-
0/10
برای طرفداران فیلمهای جنگی که از کلیشهها خسته شدهاند و به دنبال روایتهای تازهتری میگردند، تماشای این ۵ فیلم کمتر شناختهشده یک فرصت طلایی است. در این مقاله، قصد داریم به معرفی بهترین فیلمهای جنگی بپردازیم که علیرغم نگاه نو و جسورانه به مقوله جنگ، به ناحق نتوانستند جایگاه واقعی خود را پیدا کنند.
هنگامی که دود و باروت از میدان نبرد سینما کنار میرود، معمولا نام چند شاهکار بینظیر مانند نجات سرباز رایان (Saving Private Ryan)، دانکرک (Dunkirk) یا فهرست شیندلر (Schindler’s List) به عنوان بهترین فیلمهای جنگی در خط مقدم باقی میماند. در واقع، این آثار سینمایی استانداردها و انتظارها را از این ژانر تعریف کردهاند و در عمل، سایه سنگینشان، ناخواسته فیلتری در نگاه مخاطبان ایجاد کرده است. نتیجه این تسلط چیست؟ دهها فیلم جنگی با ایدههای خلاقانه و بکر، داستانهای تکاندهنده و زوایای دید متفاوت، زیر دستوپای آثار شناختهشده گم شده و در تاریکی فراموشی دفن میشوند!
رقابت با این شاهکارهای سینمایی برای خودنمایی، دستکمی از نبرد در خط مقدم ندارد؛ به همین دلیل، فیلمهای جنگی ارزشمند زیادی وجود دارند که چندان شناخته نیستند و کمتر کسی از آنها حرف میزند. اگر حاضر هستید کمی از مسیرهای تکراری فاصله بگیرید و به این فیلمهای کمتر شناختهشده فرصت بدهید، تجربهای به همان اندازه جذاب و میخکوبکننده انتظارتان را میکشد. در این مقاله به سراغ معرفی ۵ فیلم جنگی برتر میرویم که به ناحق مهجور ماندهاند؛ آثاری که تنها گناهشان تکرار نکردن کلیشهها بود و دقیقا به همین دلیل است که باید همین امروز تماشایشان کنید. در ادامه با رسانه سرگرمی همراه باشید.
۵. فیلم شش سهتا هشت (The Six Triple Eight)
- سال انتشار: ۲۰۲۴ (۱۴۰۳)
- کارگردان: تایلر پری (Tyler Perry)
- تولیدکننده: نتفلیکس
- امتیاز IMDb: نمره ۶.۶
عادت کردهایم که در فیلمهای جنگی، همیشه دوربین را در دل خاکریزها و خطوط مقدم نبرد ببینیم. با این حال، هر از چند گاهی هم اثری پیدا میشود که جسارت به خرج داده و قصهاش را فرسنگها دورتر از میدان تیر و ترکش روایت میکند. فیلم شش سهتا هشت یکی از همین نوآوریهاست. این فیلم ماجرای ماموریت عجیب گردان ۶۸۸۸ پستی مرکزی را به تصویر میکشد؛ گروهی از زنان سیاهپوست که در بحبوحه جنگ جهانی دوم راهی اروپا شدند تا کوهی از نامههای تلنبارشده و سرگردان را به دست سربازان چشمانتظار برسانند.
شاید در نگاه اول، این خط داستانی برای برخی چندان دندانگیر و پرهیجان به نظر نرسد و حتی کمی کسلکننده جلوه کند، اما برگ برنده فیلم دقیقا همانجایی رو میشود که چالشها و سنگاندازیهای سیستماتیک علیه این زنان را در دل همان نهادی که به آن خدمت میکردند، به تصویر میکشد. در حالی که بیشتر آثار جنگی به سراغ روایتهای بارها گفتهشده میروند، The Six Triple Eight غبار از روی فصلی از تاریخ برمیدارد که دههها در سکوت مطلق خاموش مانده بود. با اینکه فیلم در زمان عرضهاش توانست توجهات مختصری را به خود جلب کند، اما این درخشش بسیار زودگذر بود و امروز دیگر کسی یادی از آن نمیکند.
