-
0/10
ده فیلم علمی تخیلی که با هر تماشا بهتر میشوند
آثاری که تماشای مجددشان، پاداش بیشتری به مخاطبین میدهند
در این مطلب قصد داریم نگاهی داشته باشیم به ده فیلم در ژانر علمی تخیلی که با هر بار تماشا، جذابتر و بهتر شده و پاداش بیشتری به مخاطبین خود میدهند.
ژانر علمی تخیلی یا Sci-fi بیدلیل محبوب و هیجانانگیز نیست. با پیرنگهای مهیج، مضامین تاملبرانگیز و گاهی مفاهیم دگرگونکنندهی واقعیت، داستانهای علمی تخیلی تخیل انسان را به شکلی بینظیر تسخیر میکنند به ویژه وقتی صحبت از سینما باشد. جذابیت ماجرا زمانی بیشتر میشود که برخی فیلمهای این سبک نه تنها در اولین تماشا عالی هستند بلکه با هر بار بازبینی بهتر و بهتر میشوند و تجربهای پاداشبخش و بیپایان را رقم میزنند. در برخی موارد، یک فیلم با هر بار تماشا چنان کیفیتی از خود نشان میدهد که شما نکات جدیدی را کشف میکنید که احتمالا در بار اول از چشمتان پنهان مانده بود.
اگرچه فیلمهای علمی تخیلی زیادی وجود دارند که میتوانند در این لیست جای بگیرند اما برخی آثار برای تماشای چندباره ساخته شدهاند. در اینجا به ده فیلم علمی تخیلی میپردازیم که با هر بار تماشا، بدون توجه به اینکه چندمین بار است آنها را میبینید، بهتر میشوند.
فیلم سینمایی Primer
سفر در زمان زیرژانر به ویژه جذابی در دنیای علمی تخیلی است اما در عین حال میتواند کمی پیچیده باشد. هر فیلم مربوط به سفر در زمان، قراردادها و ساختار خاص خود را پیرامون این مفهوم دارد که میتواند روایت کلی را کمی دشوار کند و فیلم Primer نیز از این قاعده مستثنی نیست. این فیلم مستقل که در سال 2004 با بودجهای بسیار اندک و صرفا 7000 دلار منتشر شد، داستان دو مهندس به نامهای آرون و ایب را دنبال میکند که در گاراژ آرون به عنوان شغل جانبی، پروژههای تکنولوژی محور انجام میدهند. آنها در حین یکی از پروژههایشان، به طور تصادفی سفر در زمان را به ویژه با ساخت نوع بسیار منحصر به فردی از ماشین زمان کشف میکنند. همانطور که آنها یافتهی خود را اصلاح میکنند، پیامدها نگرانکننده میشوند.
حتی با یک بار تماشا Primer فیلمی مسحورکننده و شاید یکی از خالصترین نگاهها به مقولهی سفر در زمان در آثار علمی تخیلی است. فیلم همچنین با وجود بودجهی ناچیزش، بهطور غافلگیرکنندهای کیفیت تولید بالایی دارد. با این حال، با توجه به غلظت داستان و پیچیدگی آن که گاهی بهشدت درهمتنیده میشود، Primer از تماشای چندباره سود بسیار زیادی میبرد و با هر بار تماشا، کمی ترسناکتر میشود. دلیلی وجود دارد که این اثر به یک عنوان کالت کلاسیک تبدیل شده و یکی از بهترین فیلمهای ساخته شده درباره سفر در زمان به حساب میآید.
فیلم سینمایی Everything Everywhere All At Once
بیایید کمی با هم روراست باشیم: فیلم Everything Everywhere All At Once یا همهچیز همهجا به یکباره هر بار که آن را میبینید بهتر میشود. در وهلهی اول به این دلیل ساده که اساسا فیلم فوقالعادهای است اما تماشای دوبارهی آن به عنوان یک اثر علمی تخیلی، مزایای خاص خود را هم دارد. فیلم با مفهوم چندجهانی سروکار دارد که درست مثل سفر در زمان، میتواند مفهومی پیچیده و گاهی گیجکننده باشد؛ به همین خاطر تماشای چندباره نه تنها پاداشبخش، بلکه گاهی ضروری است.
