#مهسا_امینی
نقد انیمه Jujutsu Kaisen

نقد انیمه Jujutsu Kaisen – نبرد جادو

در وصف جادو

انیمه Jujutsu Kaisen یا نبرد جادو یکی دیگر از انیمه‌های مهم چند سال اخیر به شمار می‌رود که در سبک دارک فانتزی به تصویر کشیده شده است. در این نقد و بررسی به این موضوع می‌پردازیم که آیا استودیوی ماپا (MAPPA) عملکرد درستی از خود در انیمه جوجوتسو کایسن به جا گذاشته یا خیر.

اولین مزیتی که انیمه جوجوتسو کایسن دارد در کم بودن تعداد فیلرها یا همان اپیزودهایی است که دخلی به جریان اصلی داستان ندارد. داستان انیمه جوجوتسو کایسن درباره پسربچه‌ای دبیرستانی به اسم ایتادوری یوجی است که از بدِ حادثه در یک درگیری با یک هیولای نفرین شده مجبور می‌شود انگشتی را ببلعد که متعلق به یک موجود و نفرین هولناک‌تر به اسم سوکونا است. حال ایتادوری باید با پیدا کردن سایر انگشتان سوکونا به جادوگران جوجوتسو کمک کند تا از شر این نفرین مخوف که به شاهِ نفرین‌ها معروف است خلاص شوند. روندی که طبیعتا به این راحتی قرار نیست انجام شود.

جوجوتسو کایسن از لحاظ شهرت و محبوبیت در سطح بسیار بالایی قرار دارد. از طرفی یک فیلم سینمایی به اسم Jujutsu Kaisen 0 نیز در سال ۲۰۲۱ میلادی به اکران درآمد که توانسته توجه زیادی از مخاطبین و انیمه‌دوستان را به خود جلب کند. با این حال فصل اول انیمه جوجوتسو کایسن علاوه بر نقاط قوت معینی، یک سری ایراداتی دارد که در ادامه این بررسی به شرح آنها می‌پردازیم.

اولین، مهمترین و شاید هم بارزترین ایراد جوجوتسو کایسن در عدم معرفی جهان داستان است. ما فی الفور و بدون هیچ درنگی وارد هیاهویی می‌شویم که نه می‌فهمیم شخصیت‌ها چه کسی هستند و نه از قاعده و قوانین جهانِ انیمه سر در می‌آوریم. گویا عجله داشته‌اند تا سریعا ایتادوری، انگشت معروف را ببلعد و جریان اصلی قصه شروع شود. با این‌که از حیث بصری و گرافیکی با یک شروع فوق‌العاده خوش‌ساخت طرف حساب هستیم، اما این ایراد، یعنی عدم شناخت جهان جادویی قصه رفته رفته بیشتر به چشم می‌آید؛ درست مثل یک غده که تا انتهای قسمت پایانی فصل اول بزرگ و بزرگ‌تر می‌شود. انیمه در خلال برخی از نبردها اطلاعاتی به بیننده می‌دهد؛ اطلاعاتی بسیار زیاد که در جای اشتباه به سمع و نظر مخاطب که ما باشیم رسانده می‌شوند. آیا این اطلاعات در خاطرمان خواهد ماند؟ مسلما خیر. آیا شرح این اطلاعات برای شناخت دنیای داستانی کفایت می‌کند؟ قطعا خیر! چراکه یک، دو جین شخصیت داخل فصل اول انیمه جوجوتسو کایسن می‌بینیم؛ شخصیت‌ّهایی که هر کدام به نظر می‌رسد اخلاق و رفتار خاص و همچنین تکنیک‌های جادویی منحصر به فردی دارند.

نقد انیمه Jujutsu Kaisen
مگومی مکملِ بهتری برای ایتادوری یوجی در فصل اول انیمه جوجوتسو کایسن است. باید دید در فصل دوم شخصیت تودو می‌تواند جای مگومی را بگیرد یا خیر

