-
0/10
جانشین رسمی سولو لولینگ در کرهی جنوبی معرفی شد!
ظهور یک تقلید صریح: معرفی «سیستم سایه»
موفقیت عظیم سولو لولینگ، موجی از تقلید، الگوبرداری و تلاش برای تکرار فرمول موفق آن را در میان نویسندگان و ناشران برانگیخته است.
در صنعت پرشتاب و پررونق وبتون کرهی جنوبی، جایی که هر روز اثری تازه متولد میشود و هر هفته، رکوردهای فروش و مخاطب جابهجا میگردد، «سولو لولینگ» (Solo Leveling) بیمنازع و بینظیر، به عنوان بزرگترین، موفقترین و تأثیرگذارترین مجموعهی تاریخ این رسانه شناخته میشود. اثری که از یک رمان اینترنتی ساده در سال ۲۰۱۶ آغاز شد، سپس در سال ۲۰۱۸ توسط استودیوی توانمند «ردایس» (Redice Studio) به یک وبتون خیرهکننده تبدیل گردید و نهایتاً در سال ۲۰۲۴ با اقتباس انیمهای موفق و پرهزینهی استودیوی «ای-۱ پیکچرز» (A-1 Pictures) به یک پدیدهی فراملی و تأثیرگذار بدل شد که مرزهای جغرافیایی و زبانی را درنوردید. موفقیت عظیم و همهجانبهی این اثر، نه تنها استانداردهای تازهای برای صنعت وبتون تعریف کرده، بلکه موجی از تقلید، الگوبرداری و تلاش برای تکرار فرمول موفق آن را در میان نویسندگان، ناشران و استودیوهای تازهکار برانگیخته است.
ظهور یک تقلید صریح: معرفی «سیستم سایه»
از میان این همه مقلد و دنبالهرو، مجموعهای جدید با عنوان بلند و توصیفی «سیستم سایه: مهار نیروی سایه برای تبدیلشدن به شکارچی نهایی» (Shadow System: Harnessing Shadow Power to Become the Ultimate Hunter) که به تازگی و از اوایل ژوئیه ۲۰۲۶، یعنی کمتر از یک ماه پیش، در پلتفرم معروف «وبتون» (Webtoon) به زبان انگلیسی منتشر شده، توجهات را به خود جلب کرده و بحثهای داغی را در میان هواداران، منتقدان و تحلیلگران صنعت وبتون برانگیخته است. این مجموعه که در اصل از فوریهی ۲۰۲۶ و به زبان کرهای در پلتفرم «تاپیتون» (Tappytoon) آغاز به کار کرده بود، اکنون با هشت فصل منتشرشده و وعدهی ادامهی منظم، خود را به عنوان جدیدترین، جسورانهترین و از برخی جهات، صریحترین تقلید از شاهکار چوگونگ معرفی میکند و پرسشهای بنیادینی را در مورد اصالت، خلاقیت، حقوق معنوی و آیندهی صنعت وبتون مطرح میسازد.
هنگامی که نام یک مجموعه، از همان ابتدا، به صراحت و بدون هیچ گونه پوششی، به مفاهیم کلیدی و بنیادین یک اثر دیگر اشاره دارد، میتوان حدس زد که با تقلیدی عریان و بیپرده مواجه هستیم. عنوان «سیستم سایه: مهار نیروی سایه برای تبدیلشدن به شکارچی نهایی»، خود به تنهایی، گویای تمام ماجراست و به وضوح نشان میدهد که این مجموعه، هستهی مرکزی داستان خود را از «سیستم» (System) و نیروی «سایه» (Shadow) در «سولو لولینگ» الهام گرفته، وام گرفته و به عاریت برده است. با این حال، این تنها نوک کوه یخ است و شباهتها بسیار فراتر از یک نام مشابه، به عمق شخصیتپردازی، چگونگی کسب قدرت، مکانیزمهای اصلی داستان و حتی طراحی ظاهری شخصیتها نفوذ کرده است.
