خط داستانی MCU Avengers: Doomsday
1%
  • 0/10

پنج خط داستانی MCU که پیش از Avengers: Doomsday باید به خاطر بیاورید

نکاتی مهمی که یادآوری آن‌ها ضروری است

پنج خط داستانی MCU که پیش از Avengers: Doomsday باید به خاطر بیاورید ۰ 1 ساعت قبل مقالات جانبی (سینمایی) کپی لینک

چندین خط داستانی مهم از MCU وجود دارند که یادآوری آن‌ها پیش از تماشای فیلم مورد انتظار Avengers: Doomsday برای تمامی مخاطبین ضروری است.

فصل بزرگ بعدی دنیای سینمایی مارول به‌زودی روی پرده‌های بزرگ سینما اکران خواهد شد، اما از زمان آخرین حماسه‌ای که جهان این مجموعه را زیرورو کرد تا امروز، اتفاقات بسیار زیادی رخ داده است. مارول بیش از هر زمان دیگری محتوا تولید کرده و به همین دلیل، برای اینکه همه مخاطبان پیش از تماشای این فیلم از اتفاقات مهم مطلع باشند، امروز قصد داریم پنج خط داستانی ضروری دنیای سینمایی مارول را مرور کنیم که دانستن آن‌ها اهمیت زیادی دارد. پس بدون مقدمه بیشتر، به سراغ پنج مورد از مهم‌ترین نکات و خط داستانی MCU می‌رویم که باید پیش از تماشای Avengers: Doomsday به خاطر داشته باشید.

5 – لوکی و احیای چندجهانی

چندجهانی به بخش جدایی‌ناپذیری از دنیای سینمایی مارول تبدیل شده و بدون لوکی اصلا وجود نداشت. منظور دقیق‌تر، نسخه‌ای از لوکی است که در سال ۲۰۱۲ و در جریان اتفاقات مربوط به سفر در زمان که به شکست تانوس در Avengers: Endgame کمک کردند، از دستگیری فرار کرد. این نسخه از لوکی بعدها به‌اجبار به سازمان تغییرات زمانی (TVA) ملحق شد و با کسی که باقی می‌ماند (He Who Remains) روبه‌رو شد. او آخرین نسخه از کانگ فاتح بود که تمام خطوط زمانی منشعب‌شده را از بین برده بود تا مطمئن شود نسخه‌های دیگرش نمی‌توانند در جنگی چندجهانی همه‌چیز را نابود کنند.

در پایان فصل دوم سریال Loki، این خدای شرارت با تبدیل شدن به ناظر جدید چندجهانی، آن را احیا کرد و با نظارت از انتهای زمان، اطمینان حاصل کرد که تمام خطوط زمانی بدون دخالت کانگ بتوانند به حیات خود ادامه دهند. طبیعتا این اتفاق زمینه‌ساز برخورد جهان‌های متعددی در Doomsday و وقوع تهاجم‌های چندجهانی (Incursions) می‌شود؛ رویدادی که در آن جهان‌های مختلف شروع به نفوذ در یکدیگر کرده‌اند. با توجه به اینکه لوکی اکنون خدای جدید چندجهانی است و ثور نیز یکی از شخصیت‌های محوری Doomsday خواهد بود، احتمال زیادی وجود دارد که این دو به شکلی با یکدیگر تعامل داشته باشند. حتی ممکن است لوکی از ثور بخواهد که جلوی نابودی همه‌چیز به دست دوم را بگیرد.

4 – ورود مونیکا رمبو به خط زمانی مردان ایکس

مردان ایکس هنوز در خط زمانی اصلی دنیای سینمایی مارول شکل نگرفته‌اند، اما به‌خوبی می‌دانیم که آن‌ها در جهان‌های دیگری وجود دارند. این موضوع در پایان The Marvels به نمایش درآمد؛ جایی که کاپیتان مارول، میس مارول و مونیکا رمبو در شکافی میان واقعیت‌ها گرفتار شدند که شباهت زیادی به یک تهاجم چندجهانی داشت. مونیکا موفق شد با انفجاری عظیم از انرژی، این شکاف را ببندد اما در نتیجه آن در جهان دیگری گرفتار شد. او در آنجا به هوش آمد و دید که بیست از گروه مردان ایکس بالای سرش ایستاده است.

قرار است مردان ایکس نقش بسیار مهم و بزرگی در Doomsday داشته باشند و به نظر می‌رسد درگیری میان آن‌ها و انتقام‌جویان اجتناب‌ناپذیر باشد. البته با توجه به حضور مونیکا در جهان آن‌ها، احتمالا او همان حلقه ارتباطی خواهد بود که این دو گروه را در زمان رویارویی با یکدیگر به هم پیوند می‌دهد و به آن‌ها کمک می‌کند متوجه شوند همگی هدف مشترکی دارند: متوقف کردن دوم. شکست دادن دکتر دوم به همکاری تمام گروه‌های قهرمانی نیاز دارد و مونیکا تنها کسی است که با هر دو گروه همکاری داشته؛ بنابراین می‌تواند به شکلی که از عهده هیچ‌کس دیگری برنمی‌آید، آن‌ها را به همکاری با یکدیگر هدایت کند. همچنین نباید فراموش کنیم که او ثابت کرد تهاجم‌های چندجهانی را می‌توان با انرژی کافی متوقف کرد؛ موضوعی که احتمالا اهمیت زیادی در ادامه خط داستانی MCU و فیلم Avengers: Doomsday خواهد داشت.