می‌گوییم «به نظر می‌رسد»؛ چراکه سازنده‌های انیمه جوجوتسو کایسن آن‌چنان محو روایت داستانی می‌شوند که حتی کاراکترهای اصلی داستان از ساده‌ترین شخصیت‌پردازی‌های ممکن محروم می‌شوند. برای مثال ساتورو گوجو را داریم که شخصیت مرموز این قصه به شمار می‌رود. در فصل اول جوجوتسو کایسن صرفا می‌فهمیم که ساتورو گوجو تا چه اندازه قوی است و در اپیزود بیستم یعنی «غیر استاندارد»، اوج قدرت این جادوگر را به چشم می‌بینیم. هر اندازه در قدرت‌نمایی ساتورو گوجو موفقیت‌آمیز عمل کرده‌اند، این شخصیت به بیننده که ما باشیم به درستی شناسانده نمی‌شود؛ رفتارها و انگیزه‌هایش جای تحقیق و تفحص دارد و درباره فعالیت‌هایش هیچ توضیحی به بیننده نمی‌دهد. ما حتی نمی‌دانیم که او چگونه و چطور به این درجه از استادی در بهره‌برداری از تکنیک‌های پیشرفته و به اصطلاحِ خود انیمه «سطح ویژه» رسیده است. از سمتی دیگر ایتادوری نیز شخصیت‌پردازی آن‌چنان مغزپخت و شگفت‌انگیزی ندارد. او خصیصه‌های یک قهرمان اصیلِ ژاپنی را در خود دارد اما سرِ هر رفتارِ احساسی در نبردهای پرخطر، ایتادوری صرفا با به یادآوریِ خاطره‌ و دیالوگ بسیار ساده‌ی پدربزرگِ در حال احتضارش (من باب کمک به مردم) تلاش می‌کند انگیزه‌ای مجدد برای نبرد گرفته و به بیننده نیز هیجان تزریق کند. چنین رویکردی در شخصیت‌پردازی ایتادوری شاید در یکی دو مرتبه‌ی اول خوب به نظر برسد، اما از یک نقطه داستان به بعد، دیگر نه هیجانی به بیننده تزریق می‌شود و نه در شخصیت‌پردازی ایتادوری ذره‌ای تاثیرگذار خواهد بود. شاید تنها شخصیتی که مجذوبمان می‌کند و به نوعی نیز یکی از برگ برنده‌های فصل اول انیمه جوجوتسو کایسن به حساب می‌آید، کاراکتر سوکونا (Sukuna) است که هم صداگذار خوبی در انیمه دارد و هم از پرداخت بهتری نسبت به شخصیت‌های ریز و درشت داستان بهره می‌برد.

سازنده‌های انیمه جوجوتسو کایسن آن‌چنان محو روایت داستانی می‌شوند که حتی کاراکترهای اصلی داستان از ساده‌ترین شخصیت‌پردازی‌های ممکن محروم می‌شوند

دیر یا زود انیمه جوجوتسو کایسن باید به شرحِ مفصلِ دوره طلایی جوجوتسو که در ۱۰۰۰ سال گذشته اتفاق افتاده بپردازد؛ چراکه پرداخت و تکامل شخصیت سوکونا به این دوره گره خورده و جواب به بسیاری از سوالات و مجهولات قصه در فصل اول نیز در گره‌گشایی چنین تایم لاینی خلاصه می‌شود. انیمه جوجوتسو کایسن در نمایش ابهت سوکونا فوق‌العاده عمل می‌کند اما شخصیت‌پردازی از حیث انطباق با کاراکترِ داخل مانگا فعلا در ساده‌ترین و بدوی‌ترین سطح ممکن به دو دلیل قرار دارد؛ یک این‌که در انیمه زیاد از سوکونا رونمایی نمی‌شود، با این‌که به شدت دلمان می‌خواهد تا به جای ایتادوری با سوکونا در ارتباط باشیم. دو این‌که چون ایتادوری شخصیت اولِ این انیمه محسوب می‌شود، فصل اول بیشتر حول محور این کاراکتر می‌چرخد تا سوکونا. احتمالا در فصل بعدی باید شاهد پرداخت بهتری از سوکونا باشیم. با این حال در مانگا مشخص شده که سوکونا، شخصیتی به شدت بی‌اخلاق و قسی القلبی است که رفتارهای سادیستیک دارد. در صورتی‌که در خلالِ فصل اول انیمه جوجوتسو کایسن او خیلی صاف و ساده در کالبد ایتادوری جا خوش می‌کند. همین تعامل‌های آزاررسانِ سوکونا می‌توانسته دست مایه خلق صحنه‌های طنز زیادی در فصل اول شود که جای سوال دارد چرا سازنده‌ها و طراحان انیمه از چنین المانی استفاده نکرده‌اند.

