اشتباه خلاقانه مارول استودیوز MCU
1%
  • 0/10

شش اشتباه بزرگ خلاقانه مارول استودیوز که همچنان به MCU آسیب می‌زنند

از حذف داستان خواستگاه اسپایدرمن گرفته تا هدر رفتن پتانسیل پلنت هالک

شش اشتباه بزرگ خلاقانه مارول استودیوز که همچنان به MCU آسیب می‌زنند ۰ 1 ساعت قبل مقالات جانبی (سینمایی) کپی لینک

در این مطلب با مروری بر دنیای سینمایی مارول، به شش اشتباه بزرگ خلاقانه مارول استودیوز می‌پردازیم که هم‌چنان به نوعی در حال آسیب زدن به MCU هستند.

دنیای سینمایی مارول یا همان MCU در طول 18 سال گذشته به موفقیتی بی‌سابقه دست یافته، ژانر فیلم‌های ابرقهرمانی را برای همیشه متحول کرده و لحظات فراموش‌نشدنی بی‌شماری را برای طرفداران و مخاطبین رقم زده است. البته هیچ جهان سینمایی‌ای بی‌نقص نیست. در کنار هر تصمیم خلاقانه و الهام‌بخش، انتخاب‌هایی هم وجود داشته‌اند که باعث شده‌اند طرفداران با تعجب از خود بپرسند اگر مارول استودیوز مسیر دیگری را انتخاب می‌کرد، چه اتفاقی ممکن بود رخ دهد.

چه داستان‌های محبوب کمیکی که به ‌شدت تغییر کردند، چه شخصیت‌هایی که هرگز به تمام پتانسیل خود نرسیدند و چه فرصت‌های داستانی‌ای که از دست رفتند، دنیای سینمایی مارول در طول سال‌ها سهم قابل توجهی از فرصت‌های از دست ‌رفته را جمع‌آوری کرده است. در همین راستا تصمیم گرفتیم در این مطلب نگاهی داشته باشیم به شش مورد بزرگ و خلاقانه مارول استودیو که مسیر MCU را تحت تاثیر قرار داده و به نوعی به آن ضربه زده‌اند. مواردی چون شرورهای به هدر رفته، داستان‌های خواستگاه نادیده گرفته شده و آثاری کلاسیکی که شایسته اقتباس‌های بهتری بودند، از جمله این موارد خواهند بود.

6 – داستان خاستگاه ناقص اسپایدرمن

مارول استودیوز در ریبوت اسپایدرمن پس از سه‌گانه فیلم‌های سم ریمی (Sam Raimi) و عنوان The Amazing Spider-Man ساخته مارک وب (Marc Webb) عملکرد بسیار خوبی داشت اما تصمیم برای مبهم نگه داشتن داستان خاستگاه پیتر پارکر به این شخصیت آسیب زده است. به شخصیت عمو بن فقط اشاره‌های مبهمی شده و مرد عنکبوتی نیز درس معروف “قدرت زیاد، مسئولیت زیادی به همراه دارد” را تا سومین فیلم مستقل خود آن هم از زبان عمه می در لحظات پایانی زندگی‌اش دریافت نکرد.

برادران آنتونی روسو (Anthony Russo) و جو روسو (Joe Russo) اخیرا اشاره کرده‌اند که بن پارکر در یک حادثه یا قتل جان خود را از دست داده و پیتر هیچ نقشی در آن نداشته است. این موضوع تقریبا شبیه آن است که بروس وین را از کوچه معروف Crime Alley حذف کنیم و والدینش یعنی مارتا و توماس وین بدون حضور او کشته شوند.

همه منشا داستان مرد عنکبوتی را می‌شناسند اما نادیده گرفتن یا عبور سطحی از آن یک اشتباه بزرگ بوده است. حتی با وجود یک مرد عنکبوتی باتجربه، بازگشت به این بخش از گذشته او ظرفیت داستانی زیادی دارد و تنها می‌توان امیدوار بود که در Spider-Man: Brand New Day سرانجام بیشتر درباره نحوه به‌دست آوردن قدرت‌های پیتر اطلاعات کسب کنید.

5 – هرگز جنگ کری و اسکرال را ندیدیم

اگر به‌درستی اقتباس می‌شد، داستان جنگ میان دو گونه کری (The Kree) و اسکرال‌ها (Skrull) آن قدر ظرفیت داشت که به پایه و اساس یک فیلم کامل از Avengers تبدیل شود. حداقل انتظار می‌رفت این درگیری محور اصلی یک سه‌گانه کاپیتان مارول باشد. اما تصمیمات خلاقانه اشتباه زیادی در سال 2019 گرفته شد.

اسکرال‌های قهرمان، فضای دهه 90 میلادی، ناپدید شدن کاراکتر Yon-Rogg و حذف ساده و سریع کاراکتر Supreme Intelligence در قالب یک فلش‌بک کوتاه، همه این‌ موارد باعث شدند این خط داستانی در مسیر اشتباهی قرار بگیرد. نحوه هدر رفتن این درگیری توسط مارول استودیوز هم‌چنان گیج‌کننده به نظر می‌رسد.

این موضوع از آن جهت تاسف‌بار است که پتانسیل یک فیلم جنگی بزرگ وجود داشت. داستانی که در آن کارول دانورز میان کری‌ها و اسکرال‌ها گرفتار شده و سرنوشت کل کهکشان در خطر باشد. اما پس از سریال Secret Invasion که خود فرصتی از دست‌رفته بود و فیلم The Marvels، اکنون برای تحقق چنین ایده‌ای احتمالا خیلی دیر شده است.

