-
0/10
فیلم Evil Dead Burn با نمایش بیپرده خشونت، خشنترین و چندشآورترین قسمت تاریخ این فرنچایز است. در این مقاله به نقد فیلم سوزاندن مرده شریر میپردازیم و تمام نکات مثبت و منفی این اثر سینمایی را مرور کنیم.
فرنچایز مرده شریر (Evil Dead) در طول ۴۵ سال گذشته، هیچگاه با خشونت و جنون بیگانه نبوده است. حال، اهریمنهای چندشآور ژانر وحشت، این بار در خشنترین، بیرحمترین و تاریکترین نسخه از مجموعه پا به میدان گذاشتهاند. در ششمین قسمت این مجموعه، سباستین وانیچک (Sébastien Vaniček) در مقام کارگردان، در مسیری جسورانه و جدید قدم گذاشته و تلاش میکند با فیلم سوزاندن مرده شریر امضای خودش را پای این اثر کلاسیک ثبت کند؛ فیلمی که از نظر بصری بیپروا و از نظر ریتم نفسگیر است و عصارهای جنونآمیز از تمام دورانهای فیلمسازی سم ریمی (Sam Raimi) را در کالبد خود جای داده، اما در عمق بخشیدن به درام انسانی و شخصیتهایش به وضوح لنگ میزند.
اگر تماشای سکانس رنده پنیر در فیلم ظهور مرده شیطانی (Evil Dead Rise) یا خودزنیهای نسخه ۲۰۱۳ برایتان غیرقابلتحمل بود، خودتان را برای شرایطی به مراتب سختتر آماده کنید؛ چرا که فیلم جدید هیچ فرصتی برای نفس کشیدن به شما نمیدهد. وانیچک از همان سکانس کوبنده افتتاحیه، مخاطب را به فضایی آشنا اما دلهرهآور پرتاب میکند و پایههای یک وحشت طاقتفرسا را برای دو ساعت پیش رو محکم میسازد؛ وحشتی که ددایتها قرار است بیرحمانه به جانتان بیندازند.
به عنوان منتقد، به طور معمول با سینمای اسلشر و فوران خون در صحنههای فیلم مشکلی ندارم؛ بهخصوص اگر مانند کارهای لی کرونین با رگههایی از کمدی سیاه تلطیف شده باشد. اما وانیچک در این فیلم، خشونت را نه صرفا به عنوان ابزار ترس، بلکه برای ایجاد حس انزجار خالص به کار میگیرد. سکانس مربوط به جوزف با بازی هانتر دوهان نمونه بارز این موضوع است. این صحنه نه فقط به خاطر جلوههای بصری چندشآورش، بلکه به دلیل بار روانی و احساسی سنگینی که در پس این خشونت نهفته بود، به وضوح نشان داد کارگردان چطور با مهارت، پویایی و روابط این خانواده را به شکلی بیمارگونه متلاشی میکند.
به لطف طراحی هنرمندانه سکانسها، ریتم فیلم حتی یک لحظه هم کند نمیشود. سرعتی که فیلم با آن از میان حملات ددایتها عبور میکند، اگر در دستان شخص دیگری بود، به راحتی میتوانست یکنواخت و خستهکننده شود، اما در مورد وانیچک اینطور نیست. کارگردانی او به قدری پرانرژی است که این اثر دو ساعته، به اندازه همان فیلمهای ۹۰ دقیقهای کلاسیک این مجموعه، تند و تیز و نفسگیر به نظر میرسند. در زمینه طراحی بصری، وانیچک به طور آشکار به محصول ۲۰۱۳ این مجموعه، ساخته فده آلوارز (Fede Álvarez)، ادای دین میکند.
در واقع، هر دو فیلم روایتگر داستانهای تیره و تار و تلخ خانوادههایی هستند که حتی پیش از آن که شیطان کانداریان بیرحمی خود را بر روابط آنها سایه بیندازد، از هم پاشیده و مملو از کینههای آشکار بودهاند. همچنین، در این فیلم هم فضای خاکستری و مرده بر اتمسفر حاکم است، با این تفاوت که در این اثر غلبه رنگهای گرم، نارنجی و آتشین جایگزین رنگ خون شده تا التهاب درونی داستان را به خوبی به تصویر بکشد.
