بازی نقش‌آفرینی ضدقهرمان
1%
  • 0/10

ده بازی نقش‌آفرینی که در نقش ضدقهرمان قرار می‌گیرید

شخصیت‌های خاکستری که در هیچ کدام از حصار اخلاق قرار نمی‌گیرند

ده بازی نقش‌آفرینی که در نقش ضدقهرمان قرار می‌گیرید ۰ 13 ساعت قبل ترین‌ها (بازی) کپی لینک

در این مطلب به معرفی ده بازی در ژانر نقش‌آفرینی پرداخته که مخاطبین خود را در نقش ضدقهرمان یا یک شخصیت خاکستری قرار می‌دهند.

قرار گرفتن در نقش آدم خوب داستان می‌توانند خسته‌کننده و تکراری شود. این موضوع حقیقت داشته و به همین دلیل است که خیلی از بازی‌ها در طول زمان سعی کرده‌اند هیجانی‌تر و ساختار‌شکن‌تر شوند. آن قهرمان بچه مثبت همه ‌فن‌ حریف و بیش از حد پاک، دیگر به تنها نمی‌تواند موجب جذب مخاطبین شود زیرا عمقی در چنین شخصیت‌پردازی وجود ندارد. بازی‌های نقش‌آفرینی در طول سال‌ها این موضوع را درک کرده‌اند و به همین دلیل است که شخصیت‌های اصلی، روز به روز به مناطق خاکستری نزدیک شده‌اند.

ما در حال صحبت درباره افرادی هستند که ترسی ندارند در طول مسیر و سفر خود، دست‌شان را به کارهای مختلف نادرست، آلوده نمایند. به نظر می‌رسد صنعت بازی به ویژه در ژانر نقش آفرینی شاهد موارد بیشتری از این دست شخصیت‌های اصلی خاکستری یا ضدقهرمان هستیم زیرا مخاطبین از قانون پسر خوب طلایی خسته شده‌اند. در ادامه نگاهی خواهیم داشت به عناوینی که شخصیت‌های اصلی آن‌ها در هیچ کدام از دو طرف حصار اخلاق قرار نمی‌گیرند.

10 – بازی Vampire: The Masquerade – Bloodlines 2

بازی Vampire: The Masquerade – Bloodlines 2 با توجه به نقدهای متوسطی که دریافت کرد شاید به عنوان یک دنباله نتوانسته باشد تمام انتظارات را برآورده کند اما حداقل در بازسازی حس ‌و حال یک خون‌آشام در یک شهر مدرن موفق بوده است و این دقیقا همان چیزی است که به خاطرش سراغ این بازی می‌روید.

شما در نقش Phyre بازی می‌کنید؛ خون‌آشامی با نامی نه چندان جذاب که پس از خوابی طولانی در دوران مدرن بیدار شده و باید خود را با قوانین جدید وفق دهد. بخشی از این مسیر، یادگیری حفظ نقاب (The Masquerade) است. شما باید با احتیاط شکار کنید و مراقب باشید گیر نیفتید چرا که بخش عمده‌ی تغذیه‌ی شما از غیرنظامیان بی‌گناه و بی‌خبر انجام می‌شود.

در این بازی، شما عملا یک شخصیت بد هستید، هرچند که در طول بازی فرصت‌هایی برای انجام کارهای خوب البته در حد معقول پیدا می‌کنید اما این کارهای خوب هم همیشه در چارچوب خدمت به یک سندیکای خون‌آشامی معنا پیدا می‌کنند. شما همانی هستید که هستید و هیچ چیز نمی‌تواند ماهیت شما را تغییر دهد. دنیای این بازی تاریک و خون‌آلود است و بیشترین کاری که می‌توانید انجام دهید این است که مطمئن شوید خونِ آدم‌های درست یا شاید درست‌تر بگوییم آدم‌های غلط ریخته می‌شود.

