-
10/10
بازی مترو ۲۰۳۹ (Metro 2039) با روایت تاریکترین داستان مجموعه، بار دیگر گیمرها را به تونلهای خفقانآور مسکو میبرد. در این مقاله به بررسی تمام جزئیات و اطلاعات منتشر شده از داستان، گیم پلی و ویژگیهای تازه این عنوان مورد انتظار میپردازیم.
سفر با قطار آرورا در بازی تحسین شده Metro Exodus پایان یک سهگانه نفسگیر بود. ما برای اولین بار در تاریخ این مجموعه به همراه آرتیوم و همراهانش از تونلهای خفقان آور مسکو دل کندیم و با عبور از سرزمینهای پهناور و رادیواکتیوی روسیه، به دنبال کورسویی از امید برای یک زندگی جدید در هوای آزاد بودیم. بسیاری از ما در سال ۲۰۱۹ میلادی تصور میکردیم که این نقطه، پایان ماجراجوییهای ما در دنیای بیرحم مترو و یک خداحافظی باشکوه با اتمسفر تاریک آن است. با این حال، به نظر میرسد داستان متروی مسکو، عمیقتر و پیچیدهتر از آن چیزی بود که فکرش را میکردیم و هنوز رازهای بسیاری در دل ایستگاههای متروکهاش پنهان مانده است.
درست در همان سال، زمزمههایی مبهم از ساخت یک پروژه جدید توسط استودیوی اوکراینی 4A Games به گوش رسید که عطش طرفدارها را برای بازگشت به این جهان دوچندان کرد. پس از آن، سکوتی چند ساله و وهمانگیز حاکم شد؛ سکوتی که انتظار را برای گیمرها طاقتفرسا کرده بود و هر روز سوالات بیشتری را در ذهن ما ایجاد میکرد. سرانجام، این انتظار طولانی در رویداد اخیر ایکس باکس به پایان رسید و این استودیوی خلاق، با نمایشی غافلگیرکننده از بازی مترو ۲۰۳۹ (Metro 2039) پرده برداشت. اثری که قرار است زمستان پیش رو منتشر شود و خون تازهای را به رگهای این مجموعه محبوب تزریق کند.
اگرچه این عنوان جدید همچنان با قلم توانمند دیمیتری گلوخوفسکی، خالق رمانهای مترو، نوشته شده و به ریشههای این جهان وفادار است، اما سازندگان تاکید دارند که این بار با یک داستان کاملا دستاول و اورجینال طرف هستیم. مترو ۲۰۳۹ با معرفی یک قهرمان کاملا جدید، مسیری نو و جاهطلبانهتر را در پیش گرفته که نویدبخش تجربهای متفاوت از تمام آن چیزی است که تاکنون دیدهایم. این رویکرد هوشمندانه، نه تنها یک تجدید دیدار باشکوه برای کهنهسربازان مترو محسوب میشود، بلکه به عنوان یک نقطه ورود بینقص، دروازهای ایدهآل برای گیمرهای تازهوارد است تا برای اولین بار به این اتمسفر رادیواکتیوی قدم بگذارند. تیم سازنده وعده داده که مترو ۲۰۳۹ یک تجربه تکنفره، عمیقا داستانمحور و به شدت هنری خواهد بود که با وسواسی مثالزدنی و با تکیه بر تکنولوژیهای نسل جدید طراحی شده است. اما از دل نمایشهای اولیه این بازی چه حقایق پنهانی را میتوان استخراج کرد و چرا این نسخه، پتانسیل تبدیل شدن به تاریکترین و پختهترین اثر استودیو را دارد؟ برای یافتن پاسخ این سوالات، بیایید در این مقاله ۵ نکته کلیدی از رونمایی بازی را زیر ذرهبین ببریم. در ادامه، همراه رسانه سرگرمی باشید.
