-
0/10
آیا فیلم هایلندر میتواند جای خالی جان ویک را پر کند؟
قهرمان اکشن بعد از جان ویک
چاد استاهلسکی، مغز متفکر دنیای جان ویک این بار قصد دارد با سپردن شمشیر به دست هنری کویل در فیلم هایلندر (Highlander) استانداردهای ژانر اکشن را جابهجا کند.
بیش از یک دهه از روزی که جان ویک (John Wick) قواعد بازی را در سینمای اکشن تغییر داد، میگذرد. در آن زمان کمتر کسی تصور میکرد فیلمی که قرار بود تنها بستر بازگشت کیانو ریوز (Keanu Reeves) به سطح اول سینما باشد، با تکیه بر روایتی مینیمال اما کوبنده، جهانسازی کمیکبوکی و خلق سکانسهای حیرتانگیز، به پدیدهای کالت تبدیل شود. این اثر با معرفی سبک مبارزه گانفو، نه تنها منتقدها و مخاطبان را میخکوب کرد، بلکه سنگ بنای یکی از پولسازترین فرنچایزهای دوران مدرن را گذاشت. مسیری که از فیلم نخست جان ویک آغاز شد، به سه دنباله موفق و یک اسپینآف به نام بالرین (Ballerina) منتهی شده و در نهایت، جان ویک حتی از نقش نئو (Neo) در ماتریکس (The Matrix) نیز پیشی گرفته و به نقش معرف ریوز تبدیل شده است.
فرنچایز جان ویک نزدیک به یک دهه دوران طلایی و موفقی را سپری کرد، اما به نظر میرسد که اکنون اوضاع کمی آرام شده است. فیلم بالرین که در تابستان گذشته روی پرده سینماها رفت، عملکرد چندان قابل توجهی در گیشه نداشت و این اتفاق، زنگ خطر را برای اسپینآفهای احتمالی فرنچایز را هم به صدا درآورد. در این میان، در حالی که ساخت فیلم سینمایی جان ویک ۵ به طور رسمی تایید شده، اما پایانبندی قسمت چهارم بهگونهای بود که نویسندگان برای یافتن منطقی روایی جهت ادامه داستان، به زمان زیادی نیاز دارند. در این میان، سوال اصلی هوادارها این است که در غیاب بابا یاگا (Baba Yaga)، چه کسی میتواند اکشن ناب این مجموعه را دوباره به رخ بکشد؟
وقتی خالق جان ویک، شمشیر به دست میگیرد
در حالی که کارگردان جان ویک یعنی چاد استاهلسکی (Chad Stahelski) که سکان هدایت چهار قسمت اول این فرنچایز را بر عهده داشت، در حال ترسیم نقشه راه برای جان ویک ۵ است، توجه خود را به نوع متفاوتی از فیلم اکشن معطوف کرده که اگر به درستی ساخته شود، میتواند جایگاه ویژهای را در سینمای اکشن به خود اختصاص دهد.
در واقع، استاهلسکی قرار است هدایت بازسازی هایلندر را با نقشآفرینی هنری کویل بر عهده بگیرد؛ پروژهای که تمام مولفههای لازم برای جانشینی جان ویک را در خود دارد. تصاویر اولیهای که به تازگی از کویل در قامت کانر مکلئود (Connor MacLeod) منتشر شده، فراتر از حد انتظار ظاهر شدهاند. نوع نورپردازی و کمپوزیسیون قابها بهوضوح امضای بصری استاهلسکی را بر خود دارند و فضایی را تداعی میکنند که گویی مستقیما از دل جهان جان ویک بیرون آمده است. این شباهتها نویدبخش اثری است که میتواند هوادارهای جان ویک را در اتمسفری گیرا و نفسگیر در خود غرق کند.