9 – بازی Stranger of Paradise: Final Fantasy Origin

بازی Stranger of Paradise: Final Fantasy Origin را در خوش‌بینانه‌ترین حالت می‌توان یک بازی عجیب و غریب نامید. یک اکشن RPG در قامت بازی‌های سولزلایک که یکی از عمیق‌ترین سیستم‌های مبارزه‌ی قابل‌تصور را در خود جای داده است. اما ستاره‌ی بی‌چون و چرای این بازی جک است؛ یکی از احمق‌ترین، بی‌ادب‌ترین و به طور کلی روی اعصاب‌ترین قهرمانانِ ساختارشکن که مجموعه‌ی فاینال فانتزی تا به حال به خود دیده است. به عنوان شخصیت اصلی یک بازی نقش‌آفرینی انگار او آن‌قدر تلاش می‌کند یک ضدقهرمان باشد که گاهی رفتارش رقت‌انگیز به نظر می‌رسد.

او به این دنیا آمده تا به موسیقی‌های متال‌ افتضاح در اوایل دهه‌ی 2000 گوش بدهد و شخصیت Chaos را بکشد و دیگر کاری هم ندارد. با این حال او هنوز هم ضدقهرمانِ داستان است. اگرچه در ادامه کمی به رفتارها و نگرش او معنا داده می‌شود اما تا آن زمان، او تا جایی که از یک انسان برمی‌آید تند و نچسب است و نسبت به هر چیزی که شامل کشتن Chaos نباشد، بی‌میلی نشان می‌دهد. اما نکته اینجاست که جک کارش را انجام می‌دهد؛ حتی اگر موقع انجام دادن آن یک آدم عوضی باشد، در نهایت مأموریت را به سرانجام می‌رساند.

8 – بازی The Outer Worlds

بازی The Outer Worlds برداشتی نیمه‌ جدی از یک عنوان RPG علمی تخیلی است و اگر صادق باشیم، قهرمان نامیدن شما در این داستان واقعا زیاده‌روی به شمار می‌رود. در طول بازی شما عملا در حال انتخاب این هستید که کدام شرکت قرار است کنترل اوضاع را به دست بگیرد. مشکل اصلی هم اینجاست که هیچ انتخاب خوبی وجود ندارد. همه در این دنیا به سادگی و به روش خاص خودشان افتضاح هستند و این شما هستید که باید تصمیم بگیرید کدام گروه کمتر از بقیه حال‌به‌هم‌زن است.

بنابراین آیا شما قهرمان هستید؟ شاید، اما فقط با سهل‌گیرانه‌ترین تعریفِ ممکن از این کلمه. حتی کارهای نیکی که انجام می‌دهید، اغلب به بدبختی و فلاکتِ شخص دیگری ختم می‌شود. نکته‌ی تلخ‌تر اینجاست که شما به ندرت فرصتی برای تامل در کارهایی که انجام داده‌اید پیدا می‌کنید چون قهرمان ساکتِ بازی فقط در میان گفتگو با دیگران فرصت پیدا می‌کند نظرش را بگوید. خبری از خودشناسی یا رشد شخصیت نیست، فقط همان مزدور یا پهپاد شرکتی خون‌سردی هستید که به آن تبدیل شده‌اید. این یک نگاه غم‌انگیز اما واقع‌گرایانه به این است که وقتی پایمان به ستاره‌ها برسد، دنیا احتمالا چگونه خواهد بود.

7 – بازی Avowed

بازی Avowed عنوان نسبتا استواری است که در سال 2025 عرضه شد و فضای منحصر به ‌فردی را در دنیای بازی‌ها اشغال کرده است. در این بازی شما در نقش دشمن هستید یا حداقل، این‌طور وارد دنیای این بازی RPG می‌شوید. در نقش The Envoy، شما از سوی امپراتوری Aedyr اعزام شده‌اید؛ امپراتوری‌ای که از نظر اکثر شهروندان، به هیچ‌وجه خوش‌نام نیست. ماموریت شما تحقیق درباره‌ی یک طاعون عجیب است که در حال گسترش است.

