-
0/10
نبرد ابرقهرمانان در 2025؛ مارول برنده واقعی میدان بود یا دیسی؟
در سال 2025 مارول و دیسی هر دو با امید بازگشت قدرتمند به میدان آمدند. اما کدام جهان ابرقهرمانی در سال 2025 موفقتر عمل کرد؛ دی سی یا مارول؟
تا میانه ماه اکتبر 2025، پرونده اکران فیلمها و پخش سریالهای جدید Marvel Studios و DC Studios عملاً بسته شده است. با انتقال سریال Wonder Man به ژانویه سال آینده، دیگر محتوای تازهای از این دو غول ابرقهرمانی در تقویم امسال دیده نمیشود. هرچند وعده تریلرها، معرفی پروژهها و رونماییهای پرزرقوبرق همچنان پابرجاست. سال 2025 برای هر دو استودیو، سالی سرنوشتساز بود. سالی که میتوان آن را نقطه عطفی در رقابت تاریخی مارول و دیسی دانست. رقابتی که حالا با کلیدواژه رقابت مارول و دی سی در سال 2025» بیش از هر زمان دیگری در کانون توجه مخاطبان قرار گرفته است.
برای DC Studios، سال 2025 حکم احیای یک برند زخمی را داشت. جهانی که در سالهای گذشته اعتماد بخشی از مخاطبان خود را از دست داده بود و حالا نیازمند بازتعریف هویت، لحن و آیندهنگری بود. در سوی دیگر، Marvel Studios تلاش میکرد از زیر سایه خستگی ابرقهرمانی خارج شود. پدیدهای که با تمرکز افراطی بر محتوای استریمینگ و افت کیفی برخی آثار، به چالشی جدی برای MCU تبدیل شده بود. هدف مارول روشن بود؛ بازگشت به روزهای اوج، بدون تکرار اشتباهات گذشته.
نتیجه این تلاشها ترکیبی از موفقیتها و لغزشها بود. برخی پروژهها نفس تازهای به ژانر ابرقهرمانی دمیدند و برخی دیگر نشان دادند که حتی محبوبترین قهرمانان هم بدون برنامهریزی دقیق، آسیبپذیرند. با این حال، یک نکته غیرقابل انکار است؛ این ژانر هنوز زنده است و تماشاگران، همچنان آمادهاند تا دوباره شیفته شنلها، ماسکها و نبردهای آخرالزمانی شوند. پرسش اصلی اما باقی میماند. در ترازوی رقابت مارول و دی سی در سال 2025، کدام استودیو دست بالا را داشت و چه درسهایی از این سال پرفرازونشیب میتوان آموخت؟
سوپرمن، برنده اصلی باکس آفیس 2025 بود
سوپرمن بیچونوچرا به سلطان گیشه سال 2025 تبدیل شد. آخرین باری که یک فیلم از دنیای سینمایی دیسی توانست فروش جهانی بالای 500 میلیون دلار را تجربه کند، به سال 2018 بازمیگردد. زمانی که Aquaman فراتر از انتظارات ظاهر شد. پس از آن، Shazam در سال 2019 فروشی متوسط داشت. اما مسیر دیسی خیلی زود سراشیبی شد و ترکیبی از شکستهای تجاری و انتقادی، اعتبار این برند را به شدت تضعیف کرد.
سال 2023 را میتوان فاجعهای تمامعیار برای DC دانست. سالی که تقریباً هیچ پروژهای نتوانست نظر مخاطبان یا منتقدان را جلب کند. حتی Joker: Folie à Deux که روی کاغذ شانس بالایی داشت، سال گذشته شکست سنگین خورد و نشان داد نامهای بزرگ هم تضمینی برای موفقیت نیستند. دیسی در چنین شرایطی، بیش از هر زمان دیگری به یک قهرمان واقعی نیاز داشت.
این قهرمان، سوپرمن بود. جیمز گان نهتنها موفق شد فیلمی بسازد که هم دل طرفداران را بهدست آورد و هم نظر مثبت منتقدان را جلب کند، بلکه نتیجه نهایی، یک پیروزی مطلق در گیشه بود. Superman با فروش بیش از 615 میلیون دلار در سراسر جهان، بزرگترین موفقیت ابرقهرمانی سال 2025 لقب گرفت و عملاً نفس تازهای به برند دیسی بخشید.