یک مثال از نمایش ابهت در سه پله
چگونه به شخصیت‌ها ابهت داده می‌شود؟
یک) نمای دور از سوکونا در نقش حاکم
تصویرسازی یک تخت حکم‌فرمایی و خار و ذلیل نشان دادن شخصیت منفی قدرتمند داستان در برابر شاهِ نفرین‌ها
دو) نگاهِ ترسیده‌ی شخصیت
شخصیت از چیزی می‌ترسد که جلویش حضور دارد
سه) نگاهِ نزدیک‌تری از سوکونا
چهره سوکونا را می‌بینیم که همچنان به محیط اشراف دارد و از جایگاهِ حاکم و شاید هم «خدا» به کاراکتر نگاه خریدارانه‌ای می‌کند
قبل
بعدی

با این‌که انیمه جوجوتسو کایسن یک دارک فانتزی تمام عیار است، اما ته مایه طنزی نیز دارد که از قسمت دوم به بعد کاملا آن را حس می‌کنیم. وجودِ طنز در چنین انیمه با چنین طرح داستانی یک عیب و ایراد نیست، بلکه یک مزیت برای دگرگون کردن حال بیننده است. با این حال طنزِ انیمه در خیلی از قسمت‌ها از حد متعارف خارج شده و حس و حالِ تماشای یک قصه‌ی دارک را از بیننده دور می‌کند. جوجوتسو کایسن علنا در چنین حالتی تبدیل به یک انیمه طنز می‌شود که هیچ رعایت فضاسازیِ کار را نمی‌کند. این ایراد تا آخرن اپیزود حس می‌شود. جدا از تمامی این موارد، انیمه و محصولات تلویزیونی نیاز به یک نقطه اوج یا کلایمکس (Climax) دارند؛ یعنی رویداد یا نبردی که بیننده را به شدت برای تماشای فصل دوم تشنه می‌کند. اصولا داستان یک قصه فانتزی و اکشن را به نوعی پی‌ریزی می‌کنند که رفته رفته و پله پله اوضاع برای قهرمان‌های قصه سخت و چالشی‌تر شود و در نهایت امر، قهرمان‌ها با هر بدبختی که پیش روی‌شان قرار دارد، از پسِ این چالش یا برمی‌آیند یا به طور موقت حل و فصلش می‌کنند. جوجوتسو کایسن در فصل اول چنین خصیصه و کلایمکسی ندارد. همه چیز روی یک خط صاف به جلو حرکت می‌کند و در پایان نیز با طرح چند سوال و مخفی کردنِ چند حقیقت – مثل خیلی دیگر از حقایق داستانی – بیننده که ما باشیم را با کوهی از سوالات و ابهامات تا شروع فصل دوم انیمه جوجوتسو کایسن تنها می‌گذارد.

انیمه Jujutsu Kaisen در فصل اول خود سنگ بنای یک قصه جذاب در سبک دارک فانتزی را به هر ترتیبی شده می‌چیند. با این‌که نبردهای انیمه جوجوتسو کایسن به شدت مجذوب‌کننده و تماشایی است اما فصل اول ضمن این‌که ایرادات ریز و درشتی دارد، بیننده را با انبوهی از سوالات و مجهولات تا شروع فصل دوم رها می‌کند.


7 خوب
انیمه Jujutsu Kaisen در فصل اول خود سنگ بنای یک قصه جذاب در سبک دارک فانتزی را به هر ترتیبی شده می‌چیند. با این‌که نبردهای انیمه جوجوتسو کایسن به شدت مجذوب‌کننده و تماشایی است اما فصل اول ضمن این‌که ایرادات ریز و درشتی دارد، بیننده را با انبوهی از سوالات و مجهولات تا شروع فصل دوم رها می‌کند.
  • نبردهای تماشایی
  • سوکونا و ابهت خاصی که دارد
  • انیمه در نمایش قدرت شخصیت‌ها موفق عمل می‌کند
  • عدم معرفی جهان داستان به صورت درست
  • شخصیت‌پردازی‌های سطحی
  • ته‌مایه طنزی که هر از گاهی به شدت از حد عرف خارج می‌شود
راهنمای امتیازات

نظرات

guest

3 دیدگاه
جدیدترین
قدیمی‌ترین بیشترین رای
Inline Feedbacks
View all comments
بالا