در این فیلم میشل یئو (Michelle Yeoh) در نقش ایولین کوان وانگ بازی میکند. مهاجری که متوجه میشود برای جلوگیری از نابودی چندجهانی توسط یک موجود قدرتمند، باید با نسخههای موازی خودش در جهانهای دیگر ارتباط برقرار کند. با اولین تماشا، شما هستهی عاطفی و صمیمانه فیلم را که در میان آن همه هرج و مرج سرگرمکننده پنهان شده، لمس میکنید. اما تماشای آن در دفعات بعد به شما این امکان را میدهد که انواع جزئیات جدید و شوخیهای ظریف را کشف کنید. و باز هم باید تاکید اشت که این صرفا یک فیلم درخشان است که قطعا باید بارها و بارها آن را تماشا کنید.
فیلم سینمایی Gattaca
اگر تنها یک بار به تماشای Gattaca بنشینید، چیزی از اصل داستان را از دست نخواهید داد. این تریلر محصول 1997 با بازی ایتن هاک (Ethan Hawke) و اوما تورمن (Uma Thurman)، در بیان موضوع و داستان خود بسیار صریح عمل میکند؛ داستانی درباره جامعهای که بر پایه بهنژادی (Eugenics) اداره میشود، جایی که کودکان بر اساس داشتن DNA و ویژگیهای وراثتی مناسب طراحی و انتخاب میشوند و کسانی که خارج از این برنامه متولد شدهاند، نامعتبر و مهرههای سوخته محسوب میشوند. فیلم روایتگر تلاش مردی به نام وینسنت با بازی هاک است که با وجود نامعتبر بودن، برای تحقق رویاهایش مبارزه میکند.
با این حال آنچه باعث میشود Gattaca با هر بار تماشا بهتر به نظر برسد، این است که درک میکنید مضامین مربوط به تبعیض در فیلم، بسیار عمیقتر از صرفا عناصر علمی تخیلی ارائه شده در داستان هستند. همچنین پیامهای بزرگتری درباره جوامع تحت کنترل در فیلم نهفته است که با هر بار بازبینی، طنیناندازتر میشوند. این ویژگیها نه تنها Gattaca را با هر بار تماشا به فیلم بهتری تبدیل میکنند، بلکه آن را به یک شاهکار واقعی بدل میسازند.
فیلم سینمایی The Terminator
اگرچه The Terminator دقیقا یک فیلم سفر در زمانی به معنای سنتی آن نیست، اما عناصر سفر در زمان را در خود دارد که قطعا از تماشای دوباره سود میبرند؛ هرچند فراتر از اینها، تماشای مجدد این فیلم اکشن علمی تخیلی کاملا نمادین، هیچگاه ایدهی بدی نیست. در این فیلم آرنولد شوارتزنگر (Arnold Schwarzenegger) در نقش یک قاتل سایبرنتیک بازی میکند که از سال 2029 (زمان آینده نسبت به انتشار فیلم در 1984) به گذشته فرستاده شده تا سارا کانر را از بین ببرد به این دلیل که پسرِ هنوز بهدنیا نیامدهی او، قرار است روزی بشریت را از انقراض توسط هوش مصنوعی شرور اسکاینت نجات دهد و بدیهی است که یک هوش مصنوعی شرور چنین چیزی را نمیخواهد.
آیا واقعا نیاز دارید که The Terminator را دوباره ببینید؟ لزوما خیر اما حلقه زمانی با تماشای مجدد بیشتر معنا پیدا میکند و هر چه بیشتر آن را میبینید، جزئیات بیشتری را کشف میکنید. همچنین با هر بار تماشا بیشتر قدردان این میشوید که چطور فیلمی با گذشت بیش از 40 سال، هنوز این قدر باکیفیت مانده است، موضوعی که دربارهی هر فیلم علمی تخیلی نمیتوان گفت. مخصوصا صحنههای اکشن فیلم همچنان بعد از این همه سال، استوار و تماشایی هستند.
