جانشینِ حقیقیِ جوجوتسو کایسن به تازگی منتشر شده است!
1%
  • 0/10

جانشینِ حقیقیِ جوجوتسو کایسن به تازگی منتشر شده است!

بیداریِ بی‌نهایت

جانشینِ حقیقیِ جوجوتسو کایسن به تازگی منتشر شده است! ۰ 28 دقیقه قبل مقالات جانبی انیمه کپی لینک

وب‌تونی تازه‌وارد به نام بیداریِ بی‌نهایت پا به عرصهٔ رقابت گذاشته است که با ترکیبی از المان‌های جوجوتسو کایسن می‌تواند جانشینی شایسته برای این اثرِ باشد.

در سال‌های اخیر، صنعتِ مانگا و وب‌تون شاهدِ ظهور و افولِ آثارِ پرشماری بوده است، اما در میانِ این رفت‌وآمدِ مداوم، معدود آثاری هستند که می‌توانند جایگاهی استوار و تأثیری ماندگار بر مخاطبان بر جای گذارند. «جوجوتسو کایسن»، به عنوانِ یکی از ستون‌های اصلیِ مجلهٔ هفتگیِ شونن جامپ در نزدیک به یک دههٔ گذشته، بی‌تردید یکی از همین آثارِ تأثیرگذار بوده است. این مجموعهٔ خارق‌العادهٔ تاریک-فانتزی، با ترکیبی از اکشنِ نفس‌گیر، شخصیت‌پردازیِ عمیق و جهانی تاریک و پیچیده، توانست در همان سال‌های ابتداییِ انتشار، قلبِ میلیون‌ها طرفدارِ آثارِ شونن را تسخیر کند و به یکی از پرفروش‌ترین و پربحث‌ترین عناوینِ عصرِ خود تبدیل شود. با این حال، با پایانِ یافتنِ این مجموعه و آغازِ کارِ دنباله‌ای به نام «مودولو»، بسیاری از طرفدارانِ وفادارِ این اثر، همچنان در جستجویِ آثاری هستند که همان حس و حالِ هیجان‌انگیز، پیچیدگیِ روایی و جذابیتِ بصریِ جوجوتسو کایسن را برایشان تداعی کند. در این میان، وب‌تونی تازه‌وارد و نسبتاً گمنام به نام «بیداریِ بی‌نهایت» (Infinite Awakening) پا به عرصهٔ رقابت گذاشته است که به نظر می‌رسد با ترکیبی هنرمندانه از المان‌های موفقِ آثاری چون جوجوتسو کایسن، مای هیرو آکادمیا و سولو لولینگ، می‌تواند جانشینی شایسته برای این اثرِ محبوب باشد. انتشارِ این وب‌تون به زبانِ انگلیسی، اگرچه با تأخیری نزدیک به یک ساله همراه بود، اما اکنون به عنوانِ یکی از امیدوارکننده‌ترین گزینه‌ها برای پر کردنِ خلأِ ناشی از پایانِ جوجوتسو کایسن مطرح شده است؛ اثری که متأسفانه هنوز آنطور که شایستهٔ آن است، موردِ توجهِ عمومِ مخاطبان قرار نگرفته است.

وب‌تونِ بیداریِ بی‌نهایت، جانشینی ایده‌آل برای جوجوتسو کایسن

پلتفرمِ وب‌تون، به تازگی انتشارِ نسخهٔ انگلیسیِ «بیداریِ بی‌نهایت» را که حاصلِ همکاریِ کاجی کنتو و تانابه یویا است، پس از مدتی انتظار، آغاز کرده است و این اثر، به جرئت می‌تواند گزینه‌ای مناسب برای پر کردنِ خلأِ جوجوتسو کایسن باشد. این مجموعه، سرانجام در تاریخ ۲۵ ژوئن ۲۰۲۶ (تقریباً یک سال پس از انتشارِ اصلی‌اش در پلتفرمِ «لاین مانگا» در ژوئن ۲۰۲۵) به صورتِ رسمی و با زیرنویسِ انگلیسی در دسترسِ مخاطبانِ بین‌المللی قرار گرفته است. این تأخیرِ قابل‌توجه در انتشارِ رسمی، به ویژه برای اثری که توسط «استودیو زون» (یک استودیویِ تولیدِ وب‌تون متعلق به شرکتِ سایبرایجنت) تولید شده، تا حدی غیرمنتظره بود؛ اما با وجودِ اینکه تنها ۲۵ فصل از نسخهٔ انگلیسی آن منتشر شده، به نظر نمی‌رسد که زمانِ زیادی طول بکشد تا این مجموعه، به محبوبیتی گسترده در وب‌تون دست یابد و جایگاهِ واقعیِ خود را در میانِ مخاطبان بیابد.