اوج این کابوس خانوادگی در ویلای قدیمی، به یک سکانسپلان دلهرهآور ختم میشود که بدون شک در تاریخ این فرنچایز ماندگار خواهد شد. ترکیب بینقص بدلکاری، فیلمبرداری و وحشت خالصی که در چشمان بازیگران موج میزند، نشان میدهد این مجموعه سنتگرا هنوز هم میتواند با بهکارگیری استعدادهای نو، تا این اندازه تازه و خلاقانه ظاهر شود.
مشکل اصلی Evil Dead Burn دقیقا زمانی به چشم میخورد که از لایهی جلوههای ویژه و اکشن عبور میکنیم و به فیلمنامه میرسیم. در واقع، طرفداران دوآتشه از بازگشت المانهای کلاسیک فرنچایز با ظاهری جدید لذت میبرند، اما نکته مهم این است که سازندگان با دستکاری اسطورهشناسی (Lore) مجموعه، تغییراتی در ماهیت شیاطین، طلسمها، نحوه انتقال پدیده تسخیر و رابطه میان نیروی شیطانی و بدن ایجاد کردهاند؛ تغییراتی که برای طرفداران سنتگرای فرنچایز چندان خوشایند نخواهد بود. به همین خاطر، داستان به راحتی از کنار المانهای ریشهدار مجموعه عبور میکند تا دنیای خودش را بسازد.
اما ضعف بزرگتر، ناتوانی فیلم در پرداختن به درام انسانیاش است. ما فورا به وسط بحران خانوادهای ازهمگسیخته پرتاب میشویم که قرار است پیشزمینهای از خشونت خانگی و آسیبهای روانی داشته باشند؛ اما داستان هرگز به ما اجازه نمیدهد این بحران را آنطور که باید، درک کنیم. به عبارتی، اثری که میخواهد روی انزوا، اندوه و روابط مسموم خانوادگی مانور دهد، باید شخصیتها را مراتب جذابتر و پختهتر معرفی کند تا بتواند سنگینی این فروپاشی شیطانی را به دوش بکشد.
از نظر شخصیتپردازی، فیلمنامه بیشترین توجه را به آلیس با بازی سهیلا یعقوب (Souheila Yacoub) و سپس جوزف داشته، اما در مجموع، نتوانسته تصویر کاملی از این خانواده ارائه دهد. چه زمانی که اعضای این خانواده انسان هستند و چه وقتی که توسط موجودات تسخیر میشوند، روابطشان سطحی به نظر میرسد و انگیزههایشان گنگ است. با تمام این ضعفها، با این حال، هسته احساسی فیلم که رویارویی نسلهای مختلف با رازها، شرمها و کینههای قدیمی را نشان میدهد، همچنان تاثیرگذار است.
اگر از ایرادات فیلمنامه چشمپوشی کنیم، Evil Dead Burn پر از صحنههای دیوانهواری است که مو به تن آدم سیخ میکند. این اثر چنان هیجانی به جریان میاندازد که از همین حالا برای اکران قسمت بعدی مرده شریر به نام Evil Dead Wrath در سال ۲۰۲۸ لحظهشماری میکنید. سباستین وانیچک با سبک جسورانه و کوبندهاشنشان داد که تزریق خون تازه و استفاده از کارگردانان جدید، بهترین تصمیم برای زنده نگه داشتن وحشت نمادین این فرنچایز است.
کارگردانی پرانرژی و جسورانه
خشونت بیپرده و دلهرهآور
دستاورد بصری و تکنیکی
ادای دین به المانهای کلاسیک
فیلمنامه ضعیف و سطحی
شخصیتپردازی تکبعدی
پرداخت ناکافی به مضامین سنگین

نظرات
دیدگاه خود را اشتراک گذارید