بررسی پایان داستان فیلم سوپرگرل Supergirl

چگونه فیلم سوپرگرل پایان داستان کمیک را تغییر داد؟

تقابل سینما و کمیک

1%
  • 0/10
چگونه فیلم سوپرگرل پایان داستان کمیک را تغییر داد؟ ۰ 1 ساعت قبل مقالات جانبی (سینمایی) کپی لینک

فیلم سوپرگرل (Supergirl) در پرده پایانی خود با تصمیمی جسورانه، سرنوشت شخصیت‌های اصلی را کاملا متفاوت از کمیک تحسین‌شده‌ منبع اقتباس رقم می‌زند. در این مقاله، به بررسی پایان بحث‌برانگیز این اثر جدید از دنیای سینمایی دی سی می‌پردازیم.

در آخرین روز از ژانویه سال ۲۰۲۳ میلادی، جیمز گان (James Gunn) به عنوان رئیس مشترک و جدید استودیو دی سی (DC)، مسیر تازه‌ای را برای این دنیای سینمایی ترسیم کرد. او با انتشار یک ویدیوی رسمی در شبکه‌های اجتماعی، از نخستین موج پروژه‌های در حال توسعه برای فرنچایز تازه‌نفس DCU پرده برداشت. هدف اصلی این ریبوت بزرگ، ایجاد یک پیوستگی یکپارچه میان آثار سینمایی و تلویزیونی دی‌سی است تا این بار رقیبی قدرتمند و سرسخت برای دنیای سینمایی مارول (MCU) به میدان بیاید. در میان این عناوین معرفی شده، فیلم سوپرمن (Superman) حضور داشت که در تابستان سال گذشته روی پرده سینماها رفت و با استقبال بی‌نظیر عاشقان دی سی و تماشاگرها مواجه شد. همچنین، همان‌طور که اطلاع دارید، سریال تلویزیونی لنترن‌ها (Lanterns) برای پخش در تابستان امسال برنامه‌ریزی شده تا جهان تلویزیونی دی‌ سی را بیش از پیش گسترش دهد. در این فهرست پروژه‌های دیگری نیز به چشم می‌خورند که برخی از آن‌ها مانند فیلم آتوریتی (The Authority) در حال حاضر متوقف شده‌اند و متاسفانه دیگر نباید منتظر پخش آن‌ها باشید. با این حال، روند توسعه فیلم شجاع و جسور (The Brave and the Bold) با محوریت خانواده بتمن (Batman) همچنان با قدرت در جریان بوده و هم اکنون روند تولید خود را پشت سر می‌گذارد.

یکی از جذاب‌ترین و آخرین پروژه‌هایی که توسط جیمز گان در آن ویدیو به نمایش گذاشته شد، یک اقتباس لایو اکشن از سری کمیک‌های تحسین‌شده DC یعنی سوپرگرل: زن فردا (Supergirl: Woman of Tomorrow)، اثر بیلکویس ایولی (Bilquis Evely) و تام کینگ (Tom King)، بود. در ابتدا قرار بود این فیلم دقیقا همان عنوان سری کمیک نامزد جایزه آیزنر (Eisner) را یدک بکشد، اما در نهایت نام این پروژه به سوپرگرل خلاصه شد و این فیلم بعد از مدت‌ها صبر و انتظار، سرانجام به روی پرده سینماها رفت. دومین فیلم دنیای دی سی با هنرنمایی ستاره سریال خاندان اژدها (House of the Dragon) یعنی میلی الکاک (Milly Alcock) در نقش کارا زور-ال (Kara Zor-El) بالاخره اکران شده و به خاطر یک سری ایرادها و پایان متفاوت آن در مقایسه با نسخه کمیکی، نه تنها بازخوردهای ضد و نقیضی را از سوی منتقدها و بینندگان دریافت کرده، بلکه بحث‌های فراوانی را در میان هواداران به راه انداخته است. بر این اساس، در این مقاله با موشکافی فیلم سوپرگرل، پایان این فیلم سینمایی را زیر ذربین‌ می‌بریم. در ادامه، همراه رسانه سرگرمی باشید.

