چرا بازخوردهای منفی بازی Intergalactic: Heretic Prophet بیاساس است؟
برای قضاوت چنین استودیویی خیلی زود است!
در این مطلب نگاهی داریم به آیپی جدید استودیو ناتیداگ تحت عنوان Intergalactic: Heretic Prophet و بازخوردهای منفی که پس از رونمایی پیرامون آن شکل گرفته است.
در صنعت بازیهای ویدئویی، اسم استودیو ناتیداگ (Naughty Dog) همواره در کنار اسامی دیگری چون راکاستار گیمز (Rockstar Games) مطرح شده و معادل با تجربیات گیمینگ عالی بوده است. چه از دورانی که پلتفرمرهای شیرینی چون مجموعه Crash Bandicoot میساختند و چه زمانی که داستانسرایی سینمایی با سری Uncharted به عصر جدید وارد شد، آثار این استودیو همواره تاثیر غیرقابل انکاری روی این صنعت گذاشته و به تکامل بازیهای ویدئویی به عنوان آثار هنری نیز کمک شایانی کرده و در عین حال موجب الهامبخشی نسلهای زیادی از سازندگان دیگر شدهاند.
به دنبال سفر فراموش نشدنی و پرمخاطره The Last of Us Part 2 که موجب دو دستگی نظرات گردید و حواشی بسیاری را نیز به همراه داشت، مخاطبین بیصبرانه منتظر اثر بعدی آنها بودند. گمانهزنیها به موارد بسیاری اشاره میکردند که شامل یک IP کاملا جدید بزرگ تا بازگشت به فرنچایزهای محبوب قدیمی میشدند. در جریان برگزاری رویداد The Game Awards و در بخش پایانی این مراسم، ناتیداگ سرانجام اقدام به رونمایی اثر جدید خود تحت عنوان بازی Intergalactic: Heretic Prophet کرد که در کمال تعجب با موج بیسابقهای از بازخوردهای منفی مواجه شد. این واکنشها نه تنها غیربالغانه بوده بلکه تماما برای چنین استودیویی ناشایسته نیز به شمار میروند.
پروتاگونیست یا شخصیت اصلی این بازی به نام جردن ای. مان توسط تاتی گابریل (Tati Gabrielle) نقش آفرینی میشود. یک شخصیت مونث با اعتماد به نفس که دارای نژاد آسیایی و موی سر تراشیده بوده و حضوری مستحکم در تصویر دارد. منتقدان بلافاصله این شخصیت را به صفات کلیشهای کاراکترهای مارول نسبت داده و به ترندهای حاضر در سینمای مدرن اشاره کردهاند. با این حال تقلیل دادن این شخصیت به عنوان محصولی از مدهای روز، نادیده گرفتن سابقهی چشمگیر نیل دراکمن (Neil Druckmann) نویسنده، کارگردان و مدیر بخش نوآوری استودیو ناتیداگ در خلق شخصیتهای چندلایه و قابل ارتباط است.
استدلالهایی که طراحی او را بازتابی از فرهنگ کنونی “ووک” میدانند، از سنت دیرینهی شخصیتهای قهرمان زن غیرمتعارف غافل ماندهاند. برای مثال کاراکتر ریپلی از مجموعه Alien، در طول سفر به یادماندنی خود با سری تراشیده شده نیز ظاهر میشود. با این حال در نهایت چرا باید مدل مو یا جدایی از قراردادهای سنتی ویدئوگیم اهمیت داشته باشد؟ تعهد ناتیداگ به خلق شخصیتهای واقعگرایانه و قابل باور، به جای پیروی از هنجارهای همیشگی، شایستهی تحسین است.
استفاده از برندهای معروف
در طول تریلر رونمایی نام محصولات مختلفی از پورشه گرفته تا آدیداس و سونی به چشم میخورند که نمونههایی آشکار از جایگذاری برندهای معروف هستند. با این حال چنین امری اگر به درستی صورت گرفته باشد میتواند واقعگرایی را بهبود داده و به شکلگیری جهانی زنده کمک کند. اگرچه برندهای شناختهشده جلب توجه میکنند، اما در عین حال به ساختن یک جهان واقعگرایانه نیز کمک میکنند.
در طول تریلر یک فضای رترو از دهه 1980 آیندهنگرانه به وضوع به چشم میخورد و سازندگان نیز آن را مورد تایید قرار دادند و همین مسئله استفاده از برندهای معروف میتواند توجیحاتی داستانی داشته باشد که به جذابیت داستان کمک خواهد کرد. در حالی که شاید بازخوردهای منفی عدهای به بازی Intergalactic: Heretic Prophet حاصل این نگرانی باشد که عنوان مذکور تنها به پلتفرمی برای تبلیغات عظیم تبدیل خواهد شد، سابقه متعهدانه ناتیداگ به حفظ کیفیت بالا در داستانسرایی میتواند این نگرانیها را از بین ببرد. تمرکز آنها به خلق ماجراجوییهای کاراکتر محور و عمیق، بیان میدارد که هر استفاده از نام برندی میتواند به روایت کمک کرده نه این که آن را تحت تاثیر قرار دهد.