۴. فیلم محاصره جیدویل (The Siege of Jadotville)
- سال انتشار: ۲۰۱۶ (۱۳۹۵)
- کارگردان: ریچی اسمیت (Richie Smyth)
- تولیدکننده: نتفلیکس
- امتیاز IMDb: نمره ۷.۲
اگر به دنبال معنای واقعی کلمه دستکمگرفتهشده میگردید، فیلم محاصره جیدویل دقیقا همان است. اگر از عاشقان سینمای جنگ هستید و این اثر را تماشا کردهاید، احتمالا شما هم از خود پرسیدهاید که چرا این فیلم اینقدر بیسروصدا باقی مانده است. این داستان که از یک رویداد واقعی اقتباس شده، روایتگر گیر افتادن گروهی کوچک از صلحبانان ایرلندی سازمان ملل (UN) در حلقه محاصره نیروهای تا دندان مسلح دشمن، طی بحران سال ۱۹۶۱ کنگو است. اما چیزی که به این فیلم هویتی مستقل میبخشد، تمرکز عمیق آن بر مفاهیمی چون رهبری، طراحی استراتژی و تصمیمگیری در کوران فشارها است.
بزرگترین نقطه قوت محاصره جیدویل، فرار آن از کلیشههای رایج فیلمهای جنگی است. فیلم به جای خلق اسطورههایی دستنیافتنی، آدمهای قصهاش را به عنوان نیروهای متخصصی نشان میدهد که تنها به دنبال راهی برای زنده ماندن در یک جهنم هستند. به لطف همین نگاه واقعگرایانه، مخاطب با تمام وجود با آنها همراهی میکند. اما بخت با این اثر یار نبود! مقصر اصلی زمانبندی نامناسب اکران آن در شبکههای استریم بود؛ دورانی که این پلتفرمها هنوز اعتبار و نفوذ امروز را نداشتند. از طرفی، گره خوردن داستان به یک درگیری تاریخی نسبتا گمنام که اکثر مردم چیزی از آن به یاد ندارند، شرایط را برای خودنمایی این اثر سختتر کرد و محاصره جیدویل به سرعت از خاطرهها پاک شد.
۳. فیلم فشار (Pressure)
- سال انتشار: ۲۰۲۶ (۱۴۰۵)
- کارگردان: آنتونی ماراس (Anthony Maras)
- تولیدکننده: ورکینگ تایتل فیلمز
- امتیاز IMDb: نمره ۷.۳
دلیل اینکه کسی درباره Pressure صحبت نمیکند، ساده و مشخص است! در واقع، این اثر به تازگی راهی سینماها شده و هنوز فرصت نکرده جای خود را در میان مخاطبان و عاشقان ژانر جنگی باز کند. با این حال، به جرات میتوان گفت که فیلم فشار، یکی از هیجانانگیزترین آثار این فهرست است. وقتی اسم عملیات روز دی (D-Day) به میان میآید، اولین تصویری که در ذهن شکل میگیرد سربازان و تفنگها هستند. اما قصه این فیلم متفاوت است؛ ماجرا از ۷۲ ساعت قبل از شروع حمله آغاز میشود. دوربین ما را با خود به پشت درهای بسته اتاقهای جنگ میبرد؛ درست در مرکز یک جنگ اعصاب و کشمکشِ دیدنی بین فرماندهان متفقین و دانشمندان هواشناسی!
در قلب این داستان، یک دوراهی سرنوشتساز قرار دارد. در واقع، فرماندهان باید بین صدور دستور حمله یا قبول ریسک شکست در کل جنگ جهانی دوم، یکی را انتخاب کنند. این داستانی است که تا به حال کسی در سینمای جنگ به سراغش نرفته بود. ما با قصهای روبرو هستیم که به جای سنگرها، در میان نقشههای آبوهوا و بحثهای استراتژیک پیش میرود. درامی که مثل یک اثر مهیج سیاسی، شما را درگیر میکند و به خوبی نشان میدهد که چطور سرنوشت دنیا روی مرز باریک حقایق علمی و استرسهای روانی گیر کرده بود. اگر دنبال قصهای متفاوت از کلیشههای جنگی میگردید، این همان داستانی است که باید بشنوید.