4 – فالکون خیلی زود کاپیتان آمریکا شد

فیلم Captain America: Brave New World نتوانست انتظارات را برآورده کند و شاید هم موفق نشد سم ویلسون را پیش از حضورش در Avengers: Doomsday به‌عنوان یک کاپیتان آمریکای تاثیرگذار تثبیت کند. با این حال اشتباه خلاقانه مارول استودیوز در این مسیر خیلی قبل‌تر آغاز و به MCU ضربه زده بود.

هرچند مشکلی با به دست گرفتن سپر توسط سم وجود ندارد، اما از نگاه بسیاری این سپر باید به باکی بارنز می‌رسید. این تصمیم نه‌تنها با کمیک‌ها هم‌خوانی داشت، بلکه گام منطقی بعدی برای شخصیتی بود که سرانجام برای گذشته تاریک خود رستگاری پیدا کرده بود و می‌توانست با پذیرفتن میراث بهترین دوستش، به او ادای احترام کند.

سرباز زمستان می‌توانست پس از این مسیر به شخصیتی بسیار غنی‌تر تبدیل شود. در عوض، او برای مدت کوتاهی سناتور شد و اکنون رهبری تیم New Avengers را بر عهده دارد. در نتیجه، هم باکی بارنز و هم سباستین استن (Sebastian Stan) شایسته فرصت‌های بهتری بودند و در نهایت شخصیت او سال‌ها درجا زده است.

3 – سقوط کانگ فاتح

این روزها روایت عجیبی در اینترنت شکل گرفته که می‌گوید کانگ فاتح، شرور اصلی حماسه مولتی‌ورس، توسط مورچه‌ها شکست خورد. البته این کاملا درست نیست، اما هدر دادن این شخصیت در فیلم Ant-Man and The Wasp: Quantumania همچنان یک اشتباه فاحش خلاقانه و یکی از احمقانه‌ترین تصمیمات مارول استودیوز در MCU به شمار می‌رود.

کانگ فاتح همان شروری بود که قرار بود از او بترسیم و به‌نوعی “رئیس نهایی” این حماسه به شمار می‌رفت. اما در عوض، او به آنتاگونیست یک قسمت سوم آشفته از مجموعه Ant-Man تبدیل شد و در نهایت نیز در نبردی نه‌چندان تأثیرگذار به دست اسکات لنگ و هوپ ون داین شکست خورد؛ نبردی که نتیجه فیلم‌برداری‌های مجدد بود.

البته بعید نیست که برنامه بزرگ‌تری برای او در نظر گرفته شده بوده باشد. در واقع گفته شده بود که این شکست ظاهری قرار بود زمینه را برای بازگشت کانگ، قدرتمندتر از همیشه، فراهم کند. با کنار گذاشته شدن جاناتان میجرز (Jonathan Majors) از MCU به دلیل مشکلات حقوقی، باید گفت که Quantumania از همان ابتدا جای مناسبی برای معرفی نسخه فاتح کانگ نبود و این شخصیت تا حد زیادی هدر رفت.

2 – انتقام‌جویان دو عضو بنیان‌گذار مهم خود را نداشتند

نمی‌توان مارول استودیوز را به خاطر صبر کردن برای ساخت Ant-Man توسط ادگار رایت (Edgar Wright) سرزنش کرد، اما نتیجه این انتظار آن بود که نه هنک پیم و نه جنت ون داین به‌عنوان اعضای بنیان‌گذار گروه انتقام‌جویان حضور نداشتند.

در عوض بلک ویدو و هاوک‌آی جای آن‌ها را گرفتند؛ تصمیمی که یکی از چندین مورد الهام‌گیری استودیو از مجموعه The Ultimates بود. این دو شخصیت اعضای موثری برای تیم بودند اما غیبت مرد مورچه‌ای و واسپ همچنان حس می‌شود و مهم‌ترین دلیل این است که در MCU، تونی استارک و بروس بنر خالق اولتران شدند.

در نهایت، تصمیم گرفته شد هر دو شخصیت هنک و جنت مسن‌تر معرفی شوند و به همین دلیل هرگز آن‌ها را در دوران اوجشان ندیدیم. ما عاشق اسکات لنگ و شخصیت تازه‌ خلق‌شده هوپ ون داین هستیم، اما این تصمیم همچنان یکی از فرصت‌های از دست‌رفته MCU به نظر می‌رسد؛ فرصتی که داستان‌ها و لحظات فوق‌العاده زیادی را از ما گرفت.

1 – پلنت هالک به یک داستان فرعی در فیلم Thor تبدیل شد

با اینکه همه از لحن طنزآمیز Thor: Ragnarok خوششان نیامد، اما این فیلم در مجموع بسیار خوب و قطعا بهتر از Thor: Love and Thunder بود که نزدیک بود به خاطر برداشت ضعیفش از شخصیت مایتی تور در این فهرست قرار بگیرد.

قرار دادن هالک در نقش یک شخصیت مکمل و بازتعریف کامل تور، تصمیم هوشمندانه‌ای برای قهرمانی بود که در آن زمان نمی‌توانست پروژه مستقل خودش را هدایت کند. با این حال، خلاصه کردن داستان محبوب Planet Hulk در حد یک خرده‌داستان، ناامیدکننده بود.

بخش زیادی از چیزهایی که این داستان را به اثری محبوب تبدیل کرده بودند حذف شدند؛ از جمله پایان‌بندی‌ای که زمینه را برای داستان World War Hulk فراهم می‌کرد. غول سبز هرگز عشق زندگی خود را پیدا نکرد، تیم مخصوص خودش را نداشت و در نهایت تا حد زیادی به شخصیتی تبدیل شد که در شوخی‌ها وجود داشت.



مطالب مرتبط

دیگران نیز خوانده‌اند

نظرات

دیدگاه خود را اشتراک گذارید
0 دیدگاه
جدیدترین
قدیمی‌ترین بیشترین رای