۱. مسکو، غریبهها و دیکتاتوری هانتر؛ تاریکترین برگ از تاریخ مترو
استودیوی 4A Games و شخص گلوخوفسکی وعده داده بودند که این تاریکترین داستان سری تا به امروز خواهد بود و اکنون میدانیم که این صرفا یک شعار تبلیغاتی نبوده است. داستان بازی مترو ۲۰۳۹ که چندین سال پس از وقایع نسخه اکسدس (Exodus) روایت میشود، ما را به متروی مسکو بازمیگرداند؛ جایی که از دل دههها درگیری میان جناحها و ایدئولوژیهای مختلف، یک جبهه تازه به نام نووریش (Novoreich) پیدا شده است.
دردناکترین بخش ماجرا این است که رهبری این گروه فاشیستی بر عهده هانتر (Hunter) است؛ همان رنجر افسانهای اسپارتا که روزگاری مرشد و الگوی آرتیوم بود. بیرحمی دنیای پساآخرالزمانی، از او دیکتاتوری ساخته است. او با ایجاد رعب و وحشت حکومت میکند، پیوسته مردم را با پروپاگاندا سرکوب کرده و با شعار رادیکال «هرچه که متخاصم است را بکش»، با مشت آهنین بر مسکو حکمرانی میکند. به گفته سازندگان، رژیم او در حال مبارزه با یک دشمن تاریک و وحشتناک است و با توجه به موضع پیشین او در قبال تاریکانگاران (Dark Ones)، او درباره چه کسانی به جز آنها میتواند صحبت کند؟
در حالی که شاید پای آرتیوم هم به این ماجرا باز شود، اما باید گفت که او این بار ستارهی داستان نیست. در عوض، بازیکنان کنترل غریبه (Stranger) را بر عهده میگیرند؛ فردی مرموز که پیش از این در خارج از شهر سکونت داشته است. او که گرفتار کابوسهای شبانه است، راهی اعماق مترو میشود. با توجه به تصاویر خشونتآمیزی که در ذهن او جریان دارد، مقاومت کردن و برنگشتن دیگر یک گزینه نیست. مسیر او چگونه با هانتر تلاقی خواهد کرد؟ هدف او چیست؟ هنوز جاهای خالی زیادی برای پر کردن وجود دارد، اما به عنوان اولین قهرمان تازه در این مجموعه، بار سنگینی بر دوش نقش غریبه قرار دارد.
۲. وداع با هوای آزاد؛ بازگشت شکوهمندانه به کلاستروفوبیای خالص
یکی از جسورانهترین و در عین حال هوشمندانهترین تصمیمات استودیوی 4A Games در روند توسعه این نسخه جدید، کنار گذاشتن محیطهای پهناور و نیمه جهان باز بازی مترو اکسدس است. بسیاری از طرفدارهای قدیمی نگران بودند که این مجموعه برای همیشه از ریشههای اصلی و تاریک خود فاصله گرفته باشد، اما سازندگان مسیر کاملا متفاوتی را انتخاب کردند. آندری شوچنکو، کارگردان خلاق این عنوان مورد انتظار، با صراحت و اطمینان کامل خیال همه را از این بابت راحت کرده است. او در صحبتهای اخیر خود اعلام کرد که تیم توسعه دوباره به همان تونلهای نمور بازگشته تا دقیقا روی المانهایی تمرکز کند که هویت اصلی نام مترود را شکل میدهند. این عقبگرد استراتژیک به هیچ عنوان یک پسرفت محسوب نمیشود، بلکه بازگشتی هدفمند به همان اتمسفری است که گیمرها در روزهای اول عاشقش شدند. بنابراین، دیگر قرار نیست در نقشههای بزرگ سرگردان شویم و باید خودمان را برای رویارویی با وحشت خالص در فضاهای بسته آماده کنیم.
