بررسی فیلم Escape Plan: The Extractors – برنامه فرار: استخراج‌کنندگان

فاجعه‌‌ای که تمامی ندارد

معلوم نیست چرا سازندگان فرمولی را که چند سال گذشته جواب نداده را مجدد جهت تولید یک اکشن بی‌مغز استفاده کرده‌اند. فیلم Escape Plan: The Extractors از آنچه که فکرش را می‌کنید ضعیف‌تر است.

در سال ۲۰۱۳ میلادی اثری به نام برنامه فرار در ژانر اکشن و جنایی ساخته شد و دو بازیگر توانمند دنیای اکشن یعنی سیلوستره استالون و آرنولد شوارتزینگر در این اثر همبازی بودند. فیلم Escape Plan در آن دوران جذابیت زیادی پیدا کرده و فروش نسبتا خوب فیلم باعث شد کمپانی تهیه‌کننده نسبت به تولید دنباله‌ای بر این ماجرا وسوسه شود. غافل از اینکه میکاییل هافستروم، کارگردانی سوئدی این فیلم با ابتکاری که داشته توانسته بود از قصه‌ای یک خطی، اثر جذاب و قابل احترامی خلق کند. کما اینکه او در درجه اول یک قصه‌پرداز خوبی است تا یک کارگردان. در کنار تمام این ماجرا هافستروم آثار ماندگار دیگری را مثل فیلم ۱۴۰۸ و The Rite نیز در کارنامه‌اش دارد.

قسمت دوم فیلم فاجعه‌آمیز بود. احتمالا آرنولد شوارتزینگر از نبودِ کارگردان قسمت اول احساس خطر کرد و تن به بازی نداد. با این اوصاف در قسمت دوم که نام برنامه فرار را یدک می‌کشید، مجدد با یک جریان پر زد و خورد همراه بودیم که نتوانست نظر مساعد کسی را به خود جلب کند. فاجعه اصلی اینجا بود بازیگران ریز و درشت دنیای اکشن در این اثر گرد هم آمدند اما کارگردان این فیلم نتوانست از وجود ستاره‌های این پروژه، به نفع موفقیت فیلم استفاده کند.

تولید قسمت سوم برنامه فرار با فاصله زمانی کمتر از یک سال در دستور کار قرار گرفت اما این بار توسط کارگردان سومی به نام جان هرتزفلد. با این تفاوت که هرتزفلد دقیقا همان مسیری را در پیش گرفت که کارگردان نسخه دوم به آن پناه برده بود که در ادامه بررسی به این موضوع می‌پردازیم.

شما به چهره بازیگرها دقت کنید. آنها به همه چیز می‌مانند به جز گروگان

قصه از جایی شروع می‌شود که دختر یک فرد اهل هنگ کنگ و همچنین نامزد ری برسلین (سیلوستره استالون) دزدیده می‌شود و «ری» باید این دو فرد را نجات دهد. برای اطلاع شما از داستان صرفا دانستن همین یک خط کفایت می‌کند. سایر حواشی تنها آب و تاب‌های فیلم‌نامه‌نویس بود تا مخاطب فرض کند با چه داستان پیچیده‌ای طرف حساب است. غافل از اینکه داستان این فیلم مثل یک گردوی تو خالی است. مشخص نیست چرا مایلز چپمن، فیلم‌نامه‌نویس سری «برنامه فرار» علاقه‌ای ندارد دستی به سر و گوشه قصه و کاراکترهای این ماجرا بکشد. چرا که او پای ثابت سناریونویسی این مجموعه بوده و از تمامی جوانب قصه آگاهی دارد. زمانی که عده‌ بسیار زیادی به شما سر یک موضوعی غر می‌زنند، بهتر است در مرحله نخست ابتدا به درستی کار خود شک کرده و در گام بعدی جهت حل یک معضل تلاش کنید. نه اینکه در پروژه‌های آتی مجدد همان روند همیشگی خود را ادامه دهید. فیلم‌نامه به شدت ضعیف از آب در آمده و به قدری کسل کننده است که شاید وسط فیلم حتی اندکی چرت هم بزنید!