در مقایسه، رقبای مارولی نتوانستند به این ارتفاع نزدیک شوند. The Fantastic Four: First Steps با فروش 520 میلیون دلاری، عملکرد قابلقبولی داشت اما در برابر مرد پولادین کم آورد. Captain America: Brave New World با 413 میلیون دلار و Thunderbolts* با 382 میلیون دلار نیز فاصله معناداری با صدر جدول داشتند. در نبرد مارول و دی سی در سال 2025، اینبار شنل قرمز سوپرمن بود که زودتر از همه بر فراز گیشه به اهتزاز درآمد.
مارول برنامههای هیجانانگیزی برای آینده دارد
آینده دنیای سینمایی مارول در مقایسه با رقیبش، هیجانانگیزتر به نظر میرسد. با نزدیک شدن به سال 2026، فهرست پروژههای Marvel Studios تصویری جاهطلبانه و پرزرقوبرقتر نسبت به برنامههای فعلی DC Studios ترسیم میکند. تصویری که برای مخاطبانی خسته از تکرار، دوباره وسوسهبرانگیز شده است. در چارچوب رقابت مارول و دی سی در سال 2025، این برتری آیندهمحور مارول بهوضوح قابل لمس است.
سال 2026 برای مارول با نامهایی سنگین و رویدادمحور گره خورده است. Avengers: Doomsday و Spider-Man: Brand New Day و Daredevil: Born Again و VisionQuest و Wonder Man در کنار فصلهای جدید Your Friendly Neighborhood Spider-Man و X-Men ’97، ترکیبی میسازند که بوی اتفاق بزرگ میدهد. همان چیزی که سالها ستون اصلی موفقیت MCU بوده است. این پروژهها نهتنها ادامهدهنده داستانها هستند، بلکه وعده گسترش جهان مارول در مقیاسی بزرگتر را میدهند.
در سوی مقابل، DC Studios نیز بیکار ننشسته و پروژههایی مانند Supergirl و Lanterns و Clayface را در برنامه دارد. با این حال، دستکم در مقطع فعلی، هیچیک از این آثار حس یک رویداد غیرقابلچشمپوشی را منتقل نمیکنند. حتی Lanterns که قرار است بازگشتی مهم برای گرین لنترن باشد، با توصیف داستانی زمینی و واقعگرا بیشتر محتاط به نظر میرسد تا انفجاری.
واقعیت این است که همه این پروژهها پتانسیل موفقیت دارند. اما مقایسه یک فیلم ترسناک در گاتهام، آن هم بدون حضور بتمن، با صف طولانی قهرمانان مارول، چندان به نفع دیسی تمام نمیشود. در میدان پیشنگری مارول و دی سی در سال 2025، مارول فعلاً برگهای برندهتری در دست دارد. برگهایی که اگر درست بازی شوند، میتوانند دوباره تماشاگران را عاشق این جهان پرزرقوبرق و گاه خطرناک کنند.
Captain America: Brave New World؛ فیلمی که شاید یک فرنچایز میلیاردی را به مرز نابودی کشاند
مارول استودیوز در بخش بزرگی از سال 2025 تلاش کرد از میراث بحثبرانگیز «کمیت بهجای کیفیت» که از دوران Avengers: Endgame گریبان MCU را گرفته بود، عبور کند. با این حال، به نظر میرسد Captain America: Brave New World یکی از قربانیان همین مسیر پرخطا باشد. فیلمی که نهتنها انتظارات را برآورده نکرد، بلکه آینده یکی از مهمترین برندهای مارول را نیز با علامت سؤال جدی مواجه ساخت.
این پروژه از همان ابتدا با مشکلات متعدد پشت صحنه دستوپنجه نرم میکرد. حتی گستردهترین بازفیلمبرداریهای تاریخ مارول نیز نتوانست داستانی را نجات دهد که از پایه دچار ضعف ساختاری بود. نتیجه نهایی، اثری ناهماهنگ و سردرگم از آب درآمد که بیش از آنکه هویت مستقلی داشته باشد، اسیر تصمیمات متناقض و تغییر مسیرهای مداوم شد. در چنین شرایطی، آسیب واردشده به اعتبار فیلم، اجتنابناپذیر بود.
پیامد این شکست، تنها به فروش پایین یا واکنشهای منفی منتقدان محدود نشد. جایگاه سم ویلسون بهعنوان کاپیتان آمریکا بهشدت تضعیف شد و فرنچایزی که زمانی توان عبور از مرز یک میلیارد دلار فروش را داشت، حالا در موقعیتی شکننده قرار گرفته است. در چارچوب رقابت مارول و دی سی در سال 2025، این ضربه یکی از جدیترین لغزشهای MCU در سالهای اخیر به شمار میرود.