 موشکافی و توضیح پایان فیلم سوپرگرل

درست مانند کمیکی که الهام‌بخش آن بوده، سوپرگرل داستان روثی ماری نول (Ruthye Marye Knoll) را روایت می‌کند؛ دختر جوانی که پس از مرگ خانواده‌اش، به دنبال انتقام از کرم از تپه‌های زرد (Krem of the Yellow Hills) است. او برای انجام این ماموریت انتقام‌جویانه، با سوپرگرلی که در ابتدا تمایلی به این کار ندارد، همراه شده و برای یافتن کرم به سرتاسر کیهان سفر می‌کند. آن‌ها در این مسیر با خیل عظیمی از اشرار و تبهکاران دیگر روبرو می‌شوند و درس‌های زندگی شخصی زیادی می‌آموزند.

پایان فیلم طبیعتا تمام خطوط داستانی را به هم پیوند می‌دهد؛ جایی که سوپرگرل و روثی، کرم و گروه دزدان دریایی‌اش یعنی بریگندز (The Brigands) را تا سیاره‌ای با خورشید سبز دنبال می‌کنند. اگرچه مشخص است که این خورشید سبز ترفندی برای مهار قدرت‌های سوپرگرل است، اما نقطه اوج داستان زمانی رقم می‌خورد که خورشید سبز غروب کرده و با طلوع خورشید زرد، ورق به نفع روثی و کارا برمی‌گردد.

با غروب خورشید، سوپرگرل با بازیابی قدرت‌هایش و البته با کمک افتخاری و جذاب لوبو (Lobo) با بازی جیسون موموآ (Jason Momoa)، ناوگان دزدان دریایی کرم را در هم می‌کوبد. با این حال، نبرد اصلی نه در آسمان‌ها، بلکه در درون شخصیت‌ها جریان دارد. در واقع، هنگامی که روثی شمشیر به دست بر سر تپه‌های زرد آوار می‌شود تا کار را برای همیشه تمام کند، فیلم یک چرخش روان‌شناختی جذاب را به نمایش می‌گذارد.

در همین لحظه، کارا جلوی قتل کرم توسط روثی را می‌گیرد؛ آن هم نه برای نجات جان کرم، بلکه برای نجات روح روثی! در این صحنه حساس و احساسی، کارا روثی را قانع کرده که بهترین انتقام، داشتن یک زندگی زیبا و طولانی‌مدت است که اگر به خاطر نفرت و کینه، دستش به خون آلوده شود، دیگر هرگز آن زندگی آرامش‌بخش را تجربه نخواهد کرد. در همین حین، در یک غافلگیری تمام‌عیار، کارا خودش شمشیر را برمی‌دارد و کرم را به قتل می‌رساند.

تحلیل تصمیم عجیب سوپرگرل؛ فداکاری در سایه انتقام

در نگاه اول، شاید کشتن کرم تپه‌های زرد به دست کارا، انتقام مسموم شدن سگش یعنی کریپتو (Krypto) به نظر برسد؛ اما با نگاهی تحلیلی‌تر، متوجه عمق ماجرا می‌شویم. کارا شکی ندارد که حذف کرم از دنیا به نفع تمام کهکشان است، اما مهم‌تر از آن، او به عنوان یک قهرمان تصمیم می‌گیرد بار روانی این قتل را به تنهایی به دوش بکشد تا روح روثی جوان برای همیشه پاک بماند. در پایان فیلم، او روثی را به خانه می‌رساند، اما پیش از آن، او را دعوت می‌کند تا با هم جشن تولدش را به پایان برسانند. پس از آن، کارا در حالی که تحت تاثیر زمان سپری‌شده با روثی گرفته و در طول این ماجراجویی حسابی تغییر کرده، به زمین برمی‌گردد و بالاخره تصمیم می‌گیرد در سیاره خانه جدیدش در کنار کلارک (Clark) زندگی کند و برای آرامش خودش هم  شده، با نابودی خانه و خانواده سابقش کنار بیاید.