هنوز تا تماشای صحنههای اکشن کویل فاصله زیادی داریم، اما باید در نظر داشت که کارنامه درخشان استاهلسکی هیج جایی را برای تردید باقی نمیگذارد. او که پیشتر با طراحی کوریوگرافیهای پیچیده و بدلکاریهای جسورانه، سطح تیراندازی در سینما را ارتقا داده بود، اکنون چالش جدیدی را پذیرفته و به دنبال ایجاد انقلابی در مبارزات با شمشیر است. اگر استاهلسکی بتواند همان نوآوری را که در گانفو به خرج داد، در نبردهای تنبهتن با شمشیر هم پیاده کند، سینمای اکشن با ضیافتی خونین و باشکوه روبرو خواهد شد. با توجه به سابقه او در طراحی صحنههای اکشن، میتوان انتظار داشت که سکانسهای هایلندر چیزی فراتر از شمشیربازیهای معمول در دنیای هالیوودی خواهد بود. چیزی شبیه به تیراندازی در کلوپ رد سیرکل (Red Circle) را تصور کنید که این بار کویل با شمشیر دشمنان را تکه تکه میکند.
هنری کویل؛ ستارهای که به یک امضا نیاز دارد
از سوی دیگر، حضور هنری کویل نیز در جذابیت این پروژه تاثیرگذار است. او پس از درخشش در نقش سوپرمن در دنیای دیسی، همچنان یکی از محبوبترین چهرههای سینما است و توانایی فیزیکی و کاریزمای لازم برای رهبری یک فرنچایز عظیم را دارد. بسیاری از تحلیلگران بر این باور هستند که کویل در دنیای سینمایی دیسی (DCEU) قربانی مدیریت آشفته شد و هرگز نتوانست تمام پتانسیل خود را در نقش مرد پولادین به نمایش بگذارد.
از طرفی، کویل پیشتر در سریال ویچر (The Witcher) ثابت کرده که مهارت بالایی در کار با شمشیر دارد و میتواند سنگینی نقش یک جنگجوی باستانی را به دوش بکشد. بر این اساس، هایلندر میتواند همان فرصت طلایی برای هنری کویل باشد. همانطور که جان ویک حرفه کیانو ریوز را احیا کرد، این فیلم نیز میتواند نقش ماندگار و اختصاصی برای کویل را ایفا کند.
استاهلسکی ایدهای جاهطلبانه برای این بازسازی در سر دارد و با ترکیب المانهای فانتزی و اکشن رئالیستی، به دنبال خلق صحنههایی است که تا به امروز حتی مشابه آنها را هم ندیدهایم. او کویل را متقاعد کرده تا نقش جنگجویی ۵۰۰ ساله را بازی کند که در انواع سبکهای مبارزه مهارت دارد. این پیشفرض داستانی، به همراه گنجینه عظیم اساطیر و افسانههای دنیای هایلندر، بستری فوقالعاده برای ساخت دنبالههای متعدد خواهد بود. ناگفته نماند که فیلم اصلی هایلندر (محصول سال ۱۹۸۶) با بازی کریستوفر لمبرت و شان کانری، اگرچه یک اثر کالت محسوب میشود، اما پتانسیلهای داستانی آن هرگز به طور کامل در دنبالهها شکوفا نشد. داستان جنگجویان جاودانهای که در طول قرنها مبارزه میکنند تا در نهایت فقط یکی باقی بماند، خوراک ذهن دنیاساز استاهلسکی است.
اگر موفقیت جان ویک را معیاری برای قضاوت قرار دهیم، باید پذیرفت که استاهلسکی استاد خلق دنیاهای سینمایی جذاب است. او اکنون با در اختیار داشتن ستارهای باانگیزه و داستانی غنی، قصد دارد اسطوره هایلندر را برای نسل جدید بازآفرینی کند. به نظر میرسد دوران جدیدی در سینمای اکشن در حال ظهور است؛ دورانی که در آن شمشیرها جای گلولهها را میگیرند و هنری کویل بر تخت پادشاهی تکیه میزند.
در پایان این مقاله، دیدگاه شما در رابطه با جایگزینی احتمالی جان ویک با فرنچایز هایلندر چیست؟ به نظر شما آیا هنری کویل شمشیرزن، کاریزما و توانایی لازم برای پر کردن جای خالی کیانو ریوز و تفنگهایش را دارد؟ فراموش نکنید که نظرات شخصی خود را درباره آینده این ستاره محبوب با ما و دیگر کاربران رسانه سرگرمی به اشتراک بگذارید.

نظرات
دیدگاه خود را اشتراک گذارید