به دلیل جایگاهی که دارید، اکثر افرادی که با آن‌ها روبرو می‌شوید با شما به تندی رفتار می‌کنند. با اینکه در طول بازی فرصت‌های زیادی برای کمک کردن دارید، اما هرگز نمی‌توانید هویت واقعی خود را کنار بگذارید. این موضوع، فرستاده را به یک ضدقهرمان تمام‌عیار تبدیل می‌کند زیرا او به واسطه‌ی وظیفه، به یک نیروی شرور متعهد است اما بخش زیادی از داستان را صرف تلاش برای سر و سامان دادن به اوضاع در یک سرزمین بیگانه می‌کند. شما شانس‌های زیادی برای انجام کارهای خوب دارید، اما این کارها همیشه حسی از آلودگی با خود دارند؛ چون شما به وضوح برای دشمن کار می‌کنید و فرقی نمی‌کند چه کارهای نیکی انجام دهید، نمی‌توانید آن ماهیت اصلی را تغییر دهید. این یک دوگانگیِ جالب است که واقعا در بازی‌های ویدیویی کمتر دیده می‌شود.

6 – بازی Disco Elysium

بازی Disco Elysium یکی از منحصر به ‌فردترین تجربه‌های ژانر نقش‌آفرینی است که در آن عملا هیچ مبارزه‌ای وجود ندارد. در عوض گیم‌پلی شما حول محور حل یک معما، مجذوب کردن آدم‌های درست و تلاش برای زنده‌ماندن در این سناریوی آینده‌نگرانه و پیچیده می‌چرخد. شما با بدترین خماری بعد از مستی قابل‌ تصور از خواب بیدار می‌شوید و در نقش یک کارآگاه، وظیفه دارید تکه‌های شب گذشته را کنار هم بچینید و در این مسیر، یک پرونده قتل را هم حل کنید.

شخصیت شما یعنی هری را می‌توان به بهترین شکل یک تفاله‌ی انسانی یا یک آدم رذل توصیف کرد. شما نه جذاب هستید و نه لزوما شرور، اما تمام مکالمات با مردم این حس را منتقل می‌کند که طرف مقابل دارد با خودش می‌گوید: “اه، باز این یارو!” بدون شک او قهرمان عجیبی برای یک بازی است البته واژه‌ی قهرمان را اینجا باید با تسامح زیادی به کار برد، چون علی‌رغم جایگاه قانونی‌تان، فرسنگ‌ها با یک آدم‌ خوب فاصله دارید. در این بازی نقش‌آفرینی اگرچه ضدقهرمان اصلی هرگز به طور کامل وارد مسیر شرارت خالص نمی‌شود، اما شخصیت تحت کنترل شما مدام روی هر دو روی سکه پرسه می‌زند و نگاهی عبوس و به طرز ترسناکی واقع‌گرایانه از آینده‌ای نه چندان دور را ارائه می‌دهد.

5 – بازی Vampyr

بازی Vampyr یکی از جذاب‌ترین ایده‌های داستانی را دارد، چون در این بازی نقش‌آفرینی ما در نقش یک دکتر ضدقهرمان بازی می‌کنیم که همزمان یک خون‌آشام است. این تضاد فوق‌العاده است و قرار گرفتن داستان در بستر شیوع آنفولانزای اسپانیایی، سناریو را به مراتب گیراتر کرده است. در طول بازی شما همزمان تلاش می‌کنید راهی برای توقف شیوع بیماری پیدا کنید و در عین حال، شرارتی نوظهور در لندن را از بین ببرید.

در این میان، شخصیت‌های زیادی بیمار می‌شوند و این شما هستید که باید تصمیم بگیرید که آن‌ها را درمان کنید یا از خونشان تغذیه کنید. بار سنگینی روی دوش شماست و ماندن در مسیر خوبی مطلق یا شرارت محض در طول بازی تقریباً غیرممکن است. می‌توانید از خون هیچ‌کس تغذیه نکنید، اما در این صورت به قدرت‌های خارق‌العاده‌ای که برای شکست دادن دشمنان نیاز دارید، دسترسی پیدا نخواهید کرد.