از همان نگاهِ اول، صفحهٔ جلدِ «بیداریِ بی‌نهایت» با طراحیِ چشم‌نواز و هنرِ خیره‌کنندهٔ خود، توجهِ هر بیننده‌ای را به خود جلب می‌کند، تا جایی که به راحتی می‌توان آن را با طراحیِ جلدِ «مودولو»، دنبالهٔ جوجوتسو کایسن، اشتباه گرفت. سبکِ طراحیِ شخصیت‌ها و هنرِ کلیِ جلد، به شدت یادآورِ کارهای «یوجی ایواساکی» در مودولو است و این شباهت، در طولِ داستان نیز برای چندین شخصیتِ کلیدی، به طرز جذابی ادامه می‌یابد، به طوری که اگر آن شخصیت‌ها را در کنارِ شخصیت‌های دنبالهٔ جوجوتسو کایسن قرار دهیم، هیچ‌گونه ناهماهنگیِ بصری احساس نمی‌شود؛ گویی که این شخصیت‌ها، از همان ابتدا برای حضور در آن جهان خلق شده‌اند.

با این حال، شباهت‌های این وب‌تون با جوجوتسو کایسن، تنها به طراحیِ شخصیت‌ها محدود نمی‌شود و به بخش‌هایِ اساسیِ داستان‌پردازی نیز راه می‌یابد. شروعِ داستانِ «بیداریِ بی‌نهایت»، از بسیاری جهات، یادآورِ شروعِ جوجوتسو کایسن است. داستان در دنیایی کلاسیک از ژانرِ «دungeon fantasy» (همانندِ دنیایِ سولو لولینگ) روایت می‌شود؛ دنیایی که در آن، هیولاهایی به نام «فجایع» (Calamities) از دروازه‌هایی (Gates) به دنیایِ انسان‌ها گشوده می‌شوند و بشریت را به خطر می‌اندازند. در مرکزِ این روایت، شخصیتی به نام «کویا کامیکامی» قرار دارد که بدنش توسط یک هیولایِ فاجعه‌بار به نام «موگن» تسخیر شده است. این رابطه و پویاییِ آن، به شدت تداعی‌کنندهٔ رابطهٔ «یوجی ایتادوری» و «ریومن سوکونا» در جوجوتسو کایسن است. همانندِ سوکونا، موگن نیز خواهانِ تسلط کامل بر بدنِ کویا و به بار آوردنِ ویرانی و نابودی بر سرِ تمامِ بشریت است. همچنین، وجودِ موگن در بدنِ کویا، باعث می‌شود تا هیولاهایِ فاجعه‌بارِ دیگر به سمتِ او کشیده شوند و از این رو، کویا برای مهارِ موگن و محافظت از خود و دیگران، ناچار می‌شود تا با «نامبرز» (The Numberz) که قوی‌ترین و قهرمانانِ بشر از میانِ بیدارشوندگان هستند، درگیر شود و هم‌پیمان گردد.

در دنیایی که سطح و رتبهٔ هر فرد، تعیین‌کنندهٔ همه‌چیز است، کویا در ابتدا بسیار ضعیف نشان داده می‌شود و به نظر می‌رسد که در سطحِ ۸ گیر کرده است تا زمانی که موگن را در درونِ خود بیدار می‌کند. از این نظر، شخصیتِ کویا و شروعِ داستانِ او، بسیار شبیه به شخصیتِ «ایزاکو میدوریا» (دکو) از مای هیرو آکادمیا طراحی شده است. این شباهت، حتی به جزئیاتی مانند: یادداشت‌برداریِ مداومِ کویا، وجودِ قهرمانِ آرمانی و بت‌واره‌ای که او به شدت به او چشم‌دوستی دارد، و همچنین وجودِ یک قلدرِ موطلایی که دائماً او را دست می‌اندازد، نیز کشیده شده است. کویا، درست مانند دکو و یوجی، یک قهرمانِ کاملاً کلیشه‌ایِ شونن با قلبی مهربان، درستکار و مشتاقِ کمک به دیگران است؛ شخصیتی که برای نجاتِ دیگران از هیچ کوششی فروگذار نمی‌کند و بر سرِ آرمان‌هایش، محکم و استوار می‌ایستد.

