نقد فیلم لایو اکشن موانا Moana

نقد فیلم موانا – Moana

وفادار اما بی‌روح و غیرضروری!

1%
  • 10/10
نقد فیلم موانا – Moana ۱ 17 ساعت قبل بررسی فیلم‌های خارجی کپی لینک

فیلم لایو اکشن موانا با وجود وفاداری سفت و سخت به داستان، بخشی از روح سرکش انیمیشن اصلی را قربانی کرده است. در این مقاله به نقد فیلم Moana می‌پردازیم و تمام نکات مثبت و منفی این اثر سینمایی را مرور کنیم.

درباره روند پایان‌ناپذیر اقتباس‌های لایو‌ اکشن دیزنی از آثار کلاسیک انیمیشنی خود، تا به امروز بحث‌های ضد و نقیض فراوانی مطرح شده، اما دیزنی باز هم به سراغ گنجینه‌ کلاسیک‌هایش رفته و این بار قرعه به نام موانا افتاده است؛ بازسازی انیمیشن تحسین‌شده‌ سال ۲۰۱۶ که ظاهرا قرار است دوباره تنور همان بحث‌های همیشگی را در میان سینما دوستان داغ کند. با این حال، داستان موانا کمی با آثار قبلی متفاوت است. در واقع، نسخه جدید و سینمایی موانا را می‌توان خنثی‌ترین و محافظه‌کارانه‌ترین بازسازی لایو اکشن دیزنی تا به امروز دانست؛ اثری که به جز تغییر مدیوم بصری، دست به ترکیب فرمول برنده‌ انیمیشن اصلی نزده و تقریبا هیچ چیز دیگری را در نسخه اصلی تغییر نداده است.

توماس کیل (Thomas Kail) که پیش‌تر با آثار درخشانی چون در هایتس (In The Heights) و همیلتون (Hamilton) در تئاتر برادوی تحسین اغلب مخاطب‌ها را برانگیخته بود، سکان هدایت فیلم موانا را بر عهده دارد. از طرفی، فیلمنامه به جرد بوش (Jared Bush)، نویسنده نسخه اول موانا، و دانا لدوکس میلر (Dana Ledoux Miller)، نویسنده داستان موانا ۲، سپرده شده، اما از آنجا که خط داستانی این اثر تقریبا مو به مو همان نسخه اصلی و نخست انیمیشن است، به نظر می‌رسد بوش صرفا به خاطر اعتبار نامش در تیتراژ حضور دارد و بار اصلی اصلاح جزئی فیلمنامه بر دوش میلر بوده است.

قبل از اینکه به تماشای فیلم بنشینیم، یک سوال حسابی ذهنمان را به خود درگیر می‌کند! در حقیقت، وقتی قرار نیست چیزی تغییر کند و دیزنی همان داستان تکراری را این بار به‌جای انیمیشن، در قالب یک لایو اکشن به تصویر می‌کشد، پس چه نیازی به ساخت این اثر بود؟ از طرفی، نباید فراموش کرد که هنوز حتی ۱۰ سال کامل هم از اکران انیمیشن اصلی نگذشته است. این بدان معنا است که این اثر آنقدر هم قدیمی نشده که بخواهد داستان را به نسل جدیدی از مخاطب‌ها معرفی کند. بر این اساس، آیا با یک پروژه صرفا تجاری روبرو هستیم یا این لایو اکشن جدید دیزنی از نظر تکنیکال در سینما، دستاوردی هم دارد؟ در ادامه، با نقد فیلم موانا همراه رسانه سرگرمی باشید.

