو برای ما روشن نبود، اما اتفاقات و افشاگریهای قسمتهای اخیر فصل سوم، هدف نهایی آن را تا حد زیادی روشن کرده است. در این مقاله، به بررسی راز بزرگ پشت پرده الگوریتم میپردازیم و برخی از تئوریهای جذاب و منطقی درباره گردانندگان سیلوها و ماجراهای پنهان این پناهگاههای زیرزمینی را بررسی میکنیم. در ادامه، همراه رسانه سرگرمی باشید.
سایه سنگین سیلوی یک؛ کابلی که همهچیز را لو داد
در قسمت ششم از فصل سوم، وقتی ناکس (Knox) و تیمش روی نقشههای شماتیک و قدیمی سیلوی ۱۸ یک کابل برق خارجی و مرموز پیدا میکنند، برنارد (Bernard) پرده از رازی بزرگ برداشت. به گفته او، این کابل، برق را مستقیما از ژنراتورهای اختصاصی سیلوی یک به اتاق سرورهای بخش فناوری اطلاعات (IT) میآورد. به زبان سادهتر، حتی اگر ژنراتور اصلی سیلوی ۱۸ خاموش شود یا بخش مکانیک از کار بیفتد، سیستمهای بخش آیتی بدون کوچکترین اختلالی به کار خود ادامه میدهند.
این استقلال انرژی بیدلیل نیست. جولیت، ناکس و تیمش خیلی زود با بررسی شواهد متوجه میشوند که یک خط ارتباطی مجزا متعلق به بخش قضایی وجود دارد؛ خطی که وظیفهاش هدایت سیگنال و فعالسازی گاز سمی و مرگبار سیستم محافظ (Safeguard) است. به همین دلیل، وقتی نقشه فرستادن کندی (Kennedy) و کایل (Kyle) به سیلوی ۱۷ به ظاهر با شکست روبهرو میشود، قهرمانان داستان به یک تصمیم جسورانه اما ضروری میرسند. در واقع، آنها باید پیش از آن که دیر شود، بخش قضایی را با بمبگذاری منفجر کنند تا شاید بتوانند جلوی فعال شدن این سیستم کشتار جمعی را بگیرند؛ هرچند که این اتفاق، جان هزاران آدم بیگناه سیلو را میگیرد.
مردی در سایهها؛ دروغی به نام هوش مصنوعی
سریال در طول فصل دوم مدام به ما القا میکرد که الگوریتم (Algorithm) یک هوش مصنوعی بینقص، همهچیزدان و تواناست که همه اتفاقات سیلو را زیر نظر دارد. حتی آمار و ارقامی که از شانس بقای سیلوی ۱۸ به برنارد و کامیل (Camille) ارائه میداد، کاملا ماشینی و سرد به نظر میرسید. اما در فصل سوم، دست این سیستم به اصطلاح هوشمند رو میشود! الگوریتم در قسمتهای اخیر رفتارهایی کاملا انسانی از خود نشان میدهد؛ او میتواند خودش را با مکالمات وفق دهد و ذهن شخصیتهایی مثل جولیت و کامیل را به بازی بگیرد. نقطه اوج ماجرا آنجاست که کامیل در یکی از سکانسها سعی میکند با الگوریتم ارتباط بگیرد، اما هیچ پاسخی دریافت نمیکند و الگوریتم اصطلاحا غیبش میزند.
با توجه به اینکه برق بخش IT همیشه وصل است، یک سیستم کامپیوتری دلیلی برای متوقف شدن یا در دسترس نبودن ندارد. این تاخیرها و زمان خریدن برای فکر کردن، تنها یک پیام روشن دارد؛ اینکه پشت صدای این الگوریتم، یک انسان واقعی نشسته است. از آنجایی که خطوط برق و سوئیچ سیستم کنترل گازهای سمی در تمام سیلوها به سیلوی شماره یک ختم میشود، این شخص در همانجا پنهان شده و کلید مرگ و زندگی تمام بازماندگان را در دست دارد.
جادوگر شهر اُز؛ شاهکلید درک معمای سیلو
برای درک بهتر لایههای پنهان سریال، باید به ارجاعات جذاب آن به داستان کلاسیک جادوگر شهر اُز (The Wizard of Oz) دقت کنیم. این شباهتها تصادفی نیستند. قرصهای ویتامین دی پلاس که ذهن را پاک میکنند، دقیقا یادآور همان دشت شقایقهایی هستند که جادوگر برای به خواب بردن دوروتی (Dorothy) و فراموشی ماموریتشان استفاده میکرد.
جولیت، در واقع همان دوروتی است که در جستجوی حقیقت قدم در راهی پرخطر گذاشته و متحدانش در سیلوی ۱۸، نمادی از مترسک (Scarecrow)، مرد حلبی (Tin Man) و شیر بزدل (Cowardly Lion) هستند. یادتان هست در داستان شهر اُز چطور با عینکهای سبز رنگ، همهچیز را شبیه به یک شهر زمردین (Emerald City) جلوه میدادند؟
کلاههای ایمنی پاککنندهها در سریال سیلو هم همین کارکرد را دارند و با فریب چشمها، دنیایی سرسبز را به آنها نشان میدهند. سازندگان سریال حتی پا را فراتر گذاشته و خود کتاب جادوگر شگفتانگیز شهر اُز را به عنوان یک شیء باستانی و ممنوعه (Banned Relic) در دل داستان قرار دادهاند؛ و البته نباید خالکوبی مارپیچ جولیت را فراموش کنیم که استعارهای زیرکانه از گردباد داستان فرانک باوم است.
با کنار هم چیدن این پازلها، راز بزرگ سیلوی شماره یک برملا میشود. کسی که در پشت صدای الگوریتم پنهان شده، در واقع همان مرد پشت پرده (Man Behind the Curtain) در داستان جادوگر شهر اُز است. او دوست دارد خود را به عنوان یک مرجع قدرت مطلق و خداگونه به تصویر بکشد، اما در واقعیت، فقط انسان فریبکاری است که در تاریکی نشسته و با کشیدن اهرمها و فشردن دکمهها، نمایش دروغین بقای بشریت را کارگردانی میکند.
در پایان این مقاله، دیدگاه شما در رابطه با راز های پنهان سریال سیلو و ماهیت واقعی الگوریتم چیست؟ آیا شما هم فکر میکنید یک انسان پشت تمام این اتفاقات قرار دارد یا تئوری دیگری درباره این سیستم در ذهن دارید؟ به نظر شما چه رازها و نمادهای دیگری در دنیای تاریک این سریال پنهان شده که هنوز کشف نکردهایم؟ فراموش نکنید که نظرات و تئوریهای شخصی خود را با ما و دیگر کاربران رسانه سرگرمی به اشتراک بگذارید.

نظرات
دیدگاه خود را اشتراک گذارید