فیلم سینمایی Inception
اولین فیلم کریستوفر نولان (Christopher Nolan) پس از فیلم The Dark Knight به عنوان دومین فیلم از سکانه شوالیه تاریکی، یکی از بهترین آثار اوست. داستانی پرپیچ و خم از یک سارق به نام کاب با بازی لئوناردو دیکاپریو (Leonardo Di Caprio) که به رویای سوژههای خود نفوذ میکند. به او فرصتی داده میشود تا سوابق کیفریاش پاک شود و خانوادهاش را پس بگیرد، به شرطی که بتواند با موفقیت ایدهای را در ناخودآگاه فرد دیگری بکارد. آن را به عنوان نسخهای بسیار شخصی از یک فیلم سرقت تصور کنید.
دلایل بیشماری برای تماشای دوبارهی Inception وجود دارد، اما آنچه آن را با هر بار دیدن بهتر میکند، جزئیات است. دنیاسازی رویاهایی که کاب به آنها وارد میشود، با هر بار تماشا تحسینبرانگیزتر میشود، اما همزمان عناصر داستانی نیز وضوح بیشتری پیدا میکنند. جالب اینجاست که ممکن است با هر بار تماشا، نظر شما دربارهی پایانبندی مبهم فیلم تغییر کند و همین موضوع تماشای آن را بسیار جذاب نگه میدارد.
فیلم سینمایی Children of Men
فیلم Children of Men که در سال 2006 منتشر شد، در سال 2027 و در فضایی ویرانشهری یا دیستوپیایی جریان دارد. زمانی که پس از دو دهه ناباروری جهانی، تمدن بشری در آستانه فروپاشی است، بریتانیا به یک کشور پلیسی و توتالیتر تبدیل شده و پناهجویان پیش از زندانی، اخراج یا اعدام شدن، دستگیر میشوند. وقتی یک پناهجوی جوان به تئو با بازی کلایو اوون (Clive Owen) کارمند دولتی، فاش میکند که باردار است، او تلاش میکند تا به فرار و رسیدن او به مکانی امن کمک کند.
عنوان Children of Men فیلم خوبی است هرچند ممکن است کمی سیاه و ناامیدکننده به نظر برسد اما تماشای دوبارهی آن، هر بار لایههای غنی از جزئیات محیطی را آشکار میکند. این جزئیات کمک میکنند تا دنیایی که فیلم در آن روایت میشود، وضوح بیشتری پیدا کند و کل تجربه تماشا را به مراتب ارزشمندتر و بهتر میسازد.
کارگردانی آلفونسو کوارون (Alfonso Cuarón) و آن پلان-سکانسهای طولانی و خیرهکننده باعث میشود در هر بار تماشا، چیزی را در پسزمینه تصویر مثل گرافیتیها یا رفتارهای مردم در خیابان ببینید که بار اول متوجهش نشده بودید. جالب است که طبق داستان فیلم، ما الان در همان سال 2027 هستیم که فیلم پیشبینی کرده بود.
فیلم سینمایی Tenet
شاید ادعا کنید که فیلم Tenet کریستوفر نولان نیاز به تماشای دوباره دارد تا اصلا بتوانید آن را درک کنید و حتی شاید بگویید که با هر بار تماشای مجدد، گیجکنندهتر هم میشود. هر دوی این ادعاها معتبر هستند. اما پیرنگ پیچیدهی این فیلمِ سفر در زمانی محصول سال 2020 که دربارهی یک افسر سابق سیا در یک سازمان مخفی است که منشا اشیایی را دنبال میکند که به طرز عجیبی در زمان به عقب حرکت میکنند، چنان لایههای متعددی دارد که محال است کل داستان را با یک بار یا حتی دو بار تماشا متوجه شوید. این فیلمی است که باید بارها دیده شود و با هر بار تماشا، به یک اندازه جذابتر و ناامیدکنندهتر از نظر پیچیدگی میشود.
اگر بتوانید در هر بار تماشا، بیش از حد روی مکانیکهای داستان تمرکز نکنید Tenet در واقع با بازبینی مجدد بهبود مییابد؛ صرفا به این خاطر که از نظر بصری بسیار خوشساخت است. طراحی و جلوههای ویژهی فیلم، بهویژه سکانس برخورد هواپیما استثنایی هستند و با هر بار دیدن، بهتر و بهتر به نظر میرسند.