جان بلاک، تهیه کننده اجرایی بازی نیز در جریان مراسم رونمایی تاکید کرد که تیم سازنده برای خلق تجربهای که در تار و پود خود نمایانگر یک متروی اصیل باشد، کاملا مصمم است. بر اساس این صحبتها، ما در این نسخه جدید قرار است بیشتر زمان خود را فقط در زیرزمینها و دالانهای پیچدرپیچ متروی مسکو پرسه بزنیم. این سبک کلاسیک از طراحی محیطی، به معنای احیای دوباره حس ترسناک کلاستروفوبیا یا همان ترس از فضاهای تنگ و بسته برای بازیکنان خواهد بود. در این اتمسفر خفقان آور، شما سنگینی آزاردهنده تاریکی را با تمام وجود لمس میکنید و به این حقیقت تلخ پی میبرید که در زیر زمین، هر قدم اشتباه میتواند به قیمت جانتان تمام شود. البته تریلرهای منتشر شده نشان میدهند که در طول روند داستان، گهگاهی هم گریزی کوتاه به سطح ویرانشده زمین خواهیم زد. با این حال، صحبتهای قاطعانه تهیهکننده بازی حجت را بر همه تمام کرده است که روح و هسته اصلی این ماجراجویی همچنان در اعماق همان تونلهای بیرحم جریان دارد.
۳. بازسازی فناوری رهگیری پرتو (Ray Tracing) و خلق جهانی واقعگرایانه
بدون شک، بازی مترو اکسدس در زمان خود یکی از پرچمداران تکنولوژی رهگیری پرتو (Ray Tracing) بود. با این حال، خبر خوب این است که استودیو اوکراینی 4A Games اصلا به دستاوردهای گذشته خود بسنده نکرده است بلاک مدعی است که تیم سازنده روی بازسازی و پیادهسازی مجدد این فناوری تمرکز کرده است تا تجربهای بهینهتر ارائه دهد که همچنان خیرهکننده و به طرز دلهرهآوری زیبا است. شوچنکو نیز اضافه کرده که به لطف موتور بازیسازی و ابزارهای اختصاصی استودیو، تیم میتواند جهانی خلق کند که تا حد ممکن متراکم، واقعگرایانه و باورپذیر باشد.
محیطهای مترو ۲۰۳۹ دیگر شبیه دکورهای از پیش چیده شده بازیهای ویدیویی نیستند. سازندگان با استفاده از موتور گرافیکی قدرتمند و اختصاصی خود، فضاهایی خلق کردهاند که کاملا پویا و ملموس به نظر میرسند. وقتی وارد یک ایستگاه متروکه میشوید، اتمسفر گیرا، تراکم بافتها و نورپردازی بینقص بازی باعث میشود تا حضور انسانهایی که پیش از شما در آنجا نفس کشیدهاند را با تمام وجود احساس کنید.
۴. داستانهای مسکوت؛ شاهکاری در روایت محیطی
یکی از جذابترین مفاهیمی که در این رونمایی روی آن مانور داده شد، المانی تحت عنوان داستانهای مسکوت (Frozen Stories) است. ایده این است که بازی بدون رد و بدل شدن حتی یک کلمه دیالوگ، قصههایی تراژیک را برایتان روایت کند. فرض کنید در حال کاوش، وارد یک آپارتمان بههمریخته میشوید؛ یک فنجان چای ریختهشده روی میز، یک بازی ورقی که نیمهکاره رها شده و چمدانهایی که با عجله کنار در رها شدهاند. کمی آنطرفتر، جسدی با یک اسلحه خالی از فشنگ روی زمین افتاده است. چه بلایی بر سر آنها آمده است؟ با قضاوت از روی جسد افتاده کنار تخت و تفنگ خالی از فشنگ، به نظر میرسد که به آنها حمله شده و برای نشان دادن هرگونه واکنشی خیلی دیر بوده است. بنابراین، اگر مشتاق هستید تا درباره محیط مترو بیشتر بدانید و عمیقتر در دنیای آن غرق شوید، سازندگان قول فرصتهای بیشماری از این دست را دادهاند؛ موضوعی که شما را بیشتر ترغیب میکند تا مدتی در محیط بمانید و برای کشف وقایع گذشته تلاش کنید.