شباهتهای فاحش؛ از نام تا سیستم قدرت و طراحی شخصیتها
شخصیت اصلی سیستم سایه، یعنی «لی ییبن» (Li Yiben)، درست مانند «سونگ جینو» (Sung Jinwoo) افسانهای، یک «شکارچی» (Hunter) است که در یک حادثهی تقریباً مرگبار، با خیانت همرزمانش مواجه میشود و در آستانهی مرگ، سیستمی مرموز و قدرتمند را در خود بیدار میکند. این سیستم، درست مانند نمونهی اصلی، مبتنی بر «سطحبندی» (Leveling Up)، انجام مأموریتها و کسب پاداشهای مختلف است و مهمتر از همه، به او تواناییهای شگفتانگیزی در ارتباط با سایهها اعطا میکند. توصیف رسمی این مجموعه در وبتون، به وضوح نشان میدهد که «لی ییبن» میتواند «سایهاش را به طور نامحدود تکامل بخشد، از سنگها برای تقویت دفاع آن استفاده کند، هیولاها را تکهتکه کند و از آنها تیغهایی بتراشد و حتی سایه را به لشکری از سایهها تقسیم کند». این توصیف، آنچنان آشکارا به قدرتهای «سایه» و «ارتش سایه» در «سولو لولینگ» اشاره دارد که هر خوانندهی آشنایی با آن اثر، بلافاصله شباهتها را درمییابد.
اما شاید بارزترین، بحثبرانگیزترین و غیرقابلانکارترین شباهت، توانایی «لی ییبن» در «احضار ارتش سایهها» (Summoning a Shadow Army) باشد. این مفهوم که بدون شک یکی از خلاقانهترین، بدیعترین و تأثیرگذارترین عناصر معرفیشده توسط «سولو لولینگ» بود و پیش از آن، چنین ایدهای با این گستردگی و پویایی در وبتونها سابقه نداشت، اکنون به شکلی کاملاً آشکار و بیتغییر در اثر جدید تکرار شده است. «لی ییبن» نیز میتواند سایههای دشمنان مقهور خود را به خدمت بگیرد و از آنها به عنوان سربازانی وفادار و قدرتمند در نبردهایش استفاده کند، که این دقیقاً همان توانایی اصلی و شاخص «سونگ جینو» است. علاوه بر این، هواداران تیزبین و وفادار هر دو مجموعه، به شباهتهای طراحی ظاهری میان «سونگ جینو» و «لی ییبن» نیز اشاره کردهاند. هر دو شخصیت، با هیکلی متناسب، چهرهای جدی و عزمی راسخ، در فضایی تاریک و مرموز به تصویر کشیده شدهاند که این شباهتهای بصری، هرچند ممکن است تا حدی ناشی از کلیشههای رایج در طراحی شخصیتهای اصلی وبتونهای اکشن باشد، اما در اینجا به دلیل انبوه شباهتهای دیگر، بسیار پررنگتر و بحثبرانگیزتر به نظر میرسد. جالبتر اینکه، «سیستم سایه» توسط استودیوی دیگری به نام «اسنپاستودیو» (SnapStudio) تولید شده است و این موضوع، انتقادات را در مورد تقلید صریح و بیپرده، بیش از پیش تشدید میکند، چراکه نمیتوان این شباهتهای فاحش را به گردن یک استودیوی مشترک یا یک «امضای بصری» واحد انداخت و آن را توجیه کرد.
واکنشها و جنجالها؛ آیا این تقلید میتواند به عنوان جایگزینی موقت عمل کند؟
انتشار این مجموعهی سیستم سایه، واکنشهای بسیار متفاوت و گاه متضادی را در میان هواداران و منتقدان برانگیخته است. طیفی از هواداران وفادار و متعصب «سولو لولینگ»، این اثر را نه یک ادای دین یا الهامگیری، بلکه یک «کپیبرداری نابخشودنی»، «دزدی ادبی» و «توهین آشکار» به خلاقیت و زحمات چوگونگ و تیم ردایس میدانند و آن را به شدت محکوم میکنند. این دسته از مخاطبان، معتقدند که چنین تقلیدهای عریانی، نه تنها به اعتبار و ارزش هنری اثر اصلی خدشه وارد میکند، بلکه به کلیت صنعت وبتون و فرهنگ خلاقیت در کرهی جنوبی نیز ضربه میزند و فضایی از تکرار و بیخلاقی را ترویج میدهد. آنها خواستار برخورد قانونی و اخلاقی با چنین آثاری هستند و از ترویج آنها در پلتفرمهای معتبری چون وبتون، ابراز نارضایتی و شگفتی میکنند.