تفاوت بزرگ فیلم با کمیک اصلی؛ حقیقتی که در آخر تغییر کرد

همان‌طور که انتظار می‌رفت، بخش‌های عمده‌ای از فیلم Supergirl شباهت بسیار زیادی به منبع اقتباس خود دارد، اما باید در نظر داشت که تفاوت‌های مشهودی نیز میان این فیلم سینمایی و کمیک اصلی به چشم می‌خورد که نمی‌توان به سادگی از آن چشم‌پوشی کرد. یکی از این موارد، شیوه روایت داستان فیلم است؛ جایی که داستان انتقام‌جویی روثی از کرم از تپه‌های زرد و اتحاد او با سوپرگرل مانند یک کتاب به رشته تحریر درمی‌آید که از یکی از بزرگ‌ترین منابع الهام کمیک، یعنی رمان شجاعت واقعی (True Grit) اثر چارلز پورتیس (Charles Portis) الگوبرداری کرده است. اگرچه چنین تغییری برای یک اثر سینمایی هالیوودی منطقی به نظر می‌رسد، اما این بزرگ‌ترین تفاوت فیلم با کمیک اصلی نیست! فیلم، داستان را از زاویه دید کتاب خاطرات روثی روایت می‌کند، اما پایانی که به تصویر می‌کشد، با سرنوشت واقعی شخصیت‌ها در کمیک فرق دارد.

در صفحات کمیک سوپرگرل: زن فردا (Supergirl: Woman of Tomorrow)، نه کارا و نه روثی هیچ‌کدام نمی‌توانند خود را راضی به کشتن کرم کنند؛ چرا که هر دو می‌دانند که خون‌ریزی‌هایی که در طول سفرشان رخ داده، به اندازه کافی زیاد بوده و به همین خاطر، به سادگی از کنار کشتن کرم عبور می‌کنند. در عوض، دهه‌ها بعد، پایان واقعی این کمیک رقم می‌خورد؛ زمانی که روثی پیرزنی سالخورده شده و کارا به او خبر می‌دهد که کرم را تمام این مدت در فانتوم زون (منطقه‌ای شبیه به برزخ) حبس کرده بوده است. کرم که پس از گذراندن حبسی معادل سیصد سال ظاهرا متحول شده، آزاد می‌شود و با التماس از روثی طلب بخشش می‌کند. اما واکنش روثی، شاه‌بیت این کمیک است! او بدون اینکه کلمه‌ای بگوید، با عصایش ضربه مهلکی به صورت کرم کوبیده و در حالی که بدن او روی زمین می‌افتد و هم‌زمان با طلوع خورشید قرمز بی‌حرکت می‌ماند، از آنجا دور می‌شود.

جالب‌ترین نکته اینجا است که در صفحات آخر کمیک می‌فهمیم روثی برای محافظت از خودش در برابر دوستان کرم، در کتاب خاطراتش به دروغ نوشته بود که سوپرگرل کرم را در همان نبرد به قتل رسانده است! در واقع، سازندگان فیلم در هالیوود، با هوشمندی همان پایان‌بندی جعلی کتاب روثی را به عنوان پایان اصلی فیلم Supergirl انتخاب کرده‌اند. از نگاه تحلیلی، این تغییر کاملا منطقی بود. در حقیقت، کمیک دی سی به دنبال نمایش عمیق مفاهیمی مثل کینه و عدم بخشش بود، اما دنیای سینمایی دی‌سی به یک پایان قاطع‌تر نیاز داشت؛ پایانی که بتواند سوپرگرل را از نظر شخصیتی به ثبات برساند و او را برای نقش‌آفرینی‌های بعدی در دنیای سینمایی دی سی یعنی فیلم مرد فردا (Man of Tomorrow) که برای اکران در سال ۲۰۲۷ میلادی برنامه‌ریزی شده، آماده کند.

در پایان این مقاله، دیدگاه شما در رابطه با تغییر پایان‌ فیلم سوپرگرل (Supergirl) نسبت به نسخه کمیک آن چیست؟ آیا شما پایان‌بندی قهرمانانه و کنش‌گرایانه این فیلم را می‌پسندید یا پایان تاریک و تامل‌برانگیز کمیک اصلی را ترجیح می‌دهید؟ شما فکر می‌کنید این تغییر مسیر چه تاثیری روی حضور سوپرگرل در فیلم‌های بعدی به ویژه مرد فردا خواهد گذاشت؟ اگر شما جای نویسندگان فیلم بودید، پرده نهایی داستان و سرنوشت کرم را چگونه رقم می‌زدید؟ فراموش نکنید که نظرات شخصی خود را با ما و دیگر کاربران رسانه سرگرمی به اشتراک بگذارید.



مطالب مرتبط

دیگران نیز خوانده‌اند

نظرات

دیدگاه خود را اشتراک گذارید

0 دیدگاه
جدیدترین
قدیمی‌ترین بیشترین رای