۲. فیلم تپه همبرگر (Hamburger Hill)
- سال انتشار: ۱۹۸۷ (۱۳۶۶)
- کارگردان: جان اروین (John Irvin)
- تولیدکننده: پارامونت پیکچرز
- امتیاز IMDb: نمره ۶.۷
تپه همبرگر ما را با گروهی از سربازان آمریکایی در دل جهنم نبرد بر سر تسخیر تپه ۹۳۷ همراه میکند؛ یکی از خونینترین و پرحاشیهترین عملیاتهای جنگ ویتنام که جانهای بیشماری را به کام مرگ کشاند. برخلاف بسیاری از آثار مشابه که در بستر جنگ ویتنام روایت میشوند، این فیلم روی یک مقطع زمانی خاص دست میگذارد و با خط کشیدن روی هرگونه زرقوبرق و حماسهسازیهای دروغین، خود را از بقیه متمایز میکند. آنچه در این فیلم روی پرده میبینید، تصویر تلخ مردانی است که بارها و بارها به ماموریتی فرستاده میشوند که توجیه آن لحظه به لحظه غیرممکنتر میشود.
در داستان اکران این فیلم، یک گره کور وجود داشت؛ زمانی به پرده نقرهای رسید که پر از رقیب بود. فیلم جوخه (Platoon) تازه جایزه اسکار را برده بود و سینماها در تسخیر غلاف تمامفلزی (Full Metal Jacket و اینک آخرالزمان بودند. قصه تلخ ماجرا اینجاست که این فیلم خوشساخت، قربانی زمان اشتباه ورودش به سینما شد. اما پایان این قصه، فراموشی نیست و ارزشهای آن همچنان سر جای خود باقی است. اگر دوست دارید قصهای واقعی و بدون تحریف از جنگی را بشنوید که به اندازه نجات سرباز رایان تکاندهنده باشد، داستان تپه همبرگر منتظر شماست.
۱. فیلم گالیپولی (Gallipoli)
- سال انتشار: ۱۹۸۱ (۱۳۶۰)
- کارگردان: پیتر ویر (Peter Weir)
- تولیدکننده: پارامونت پیکچرز
- امتیاز IMDb: نمره ۷.۴
در نهایت نوبت به اثری رسیده که مخصوص طرفداران سرسخت ژانر جنگی است؛ فیلمی به نام گالیپولی که این روزها به ندرت نامش را میشنویم. با وجود اینکه این اثر یک کلاسیک است، اما در زمان خود نتوانست بازتاب جهانی گستردهای مثل رقبایش داشته باشد. ماجرای فیلم، داستان دو جوان استرالیایی را روایت میکند که برای حضور در جنگ جهانی اول داوطلب میشوند و در نهایت سر از کارزار گالیپولی درمیآورند؛ عملیاتی نظامی که به بدترین شکل ممکن در تاریخ ثبت شد. شاید تا اینجا همهچیز شبیه فیلمهای جنگی معمول به نظر برسد، اما این اثر یک تفاوت اساسی دارد.
نقطه قوت بزرگ فیلم این است که پیش از رسیدن به میدان نبرد، زمان زیادی را با حوصله صرف پرداختن به رابطه دوستی این دو شخصیت میکند. به لطف همین رویکرد، وقتی جنگ شروع میشود، دیگر فقط یک پسزمینه شلوغ و پر از درگیری نیست؛ بلکه خطری واقعی است که جان شخصیتهای محبوب ما را تهدید میکند. موفقیت و ماندگاری گالیپولی دقیقا ریشه در همین نگاه انسانی دارد. البته، شاید همین که فیلم تمرکز اصلیاش را از روی خود جنگ برداشته، باعث شده تا بخشی از مخاطبان را از دست بدهد. با این حال، چشمپوشی از اثری که تا به این اندازه احساسی و تکاندهنده است، جایز نبود!
در پایان این مقاله، دیدگاه شما در رابطه با معرفی ۵ مورد از بهترین فیلمهای جنگی که کمتر دیده شدهاند، چیست؟ شما چه آثار جنگی دیگری را شایسته حضور در این فهرست میدانید؟ به نظر شما، بزرگترین مقصر شکست این فیلمها چه چیزی است؟ از تبلیغات ضعیف و تسخیر گیشه توسط آثار بزرگ سینما گرفته تا بیحوصلگی مخاطبان در تماشای داستانهای واقعگرایانه، شما کدام مورد را جدیتر میدانید؟ فراموش نکنید که نظرات شخصی خود را با ما و دیگر کاربران رسانه سرگرمی به اشتراک بگذارید.

نظرات
دیدگاه خود را اشتراک گذارید