با این حال، در سوی دیگر این طیف، برخی از هواداران و تحلیلگران، نگاهی عملگرایانهتر و مسامحهکارانهتر به این پدیده دارند. آنها استدلال میکنند که با توجه به محبوبیت بینظیر و تأثیرگذاری عظیم «سولو لولینگ»، ظهور چنین آثاری، اگر نه اجتنابناپذیر، حداقل قابلپیشبینی و طبیعی است. از منظر این گروه، «سیستم سایه» و آثاری از این دست، حداقل میتوانند در فاصلهی بین انتشار پروژههای جدید و اصلی «سولو لولینگ»، همچون دنبالهی مانهوایی «راگناروک» (Ragnarok) که در حال حاضر نیز در وضعیت تعلیق به سر میبرد و یا فیلم سینمایی «فراتر از سیستم» (Beyond the System) که قرار است در سال ۲۰۲۷ اکران شود، نیاز هواداران به محتوایی مشابه و هیجانانگیز را تا حدی برآورده سازند. بهعبارتی، این آثار میتوانند به عنوان یک «جایگزین موقت»، «مسکنی برای اشتیاق» یا «سرگرمیای مشابه» برای مخاطبانی عمل کنند که تشنهی ماجراجوییهای جدید با همان فضا و حسوحال «سولو لولینگ» هستند، بدون آنکه بخواهند از دنیای موردعلاقهی خود فاصله بگیرند و به جهانهای کاملاً ناآشنا و بیگانه قدم بگذارند.
دلایل موفقیت خیرهکنندهی «سولو لولینگ» و تأثیر آن بر صنعت وبتون
برای درک بهتر پدیدهی تقلید از «سولو لولینگ» و ظهور آثاری چون «سیستم سایه»، ناگزیر باید نگاهی عمیقتر به عوامل موفقیت خیرهکننده و بینظیر این مجموعهی عظیم انداخت. «سولو لولینگ» در زمان خود، با ترکیبی بدیع و هوشمندانه از عناصر آشنا و نوآوریهای جسورانه، توانست فرمولی تازه در صنعت وبتون عرضه کند که تا پیش از آن، کمتر اثری به چنین کاملبودن و جذابیت همگانی دست یافته بود. داستان «سونگ جینو»، شکارچی ضعیفی که از ته چاه ناامیدی به اوج قدرت صعود میکند، نه تنها یک روایت کلاسیک از «ضعیف به قوی» (Zero to Hero) را به تصویر میکشد، بلکه با سیستمهای سطحبندی، مأموریتها و پاداشهای شبیه به بازیهای ویدئویی، حس تعامل و درگیری ذهنی منحصربهفردی را در مخاطب ایجاد میکند. این رویکرد که به «عناصر گیملایت» (Game-like Elements) معروف است، به ویژه در میان نسل جوان و مخاطبانی که با بازیهای رایانهای و آرپیجیها (RPG) خو گرفتهاند، به شدت محبوب و جذاب واقع شد و آنها را به دنبالکردن هر هفتهی ماجراهای جینو، ترغیب و تشویق نمود.
در کنار این، یکی از نقاط قوت غیرقابلانکار و شاید بتوان گفت اصلیترین عامل تمایز «سولو لولینگ»، هنر خیرهکننده، سینمایی و پرجزئیات آن بود که توسط استودیوی ردایس و به ویژه هنرمند فقید، «دوبو» (DUBU) خلق شد. پانلهای پویا، صحنههای نبرد نفسگیر، طراحی منحصربهفرد هیولاها و ارواح سایه، و همچنین شخصیتپردازی بصریِ قدرتمند جینو، همگی دستبهدست هم دادند تا اثری خلق شود که در عین وفاداری به ریشههای ادبی خود، از نظر بصری نیز به یک شاهکار تمامعیار تبدیل شود و استانداردهای کیفی وبتون را به سطحی بیسابقه ارتقا دهد. این ترکیب طلایی از یک داستان گیرا، سیستمهای جذاب بازیوار و هنری درخشان، «سولو لولینگ» را به یک پدیدهی فراملی تبدیل کرد که توانست مخاطبان فراتر از مرزهای کرهی جنوبی را به خود جذب کند و راه را برای اقتباس انیمهای پرهزینه و موفق آن هموار سازد. موفقیت اقتباس انیمهای نیز خود، عاملی شد که بار دیگر، نور شدیدتری بر روی این اثر تابیده شود و آن را به الگویی برای تمامی وبتونهای مشتاق و تازهنفس بدل گرداند و پدیدآورندگان بسیاری را وسوسه کند تا از این فرمول جادویی در آثار خود بهرهجویند.