لایو اکشن موانا نسخه‌ای کدرتر و بی‌روح‌تر از منبع اقتباس خود است که در حین تماشا، همه صحنه‌ها و روایت‌های آن برایتان تکراری است. با این حال، این اثر جدید دیزنی با روایتی زیبا از فرهنگ پلی‌نزی مواجه هستیم که این بار توسط بازیگرانی از همان خطه جان گرفته است. این فیلم، فارغ از قضاوت‌های کیفی، دقیقا همان داستان قبلی است که حالا در کالبدی تازه روایت می‌شود؛ فرآیندی که اگرچه بخشی از جادوی قصه را قربانی کرده، اما در دنیای رسانه و سرگرمی، دستاوردهای خاص خودش را هم دارد.

انیمیشن در برابر لایو‌اکشن؛ یک نبرد نابرابر

مدت‌هاست که هالیوود با نگاهی تحقیرآمیز به انیمیشن می‌نگرد؛ گویی خلق یک جهان انیمیشنی به مراتب ساده‌تر از کارگردانی یک اثر لایو‌ اکشن است و به همین خاطر، ارزش هنری کمتری دارد. این نگاه متکبرانه که تصور می‌کند سینمای زنده می‌تواند تمام ظرافت‌های جادویی یک انیمیشن را بازآفرینی کند، در فیلم موانا به چالش کشیده می‌شود. در واقع، دنیای انیمیشن قابلیت‌هایی دارد که حتی پیشرفته‌ترین تکنولوژی‌های جلوه‌های ویژه (CGI) هم از پس اجرای دقیق آن‌ها در سینماها برنمی‌آیند.

به عنوان مثال، برایم جای سوال بود که فیلم چگونه می‌خواهد سکانس موزیکال قابلی نداشت (You’re Welcome) را اجرا کند؛ قطعه‌ای که در انیمیشن دارای جلوه‌های بصری سوررئال و رویاگونه است. توماس کیل به دنبال پیاده‌سازی همان ایده بود، اما باید گفت که نتیجه کار، بسیار واقع‌‎گرایانه و زمینی به نظر می‌رسد و جدا از این بحث‌ها، رنگ‌ولعاب بسیار کمتری هم دارد.

باید گفت که این افت بصری به همین‌جا ختم نمی‌شود. طراوت و سرسبزی خیره‌کننده‌ جزیره تفیتی (Te Fiti) جای خود را به پوشش گیاهی کدر و واقع‌گرایانه‌تری داده که خروجی آن، تصویری خفه و مات است. سکانس نبرد با کاکامورا (Kakamora) و اجرای تاماتوآ (Tamatoa) نیز در مقایسه با نسخه انیمیشنی حرف چندانی برای گفتن ندارند؛ به ویژه نبرد کاکامورا که در یک پالت رنگی به شدت قهوه‌ای غرق شده و دنبال کردن اکشن را دشوار می‌کند؛ به طوری که کنتراست میان شخصیت‌ها و محیط از بین رفته و چشم تماشاگر نقطه تمرکز مشخصی پیدا نمی‌کند. ظاهرا این همان تاوانی است که فیلم برای رسیدن به واقع گرایی پرداخته است.

وفاداری به اصل و میراث انیمیشن

با تمام این تفاسیر، جای شکرش باقی است که فیلم دست به تغییرات رادیکال در بطن داستان نزده است. خوشبختانه، دیزنی تلاش نکرده تا به زور ترندهای روز، دغدغه‌های مدرن را به موانا سنجاق کند یا از مائویی یک قهرمان پاستوریزه و بی‌نقص بسازد. حتی پیچش جذاب پایانی نیز کاملا دست‌نخورده باقی مانده است. این وفاداری سفت‌وسخت اگرچه ریتم فیلم را در میانه راه کمی کند کرده، اما تصمیم بسیار هوشمندانه‌ای بود که اثر را از یک سقوط آزاد نجات داد. نقطه قوت دیگر فیلم، طراحی صحنه و لباس خیره‌کننده آن است. هرچند، گاهی اوقات استفاده از پرده سبز در پس‌زمینه توی ذوق می‌زند و مصنوعی به نظر می‌رسد، اما دهکده موتونوی (Motunui) و قایق‌های فیلم با چنان ظرافت و مهارتی ساخته شده‌اند که به راستی شایسته تحسین‌ هستند و بخش قابل توجهی از بار بصری فیلم را به دوش می‌کشند.