3 – وجود موجودات لنگر (Anchor Beings)

فیلم Deadpool & Wolverine کارهای بسیار بیشتری از پیوند دادن وید ویلسون و ولورین افسانه‌ای انجام داد. این فیلم همچنین مشخص کرد که هر جهان حول محور شخصیتی می‌چرخد که نقش موجود لنگر (Anchor Being) را ایفا می‌کند. با مرگ این شخصیت، کل جهان شروع به فروپاشی می‌کند، اما نکته مهم این است که فیلم نشان داد یک یا چند شخصیت دیگر نیز می‌توانند به موجود لنگر جدید یک جهان تبدیل شوند و آن را از نابودی نجات دهند. بدون شک، این موضوع در نقشه دوم اهمیت خواهد داشت. بالاخره بسیار محتمل است که مرد آهنی یا استیو راجرز موجود لنگر دنیای سینمایی مارول بوده باشند، اما هر دوی آن‌ها مدت‌هاست که از دست رفته‌اند.

رابرت داونی جونیور (Robert Downey Jr) نقش دوم را ایفا می‌کند و قرار است استیو نیز بازگردد، اما این احتمال وجود دارد که او در قالب یک قهرمان ظاهر نشود. اگر قرار باشد یکی از این دو قهرمان موجود لنگر باشد، ممکن است هدف نهایی دوم تصاحب این جایگاه و تبدیل شدن به موجود لنگر تمام واقعیت‌ها باشد تا به فرمانروای مطلق همه‌چیز تبدیل شود. البته اگر کاپیتان آمریکای بازگشته شخصیت شروری باشد، ممکن است تلاش کند جایگاه موجود لنگر جدید دنیای سینمایی مارول را از آن خود کند تا کنترل واقعیت آن را به دست بگیرد. به هر شکلی که این ماجرا پیش برود، مفهوم موجودات لنگر قطعا به شکلی در این داستان اهمیت پیدا خواهد کرد.

2 – دو گروه انتقام‌جویان

همان‌طور که در صحنه پس از تیتراژ Thunderbolts* نشان داده شد، اکنون دو گروه انتقام‌جو در حال فعالیت هستند. یلنا رهبری گروه انتقام‌جویان جدید را بر عهده دارد؛ گروهی که پس از نجات شهر نیویورک از دست وُید، به‌عنوان قهرمانان نسل بعدی معرفی شدند. در سوی دیگر، سم ویلسون، کاپیتان آمریکای جدید، گروه انتقام‌جویان مخصوص خودش را تشکیل داده تا عنوان این گروه را از آن‌ها پس بگیرد. در عمل، جامعه ابرقهرمانان به دو نیم تقسیم شده و مرزی میان کسانی که از یلنا حمایت می‌کنند و افرادی که پیرو کاپیتان آمریکا هستند، شکل گرفته است. با توجه به خشم و تنشی که در آن صحنه دیده می‌شود، به نظر می‌رسد این دو گروه با یکدیگر خصومت دارند.

درست مانند زمانی که تانوس به جان قهرمانان زمین افتاد، ابرقهرمانان دنیای سینمایی مارول اکنون به جان یکدیگر افتاده‌اند؛ درحالی‌که باید در کنار هم بایستند. با توجه به رقابت میان این دو گروه برای اثبات اینکه کدام‌یک انتقام‌جویان واقعی هستند، این احتمال وجود دارد که گروه انتقام‌جویان جدید به‌تنهایی برای همکاری با چهار شگفت‌انگیز اقدام کند، چراکه آن‌ها زودتر از گروه دیگر این تیم را پیدا کردند. بدون همکاری تمام قهرمانان، هیچ شانسی برای متوقف کردن دوم وجود ندارد و در حال حاضر، آن‌ها قطعاً در یک جبهه قرار ندارند.

1 – قدرت فرانکلین در تغییر واقعیت

البته مهم‌ترین خط داستانی که باید به خاطر داشته باشید، مستقیما آغازگر این کراس‌اور عظیم خواهد بود. صحنه پس از تیتراژ فیلم Fantastic Four: First Steps نشان داد که دکتر دوم، فرانکلین ریچاردز خردسال را ربوده است؛ اتفاقی که چهار شگفت‌انگیز را وادار می‌کند برای بازگرداندن او در چندجهانی سفر کنند. دلیل ربودن این پسر توسط دوم، قدرتی است که او در اختیار دارد؛ قدرتی فراتر از هر فرد دیگری در واقعیت که به او اجازه می‌دهد تنها با فکر کردن، هر چیزی را به معنای واقعی کلمه از نو بنویسد. گالاکتوس نیز در ابتدا به زمین چهار شگفت‌انگیز سفر کرد، زیرا قدرت خارق‌العاده فرانکلین را احساس کرده بود.

تمام اتفاقات Doomsday حول قدرت توقف‌ناپذیر دوم خواهد چرخید و احتمالا سرچشمه این قدرت، فرانکلین است. اگر دوم راهی برای کنترل یا تصاحب قدرت‌های فرانکلین پیدا کرده باشد، بدون شک به قدرتمندترین فرد در تاریخ دنیای سینمایی مارول تبدیل خواهد شد. فرانکلین در صورت تسلط کامل بر توانایی‌هایش می‌تواند سنگ‌های ابدیت را به اسباب‌بازی‌هایی بی‌ارزش تبدیل کند و تقریبا قطعی است که این قدرت، نیروی محرکه نقشه دوم برای به دست گرفتن کنترل همه‌چیز خواهد بود. اکنون رقابتی برای نجات فرانکلین پیش از تکمیل نقشه دوم آغاز شده است.



مطالب مرتبط

دیگران نیز خوانده‌اند

نظرات

دیدگاه خود را اشتراک گذارید

0 دیدگاه
جدیدترین
قدیمی‌ترین بیشترین رای