بیداریِ بی‌نهایت، یک شوننِ جنگیِ کلاسیک در قالبِ وب‌تون

با وجود تمامِ شباهت‌هایِ ذکر شده، که ممکن است در نگاهِ اول، اثر را به عنوانِ فرزندی از آثارِ موفقِ شونن جامپ معرفی کند، «بیداریِ بی‌نهایت» به تدریج هویتِ مستقلی برای خود دست و پا می‌کند و از میانهٔ داستان به بعد، به اثری استثنایی تبدیل می‌شود. روایتِ داستان، تنها در عرضِ بیست فصل، به طرز شگفت‌انگیزی جذاب و گیرا می‌شود، به ویژه زمانی که گسترشِ جهان‌سازی و رازهای مربوط به موگن و توانایی‌هایِ کویا، یکی پس از دیگری گشوده می‌شوند و مخاطب را شیفتهٔ دنبال کردنِ کشفِ این اسرار می‌کنند. سبکِ هنریِ مجموعه نیز با گذشتِ هر فصل، به تدریج تکامل می‌یابد و از شباهتِ اولیه‌اش به سایرِ آثار، فاصله می‌گیرد و به سبکی متمایز و خاصِ خود دست می‌یابد که به جذابیتِ بصریِ آن می‌افزاید. اما بیش از هر چیز، «بیداریِ بی‌نهایت» موفق شده است تا مهم‌ترین عنصرِ هر اثرِ اکشن-ماجراجویی، یعنی نبردهایِ پرهیجان و نفس‌گیر، را به بهترین شکل ممکن به تصویر بکشد و مخاطب را با صحنه‌هایِ اکشنِ خیره‌کننده و پویا، بر صندلی‌اش میخکوب کند.

با توجه به شباهت‌هایِ اولیه، از جمله اینکه کویا نیز مانندِ یوجی، با تهدیدِ اعدام روبرو می‌شود، ممکن است برخی به راحتی «بیداریِ بی‌نهایت» را به عنوانِ یک کپی‌برداریِ صرف از جوجوتسو کایسن تلقی کرده و از آن چشم‌پوشی کنند. با این حال، فراتر از این ارجاعاتِ ابتدایی، مجموعه به تدریج خود را به اندازه‌ای متمایز می‌سازد که بتوان آن را به عنوانِ یک جانشینِ بالقوه برای آن اثر، جدی گرفت. به هر حال، محبوبیتِ جوجوتسو کایسن، در هستهٔ اصلی‌اش، از نبردهایِ مهیج و صحنه‌هایِ اکشنِ خارق‌العادهٔ آن سرچشمه می‌گرفت و «بیداریِ بی‌نهایت» نیز، به گواهِ فصل‌هایِ ابتدایی‌اش، این ویژگی‌ها را در اختیار دارد و حتی در برخی از جنبه‌ها، می‌تواند رقیبی جدی برای آن به شمار آید.

در واقع، فرضیهٔ اولیهٔ داستانِ «بیداریِ بی‌نهایت» (تسخیر شدنِ بدنِ قهرمان توسطِ موجودی شیطانی)، به هیچ وجه ایده‌ای منحصربه‌فرد و مختصِ جوجوتسو کایسن نیست. این مفهوم، سال‌هاست که به عنوانِ یک کلیشهٔ کلاسیک و موفق در آثارِ شونن جامپ مورد استفاده قرار می‌گیرد. ناروتو، به عنوانِ مشهورترین نمونه، این کار را با شخصیتِ ناروتو و نه‌نهٔ درونش، کوراما، به طرز استادانه‌ای به انجام رساند و آثاری همچون کایجو شماره ۸، چینسا من، داندادان و ایچی د ویچ، هرکدام به نوعی از این فرمولِ رواییِ محبوب و اثبات‌شده برای پیشبردِ داستانِ خود بهره برده‌اند. این آثار، به وضوح ثابت کرده‌اند که این الگویِ داستانی، بارها و بارها می‌تواند موفق عمل کند و به همین دلیل، نمی‌توان «بیداریِ بی‌نهایت» را به خاطرِ استفاده از این فرمولِ موفق، به کپی‌کاری محکوم کرد.

