-
10/10
در دنیای جدید دی سی (DC)، رنگ خورشید ها تنها یک پدیده نجومی نیستند، بلکه کلید درک قدرتها و ضعفهای بنیادین قهرمانان کریپتونی محسوب میشوند. در این مقاله، به بررسی نقش انواع رنگ ستارگان در سرنوشت و قدرت سوپرگرل و سوپرمن میپردازیم.
دنیای سینمایی دی سی (DCU) جیمز گان (James Gunn) با معرفی خورشیدهای رنگارنگ، دریچهای نو به سوی کیهانشناسی این فرنچایز گشوده و همانطور که احتمالا اطلاع دارید، این ستارگان به شدت روی قابلیتها و تواناهایی قهرمانانی مانند سوپرمن (Superman) و سوپرگرل (Supergirl) تاثیر میگذارند. همانطور که در فیلم جدید سوپرگرل با بازی میلی آلکاک (Milly Alcock) در نقش اصلی دختر پولادین (Girl of Steel) دیدیم، کارا زور-ال (Kara Zor-El) در کهکشان سفر کرده و از دنیاهای دیگری فراتر از زمین، یعنی سیارهای که پسرعمویش را به فرزندخواندگی پذیرفته، بازدید میکند. از این رو، بسیاری از این دنیاها به دور خورشیدهای منحصربهفردی با انواع مختلفی از تشعشعات خورشیدی میچرخند.
سابقه حضور این ستارهها به دههها تحقیق و خلق داستان در دنیای کمیک بوکهای دی سی بازمیگردد. در طول سالها، نویسندگان طیف وسیعی از خورشیدهای آبی، سفید و نارنجی را برای به چالش کشیدن ابرقهرمانان به تصویر کشیدهاند. با این حال، دنیای سینمایی جدید فعلا بر سه رنگ کلیدی تمرکز کرده که هر کدام پیامدهای خاص خود را دارند. ما با بررسی دقیق این رنگها، متوجه میشویم که چرا هر ستاره میتواند قهرمان ما را به یک خدا تبدیل کند یا در نقطه مقابل، قدرت او را کاملا سلب کند. بنابراین، پس از تماشای اثر جدید سوپرگرل در سال ۲۰۲۶ میلادی، زمان آن رسیده که تمامی یافتههای خود را جمعبندی کنیم. ما در اینجا نگاهی دقیق به تفاوت میان رنگ های خورشیدی و نحوه تغییر تواناییهای قهرمانان داریم تا دریابیم که چگونه هر ستاره قوانین بازی را برای یک کریپتونی تغییر میدهد. هر قسمت از این بررسی، بخشی از اسطوره شناسی پیچیده کریپتون را برای شما روشن میکند. در ادامه، همراه رسانه سرگرمی باشید.
خورشید زرد (Yellow Sun)
بدون هیچ شک و تردیدی، خورشی های زرد رنگ مهمترین و پرتکرارترین اجرام آسمانی در دنیای دی سی هستند؛ منبع قدرتها و تواناییهایی که معمولا به سوپرمن، سوپرگرل و به طور کلی کریپتونیها نسبت داده میشوند. خورشیدهای زرد در مقایسه با خورشید سرخ کریپتون (Krypton)، ستارگان جوانتر و پرانرژیتری هستند و همین امر توضیح میدهد که چرا تشعشعات خورشیدی آنها تا این حد متفاوت بر کریپتونیها تاثیر میگذارد و آنها را به موجوداتی فراانسانی با طیف کاملی از قدرتها تبدیل میکند.
کریپتونیهایی مانند سوپرمن و سوپرگرل دائما مانند باتریهای زنده در حال جذب انرژی خورشیدی هستند. همانطور که در فیلم سوپرمن ۲۰۲۵ دیدیم، کارکرد خورشید زرد صرفا به اعطای قدرت خلاصه نمیشود، بلکه این نور حکم یک ماده شفاگر حیاتی را دارد. اگر خاطرتان باشد، در فیلم سوپرمن ۲۰۲۵ دیدیم که چگونه مرد پولادین (Man of Steel) با بازی دیوید کورنسوت (David Corenswet)، پس از تحمل ضربات ویرانگر چکش بوراویا (Hammer of Boravia) توسط اولترامن (Ultraman)، به لطف دوزهای متمرکز نور زرد به سرعت احیا شد.