قسمت سوم برنامه فرار تا حدودی با قصه قسمت‌های پیشینش ارتباط دارد اما به این گونه هم نیست نتوان با کاراکترهایش ارتباط برقرار کرد

جدا از ضعف‌های بسیار فاحش در بطن فیلم‌نامه، نوع فیلم‌برداری به قدری آماتورانه و عجیب است که اگر فردی با این مجموعه فیلم آشنایی نداشته باشد، احتمالا فکر می‌کند برنامه فرار اثری است متعلق به دهه ۸۰ میلادی، نه یک فیلم سینمایی اکشن در سال ۲۰۱۹. به این سبب که نوع کارگردانی برنامه فرار، ذهنمان را به این دوران معطوف می‌کند که در اکثر قصه‌های اکشن، همه چیز ساده و آماتورانه بود.

اغلب در هنگام نبردهای تن به تن و صحنه‌های اکشن می‌بینیم دوربین نیز تکان می‌خورد و این تکانه‌ها بعضا در گاهی از اوقات به قدری شدت می‌یابند که از این همه جابه‌جایی لنز دوربین سر درد می‌گیریم. گویا کارگردان دلش می‌خواسته حوادث از دید مخاطب واقعی به نظر برسد اما افسوس و صد افسوس که نه فیلم‌نامه این اثر واقع‌گرایانه از آب درآمده و نه شیوه فیلم‌برداری.

قرار بود نام این قسمت «ایستگاه شیطان» باشد اما در نهایت به «استخراج‌کنندگان» تغییر یافت. در هر صورت تنها عامل مثبت این فیلم حضور استالونه بوده و بس

فیلم پر شده از صحنه‌های اکشنِ بی‌روح که برای چند لحظه می‌تواند شما را به وجد بیاورد اما اگر فکر می‌کنید مثل قسمت اول قرار است از شدت هیجان، از جایتان جم نخورید سخت در اشتباه هستید. سیلوستره استالون مثل همیشه همان تیپ شخصیتی خود را جلوی دوربین نشان می‌دهد. شخصیتی خسته، بی‌اعصاب و صد البته انتقامجو که از شخصیت‌های منفی داستان انتقام بسیار سختی می‌گیرد و در کسری از ثانیه دنیا را روی سر آنها خراب می‌کند. با این حال دیگر این تیپ بازیگری برای جلب رضایت مخاطب کفایت نمی‌کند. در حقیقت به قدری با این دسته از فیلم‌های بزن بهادری‌اش خو گرفتیم که استالون نیاز دارد رفتار متفاوتی از خود نشان دهد. روندی که دیگر بازیگرهای فیلم‌های اکشن مثل نیام لیسون نیز باید در پیش بگیرند و رویکرد خودشان را در صنعت سینما تا حدودی تغییر دهند.

قسمت سوم برنامه فرار تا حدودی با قصه قسمت‌های پیشینش ارتباط دارد اما به این گونه هم نیست نتوان با کاراکترهایش ارتباط برقرار کرد. هر چند هنوز سر حرف خودمان هستیم فیلم‌نامه این اثر یک فاجعه تمام عیار است و به هیچ عنوان در هیچ زمینه‌ای نتوانسته در حد استاندارد ظاهر شود. لذا هیچ کششی در مخاطب ایجاد نمی‌شود تا سر از کار ری برسلین در بیاورد. تعامل شخصیت‌ها نیز به قدری بد و زننده بوده که شاید شما هم مثل من علاقه داشتید تنها سیلوستره استالون در تمام سکانس‌ها حضور داشته باشد. چرا که از ادای دیالوگ‌ سایر شخصیت‌ها و حضورشان جلوی دوربین احتمالا حالت تهوع به شما دست می‌دهد.

در نتیجه به شما توصیه می‌کنم گول نام سیلوستره استالون، فیفتی سنت و صد البته دیو باتیستا را در لیست بازیگران فیلم برنامه فرار نخورید که انصافا تماشای دیوار سفید اتاقتان را به مراتب ارزشمندتر از تماشای فیلم Escape Plan: The Extractors می‌دانم.


2.5 افتضاح
به شما توصیه می‌کنم گول نام سیلوستره استالون، فیفتی سنت و صد البته دیو باتیستا را در لیست بازیگران فیلم «برنامه» فرار نخورید که انصافا تماشای دیوار سفید اتاقتان را به مراتب ارزشمندتر از تماشای فیلم Escape Plan: The Extractors می‌دانم.
  • وجود چند صحنه اکشن
  • نام سیلوستر استالون
  • فیلم‌نامه فاجعه
  • کارگردانی فاجعه
  • جذابیت زیر خط فقر
راهنمای امتیازات

نظرات

guest
0 دیدگاه
Inline Feedbacks
View all comments
بالا