البته Captain America: Brave New World کاملاً خالی از نکات مثبت نبود و برخی عناصر آن شایسته تحسیناند. اما در نهایت، حس یک فرصت ازدسترفته بر کل فیلم سایه انداخت. آنچه میتوانست آغاز سرگرمکنندهای برای ماجراجوییهای مستقل سم ویلسون باشد، بیش از حد شبیه تقلیدی کمرمق از The Winter Soldier شد و در پایان، بسیاری از طرفداران را با یک آرزوی مشترک تنها گذاشت؛ بازگشت استیو راجرز.
Daredevil: Born Again؛ وقتی مرد بیباک، Peacemaker را پشت سر گذاشت
سریال Ironheart فراتر از بازی دقیق و تحسینبرانگیز ساشا بارون کوهن در نقش مفیستو، تأثیر ماندگاری بر MCU نگذاشت. اما Daredevil: Born Again داستان کاملاً متفاوتی داشت. این سریال پس از یک بازنگری خلاقانه پرهزینه، سرانجام موفق شد مت مرداک را بهشکلی جدی و باورپذیر وارد جهان سینمایی مارول کند. بازگشتی که بسیاری آن را یکی از تصمیمهای درست مارول در رقابت با دی سی در سال 2025 میدانند.
با دریافت ردهبندی سنی TV-MA، مقایسه Daredevil: Born Again با فصل دوم Peacemaker اجتنابناپذیر بود. هرچند این دو سریال از نظر لحن و جهان داستانی تفاوتهای اساسی دارند، اما تضاد کیفی آنها چشمگیر است. در حالی که Peacemaker بیش از حد درگیر شوخیهای لوس، خردهداستانهای بیهدف و صحنههای اغراقآمیز بود، Daredevil: Born Again با تمرکز بر روایت خیابانی و تاریک، بُعدی تازه و کاربردی به MCU اضافه کرد.
نقطه قوت اصلی Daredevil، پایهگذاری یک شاخه سطح خیابان در دنیای مارول است. شاخهای که قرار است با حضور The Punisher و Spider-Man: Brand New Day گسترش یابد. این رویکرد نهتنها تنوع روایی MCU را افزایش میدهد، بلکه به شخصیتهایی میپردازد که در سایه قهرمانان کیهانی، فرصت درخشش کمتری داشتهاند. Daredevil این خلأ را با خشونت کنترلشده و درامی عمیق پر میکند. اگر به فیلمهای اسپایدرمن علاقهمند هستید، پیشنهاد میشود مطلب رتبهبندی بهترین Spiderman زیر ذرهبین: بهترین کیست و چرا؟ را مطالعه کنید.
در مقابل، Peacemaker با وجود معرفی ایدههای جالب و مفاهیمی مانند Earth-X، نتوانست از ظرفیت بازیگر اصلی و جهان خود بهدرستی استفاده کند و بهنوعی به اولین لغزش بزرگ DCU تبدیل شد. Daredevil: Born Again بینقص نیست، اما چشمانداز فصل دوم آن، بهمراتب هیجانانگیزتر از تصور یک Peacemaker Season 3 است. برتریای که در ترازوی رقابت مارول و دی سی در سال 2025، این بار بهوضوح به نفع مارول ثبت میشود.
Thunderbolts و Fantastic Four؛ گامهایی رو به جلو برای برندی که زیر فشار بود
پس از Avengers: Endgame، روایت رایجی شکل گرفت مبنی بر اینکه مارول استودیوز وارد چرخهای از شکستهای پیدرپی شده است. ادعایی که با واقعیت فاصله دارد. در کنار برخی ناامیدیهای بزرگ، فیلمها و سریالهایی نیز عرضه شدند که از نظر کیفیت، چیزی کمتر از آثار عصر Infinity Saga نداشتند و حتی در مواردی از آن فراتر رفتند. با این حال، سال 2025 بیتردید یکی از پرچالشترین دورهها برای MCU بود. دورهای که نیاز به تصمیمهای جسورانه داشت.
در چنین فضایی، Thunderbolts* برخلاف عملکرد تجاری ضعیف خود، به یکی از تأثیرگذارترین و احساسیترین روایتهای سال تبدیل شد. این فیلم با تمرکز بر شخصیتهای خاکستری و آسیبدیده، لایهای انسانیتر به جهان مارول افزود. لایهای که مدتها در آثار پرزرقوبرق MCU کمرنگ بود. هرچند شکست در گیشه قابل انکار نیست، اما سپردن ریبوت X-Men به جیک شرایر را میتوان حرکتی هوشمندانه از سوی کوین فایگی دانست. تصمیمی که نشان میدهد مارول از اشتباهات خود درس گرفته است.