فیلم سینمایی Edge of Tomorrow
میتوانید فیلم Edge of Tomorrow را نوع متفاوتی از فیلمهای سفر در زمان در نظر بگیرید. این فیلم اکشن و علمی تخیلی محصول 2014 با بازی تام کروز (Tom Cruise) و امیلی بلانت (Emily Blunt)، در آیندهای جریان دارد که اروپا توسط بیگانگانی به نام میمیکها اشغال شده است. در این میان، یک افسر روابط عمومی ارتش بدون هیچ تجربه رزمی، مجبور میشود در یک عملیات فرود علیه آنها شرکت کند، اما در نهایت در یک حلقه زمانی گرفتار میشود و تلاش میکند راهی برای شکست دادن بیگانگان پیدا کند. همانطور که شعار فیلم میگوید: “زندگی کن، بمیر، تکرار کن.”
از آنجایی که پیرنگ فیلم حول محور حلقههای زمانی و تمام چیزهایی است که شخصیت کروز در طول این حلقهها یاد میگیرد، تماشای مکرر Edge of Tomorrow تقریبا مثل این است که خودتان هم بخشی از فیلم باشید. شما بارها و بارها داستان را با آگاهی از نحوه عملکرد امور تجربه میکنید و این به شما اجازه میدهد از اکشن و جزئیات، کمی بیشتر لذت ببرید. و از آنجایی که هنوز دنبالهای برای این فیلم ساخته نشده، تماشای دوباره بهترین کاری است که فعلا میتوانیم انجام دهیم.
فیلم سینمایی The Matrix
فیلم The Matrix احتمالا یکی از بهترین و نمادینترین آثار علمی تخیلی است که تا به حال ساخته شده است. فیلمی که با داستان آیندهنگر دیستوپیایی خود، فرنچایز بسیار محبوبی را آغاز کرد. داستانی که در آن بشریت بدون آنکه بداند، در یک واقعیت شبیهسازی شده که توسط ماشینهای هوشمند ساخته شده یعنی ماتریکس به دام افتاده است و هکری به نام نئو با بازی کیانو ریوز (Keanu Reeves) توسط گروهی شورشی به عنوان تنها امید بشریت استخدام میشود. ماتریکس فیلمی فوقالعاده است که در زمان اکرانش در سال 1999 با تحسین گستردهای روبرو شد و یک فیلم خوب، همیشه ارزش تماشای دوباره را دارد.
با این حال The Matrix از چندین جهت با هر بار تماشا بهتر و بهتر میشود. اول بحث اکشن فیلم مطرح است. طراحی صحنههای مبارزه باورنکردنی است و در بازبینیهای بعدی، جزئیات جدیدی را در آنها کشف میکنید. همچنین جزئیات ظریفی در داستان وجود دارد که تنها زمانی که بیش از یک بار فیلم را میبینید، آشکار میشوند.
فیلم سینمایی Arrival
در فیلم Arrival لوئیز بنکس با بازی ایمی آدامز (Amy Adams) که یک زبانشناس است، توسط ارتش ایالات متحده استخدام میشود تا راهی برای برقراری ارتباط با بیگانگانی که به زمین آمدهاند پیدا کند، تا بدین ترتیب از وقوع جنگ جلوگیری شود. این یک پیشفرض داستانی ساده به نظر میرسد اما داستان بسیار پیچیدهتر است و در نهایت، کمتر به بیگانگان و بیشتر به خودِ بشریت میپردازد؛ با یک چرخش داستانی زیبا حول محور نقش زبان که واقعا باید دیده شود تا بتوان آن را کاملا درک کرد.
از آنجایی که Arrival با ساختاری غیرخطی روایت میشود، اگرچه فیلم حتی با یک بار تماشا هم بینقص است اما تماشای دوباره، آن را فقط بهتر میکند. هنگامی که یک بار کل داستان را دیده باشید و درک کنید که ساختار آن چگونه است، لحظات مختلف فیلم معنای عمیقتری پیدا میکنند و آن را به یک تجربهی عاطفی بسیار غنیتر تبدیل میکنند. تماشای دوبارهی Arrival، این اثر را از یک فیلم علمی تخیلی صرفا عالی، به جایگاهی میرساند که شاید بتوان آن را یکی از بهترین فیلمهای تاریخ سینما در هر ژانری دانست.

نظرات
دیدگاه خود را اشتراک گذارید