۵. بازگشت سلاحها، رابط کاربری آشنا و دشمنانی هولناک
در جریان مراسم رونمایی بازی، ما شاهد اولین تکههای گیمپلی و کاتسینهای بازی بودیم که میانپردههای همزمان (Real-time) نیز بودیم که در آن شخصیت استرنجر (غریبه) در حال قدم زدن در تونلهای مترو است و تعدادی نوزالیس (Nosalis) همان هیولاهای جهشیافته و آشنای قدیمیُ او را پیدا کرده و تعقیب میکنند. او از یک پلهبرقی متروکه به پایین میدود، به پشت سر نگاه میکند، یک گلوله شلیک میکند که مشخصا ایده چندان عاقلانهای نیست و در نهایت این هیولاها به او حمله میکنند. پس از کشمکشی نفسگیر، او با فرو کردن چاقو در سر یکی از هیولاها، او را از پای میآورد. خوشبختانه، گروهی از بازماندگان او را به داخل پناهگاه خود میکشند و درها را به روی بقیه گله میبندند.
شاید در نگاه اول چیز عجیبی به نظر نرسد، اما این سکانس در تار و پود خود همان مترو همیشگی است. ماسک شیمیایی که غریبه از طریق آن نفس میکشد، قطرات آبی که به شکلی واقعگرایانه روی آن مینشینند و کاراکتر آنها را پاک میکند؛ ساعتی که نشان میدهد چقدر از زمان فیلتر هوا باقی مانده و حتی شاتگان نمادین و دوست داشتنی شمبلر (Shambler)، همگی از بازگشت به ریشههای مجموعه حکایت دارند. حرکت کردن کاراکتر سنگینی خاص خود را دارد و شما میتوانید حس کنید که دیوارها انگار در حال تنگتر شدن به دور بازیکن هستند. جزئیات محیطی نیز به همین اندازه بینظیر هستد؛ همانطور که استرنجر از پلهها پایین میدود، میتوانید ببینید که پایش به تلی از آوار میخورد و آوار نیز به پایین میریزد. از طرفی، داستان مسکوت این لوکیشن نیز در همان نگاه اول مشهود است؛ یک سنگر موقت، جسدی که نتوانسته فرار کند و بقایای آنچه به نظر میرسد هیولاهای دیگری بودهاند.
با وجود تمام این تصاویر دلهرهآور و فوقالعاده، باید به خاطر داشته باشید. قرار نبود چشمانداز بازی مترو ۲۰۳۹ اینگونه باشد. با این حال، رویدادهای دنیای واقعی در سالهای ۲۰۲۰ و ۲۰۲۲، اساسا دیدگاه استودیوی 4A Games را تغییر دادند. شوچنکو میگوید در حالی که بازیهای قبلی درباره جلوگیری از جنگ بودند، اکنون جنگ واقعیت ماست و پیام ما تغییر کرده تا درباره عواقب، هزینه سکوت، وحشت استبداد و بهای آزادی باشد. این تغییر برای بازیکن چه معنایی دارد و چگونه آنها را متحول خواهد کرد؟ این به شما بستگی دارد که قدم در تاریکی مترو بگذارید و خودتان پاسخ را بیابید. این بازی آینهای تمامنما از سقوط اخلاقی بشر در تاریکترین روزنههای تمدن است؛ جایی که تونلهای تنگ مسکو، به استعارهای از زندان خودساخته انسان تبدیل میشوند.
لازم به ذکر است که بازی Metro 2039 هنوز تاریخ دقیقی برای انتشار ندارد، اما طبق گفته شرکت دیپ سیلور، این بازی در زمستان سال جاری برای ایکس باکس سری ایکس، ایکس باکس سری اس، پلی استیشن ۵ و کامپیوتر عرضه خواهد شد. خبر خوب برای پیسی بازها این است که این عنوان بدون محدودیت پلتفرم، به طور همزمان در هر سه فروشگاه استیم، اپیک گیمز و ویندوز استور منتشر میشود.
در پایان این مقاله، دیدگاه شما در رابطه با فضای به شدت تاریک بازی جدید Metro 2039 چیست؟ آیا تغییر شخصیت اصلی بازی از آرتیوم به استرنجر و رویارویی با هانتری که حالا به یک دیکتاتور بیرحم تبدیل شده، میتواند انتظارات شما را برآورده کند؟ شما چقدر برای تجربه بازی هیجانزده هستید؟ فراموش نکنید که نظرات و تئوریهای داستانی خود را با ما و دیگر کاربران رسانه سرگرمی به اشتراک بگذارید.

نظرات
دیدگاه خود را اشتراک گذارید