گذشته از داستان و صحنه‌ها، موانا (Moana) عمدتا به لطف نقش‌آفرینی بازیگران اصلی‌اش توانسته توجه‌ها را به خود جلب کند. تماشای دواین جانسون (Dwayne Johnson) در نقش مائویی، آن هم با مو!، در ابتدا کمی عجیب و غریب به نظر می‌رسد، اما هماهنگی کمدی خوب او با کاترین لاگایا (Catherine Laga’aia) داستان این لایو اکشن را به خوبی به جلو پیش می‌برد. با این حال، حذف اغراق‌های کارتونی چهره باعث شده تا مائویی جانسون کمی تخت‌تر و خسته‌کننده‌تر از همتای انیمیشنی‌اش به نظر برسد.

لاگایا نیز اگرچه حضور قابل قبولی در نقش موانا دارد، اما در القای آن چابکی و توانمندی فیزیکی موانای انیمیشنی چندان موفق نیست؛ به همین دلیل، سکانس‌های اکشن او، مثل فرار از غار، کمی دور از باور جلوه می‌کنند. در بخش موسیقی، تنظیم‌ها تقریبا دست‌نخورده باقی مانده و کیفیت قابل قبولی دارند. لاگایا (Catherine Laga’aia) به خوبی از پس اجرای قطعات برآمده، اما باید به این نکته هم اشاره کرد که صدایش آن کوبندگی و قدرت صدای آلییی کراوالیو (Auliʻi Cravalho) در نسخه اصلی را ندارد. در نهایت، قطعه جدیدی که در تیتراژ پایانی با همخوانی جانسون، لاگایا و کراوالیو پخش می‌شود، حسن ختامی است که تفاوت‌های ظریف این دو هنرمند را به زیبایی به رخ می‌کشد.

در مجموع، فیلم سینمایی موانا به لطف منبع اقتباس خود، از جمله آثاری است که حتی اگر راوی جدید همان لحن جادویی راوی قبلی را نداشته باشد، باز هم ارزش یک بار تماشا را دارد. با وجود اینکه فیلم بخشی از سبک بکر خود را از دست داده، اما نمی‌توان از دستاوردهای فنی و تلاش تیم سازنده چشم‌پوشی کرد. اگر انیمیشن اصلی وجود نداشت، بدون شک این اثر یک پیروزی بزرگ در دنیای سینما محسوب می‌شد. با این حال، شاید به خاطر وجود اقتباس‌های متعدد از آثار ویلیام شکسپیر (William Shakespeare) یا جین آستن (Jane Austin) است که لایو اکشن موانا آنقدر که باید، چندان به چشم نمی‌آید و هرگز در یاد و خاطره‌ها نمی‌ماند!


6 قابل قبول
بازسازی جدید دیزنی، داستان جذاب موانا را با دکورهایی عظیم و نقش‌آفرینی‌های استاندارد به سینمای زنده می‌آورد، اما در نهایت چیزی جز یک کپی کم‌رنگ و بی‌نیاز از شاهکار انیمیشنی سال ۲۰۱۶ نیست.
  • وفاداری محض به ریشه‌ها
  • طراحی جذاب صحنه‌ها
  • هماهنگی خوب بازیگران اصلی
  • موسیقی باکیفیت
  • جلوه‌های بصری کدر و بی‌روح
  • حذف جادوی صحنه‌های موزیکال
  • جلوه‌های ویژه مصنوعی
  • اکشن‌های ضعیف
  • افت ریتم در میانه فیلم

مطالب مرتبط

دیگران نیز خوانده‌اند

نظرات

دیدگاه خود را اشتراک گذارید

1 دیدگاه
جدیدترین
قدیمی‌ترین بیشترین رای