تأثیر روانی بر هواداران؛ چرا تقلیدها گاه مورد استقبال قرار میگیرند؟
پدیدهی استقبال از تقلیدها و آثار مشابه، به ویژه در مواردی که هواداران به پایان رسیدن یا توقف موقت یک اثر محبوب را تجربه میکنند، ریشههای روانی عمیقی دارد که درک آن برای تحلیل واکنشها به «سیستم سایه» ضروری است. وقتی مخاطبانی که ماهها و سالها با شخصیتها و جهانی از یک اثر، همچون «سولو لولینگ»، همذاتپنداری و عاطفه کردهاند، ناگهان با توقف یا پایان موقت آن مواجه میشوند، نوعی خلأ عاطفی و احساس دلتنگی در آنها شکل میگیرد که نیاز به پر شدن دارد. در این شرایط، مشاهدهی یک اثر جدید که عناصر آشنا و مشابهی با اثر محبوبشان دارد، میتواند حس دلخوشی، آشنایی و امنیت را در آنها بازگرداند و تا حدی، فقدان محتوای تازه از سوی اثر اصلی را جبران کند، حتی اگر آن اثر از نظر کیفی پایینتر باشد یا شباهتهای آن به حدی برسد که آن را به یک «کپی» تبدیل کند.
از سوی دیگر، برخی هواداران، با نگاهی منتقدانه و تحلیلی، مشاهدهی تقلیدها را به عنوان یک پدیدهی جذاب و قابلبررسی دنبال میکنند و لذت آنها در کشف شباهتها، تفاوتها، نقاط قوت و ضعف و میزان موفقیت یک اثر در تقلید از یک شاهکار است و میتواند به خودی خود، به یک سرگرمی فکری و تحلیلی برای آنها تبدیل شود. این دسته از مخاطبان، «سیستم سایه» را نه به عنوان یک جایگزین، بلکه به عنوان یک پدیدهی قابل مطالعه و بررسی مینگرند و سعی میکنند که نقاط اشتراک و افتراق آن را با «سولو لولینگ» پیدا کنند و بر اساس آن، دربارهی کیفیت، خلاقیت و اصالت هر دو اثر قضاوت کنند.
چالشهای حقوقی و اخلاقی؛ مرز باریک میان الهامگیری و کپیبرداری
شباهتهای گستردهی «سیستم سایه» به «سولو لولینگ»، پرسشهای جدی و بنیادینی را در مورد حقوق معنوی و مالکیت فکری در صنعت وبتون مطرح میکند که فراتر از یک جنجال گذرا و هواداری است. در هر حوزهی هنری، مرز باریکی میان «الهامگیری» مشروع و قابلقبول از یک اثر پیشرو و «کپیبرداری» یا «تقلید» صرف و فاقد خلاقیت وجود دارد، اما در صنعت وبتون که هنوز قوانین و مقررات مدون و جامعی برای حمایت از حقوق پدیدآورندگان در سطح بینالمللی وجود ندارد، این مرزها بسیار مبهمتر و شکنندهتر شدهاند. استفاده از مفاهیمی چون «سیستم»، «سطحبندی» و حتی «ارتش سایهها»، اگرچه ممکن است در نگاه اول، تقلیدی آشکار به نظر برسد، اما در دادگاهها، اثبات نقض مستقیم حق نشر یا کپیبرداری غیرمجاز، بسیار دشوار و پیچیده است، چراکه این مفاهیم به خودی خود، ایدههای کلی و عمومی محسوب میشوند که در بسیاری از آثار دیگر نیز دیده شدهاند و نمیتوان آنها را منحصراً به یک اثر خاص نسبت داد. در چنین شرایطی، ناشران و پلتفرمهایی مانند «وبتون» با چه معیارهایی باید عمل کنند و آیا مسئولیتهایی در قبال حمایت از آثار اصیل و جلوگیری از ترویج تقلیدهای عریان دارند؟
این پرسشهای اخلاقی و حقوقی، نیازمند یک گفتوگوی گستردهتر و جدیتر میان دستاندرکاران صنعت، حقوقدانان، منتقدان و خود هنرمندان است تا بتوان به چارچوبی شفاف و عملی برای تشخیص و برخورد با آثار تقلیدی دست یافت. در غیاب چنین چارچوبی، ممکن است شاهد افزایش روزافزون آثاری باشیم که با حداقل تغییرات، به کپیبرداری از موفقترین عناصر آثار بزرگ میپردازند و به تدریج، فضای صنعت وبتون را از خلاقیت و نوآوری تهی میسازند. از سوی دیگر، نباید فراموش کرد که برخی از بزرگترین و موفقترین آثار تاریخ هنر، خود از دلِ «الهامگیری» از آثار پیشین زاده شدهاند و تفاوت آنها با تقلیدهای صرف، در نگاه نو، جهانسازی منحصربهفرد، شخصیتپردازی عمیق و تلاش برای خلق چیزی جدید و متفاوت در عین وفاداری به ریشهها بوده است.
نظرات
دیدگاه خود را اشتراک گذارید