این ویژگی بازسازیکننده حتی در فیلم طلوع عدالت (Dawn of Justice) نیز به تصویر کشیده شد؛ جایی که سوپرمن پس از برخورد مستقیم با بمب هستهای، در آستانه مرگ قرار گرفت اما تابش خورشید او را از نیستی نجات داد. جالب است بدانید که این ساختار بیولوژیکی حتی روی نژادهای دیگری مانند داکسامیتها (Daxamites) که تحت شرایط خورشید سرخ تکامل یافتهاند نیز تاثیر مشابهی دارد، هرچند تفاوتهای ساختاری بدن آنها، ضعفهای متفاوتی را برایشان رقم میزند.
خورشید سرخ (Red Sun)
اگر خورشید زرد را نماد شکوفایی قدرتهای فراانسانی کریپتونیها بدانیم، خورشید سرخ نقطه مقابل و مهارکننده مطلق آنها است. سیاره مادری کارا و کالال، یعنی کریپتون (Krypton)، به دور یک ستاره سرخ و پیر میچرخید؛ فضایی کمانرژی با تشعشعات بسیار ضعیف که باعث شد ساکنان آن بدون هیچ قدرت فرابشری و صرفا متکی بر تکنولوژی و فرهنگ پیشرفته خود تکامل یابند. در نتیجه، قرار گرفتن یک کریپتونی در زیر نور خورشید سرخ، تمام ویژگیهای فرازمینی او را غیرفعال کرده و او را به سطح یک انسان معمولی میرساند.
این تضاد دراماتیک، بنمایه اصلی داستان فیلم جدید سوپرگرل است که به وضوح از مینیسریال شاهکار زن فردا (Woman of Tomorrow)، اثر تام کینگ (Tom King) و بیلکیس ایولی (Bilquis Evely)، الهام گرفته است. کارا در دنیاهایی با خورشید سرخ، طعم محدودیتهای انسانی را میچشد؛ او با افت متابولیسم شدید بدن خود، پدیدههایی مانند تاثیر الکل یا خستگی را تجربه میکند، اما بهای این اتفاق، لمس واقعی درد و جراحت همانند یک انسان عادی است.
این بیدفاعی روایی است که تعلیق داستان را بالا میبرد؛ به طوری که حتی کریپتو، سگ سوپرقهرمان (Krypto) نیز در همین وضعیت با تیر سمی کرم (Krem) زخمی میشود و کارا برای جابهجایی ناچار به استفاده از سفینه فضایی میگردد؛ چرا که تا پیش از رسیدن به قلمرو یک خورشید زرد، توانایی پرواز ندارد. این مکانیزم ضدقدرت، همواره ابزار محبوبی برای شروران باهوشی چون لکس لوتر (Lex Luthor) بوده تا علیه سوپرمن زندانها و سلاحهای سفارشی بسازند؛ ابزاری که احتمالا در آینده دنیای سینمایی دی سی نیز نقش مهمی ایفا خواهد کرد.
خورشید سبز (Green Sun)
و اما در آخر، خورشیدهای سبز یکی از غیرعادیترین تاریخچهها را در کمیکهای دی سی (DC Comics) دارند؛ چرا که تاثیرات آنها در طول سالها دستخوش تغییر شده است. در دوران عصر نقرهای (Silver Age)، خورشید سبز اساسا نوع دیگری از ستارگان تضعیفکننده مانند خورشید سرخ بود که مانع از استفاده کریپتونیهایی مانند سوپرمن و سوپرگرل از تواناییهایشان میشد.
با این حال، اوضاع با انتشار کمیک زن فردا در سال ۲۰۲۲ تغییر کرد. تام کینگ با معرفی ستارهای که با کریپتونایت (Kryptonite) درآمیخته بود، این مفهوم را از نو ابداع کرد. به لطف قطعات رادیواکتیو سیاره نابود شدهشان، نور سبز این خورشید برای کریپتونیها به طرز کشندهای سمی شده بود. هرچه کریپتونیها مدت زمان بیشتری در معرض این نور قرار میگرفتند، بیشتر توسط این انرژی خورشیدی مسمومکننده از پا درمیآمدند.