اگر تغذیه کنید، قدرتمندتر می‌شوید، اما شهر به مراتب خطرناک‌تر می‌شود و دشمنان قوی‌تری در مناطقی که معمولا تحت کنترل بودند، ظاهر می‌شوند. همچنین متحدان و شخصیت‌هایی را که می‌توانستند اطلاعات بیشتری درباره‌ی اتفاقات شهر به شما بدهند، از دست می‌دهید.

4 – بازی Tyranny

در دنیایی که شرارت از پیش پیروز شده است، چه کسی می‌تواند قهرمان باشد؟ این سؤالی است که بازی Tyranny پیش روی بازیکن می‌گذارد. در اینجا صحبت از انجام کار خوب نیست چون خوبی از بین رفته و کسانی هم که مستحق ترحم هستند یا به خاک سیاه نشسته‌اند یا رازهای تاریکی را پنهان می‌کنند. شما در نقش یک ژنرال برای این شرارتِ بزرگ بازی می‌کنید و وظیفه‌ی شما تثبیت قدرتِ بیشتر در دنیایی رو به زوال است.

اینکه چگونه این کار را انجام دهید به خودتان بستگی دارد. می‌توانید یک هیولای وحشی و خشن باشید یا مردم را با روشی دلسوزانه‌تر به سمت آینده‌ی هولناکشان هدایت کنید. با این حال در هر دو صورت، بسیار دشوار است که بتوانید خودتان را به هیچ شکلی به عنوان یک آدم‌ خوب در این بازی ترسیم کنید.

کارهای قهرمانانه برای انجام دادن وجود دارند، اما به طور کلی فارغ از اینکه چه انتخاب‌هایی در طول بازی می‌کنید، قرار نیست حس خوبی داشته باشید. عنوان Tyranny تجربه‌ی کوتاهی برای یک RPG محسوب می‌شود، اما از شما می‌خواهد بی‌رحم‌تر از هر زمان دیگری باشید که در یک بازی نقش‌آفرینی تجربه کرده‌اید. شما می‌توانید بهترین در میان بدترین‌ها باشید اما در نهایت، هم‌چنان در حال خدمت به نیروهایی هستید که روز به روز هولناک‌تر می‌شوند.

3 – بازی Warhammer 40K: Rogue Trader

بازی Warhammer 40K: Rogue Trader یک اثر عظیم با شخصیت‌های بی‌شمار است اما شما به عنوان شخصیت اصلی، یک تاجر آزاد هستید؛ حاکمی فوق‌العاده قدرتمند که این قدرت در همان ابتدای بازی به شما تفویض می‌شود. از همان لحظه‌ی شروع کاملا مشخص است که نگاه چندان مثبتی به شما وجود ندارد. به عبارت دیگر، نیمی از خدمه‌ی کشتی‌تان در هر لحظه از شما متنفرند، تمام شهرها از وجود شما بیزارند و به طور کلی، شما اصلا آدم محبوبی نیستید.

اما شما مورد ترس هستید و اگر بخواهید، فرصت‌های زیادی پیدا می‌کنید تا این ترس را به روش‌هایی خلاقانه و هولناک به رخ بکشید. شما در این بازی نقش‌آفرینی مظهرِ تمام و کمال یک ضدقهرمان هستید. برای برخی قهرمان و برای برخی دیگر یک هیولا محسوب می‌شوید و راضی نگه داشتن همه، به معنای واقعی کلمه غیرممکن است. کارهایی که به ظاهر خوب به نظر می‌رسند، ممکن است بخش وسیعی از مردم را به کام مرگ و نابودی بکشانند؛ بنابراین مهم نیست چه رویکردی را انتخاب کنید. در پایان هر معادله، شما همیشه با طیفی از رنگ خاکستری بیرون می‌آیید.