در سوی دیگر، The Fantastic Four: First Steps با وجود برخی ایرادات ساختاری، از جمله زمانی که شاید با 20 دقیقه اضافه، روایت منسجمتری پیدا میکرد، نشانههایی از بازگشت مارول به فرم ایدهآل خود داشت. این فیلم نهتنها جهان چهار شگفتانگیز را بازتعریف کرد، بلکه موفق شد حس ماجراجویی و پویایی را دوباره به قلب MCU تزریق کند. همان حسی که طرفداران قدیمی بهشدت دلتنگ آن بودند.
بازآفرینی Marvel’s First Family با ظاهری تازه و روایتی امیدوارکننده، ثابت کرد که این برند همچنان ظرفیت رشد و تحول دارد. در چارچوب رقابت مارول و دی سی در سال 2025، Thunderbolts* و Fantastic Four شاید بینقص نبودند، اما بهوضوح نشان دادند که مارول هنوز راه بازگشت به اوج را بلد است. حتی اگر این مسیر، ناهموار و پرریسک باشد.
Superman؛ دقیقاً همان چیزی که ژانر ابرقهرمانی به آن نیاز داشت
دیگر نمیتوان وجود خستگی ابرقهرمانی را انکار کرد. پدیدهای که طی سالهای اخیر، شور و شوق مخاطبان را بهطور محسوسی کاهش داده است. در چنین فضایی، Superman به نسخهای شفابخش برای ژانر تبدیل شد. جیمز گان در مسیر پایهگذاری DCU جدید، ایدههای متعددی را در فیلم گنجاند. اما حاصل کار اثری خوشحالکننده و صمیمی بود. فیلمی که حتی طرفداران دوآتشه مارول را نیز با لبخند از سالن سینما بیرون فرستاد و در معادله مارول و دی سی در سال 2025 ورق را به نفع دیسی برگرداند.
گان با بازگشت به ریشههای کمیکبوکی و ارائه تصویری امیدوارکننده از مرد پولادین، جان تازهای به شخصیتی بخشید که بسیاری آن را قدیمی و کمجاذبه میدانستند. این نگاه مثبت و انسانی، باعث شد Superman نهتنها برای طرفداران قدیمی، بلکه برای مخاطبان عام نیز جذاب باشد و بار دیگر نشان دهد که قهرمانان کلاسیک، اگر درست روایت شوند، هنوز هم قدرت جذب بالایی دارند.
البته نگرانیها درباره برنامههای بلندمدت جیمز گان برای DCU همچنان پابرجاست و پرسشهایی جدی درباره انسجام آینده این جهان سینمایی مطرح میشود. با این حال، اگر Superman نماینده مسیر کلی «Chapter 1: Gods and Monsters» باشد، حتی لغزشهایی مانند فصل 2 Peacemaker، که با وجود انتقادات، طرفداران زیادی داشت، نمیتوانند حرکت رو به جلوی DC Studios را متوقف کنند.
کلام پایانی
در نهایت، سال 2025 میدان نبردی تعیینکننده برای دو غول ابرقهرمانی بود. سالی که نه مارول توانست بیدردسر به روزهای اوج بازگردد و نه دیسی بدون لغزش، مسیر احیا را طی کرد. مارول با وجود شکستهایی مانند Captain America: Brave New World، توانست با آثاری چون Daredevil: Born Again، Thunderbolts* و Fantastic Four: First Steps نشان دهد هنوز قدرت بازسازی و آیندهسازی دارد. در مقابل، دیسی با Superman ثابت کرد که یک روایت درست و امیدوارکننده میتواند اعتماد ازدسترفته را بازگرداند و حتی خستگی مخاطبان از ژانر را تا حدی درمان کند.
با این حال، پاسخ پرسش «برنده واقعی مارول و دی سی در سال 2025 چه شرکتی بود؟» بیش از آنکه عددی یا مطلق باشد، به زاویه نگاه مخاطب بستگی دارد. اگر معیار گیشه و تأثیر فرهنگی باشد، سوپرمن دیسی را یک گام جلو انداخت. اما اگر چشمانداز آینده و هیجان پروژههای پیشرو ملاک قرار گیرد، مارول همچنان دست بالاتر را دارد. شاید واقعیت این باشد که برنده نهایی سال 2025، نه مارول بود و نه دیسی، بلکه ژانر ابرقهرمانی بود که بار دیگر ثابت کرد هنوز زنده، نفسگیر و آماده بازآفرینی است.

نظرات
دیدگاه خود را اشتراک گذارید