آخرین تریلر فیلم Spider-Man: Brand New Day
بهترین انیمه های غیر شونن ساخته شده از ۲۰۰۰ به بعد
1%
  • 0/10

بهترین انیمه های غیر شونن ساخته شده از ۲۰۰۰ به بعد

انیمه‌های غیرشونن، گنجینه‌ای از تنوع و عمق

بهترین انیمه های غیر شونن ساخته شده از ۲۰۰۰ به بعد ۰ 2 ساعت قبل مقالات جانبی انیمه کپی لینک

بررسی ده نمونه‌ی برجسته از انیمه های غیر شونن ساخته شده از دهه ۲۰۰۰ به بعد که هر یک به نحوی، مرزهای داستان‌سرایی و سبک را درنوردیده‌اند.

بدون تردید، جمعیت هدف «شونن» (Shonen) بزرگترین و شناخته‌شده‌ترین مخاطب انیمه در جهان به شمار می‌رود و دهه‌هاست که مسئول خلق پرطرفدارترین و فراگیرترین آثار این رسانه بوده است. از سریال‌های اکشن پرهیجان گرفته تا داستان‌های عاشقانه‌ی دل‌نشین و کمدی‌های پرشور، انیمه‌های شونن در ژانرهای گوناگون تبحر دارند و همین تنوع و جذابیت همگانی، دلیل اصلی سلطه‌ی طولانی‌مدت آن‌ها بر دنیای انیمه است. با این حال، هرچند محبوبیت بی‌نظیر آثار شونن ممکن است تا حدی سایر گروه‌های جمعیتی را تحت‌الشعاع قرار دهد، اما به هیچ وجه تمام شاهکارهای انیمه در قرن بیست و یکم به این دسته تعلق ندارند. از میان بهترین سریال‌های انیمه‌ای که از سال ۲۰۰۰ به بعد پخش شده‌اند، تعداد قابل‌توجهی هیچ شباهتی به محبوب‌ترین گونه‌ی انیمه ندارند، با این حال هیچ کس در مورد جایگاه والای آن‌ها به عنوان برترین‌های این هنر-صنعت تردیدی به خود راه نمی‌دهد. در ادامه، به بررسی ده نمونه‌ی برجسته از انیمه های غیر شونن ساخته شده از دهه ۲۰۰۰ به بعد می‌پردازیم که هر یک به نحوی، مرزهای داستان‌سرایی و سبک را درنوردیده‌اند.

افالسیال؛ طغیانی علیه قراردادها در شش قسمت

سریال «افالسیال» (FLCL) که در سال ۲۰۰۰ میلادی پخش شد، بی‌گمان یکی از بهترین انیمه های غیر شونن است که از همان ابتدا، همه‌ی قواعد مرسوم را به چالش کشید. داستان این مجموعه‌ی شش‌قسمتی با ورود ناگهانی یک بیگانه‌ی شوریده‌حال به نام «هاروکو» آغاز می‌شود که با وسیله‌ی نقلیه‌ی خود، یعنی یک اسکوتر وسپا، به پسر نوجوانی به نام «ناوتا» برخورد می‌کند و بدین ترتیب، آشوب‌انگیزترین و حیرت‌آورترین فصل از دوران نوجوانی او را کلید می‌زند.

آنچه «افالسیال» را در تاریخ انیمه ماندگار کرده، جسارت بی‌حدوحصر آن در تغییر سبک‌های انیمیشنی، استفاده از طنزی پوچ و سرشار از انرژی، صحنه‌های اکشن پویا و در عین حال، گنجاندن درامی عمیق و تأثیرگذار از بلوغ عاطفی در زیر لایه‌های این همه هرج‌ومرج است. حتی اگر مخاطب در مواجهه با این جشن بی‌باکانه‌ی خلاقیت، احساس غرق‌شدگی کند، به سختی می‌تواند تأثیر عمیق آن را انکار کند. «افالسیال» به ما می‌آموزد که گاهی برای بیان عمیق‌ترین مفاهیم انسانی، نیازی به رعایت خط‌ومرزهای مرسوم نیست و می‌توان در قالبی کوتاه، اثری خلق کرد که برای نسل‌ها، الهام‌بخش و ماندگار باشد.