شباهت به Guardians of the Galaxy
لحن و فضاسازی دنیای سینمایی مارول، به ژانر اکشن ماجراجویی سرایت کرده و تقریبا هر اثری، تحت تاثیر جوانبی از آثار مارول بوده است. پس از گذشت بیش از دو دهه، بسیاری از مخاطبین از این فرمول خسته شده و همین مسئله موجب کاهش علاقه و اشتیاق به آثار Marvel Studios شده است. در حالی که ناتیداگ به واسطه کاراکترهای شوخ و بذلهگو به مانند نیتن دریک شناخته میشود، شباهت موجود در فضا و شخصیتپردازی باعث مقایسهای ناخوشایند میشود. حتی استفاده از موسیقی محبوب و آیتمهای رترو آیندهنگر نیز این مقایسهها را تشدید میکند.
با توجه به عملکرد فاجعهبار بازی پرهزینه Concord که بسیاری آن را تقلیدی توخالی از کارکترهای دنیای Guardians of the Galaxy ساخته جیمز گان (James Gunn) میدانستند، به آسانی میتوان بدبینی شکل گرفته پیرامون بازی جدید ناتیداگ را نیز درک کرد. حال آن که ناتیداگ به ویژه در طول چند سال اخیر شهرت خود را پیرامون واژگونسازی انتظارات و تزریق عمق احساسی به مفاهیم و طرحهای آشنا، مستحکمتر ار قبل کرده است. برخلاف بازی Concord که تنها از داستان برای پشتیبانی از گیمپلی چندنفره خود استفاده میکند، در این جا با تجربهای تک نفره مواجه بوده که قرار است روایت تامل برانگیزی را نیز ارائه کند. قضاوت کردن یک اثر تنها از روی تریلر رونمایی آن، امری نابالغانه به شمار میرود مخصوصا وقتی سابقه تیم سازنده در خلق و انتشار آثار شاهکار در نظر بگیریم.
نگرانیهای مضمونی
شخص نیل دراکمن همواره مسائل حساس را در آثار خود مطرح کرده و بازی Intergalactic: Heretic Prophet نیز ظاهرا همین مسیر را ادامه خواهد داد. سابقه دراکمن و تیمش در نحوه بررسی و نمایش مضامین پیچیده مثال زدنی بوده است. او و تیمش توانستهاند تا این مضامین را با رویکرد متفاوت بررسی کنند تا بدین ترتیب تاملاتی عمیق در ذهن مخاطبین شکل بگیرد. با توجه به زیرعنوان بازی یعنی “فرستادهی مشرک” و با توجه به اندک اطلاعاتی که تیم سازنده پیرامون این اثر ارائه کرده، متوجه شدهایم که این بازی در رابطه با ایمان و مذهب خواهد بود. اگرچه هنوز هیچ اطلاعات دیگری در اختیار نیست، بسیاری از همین مضمون نیز ابراز نگرانی کردهاند. باز هم باید به سابقه تیم سازنده نگاهی داشته باشیم و خوشبین باشیم که توسعه دهندگان با همان ظرافت اقدام به طرح و بررسی مضامین مورد نظر خود باشند.
سخن پایانی: برای قضاوت خیلی زود است
دریافت بازخوردهای منفی برای آثار بزرگ از جمله بازی Intergalactic: Heretic Prophet از سوی بخشی از مخاطبین طبیعی است با این حال حجم صورت گرفته برای ساخته جدید ناتیداگ بیسابقه بوده است. تنها براساس فرضیات و پیشداوریهای مضحک، بسیاری سابقه چنین استودیویی را نادیده گرفته و تنها به واسطه یک تریلر رونمایی و البته حواشی عظیمی که پس از عرضه بازی The Last of Us Part 2 شکل گرفت، پرونده این بازی جدید را نیز در ذهن خود مختومه کردهاند. اگرچه از همین الان محتوای موافق و مخالف بسیاری پیرامون این بازی تولید شده، تجربه نشان داده که اعتماد به روند کاری استودیو ناتیداگ سبب میشود تا تجربههای منحصر به فرد در برابرمان قرار بگیرد که مشابه آن کمتر در مدیوم ویدئوگیم دیده شده است.
نظرات
دیدگاه خود را اشتراک گذارید