حتی در موردِ شخصیتِ اصلیِ داستان، کویا، نیز می‌توان استدلال کرد که قهرمانانِ درستکار و خیرخواهی همچون او، همچنان در میانِ طرفداران، محبوب و دوست‌داشتنی هستند و نمونهٔ بارزِ آن، مجموعهٔ مای هیرو آکادمیا با قهرمانِ محبوبِ خود، دکو، است. کویا نیز با همان ویژگی‌هایِ اخلاقی و آرمان‌خواهانه، می‌تواند به قلبی تپنده برای این داستان تبدیل شود و مخاطب را با خود همراه سازد. با توجه به تمامِ این نکات، می‌توان گفت که «بیداریِ بی‌نهایت» حداقل سزاوار این است که به آن فرصتی داده شود و مخاطبان، بدون پیش‌داوریِ ناشی از شباهت‌هایِ ابتدایی، آن را کشف کنند. وب‌تون‌هایِ ژاپنیِ موفقِ دیگری مانند «ناجیِ خونِ الهی» (Savior of Divine Blood) در سال‌هایِ اخیر، به موفقیتی چشمگیر در پلتفرمِ وب‌تون دست یافته‌اند و «بیداریِ بی‌نهایت» نیز به دلیلِ کیفیتِ بالایِ داستان‌سرایی و هنرِ بی‌نظیرش، پتانسیلِ آن را دارد که نفرِ بعدی در این صفِ موفقیت باشد و جانشینِ واقعیِ جوجوتسو کایسن شود.

بررسیِ عمیق‌ترِ المان‌هایِ موفق و تفاوت‌هایِ کلیدی

برای درکِ بهترِ جایگاهِ «بیداریِ بی‌نهایت» به عنوانِ جانشینی برای جوجوتسو کایسن، لازم است تا نگاهی دقیق‌تر به عناصرِ اصلیِ موفقیتِ این دو اثر داشته باشیم. جوجوتسو کایسن، فراتر از نبردهایِ هیجان‌انگیز، با خلقِ جهانی که در آن، قوانینِ جادو و نفرین، نظامی منسجم و منحصربه‌فرد دارد، مخاطب را مجذوب خود کرد. قوانینی که هر کدام، خود بهانه‌ای برای خلقِ صحنه‌هایِ نبردِ خلاقانه و استراتژیک بودند. «بیداریِ بی‌نهایت» نیز، اگرچه در ابتدا از سیستمِ سطح‌بندیِ رایج در وب‌تون‌هایِ dungeon fantasy استفاده می‌کند، اما به تدریج نشان می‌دهد که قوانینِ جهانِ آن، بسیار فراتر از یک سیستمِ سادهٔ عددی است. رازهایِ مربوط به «موگن»، ماهیتِ واقعیِ «فجایع» و ارتباطِ آن‌ها با تاریخِ پنهانِ این جهان، لایه‌هایی از پیچیدگی را به داستان می‌افزایند که می‌تواند برای طرفدارانی که به دنبالِ جهان‌سازیِ عمیق و معمایی هستند، به اندازهٔ جوجوتسو کایسن جذاب باشد. این رمز و رازها، به تدریج و با مدیریتی هوشمندانه، در طولِ داستان گره‌گشایی می‌شوند و مخاطب را درگیرِ حدس‌زنی‌هایی دربارهٔ ماهیتِ واقعیِ قدرت‌هایِ شخصیت‌ها و منشأِ تهدیداتی که با آن‌ها روبرو هستند، می‌کنند.