گورن لاگان؛ انفجاری از شور و حماسه در ژانر مکا

اثر کلاسیک دیگر از استودیوی «گایناکس» در دهه‌ی ۲۰۰۰، «گورن لاگان» (Gurren Lagann) نیز همچون «افالسیال» از پیمودن راه‌های تکراری ابا دارد و با الهام از مکاهای سبک «ابر ربات» دهه‌ی ۱۹۷۰، حماسه‌ای پرشور و مهیج از نبرد بشریت ستمدیده در اعماق زمین با هیولاهای وحشی را روایت می‌کند. طرح داستان این مجموعه با هر قسمت، ابعاد تازه‌تری به خود می‌گیرد و مخاطب را به سفری پرفرازونشیب می‌برد.

«گورن لاگان» در ظاهر، جشنی است برای روح سرکش انسانی که منطق خشک را کنار می‌نهد و به قاعده‌ی «جذابیت محض» تن می‌دهد، اما به هیچ وجه یک نمایش صرفاً سرگرم‌کننده و فاقد عمق نیست. این سریال در عین حال که شاداب و اغراق‌آمیز باقی می‌ماند، از پیچیدگی‌های عاطفی غافل نمی‌شود و به جای نادیده گرفتن تراژدی‌ها و سختی‌ها، به مخاطب خود می‌آموزد که چگونه بر آن‌ها غلبه کند. این ترکیب هوشمندانه از شور و شعور، «گورن لاگان» را به یکی از تأثیرگذارترین آثار مکای تاریخ تبدیل کرده است.

موشیشی؛ آرامشی عمیق در جهانی مرموز

در تضاد کامل با آثار پرهیجان ذکرشده، «موشیشی» (Mushishi) مخاطب را با فضای آرام، زیبایی‌های ساکن و عمقی لطیف مجذوب خود می‌کند. این سریال در ژانر «ایاشیکی» (درمان‌بخش)، سفرهای «گینکو»، استاد موشی، را روایت می‌کند که به انسان‌ها در همزیستی با موجودات ماورایی نامرئی کمک می‌کند. این موجودات اگرچه شرور یا خیرخواه نیستند، اما گاه به طور ناخواسته مشکلاتی را برای انسان‌ها ایجاد می‌کنند.

اگرچه محور داستان بر موجودات فراطبیعی است، «موشیشی» حرف‌های بسیاری برای گفتن درباره‌ی دغدغه‌های انسان‌های عادی دارد و زندگی‌هایی را به تصویر می‌کشد که با وجود سادگی، سرشار از تراژدی‌ها و شگفتی‌های بزرگ هستند. دنبال‌کردن سفرهای گینکو، تجربه‌ای بی‌نهایت آرامش‌بخش است، اما سریال هرگز از پرسیدن پرسش‌های بنیادین درباره‌ی معنای زندگی، پیچیدگی‌های رابطه‌ی انسان با طبیعت و ظرافت‌های درک زیبایی‌های خاموش هستی، ابایی ندارد. «موشیشی» نشان می‌دهد که عمیق‌ترین تأملات فلسفی را می‌توان در قالب آرام‌ترین روایت‌ها گنجاند.

کهکشان تاتامی؛ روایتی شخصی در لباسی سورئال

«کهکشان تاتامی» (The Tatami Galaxy) از همان نگاه اول، با تصاویر خیره‌کننده و سورئال خود، از سایر انیمه‌ها متمایز می‌شود و به عنوان یکی از بهترین انیمه های غیر شونن، با داستانی به همان اندازه نامتعارف، این تمایز را به اثبات می‌رساند. داستان حول محور قهرمانی بی‌نام می‌گردد که در میان واقعیت‌های موازی مختلف سفر می‌کند و در هر کدام، مسیرهای پوچ و گاه خنده‌داری را که زندگی دانشگاهی‌اش می‌توانست طی کند، تجربه می‌کند، همه در حالی که به دنبال «زندگی آرمانی دانشگاهی» می‌گردد.