در مینی سریال زن فردا، سوپرگرل و روثی (Ruthye) به دنیای بارنتون (Barenton) منتقل شدند؛ یک سیاره مصنوعی که به عنوان تلهای برای سوپرمن ساخته شده بود. در نسخه کمیک، سوپرمن حضور در سیاره مصنوعی بارنتون (Barenton) زیر نور این خورشید مسمومکننده را نزدیکترین تجربه خود به مرگ توصیف میکند؛ اعترافی سنگین از قهرمانی که سابقه نبرد با دومزدی (Doomsday) را دارد. با این حال، نکته مهم این است که سوپرمن تنها ۴۵ دقیقه در بارنتون گرفتار بود و پس از آن توسط لیگ عدالت (Justice League) نجات یافت.
در نقطه مقابل، سوپرگرل مجبور شد درد طاقتفرسایی را تحمل کند و ۱۰ ساعت زیر نور خورشید بارنتون دوام بیاورد تا خورشید در نهایت غروب کند. همچنین، این دنیا پر از دایناسورهای شکارچی بیگانه بود که روثی باید در حالی که از کارای ناتوان و زمینگیر محافظت میکرد، به بهترین شکل ممکن آنها را از خود دور میکرد. اگرچه دنیای سینمایی دی سی، بارنتون و خورشید سبزش را برای پایانبندی فیلم سوپرگرل اقتباس کرد، اما تغییرات کلیدی در آن وجود داشت. در واقع، نهتنها خبری از دایناسورها نبود، بلکه بارنتون یک خورشید زرد هم داشت که درست در لحظه غروب خورشید سبز، طلوع کرد و بلافاصله کارا را احیا و درمان کرد؛ اتفاقی که به او اجازه داد روثی را که در زمان بیهوشی و ناتوانی او توسط راهزنان (Brigands) دستگیر شده بود، نجات دهد.
در مجموع، اگر بخواهیم تمام ماجراهای فیلم سوپرگرل را در یک نگاه خلاصه کنیم، باید بگوییم که در معماری بیکران جهان DC، رنگ خورشیدها همهکارهی دنیای سینمایی دی سی هستند و جیمز گان از پدیدههای نجومی به عنوان ابزاری استراتژیک برای خلق تعلیق در داستان بهره میبرد. وقتی کارا زیر نور خورشید زرد پرواز میکند، هیچکس حریف قدرتهای شگفتانگیز و بدن ضدضربه او نمیشود. اما داستان وقتی جذاب شده که خورشید سرخ از راه میرسد و او را مثل یک آدم معمولی، کاملا بیدفاع و آسیبپذیر میکند. بدتر از همه، برخورد با خورشید سبز و سمی است که حسابی نفس قهرمانان ما را میگیرد و آنها را تا مرز مرگ میکشاند.
اکنون با نمایش خورشیدهای زرد، سرخ و سبز روی پرده سینمای دنیای دی سی، جالب است ببینیم در صورت معرفی رنگهای بیشتر در پروژههای آینده، اسطورهشناسی کریپتونی چگونه به گسترش خود ادامه خواهد داد. از این گذشته، باید بدانید که هنوز رنگهای زیادی از کمیکها از جمله خورشیدهای سفید، سیاه، بنفش، نارنجی و آبی در صف انتظار برای ورود به دنیای سینمایی دی سی هستند. در نتیجه، با گسترش دنیای جیمز گان، فضای زیادی برای به تصویر کشیدن این خورشیدهای جایگزین و رنگارنگ وجود دارد؛ به خصوص که سوپرمن و سوپرگرل هر دو سال آینده در فیلم مرد فردا (Man of Tomorrow) حضور خواهند داشت.
در پایان این مقاله، دیدگاه شما در رابطه با تاثیر رنگ های مختلف خورشید بر قدرتهای سوپرمن و سوپرگرل در دنیای سینمایی دی سی جیمز گان چیست؟ شما دوست دارید در پروژههای آینده دنیای سینمایی DC، پای کدام رنگ خورشید و چالشهای جدید آن به داستان باز شود؟ به نظر شما، استفاده از این چالشهای کیهانی تا چه حد به جذابیت اسطورهشناسی دی سی کمک کرده است؟ فراموش نکنید که نظرات شخصی خود را با ما و دیگر هواداران دی سی در رسانه سرگرمی به اشتراک بگذارید.

نظرات
دیدگاه خود را اشتراک گذارید