2 – بازی Star Wars: Knights of the Old Republic 2

بازی Star Wars: Knights of the Old Republic 2 دنباله‌ای به مراتب تاریک‌تر برای نسخه‌ی اول و نمادین این سری است و در بازی‌ای تا این حد سیاه، کاملا منطقی است که The Exile، یعنی قهرمانی که در نقش او بازی می‌کنید، فرسنگ‌ها با یک شخصیت پاک و منزه فاصله داشته باشد. درست است که سیستم جناح تاریک و روشن در بازی وجود دارد اما واقعیت این است که چندان فرقی نمی‌کند کدام سمت را انتخاب کنید.

شخصیت شما در اصلِ خود، یک مطرود از محفل Jedi است. شما بازی را از جایی بین روشنایی و تاریکی شروع می‌کنید و هر چقدر هم که کارهای نیک انجام دهید نمی‌توانید آن بخش اصلی از شهرت و گذشته‌تان را پاک کنید. بنابراین، شما این وضعیت را می‌پذیرید و در نقش یک جدای خاکستری ظاهر می‌شوید.

در طول بازی هیچ پاسخ درست یا غلطِ قطعی وجود ندارد زیرا Kreia مدام شما را به خاطر ندیدن پیامدهای خوب بودن سرزنش می‌کند و  اگر صادق باشیم، اکثر اوقات حق با اوست. در کهکشان، حق یا باطلِ واقعی وجود ندارد، چون هر دو انتخاب می‌توانند به خیرِ بزرگتر یا شرِ بزرگتر ختم شوند، اما لزوما نه در مسیری که شما تصور می‌کنید. از این نظر، این یک بازی نقش‌آفرینی درخشان است که فرقی نمی‌کند 20 سال از عمرش گذشته باشد یا نه و در هر صورت قرار گرفتن به عنوان یک ضدقهرمان در این اثر ارزش تجربه کردن را دارد.

1 – بازی Cyberpunk 2077

بازی Cyberpunk 2077 حالا دیگر به یکی از بهترین عناوین نقش‌آفرینی موجود تبدیل شده است و بخشی از این موفقیت، مدیون شخصیت اصلی فوق‌العاده‌ای به نام V است. فارغ از جنسیتی که برای V انتخاب می‌کنید، او یک ضدقهرمان به تمام معناست. با این حال زندگی در نایت‌سیتی به همین شکل است به طوری که در اینجا هیچ قهرمانی وجود ندارد. همه فقط سایه‌های مختلفی از تاریکی هستند. حتی بهترین آدم‌ها هم رازهای تاریکی دارند و V هم از این قاعده مستثنی نیست. به عنوان یک مزدور از همان ابتدا کاملا روشن است که شما قرار است برای افراد مشکوک و فاسدی کار کنید.

در نایت‌سیتی هیچ‌کس قرار نیست به بهشت برود؛ همه فقط در حال چنگ و دندان نشان دادن هستند تا به طبقه‌ی هفتم جهنم سقوط نکنند. در همان چند ساعت اول بازی، شما احتمالا تعداد بی‌شماری از افرادی را که می‌توانستند بی‌گناه تلقی شوند، به رگبار بسته‌اید و اوضاع از آنجا به بعد چندان بهتر هم نمی‌شود. شما می‌توانید در طول بازی انتخاب‌هایی داشته باشید، اما بسیار بسیار به ندرت پیش می‌آید که در موقعیتی قرار بگیرید که در پایان آن، شبیه به یک آدم‌ خوب به نظر برسید. شما فقط سعی دارید زنده بمانید، آن هم به هر قیمتی که شده.



مطالب مرتبط

دیگران نیز خوانده‌اند

نظرات

دیدگاه خود را اشتراک گذارید

0 دیدگاه
جدیدترین
قدیمی‌ترین بیشترین رای
Inline Feedbacks
View all comments