این مجموعه با ریتمی تند، فضایی فانتزی و طنزی غیرمنتظره، با وجود ظاهری آوانگارد، در هسته‌ی خود داستانی عمیقاً شخصی و ملموس را روایت می‌کند. پیام نهایی آن این است که غم‌خوردن برای فرصت‌های ازدست‌رفته و «چه‌می‌شدها»، بی‌فایده است و باید به جای ماندن در گذشته، به سوی آینده گام برداشت. «کهکشان تاتامی» به زیبایی نشان می‌دهد که چگونه فرمی بدیع و تجربی، می‌تواند حامل قدیمی‌ترین و جهانی‌ترین دغدغه‌های انسانی باشد.

شووا گنروکو راکوگو شینجو؛ درامی عمیق با موضوعی نادر

«جوسی» (Josei، انیمه‌های ویژه‌ی زنان بزرگسال)، بدون شک یکی از مظلوم‌ترین و نادیده‌گرفته‌شده‌ترین گروه‌های جمعیتی در انیمه و مانگا است. این در حالی است که آثاری عمیق، غنی از نظر عاطفی و تأمل‌برانگیز در این دسته تولید می‌شوند. یکی از این گوهرهای نادیده، مجموعه‌ی «شووا گنروکو راکوگو شینجو» (Showa Genroku Rakugo Shinju) محصول سال ۲۰۱۶ است که داستانی را در طی چند نسل از اجراکنندگان هنر «راکوگو» (داستان‌سرایی کمیک) روایت می‌کند و به کاوشی صمیمانه در پیوندهای پیچیده‌ی شخصیت‌ها با تاریخ، میراث و هنر می‌پردازد.

این مجموعه به عنوان یکی دیگر از بهترین انیمه های غیر شونن، یک درام شخصیت‌محور باشکوه است که به راحتی حتی کسانی را که هیچ آشنایی یا علاقه‌ای به هنر راکوگو ندارند، مجذوب خود می‌کند. «شووا گنروکو راکوگو شینجو» از کلیشه‌های رایج انیمه پرهیز می‌کند و در عوض، شخصیت‌هایی می‌سازد که همچون انسان‌های واقعی، دارای نقاط ضعف، حسرت‌ها، احساسات متناقض و ظرفیت تغییر و رشد هستند و مخاطب را به سفری احساسی و عمیق در دل سنت و نوآوری می‌برد.

هایبانه رنمئی؛ زیبایی‌ای وهم‌آلود و مسحورکننده

«هایبانه رنمئی» (Haibane Renmei) یکی دیگر از بهترین انیمه های غیر شونن است که زمانی، نخستین انتخاب برای طرفداران انیمه‌های غیرمعمول به شمار می‌رفت. این سریال، مخاطب را به سفری اندوه‌بار و تأمل‌برانگیز در مفاهیم سوگ، پشیمانی و رستگاری می‌برد. قهرمانان این داستان، هایبانه‌ها، موجوداتی با بال و هاله هستند که بدون هیچ خاطره‌ای در شهر اسرارآمیزی به نام «گلی» بیدار می‌شوند و سعی می‌کنند زندگی‌ای را بدون گذشته و با آینده‌ای مبهم سپری کنند.

با وجود فضای رمزآلود، «هایبانه رنمئی» یک انیمه‌ی معمایی متعارف نیست که در پی پاسخ‌گویی به تمام پرسش‌های مخاطب باشد. در عوض، بیننده را به جست‌وجوی پاسخ دعوت می‌کند تا در فضای فریبنده و در عین حال وهم‌آلود اثر غوطه‌ور شود و خود، تکه‌های پازل را کنار هم بچیند. این رویکرد، تجربه‌ای منحصربه‌فرد و شخصی را برای هر مخاطب رقم می‌زند.