از سوی دیگر، شخصیت‌پردازی در «بیداریِ بی‌نهایت» نیز فراتر از شباهتِ اولیهٔ کویا به دکو و یوجی، پیش می‌رود و به تدریج، شخصیت‌هایِ فرعیِ جذاب و چندبعدی را به داستان معرفی می‌کند. گروه «نامبرز» که متشکل از قوی‌ترین بیدارشوندگان است، هر کدام دارای شخصیت، انگیزه و گذشته‌ای منحصربه‌فرد هستند که تعاملاتِ آن‌ها با کویا، به داستان عمق می‌بخشد. برخلاف جوجوتسو کایسن که فضایی غالباً تاریک، ناامیدکننده و آکنده از مرگ و میر دارد، «بیداریِ بی‌نهایت» لحنِ امیدوارانه‌تری را حفظ می‌کند و بر رشدِ شخصیتِ قهرمان و غلبه بر مشکلات از طریقِ تلاش و دوستی تأکید می‌کند. این تفاوت در لحن، می‌تواند برای آن دسته از طرفدارانی که از فضایِ بسیار تلخِ جوجوتسو کایسن خسته شده‌اند، یک نقطهٔ قوت و تنفسِ تازه محسوب شود. همچنین، وب‌تون بودنِ این اثر، به آن امکان می‌دهد تا از صفحه‌آراییِ پویا و رنگی استفاده کند که خود، جذابیتِ بصریِ ویژه‌ای به نبردها و صحنه‌هایِ احساسی می‌بخشد و تجربه‌ای متفاوت از خواندنِ مانگایِ سیاه‌وسفیدِ جوجوتسو کایسن ارائه می‌دهد.

تحلیلی بر اقبالِ عمومی و دلایلِ نادیده‌گرفته شدن

با وجودِ تمامِ این نقاطِ قوت، این پرسش مطرح می‌شود که چرا «بیداریِ بی‌نهایت» تا این اندازه نادیده گرفته شده است و اقبالِ عمومیِ چندانی به آن نشان داده نشده است. مهم‌ترین دلیل، احتمالاً به تأخیرِ قابل‌توجهِ انتشارِ نسخهٔ انگلیسی آن بازمی‌گردد. در عصری که مخاطبان، تشنهٔ محتوایِ جدید و به‌روز هستند، فاصلهٔ یک سالهٔ میانِ انتشارِ نسخهٔ اصلیِ ژاپنی و ترجمهٔ انگلیسی، می‌تواند برای بسیاری از خوانندگانِ بالقوه، یک مانعِ بزرگ محسوب شود. چرا که در این فاصله، آثارِ جدید و پرمخاطبِ دیگری پا به عرصه می‌گذارند و سهمِ قابل‌توجهی از توجهِ مخاطبان را به خود اختصاص می‌دهند. علاوه بر این، شباهت‌هایِ اولیهٔ بسیار زیادِ اثر با عناوینِ موفقی چون جوجوتسو کایسن و مای هیرو آکادمیا، می‌تواند برای برخی، این تصور را ایجاد کند که با اثری فاقدِ اصالت و صرفاً کپی‌بردار مواجه هستند. در حالی که این شباهت‌ها ممکن است در نگاهِ اول، نظرِ منفی را برانگیزند، اما مخاطبِ دقیق، به محض گذشتن از چند فصلِ ابتدایی، متوجه می‌شود که این اثر، چیزی فراتر از یک کپیِ ساده را ارائه می‌دهد و به تدریج، هویتِ مستقل و جذابِ خود را کشف می‌کند.

نکتهٔ دیگر، حجمِ بالایِ محتوایِ موجود در پلتفرمِ وب‌تون و رقابتِ شدیدِ میانِ عناوینِ متعدد است. هر روز، وب‌تون‌هایِ جدیدی منتشر می‌شوند و توجهِ مخاطبانی را که زمانِ محدودی دارند، به خود جلب می‌کنند. در چنین فضایِ اشباع‌شده‌ای، اثری که با تأخیر و بدونِ سر و صدایِ تبلیغاتیِ گسترده وارد می‌شود، به راحتی می‌تواند در میانِ انبوهِ عناوین، گم شود و نادیده گرفته گردد. با این وجود، سابقهٔ موفقیتِ وب‌تون‌هایِ ژاپنیِ مشابه در همین پلتفرم، نشان می‌دهد که کیفیتِ نهایی، در نهایت، راهِ خود را به سویِ مخاطبانِ واقعی باز خواهد کرد و آثاری که از استحکامِ داستانی و هنریِ کافی برخوردار باشند، دیر یا زود، موردِ توجه و اقبالِ عمومی قرار خواهند گرفت.



مطالب مرتبط

دیگران نیز خوانده‌اند

نظرات

دیدگاه خود را اشتراک گذارید

0 دیدگاه
جدیدترین
قدیمی‌ترین بیشترین رای