وینلند ساگا؛ سفری به دل عصر خشن وایکینگ‌ها

جديدترين اثر در میان انیمه های غیر شونن برتر این قرن، «واینلند ساگا» (Vinland Saga) است که در ابتدا با فضای منحصربه‌فرد عصر وایکینگ‌ها و خشونت بی‌پرده‌ی خود، مخاطبان را شیفته‌ی خود کرد. فصل اول این سریال، داستانی خشن از انتقام‌جویی را در بستری از جنگ، توطئه‌های سیاسی و بیرحمی انسانی به تصویر می‌کشد.

با این حال، آنچه «واینلند ساگا» را به یکی از بهترین انیمه‌های نسل اخیر تبدیل کرده، نه خون‌ریزی و خشونت، بلکه توانایی آن در زیر پا گذاشتن انتظارات و اولویت‌دادن به عمق مضمونی بر هیجان سطحی است. در فصل دوم، جایی که شخصیت اصلی، «ثورفین»، از مسیر انتقام روی گردانده و آرمان‌های صلح‌طلبی و شفقت را در بر می‌گیرد، اثر به شکلی واقعی به یک شاهکار تبدیل می‌شود. این تحول عمیق شخصیتی، نشان‌دهنده‌ی پختگی روایت و جسارت در به تصویر کشیدن سیر تکامل اخلاقی یک انسان است.

مظنون به پارانویا؛ دلهره‌ای همیشگی از دل جامعه

کارگردان افسانه‌ای، «ساتوشی کن»، بیشتر با فیلم‌های بلند سینمایی خود همچون «پررفکت بلو» و «پاپریکا» شناخته می‌شود. با این حال، او یک مجموعه‌ی تلویزیونی نیز ساخته است که به اندازه‌ی فیلم‌های بی‌نظیرش، استادانه از آب درآمده است. داستان «مظنون به پارانویا» (Paranoia Agent) از رویارویی افراد مختلف با افسانه‌ی شهری موجودی به نام «لیتل اسلاگر» (Little Slugger) شکل می‌گیرد؛ یک نوجوان مرموز که با یک چوب بیسبال طلایی به رهگذران حمله می‌کند.

با این حال، این سریال که به عنوان یکی دیگر از بهترین انیمه های غیر شونن شناخته شده است، از پدیده‌ی «لیتل اسلاگر» برای کاوش در روان‌رنجوری‌های فراگیر جامعه‌ی معاصر همچون بیگانگی اجتماعی، آرزوهای گریزپا و هیستری جمعی استفاده می‌کند. «مظنون به پارانویا» با صراحتی بی‌پروا، فضایی ذهن‌بازکن و ترسی واقعی، یک تریلر روان‌شناختی برجسته است که پس از بیش از بیست سال از پخش اولیه‌اش، هنوز هم طراوت و ارتباط خود با دغدغه‌های بشری را از دست نداده است.

استینز؛ گیت؛ نبردی نفس‌گیر با قوانین زمان

با وجود اینکه سفر در زمان، موضوعی بسیار محبوب در ژانر علمی-تخیلی است، پیاده‌سازی آن بدون ایجاد تناقض‌های داستانی، یکی از دشوارترین کارها محسوب می‌شود. با این حال، داستان سفر در زمان در «استینز؛ گیت» (Steins;Gate) هم هیجان‌انگیز است و هم به طرز شگفت‌آوری از منطق داستانی محکمی برخوردار است، که این موفقیت وقتی قابل‌توجه‌تر می‌شود که بدانیم اثر اقتباسی از یک رمان تصویری است.

داستان از جایی آغاز می‌شود که «اوکابه»، دانشمندی خودخوانده و دیوانه، کشف می‌کند که جدیدترین اختراع آزمایشگاه موقتی‌اش می‌تواند پیام‌های متنی را به گذشته بفرستد. این روش هک کردن زمان، به سرعت او را به داستانی ترسناک می‌کشاند که در آن باید با سازمان‌های مخفی مقابله کند و برای نجات عزیزانش از سرنوشتی حتمی، با زمان مسابقه دهد. «استینز؛ گیت» یک ماجراجویی غیرقابل‌پیش‌بینی و مهیج است که مخاطب را از ابتدا تا انتها، با نفس‌های حبس‌شده پای صفحه‌های نمایش می‌نشاند.

مانستر؛ تریلری هوشمند و کندسوز بدون هیچ نقطه‌ی ضعفی

«مانستر» (Monster) که به عنوان یکی دیگر از بهترین انیمه های غیر شونن به خاطر واقع‌گرایی و عمق فلسفی ستوده می‌شود، داستان خود را با انتخاب اخلاقی یک جراح برجسته‌ی مغز و اعصاب به نام «کنزو تنما» آغاز می‌کند. او در اوج شهرت، زندگی یک کودک را بر زندگی یک سیاستمدار بانفوذ ترجیح می‌دهد و این تصمیم شریف، عواقبی غیرمنتظره به دنبال دارد؛ چرا که آن کودک، «یوهان لیبرت»، در بزرگسالی به یک قاتل زنجیره‌ای بی‌رحم تبدیل می‌شود و تنما خود را موظف می‌بیند که این هیولای ساخته‌ی دست خود را متوقف کند.

«مانستر» یک کلاسور بی‌نظیر از داستان‌سرایی تریلر روان‌شناختی است که با وجود ریتم کند خود، حتی یک لحظه هم به مخاطب فرصت آرامش نمی‌دهد. کشمکش کند و هوشمندانه‌ی بین یوهان و تنما، به عنوان یک درام شخصیت‌محور و زمینی با فشاری ملموس و تحولی دقیق در روان هر شخصیت به تصویر کشیده شده است؛ همان نوع روایت پیچیده و بالغی که مخاطبان بسیاری را به سمت جمعیت هدف «سینن» (Seinen) جذب می‌کند. این اثر به خوبی نشان می‌دهد که دلهره و تعلیق را می‌توان نه در شتاب و هیاهو، که در سکوت و کندیِ یک تعقیب‌وگریز روانی جست.

مرور این ده اثر برجسته که در بازه‌ی زمانی بیست‌وپنج ساله‌ی اخیر پخش شده‌اند، به خوبی وسعت و ژرفای بی‌نظیر انیمه را در فراسوی محبوب‌ترین جمعیت هدف آن، یعنی شونن، به تصویر می‌کشد. آنچه این مجموعه‌ها را علیرغم تفاوت‌های بنیادین‌شان در سبک، ژانر و مخاطب، در کنار هم قرار می‌دهد، جسارتی است که در روایت، فرم و محتوای خود به خرج داده‌اند. این آثار هر یک به نحوی، مرزهای مرسوم داستان‌سرایی انیمه را درنوردیده و ثابت کرده‌اند که این رسانه، ظرفیت پذیرش هر نوع روایت انسانی را با هر درجه از پیچیدگی، ظرافت و جسارت دارد.

تنوع موضوعی در این فهرست، شگفت‌انگیز است. از تریلر روان‌شناختیِ واقع‌گرایانه‌ی «مانستر» و «مظنون به پارانویا» گرفته تا حماسه‌ی فلسفیِ «واینلند ساگا» و درام تاریخیِ «شووا گنروکو راکوگو شینجو»، همگی نشان می‌دهند که انیمه دیگر صرفاً یک سرگرمی برای نوجوانان نیست، بلکه بستری بالغ و عمیق برای مواجهه با پرسش‌های بنیادین هستی، اخلاق، هویت و روان آدمی فراهم آورده است. آثار آرامش‌بخش و تأملی‌ای چون «موشیشی» و «هایبانه رنمئی» نیز از این قاعده مستثنی نیستند؛ آن‌ها در سکوت و زیبایی خویش، مخاطب را به سفری درونی دعوت می‌کنند و به او می‌آموزند که عمیق‌ترین معانی زندگی را نه در هیاهو و خشونت، که در لطیف‌ترین لحظات و ساده‌ترین تجربه‌ها می‌توان یافت.



مطالب مرتبط

دیگران نیز خوانده‌اند

نظرات

دیدگاه خود را اشتراک گذارید

0 دیدگاه
جدیدترین
قدیمی‌ترین بیشترین رای